←غزوه بنیمصطلق
جز (جایگزینی متن - 'جویریه' به 'جویریه') |
|||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
حادثه از این قرار است که به [[پیامبر]] {{صل}} خبر رسید "[[حارث بن ابیضرار]]" ـ [[رئیس]] و بزرگ [[بنیمصطلق]] ـ همراه قبیلهاش و تعدادی از قبیلهها، قصد حمله به [[مدینه]] و [[جنگ]] با [[رسول خدا]] {{صل}} را دارند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۸.</ref>، [[پیامبر]] {{صل}} "[[بریدة بن حصیب اسلمی]]" را برای به دست آوردن اطلاعات به سمت آنان فرستاد. او نزد [[حارث بن ابیضرار]] رفت و خود را از عربهای بیابانگرد معرفی کرد و گفت: "در قومش پیروانی هستند که قصد [[یاری]] وی را دارند". [[بریدة بن حصیب اسلمی]] با این روش به [[حارث بن ابیضرار]] نزدیک و از برنامههای او و قبیلهاش [[آگاه]] شد. او پس از مدتی بازگشت و [[رسول خدا]] {{صل}} را از [[درستی]] خبر [[آگاه]] ساخت<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵.</ref>. | حادثه از این قرار است که به [[پیامبر]] {{صل}} خبر رسید "[[حارث بن ابیضرار]]" ـ [[رئیس]] و بزرگ [[بنیمصطلق]] ـ همراه قبیلهاش و تعدادی از قبیلهها، قصد حمله به [[مدینه]] و [[جنگ]] با [[رسول خدا]] {{صل}} را دارند<ref>احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الاشراف، ج۱، ص۳۴۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۸.</ref>، [[پیامبر]] {{صل}} "[[بریدة بن حصیب اسلمی]]" را برای به دست آوردن اطلاعات به سمت آنان فرستاد. او نزد [[حارث بن ابیضرار]] رفت و خود را از عربهای بیابانگرد معرفی کرد و گفت: "در قومش پیروانی هستند که قصد [[یاری]] وی را دارند". [[بریدة بن حصیب اسلمی]] با این روش به [[حارث بن ابیضرار]] نزدیک و از برنامههای او و قبیلهاش [[آگاه]] شد. او پس از مدتی بازگشت و [[رسول خدا]] {{صل}} را از [[درستی]] خبر [[آگاه]] ساخت<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۴-۴۰۵.</ref>. | ||
[[پیامبر]] {{صل}} نیز [[مسلمانان]] را جمع و آنها را از حضور [[دشمن]] و [[فتنه]] [[رئیس]] [[بنیمصطلق]] [[آگاه]] کرد. شمار | [[پیامبر]] {{صل}} نیز [[مسلمانان]] را جمع و آنها را از حضور [[دشمن]] و [[فتنه]] [[رئیس]] [[بنیمصطلق]] [[آگاه]] کرد. شمار سپاه اسلام را ۷۰۰ نفر [[ثبت]] کردهاند<ref> السیرةالنبویه، ابن کثیر، ج ۳، ص ۲۹۷.</ref>. آنان ۳۰ اسب داشتند که ۱۰ اسب از [[مهاجران]] و ۲۰ اسب از [[انصار]] بود. [[رسول خدا]] نیز دو اسب داشت. [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]] {{ع}} از جمله اسبسواران بودند <ref>المغازی، ج ۱، ص ۴۰۵.</ref>. در این [[غزوه]] بسیاری از [[منافقان]] نیز بودند که هرگز تا آن زمان در هیچ [[جنگی]] همراه [[خاتم انبیاء]] شرکت نداشتند که البته به [[امید]] [[غنیمت]] و به علت نزدیکی مسیر، همراه [[مسلمانان]] آمده بودند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۵-۴۰۶.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} [[پرچم]] [[مهاجران]] را به "[[عمار بن یاسر]]" و [[پرچم]] [[انصار]] را به "[[سعد بن عباده]]" سپرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. "[[امسلمه]]" و "[[عایشه]]" نیز [[پیامبر]] {{صل}} را [[همراهی]] میکردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۹.</ref>. | ||
در طول مسیر، یکی از جاسوسان [[بنیمصطلق]] در منطقه "بقعاء"، به دست [[مسلمانان]] [[اسیر]] شد. او گفت: "[[حارث]]، [[سپاه]] زیادی فراهم کرده و آماده [[جنگ]] با شماست". [[پیامبر]] {{صل}} از وی خواست تا [[اسلام]] را بپذیرد. او در پاسخ گفت "تابع [[قوم]] خود است" و بعد از عدم قبول [[اسلام]] کشته شد. خبر این حادثه به لشکرگاه [[حارث بن ابیضرار]] رسید و سبب ایجاد [[ترس]] شدیدی در [[دل]] [[بنیمصطلق]] و پیروانشان شد و روی این جریان، بسیاری از | در طول مسیر، یکی از جاسوسان [[بنیمصطلق]] در منطقه "بقعاء"، به دست [[مسلمانان]] [[اسیر]] شد. او گفت: "[[حارث]]، [[سپاه]] زیادی فراهم کرده و آماده [[جنگ]] با شماست". [[پیامبر]] {{صل}} از وی خواست تا [[اسلام]] را بپذیرد. او در پاسخ گفت "تابع [[قوم]] خود است" و بعد از عدم قبول [[اسلام]] کشته شد. خبر این حادثه به لشکرگاه [[حارث بن ابیضرار]] رسید و سبب ایجاد [[ترس]] شدیدی در [[دل]] [[بنیمصطلق]] و پیروانشان شد و روی این جریان، بسیاری از همپیمانان ابیضرار از اطراف او و قبیلهاش پراکنده شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>. | ||
سرانجام دو [[سپاه]]، کنار "آبگیر مریسیع" روبهروی یکدیگر قرار گرفتند. در ابتدا [[پیامبر]] {{صل}} آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref>؛ اما شروع به [[تیراندازی]] کردند. پس از آن، [[جنگ]] تن به تن آغاز شد و صفوف [[دشمن]] به سرعت از هم پاشید. در این [[جنگ]] ده نفر از [[مشرکان]] [[بنیمصطلق]] کشته و بقیه به [[اسارت]] در آمدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref> و تنها یک نفر از [[مهاجران]] به صورت اشتباهی در میدان [[جنگ]]، به دست یکی از [[انصار]] به [[شهادت]] رسید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>. [[شعار]] [[مسلمانان]] در این [[جنگ]] "یا [[منصور]] اَمِت اَمِت" (ای [[پیروز]] بمیران، بمیران) بوده است<ref>عبدالرحمن سهیلی، امتاع الاسماع بما للنبی من الاموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۲۰۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. | سرانجام دو [[سپاه]]، کنار "آبگیر مریسیع" روبهروی یکدیگر قرار گرفتند. در ابتدا [[پیامبر]] {{صل}} آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref>؛ اما شروع به [[تیراندازی]] کردند. پس از آن، [[جنگ]] تن به تن آغاز شد و صفوف [[دشمن]] به سرعت از هم پاشید. در این [[جنگ]] ده نفر از [[مشرکان]] [[بنیمصطلق]] کشته و بقیه به [[اسارت]] در آمدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref> و تنها یک نفر از [[مهاجران]] به صورت اشتباهی در میدان [[جنگ]]، به دست یکی از [[انصار]] به [[شهادت]] رسید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷-۴۰۸.</ref>. [[شعار]] [[مسلمانان]] در این [[جنگ]] "یا [[منصور]] اَمِت اَمِت" (ای [[پیروز]] بمیران، بمیران) بوده است<ref>عبدالرحمن سهیلی، امتاع الاسماع بما للنبی من الاموال و الحفدة و المتاع، ج۱، ص۲۰۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. | ||
بازماندگان [[بنیمصطلق]] همگی [[اسیر]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۹؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۴۸.</ref>. از جمله [[اسیران]]، دختر بیست ساله<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۷۴؛ ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۸۰.</ref> [[حارث بن ابیضرار]]، [[رئیس]] بنیمصطلق به نام جویریه بود. [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، او را [[اسیر]] کرده، نزد [[پیامبر]] {{صل}} آورد<ref>ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۸۰؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. در مجموع، دو هزار شتر و پنج هزار گوسفند نصیب [[مسلمانان]] شد. بعد از تقسیم [[غنایم]] که [[زنان]] و | بازماندگان [[بنیمصطلق]] همگی [[اسیر]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۴۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۹؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۴۸.</ref>. از جمله [[اسیران]]، دختر بیست ساله<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۷۴؛ ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۸۰.</ref> [[حارث بن ابیضرار]]، [[رئیس]] بنیمصطلق به نام جویریه بود. [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، او را [[اسیر]] کرده، نزد [[پیامبر]] {{صل}} آورد<ref>ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۳۸۰؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. در مجموع، دو هزار شتر و پنج هزار گوسفند نصیب [[مسلمانان]] شد. بعد از تقسیم [[غنایم]] که [[زنان]] و کودکان نیز میانشان بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۹۲.</ref>. گفته شده [[مسلمانان]] پس از این جریان، اسیرانی را که از سهم آنان بود، [[آزاد]] کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۱۰.</ref>.<ref>[[عباس میرزایی|میرزایی، عباس]]، [[غزوه بنیمصطلق (مقاله)|غزوه بنیمصطلق]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۴۳-۱۴۵؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[جویریه بنت حارث (مقاله)|جویریه بنت حارث]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۷۹-۲۸۰؛ [[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[بنی مصطلق (مقاله)|مقاله «بنی مصطلق»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref> | ||
== حادثه افک == | == حادثه افک == | ||