فقه در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ دسامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۰: خط ۳۰:
فقه در لغت به معانی گوناگونی به کار رفته که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: مطلق [[علم]] و [[آگاهی]]<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۵۵۲.</ref>، مطلق [[فهم]] و [[ادراک]]<ref>مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی طبقاً لمذهب اهل البیت{{عم}}، ج۱، ص۱۷.</ref> و فهم همراه با دقت و [[تأمل]]<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج۳، ص۵۳.</ref>. واژه فقه در معنای اصطلاحی از معنای لغوی‌اش چندان دور نیست و به معنای [[درک عمیق]] و [[ژرف‌اندیشی]] است. واژه فقه و مشتقات آن مانند [[فقیه]]، [[تفقه]] و [[فقاهت]] از همان ابتدا در [[ادبیات دینی]] و [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> و [[روایات]]<ref>{{متن حدیث|الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ: التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ، وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۷۸).</ref> درباره فهم و ادراک [[دین]] به کار می‌رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰، ص۳۰۵-۳۰۶.</ref>.
فقه در لغت به معانی گوناگونی به کار رفته که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: مطلق [[علم]] و [[آگاهی]]<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۵۵۲.</ref>، مطلق [[فهم]] و [[ادراک]]<ref>مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، موسوعة الفقه الاسلامی طبقاً لمذهب اهل البیت{{عم}}، ج۱، ص۱۷.</ref> و فهم همراه با دقت و [[تأمل]]<ref>مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج۳، ص۵۳.</ref>. واژه فقه در معنای اصطلاحی از معنای لغوی‌اش چندان دور نیست و به معنای [[درک عمیق]] و [[ژرف‌اندیشی]] است. واژه فقه و مشتقات آن مانند [[فقیه]]، [[تفقه]] و [[فقاهت]] از همان ابتدا در [[ادبیات دینی]] و [[آیات]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> و [[روایات]]<ref>{{متن حدیث|الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ: التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ، وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۷۸).</ref> درباره فهم و ادراک [[دین]] به کار می‌رفته است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱۰، ص۳۰۵-۳۰۶.</ref>.


در [[عصر پیامبر اکرم]]{{صل}} عنوان فقه، فقیه و [[فقها]] در مواردی به کار می‌رفت که شخص در همه [[معارف دین]] [[بصیرت]] و فهم عمیق داشته باشد<ref>محمد ابراهیم جناتی، ادوار فقه و کیفیت بیان آن، ص۲۹.</ref>. کاربرد واژه فقه در معنای [[شناخت]] عمیق دین، در فضای [[فرهنگی]] و [[علمی]] [[متدینان]] و [[جامعه اسلامی]] رواج داشت و عالم و فقیه [[دینی]] به کسی گفته می‌شد که همزمان از [[اعتقادات]]، [[اخلاقیات]] و [[فروع فقهی]] آگاهی داشته باشد<ref>ناصر مکارم شیرازی، دایرة المعارف فقه مقارن، ص۳۶.</ref>. اما در سده‌های بعد، فقه به کمال‌گرایید و در زمره [[علوم]] و [[فنون]] به شمار آمد؛ به طوری که نام [[حافظان قرآن]] به [[عالمان]] یا [[فقیهان]] [[تغییر]] یافت<ref>علیرضا اعرافی، فقه تربیتی، ص۳۴-۳۵.</ref>. واژه [[فقه]] در لسان [[روایات]] و نیز [[متشرعان]] به دلیل کاربرد بسیار در قلمرو [[احکام]] فرعی به تدریج [[حقیقت]] دیگری یافت<ref>علیرضا اعرافی، فقه تربیتی، ص۳۷.</ref>. بنابراین واژه فقه در دوران دگرگونی‌اش در دو اصطلاح به کار رفت: [[شناخت]] عمیق [[دین]] و شناخت عمیق [[احکام دین]]. فقه در معنای اخیر دو کاربرد دارد: گاهی به معنای [[احکام شرعی]] است که بیشتر در رسالههای عملیه منعکس شده است و گاه به معنای [[دانش]] [[اجتهادی]] است که [[فقیه]] با مراجعه به منابع و بررسی [[ادله]]، احکام را استخراج می‌کند. در این [[پژوهش]]، معنای اخیر، یعنی دانش اجتهادی مد نظر است.
در [[عصر پیامبر اکرم]]{{صل}} عنوان فقه، فقیه و [[فقها]] در مواردی به کار می‌رفت که شخص در همه [[معارف دین]] [[بصیرت]] و فهم عمیق داشته باشد<ref>محمد ابراهیم جناتی، ادوار فقه و کیفیت بیان آن، ص۲۹.</ref>. کاربرد واژه فقه در معنای [[شناخت]] عمیق دین، در فضای [[فرهنگی]] و [[علمی]] [[متدینان]] و [[جامعه اسلامی]] رواج داشت و عالم و فقیه [[دینی]] به کسی گفته می‌شد که همزمان از [[اعتقادات]]، [[اخلاقیات]] و [[فروع فقهی]] آگاهی داشته باشد<ref>ناصر مکارم شیرازی، دایرة المعارف فقه مقارن، ص۳۶.</ref>. اما در سده‌های بعد، فقه به کمال‌گرایید و در زمره [[علوم]] و [[فنون]] به شمار آمد؛ به طوری که نام [[حافظان قرآن]] به [[عالمان]] یا [[فقیهان]] [[تغییر]] یافت<ref>علیرضا اعرافی، فقه تربیتی، ص۳۴-۳۵.</ref>. واژه [[فقه]] در لسان [[روایات]] و نیز [[متشرعان]] به دلیل کاربرد بسیار در قلمرو [[احکام]] فرعی به تدریج [[حقیقت]] دیگری یافت<ref>علیرضا اعرافی، فقه تربیتی، ص۳۷.</ref>. بنابراین واژه فقه در دوران دگرگونی‌اش در دو اصطلاح به کار رفت: [[شناخت]] عمیق [[دین]] و شناخت عمیق [[احکام دین]]. فقه در معنای اخیر دو کاربرد دارد: گاهی به معنای [[احکام شرعی]] است که بیشتر در رساله‌های عملیه منعکس شده است و گاه به معنای [[دانش]] [[اجتهادی]] است که [[فقیه]] با مراجعه به منابع و بررسی [[ادله]]، احکام را استخراج می‌کند. در این [[پژوهش]]، معنای اخیر، یعنی دانش اجتهادی مد نظر است.


با شکل‌گیری معنای اصطلاحی دوم برای فقه، قلمرو شمول این واژه محدود شد و به تدریج دانش جدید و مستقلی به نام فقه [[تکوین]] یافت؛ در واقع فقه با ماهیتی تجویزی از دانش [[عقاید]] (دانش توصیفی) جدا شد، همچنین به دلیل آنکه تجویزهای فقه، تجویزهایی [[شرعی]] (به معنای [[استحقاق ثواب]] و [[عقاب]]) است، قلمرو آن با [[آموزه‌های اخلاقی]] دین روشن می‌شود. بر همین اساس [[فقهای اهل سنت]] و [[شیعه]]، تعریف‌های گوناگونی از دانش فقه کرده‌اند که در سیری تطوری، به تدریج شکل جامع و مانعی به خود گرفته است. مشهورترین تعریفی که از [[علم فقه]] ارائه شده و در سده‌های بعدی به عنوان یک مبنا مورد توجه قرار گرفت، تعریف فخرالمحققین (م. ۷۷۱ق) در کتاب ایضاح الفوائد است که می‌نویسد: {{عربی|الفقه هو العلم بالأحكام الشرعية الفرعية المكتسبة عن أدلتها التفصيلية بالاستدلال}}<ref>فخر المحققین حلی، ایضاح الفوائد، ج۲، ص۲۶۴.</ref>: فقه [[علم به احکام شرعی]] فرعی است که از دلیل‌های تفصیلی آنها با روش استدلالی به دست می‌آید. این تعریف در آثار فقهای پس از او نیز راه یافت و مشهور [[فقها]] فقه را چنین تعریف کرده اند: {{عربی|هو العلم بالأحكام الشرعيّة الفرعيّة عن أدلّتها التفصيليّة}}<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۱، ص۳۰؛ سید محمد باقر صدر، دروس فی علم الاصول، الحلقة الأولی، ص۱۴۶.</ref>: فقه [[علم به احکام شرعی]] فرعی از روی دلیل‌های تفصیلی آن است.
با شکل‌گیری معنای اصطلاحی دوم برای فقه، قلمرو شمول این واژه محدود شد و به تدریج دانش جدید و مستقلی به نام فقه [[تکوین]] یافت؛ در واقع فقه با ماهیتی تجویزی از دانش [[عقاید]] (دانش توصیفی) جدا شد، همچنین به دلیل آنکه تجویزهای فقه، تجویزهایی [[شرعی]] (به معنای [[استحقاق ثواب]] و [[عقاب]]) است، قلمرو آن با [[آموزه‌های اخلاقی]] دین روشن می‌شود. بر همین اساس [[فقهای اهل سنت]] و [[شیعه]]، تعریف‌های گوناگونی از دانش فقه کرده‌اند که در سیری تطوری، به تدریج شکل جامع و مانعی به خود گرفته است. مشهورترین تعریفی که از [[علم فقه]] ارائه شده و در سده‌های بعدی به عنوان یک مبنا مورد توجه قرار گرفت، تعریف فخرالمحققین (م. ۷۷۱ق) در کتاب ایضاح الفوائد است که می‌نویسد: {{عربی|الفقه هو العلم بالأحكام الشرعية الفرعية المكتسبة عن أدلتها التفصيلية بالاستدلال}}<ref>فخر المحققین حلی، ایضاح الفوائد، ج۲، ص۲۶۴.</ref>: فقه [[علم به احکام شرعی]] فرعی است که از دلیل‌های تفصیلی آنها با روش استدلالی به دست می‌آید. این تعریف در آثار فقهای پس از او نیز راه یافت و مشهور [[فقها]] فقه را چنین تعریف کرده اند: {{عربی|هو العلم بالأحكام الشرعيّة الفرعيّة عن أدلّتها التفصيليّة}}<ref>شهید اول، القواعد و الفوائد، ج۱، ص۳۰؛ سید محمد باقر صدر، دروس فی علم الاصول، الحلقة الأولی، ص۱۴۶.</ref>: فقه [[علم به احکام شرعی]] فرعی از روی دلیل‌های تفصیلی آن است.
۸۰٬۲۸۹

ویرایش