بنی سبیع بن سبع: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۷۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ مارس ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷: خط ۱۷:
==بنی سبیع و حضور در [[فتوحات اسلامی]]==
==بنی سبیع و حضور در [[فتوحات اسلامی]]==
از جلوه‌های حضور بنی سبیع در حوادث و وقایع [[صدر اسلام]] مشارکت سبیعی‌ها در فتوحات اسلامی است. از حضور این [[قوم]] در [[فتوحات]] مناطق مختلف از جمله [[ایران]] -علی‌رغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند،- خبر چندانی در دست نیست. با این [[حال]]، [[اخبار]] جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و [[روایات]] [[تاریخی]]، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان در این فتوحات رهنمون می‌شود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی سبیع و دیگر [[همدانی‌ها]] در این فتوحات اشاره دارند، می‌توان از حضور [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] و قبیله‌اش در آخرین مرحله [[جنگ قادسیه]] (۱۴ [[هجری]]) یاد کرد<ref>الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.</ref>. حضور [[سعید بن قیس همدانی]] در [[نبرد]] [[نهاوند]] (۲۱ [[هجری]]) - که نیروهای [[مسلمان]] را [[نعمان بن مقرن مزنی]] [[فرماندهی]] می‌کرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی سبیعی‌ها در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود برپا کرده بود، به همراه [[حذیفة بن یمان]]، [[عقبة بن عمرو]]، [[اشعث بن قیس]] و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۵۴۲.</ref>. [[کثیر بن شهاب سبیعی]] هم از دیگر سبیعی‌هایی بود که نام او در زمره شرکت‌کنندگان در [[فتح مدائن]] و [[جلولاء]] (۱۷ هجری) به ثبت رسیده است<ref>ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
از جلوه‌های حضور بنی سبیع در حوادث و وقایع [[صدر اسلام]] مشارکت سبیعی‌ها در فتوحات اسلامی است. از حضور این [[قوم]] در [[فتوحات]] مناطق مختلف از جمله [[ایران]] -علی‌رغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند،- خبر چندانی در دست نیست. با این [[حال]]، [[اخبار]] جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و [[روایات]] [[تاریخی]]، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان در این فتوحات رهنمون می‌شود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی سبیع و دیگر [[همدانی‌ها]] در این فتوحات اشاره دارند، می‌توان از حضور [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] و قبیله‌اش در آخرین مرحله [[جنگ قادسیه]] (۱۴ [[هجری]]) یاد کرد<ref>الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.</ref>. حضور [[سعید بن قیس همدانی]] در [[نبرد]] [[نهاوند]] (۲۱ [[هجری]]) - که نیروهای [[مسلمان]] را [[نعمان بن مقرن مزنی]] [[فرماندهی]] می‌کرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی سبیعی‌ها در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود برپا کرده بود، به همراه [[حذیفة بن یمان]]، [[عقبة بن عمرو]]، [[اشعث بن قیس]] و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۰؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۵۴۲.</ref>. [[کثیر بن شهاب سبیعی]] هم از دیگر سبیعی‌هایی بود که نام او در زمره شرکت‌کنندگان در [[فتح مدائن]] و [[جلولاء]] (۱۷ هجری) به ثبت رسیده است<ref>ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۵۳۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.
==بنی سبیع و تعامل با [[دولت علوی]]{{ع}}==
سبیعی‌ها به عنوان یکی از شاخه‌های بزرگ [[بنی همدان]]، در کنار دیگر [[طوایف]] این [[قبیله]] نقش بسیار مؤثری در وقایع و حوادث دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}} و به‌ویژه جنگ‌های آن حضرت داشتند. در [[فتنه]] [[جمل]]، بسیاری از آنان به فرماندهی سعید بن قیس همدانی سبیعی<ref>نصر بن مزاحم او را از کناره گیران این جنگ برشمرده که بدین سبب مورد سرزنش امام{{ع}} واقع شدند. (نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۷).</ref>، در [[ذی قار]] به علی{{ع}} پیوستند و تا پایان این [[جنگ]]  حضرت را [[همراهی]] کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۸؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} پیش از آغاز جنگ، [[لشکر]] خود را آراست و برای هر [[قوم]] پرچمی بست و فرماندهی برای آنان قرار داد. بر این اساس، ایشان [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را بر [[قبایل]] همدان و [[حمیر]] [[امیر]] کرد و برای آنان پرچمی قرار داد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۳۵؛ شیخ مفید، الجمل، ص۱۹۳.</ref>. پس از آغاز [[نبرد]]، هنگامی که نبرد در اطراف شتر [[عایشه]] شدت گرفت و دو [[قبیله ازد]] و ضبّه در پای جمل [[پایداری]] نمودند، علی{{ع}} [[اجتماع]] [[بصریان]] را بر گرد شتر عایشه دید و خطاب به [[عمار]] و [[مالک اشتر]] و [[سعید بن قیس همدانی]] و دیگر بزرگان [[اصحاب]] خود فرمود: اینان تا هنگامی که این شتر در برابرشان پا برجاست، [[پایداری]] می‌کنند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۵۱.</ref>. بدین ترتیب گروهی از [[همدانیان]] به همراه جمعی از [[نخعیان]] جهت پراکنده ساختن [[مردم]] از اطراف شتر [[عایشه]] به [[دستور امام]] [[حمله]] بردند و با پی کردن این شتر، مردم را از اطراف آن پراکنده ساختند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.
اوج حمایت‌های همدانیان از [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را باید در [[جنگ صفین]] دانست<ref>ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۰؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۵۲، ۴۳۶؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۸۹.</ref>. حضور گسترده [[فرزندان]] همدان در این [[جنگ]] به اندازه‌ای بود که برخی، آنان را در شمار یکی از سه طایفه‌ای که بالاترین تعداد [[رزمندگان]] [[لشکر علی]]{{ع}} را در این [[نبرد]] داشتند، گفته‌اند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۹۰.</ref>. پیش از آغاز جنگ، حضرت، [[بشیر بن عمرو انصاری]] و سعید بن قیس همدانی و [[شبث بن ربعی تمیمی]] را به حضور‌طلبید و از آنها خواست تا نزد [[معاویه]] بروند و او را به سوی [[خدا]] و [[اطاعت]] و پیوستن به [[جماعت]] [[دعوت]] کنند<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۵۷۳؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۱۸۷؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۹-۲۰.</ref>. چون مذاکرات و نامه‌نگاری‌ها سودی نبخشید و وقوع جنگ بین دو [[سپاه]] [[قطعی]] شد، علی{{ع}} [[فرماندهان سپاه]] خود را تعیین فرمود و [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را [[فرمانده]] جناح راست [[سواره‌نظام]] قرار داد<ref>ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۸.</ref>. سعید بن قیس همچنین پس از [[عزل]] [[اشعث بن قیس]] از [[ریاست]] کنده و [[ربیعه]] و [[انتصاب]] [[حسان بن مخدوج]] به این [[منصب]] از سوی [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، و [[اعتراض]] یمنی‌ها به این انتصاب، همراه تنی چند از سران [[کوفه]] به [[ملاقات امام]] علی{{ع}} رفت و پس از [[گفتگو]] با ایشان، نزد یمنی‌های معترض رفت و بر آنها به جهت این ناخرسندی خرده گرفت و [[رأی]] حضرت را صواب و [[حق]] دانست<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۱۳۸.</ref>.
با آغاز [[نبرد]] عظیم [[صفین]]، سران [[سپاه]] حضرت از جمله [[سعید بن قیس]] به نوبت وارد میدان می‌شدند و به نبرد با قوای شامی می‌پرداختند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۷۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۲۸۷.</ref>. در یکی از [[مواقف]] بزرگ این [[جنگ]]، در [[روز]] [[پنج‌شنبه]] نهم صفر [[سال ۳۷ هجری]]، [[مالک اشتر]] همراه با هشتصد تن از [[جوانان]] [[همدانی]] در برابر هجمه [[سپاه شام]] که متشکل از [[قبایل]] [[لخم]]، [[عک]]، [[جذام]] و [[اشعر]] بودند، سخت [[پایداری]] نمودند. شامی‌ها هم به [[سختی]] [[مقاومت]] کردند به گونه‌ای که ۱۸۰ تن از [[همدانیان]] در این روز به [[شهادت]] رسیدند که از جمله آنان [[کریب بن شریح همدانی]] و پنج برادرش بودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. بدین‌سان [[همدانی‌ها]] به همراه مذحجی‌ها با مقاومت خود یکی از هولناک‌ترین معارک [[نبرد صفین]] را با [[پیروزی]] رقم زدند و [[افتخار]] بزرگی که مرهون [[فداکاری]] سعید بن قیس، [[کریب بن شریح]]، [[یزید بن قیس همدانی]] بود، برای خود آفریدند. پیروزی [[سپاه امام]]{{ع}} در روز نهم به گونه‌ای بود که [[مذحج]] و همدان و [[ربیعه]] تا سراپرده [[معاویه]] پیش رفتند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۳۰۶. مسعودی زمان این حمله بزرگ را پس از شهادت عمار دانسته و آورده پس از شهادت عمار، سعید بن قیس همدانی با قوم همدان و قیس بن سعد بن عباده انصاری با انصار و ربیعه و عدی بن حاتم با قبیله طی - در حالی که سعید بن قیس جلودار سپاه بود - به میدان رفتند. پس دو گروه به هم آمیختند و جنگ سخت شد. سرانجام همدانی‌ها بر مردم شام فائق آمدند و آنها را تا سراپرده معاویه عقب راندند. ولی معاویه با اطرافیان خود در مقابل سعید بن قیس و قوم همدان مقاومت کرد. (مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۸۲).</ref>. علی{{ع}} [[فداکاری]] [[همدانیان]] را در این [[جنگ]] ستود و آنان را «[[زره]] و نیزه» خود نامید<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴.</ref> و فرمود: «شما جز برای [[خدا]] یاری‌ام نکردید و جز خدا را [[اجابت]] نکردید». [[سعید بن قیس]] -[[فرمانده]] همدانیان در این جنگ - نیز در پاسخ گفت: «ما به ندای خدا و به [[دعوت]] تو پاسخ گفتیم و [[رسول خدا]]{{صل}} را در مرقدش [[یاری]] دادیم و همراه تو با هر که علیه تو بود جنگیدیم ما را به هر جا می‌خواهی ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۳۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} فرمود: «خدا [[بهشت]] را به همدان [[پاداش]] دهد؛ زیرا ایشان در روزهای سخت خوان آوارگان هستند» سپس اشعاری را در [[ستایش]] [[همدانی‌ها]] سرود<ref>مضمون یکی از این اشعار بدین قرار است: «همدانیان صاحبان دین و اخلاق نیکند. دین‌شان، شجاعت آنان و قهرشان بر دشمنان به هنگام رویارویی، آنان را زینت بخشیده است. اگر من دربان بهشت می‌بودم، به همدانیان می‌گفتم: به سلامت، به آن وارد شوید». ر.ک: ابن‌عبدربه، عقد الفرید، ج۴، ص۳۳۹؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۲۹؛ حجری یمانی، مجموع بلدان الیمن، ج۲، ص۷۵۳-۷۵۴.</ref>. پس از وقوع جریان [[حکمیت]] و پذیرش آن از سوی علی{{ع}}، سعید بن قیس [[لشکر]] همدانیان را نزد حضرت گردآورد و به ایشان عرضه داشت: «که اینان [[قوم]] من هستند و از [[فرمان]] تو [[سرپیچی]] نمی‌کنیم هر جا که می‌خواهی ما را ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین،، ص۵۲۰.</ref>. در ادامه روند حکمیت، سعید بن قیس یکی از [[شهود]] و [[نمایندگان علی]]{{ع}} در اجرای آن قرار گرفت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۳۵؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۰۶.</ref>. سعید پس از اعلام [[رأی]] حکمیت برخاست و گفت: «به خدا قسم؛ اگر در [[راه هدایت]] هم [[متحد]] و هماهنگ می‌شدید بر [[بصیرت]] ما چیزی بیشتر از آنچه اکنون در آن هستیم افزوده نمی‌شد. از این رو [[گواهی]] شما برای ما الزام‌آور نیست. شما در پایان کارتان به همان اختلافی رسیدید که در آغاز داشتید و من امروز در [[همراهی]] علی چنانم که همگی دیروز چنان بودیم»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۵۴۷. این روایت در کتاب دینوری با اندکی اختلاف این‌گونه گزارش شده است: «پس از اعلام رای حکمیت و بیعت شامیان با معاویه، ابن عباس و شریح بن هانی با جمعی از مردم نزد امیرالمؤمنین{{ع}} رفتند و این خبر را به اطلاع ایشان رساندند. سپس سعید بن قیس همدانی برخاست و گفت: به خدا قسم اگر در راه هدایت متحد و هماهنگ می‌شدیم بر بصیرت ما چیزی بیشتر از آنچه اکنون در آن هستیم افزوده نمی‌شد». (دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۰۲)</ref>. علاوه بر [[سعید بن قیس]]، از [[مالک بن عمرو سبیعی]]<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۹۸.</ref> یا به [[نقلی]] [[هانی بن عمرو سبیعی]]<ref>ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۳۰.</ref> هم به عنوان دیگر [[رجال]] معروف بنی سبیع بود در [[نبرد صفین]] نام برده شده است. برخی او را [[قاتل]] [[عبیدالله بن عمر]] - فرزند معروف [[عمر بن خطاب]] و از [[فرماندهان سپاه]] [[شام]] - در این [[جنگ]] دانسته‌اند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۹۸؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۳۰.</ref>.
[[همدانیان]] و [[طوایف]] آن علی‌رغم تلفات سنگین و شهدای بسیار در [[جنگ صفین]]، علی{{ع}} را در [[جنگ نهروان]] نیز تنها نگذاشتند و ایشان را از حمایت‌های بی‌دریغ خود بی‌بهره نساختند<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. پس از نبرد صفین و [[اعلان]] نظر حکمین، علی{{ع}} بار دیگر سپاهی را فراهم آورد تا به [[نبرد]] با [[شامیان]] بپردازد<ref>برخی مصادر زمان این واقعه را در سال ۳۷ هجری عنوان کرده آورده‌اند: پس از صفین، امیرالمؤمنین{{ع}}، بزرگان و سران کوفه را به حضور فرا خواند و در جمع ایشان به سخن ایستاد و از عزم خود برای نبرد با معاویه گفت. پس سعید بن قیس برخاست و گفت: ای امیر مؤمنان، از ما همه استماع است و اطاعت و دوستی و نیک‌خواهی. من زودتر از همه آنچه را خواسته‌ای بر آرم. بعد از او دیگر سران، به ایراد سخن پرداختند. (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۴۰)</ref>. اما هنگامی که از [[آشوب]] و [[غارت]] [[خوارج]] و [[شهادت]] جمعی از یارانش به دست آنان باخبر گردید، با [[اصرار]] برخی از [[یاران]]، نخست به سوی خوارج رفت. با تلاش‌ها و [[سخنان امام]]{{ع}} بسیاری از خوارج متفرق شدند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref> و تنها گروهی دو هزار و هشتصد نفره از آنان باقی ماندند که در نهم صفر [[سال ۳۸ هجری]] به [[سپاه امام علی]]{{ع}} تاختند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷۵.</ref>. با [[پایداری]] [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}}، جز ده نفر از آنان، بقیه کشته شدند<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، ص۷۶۳.</ref>. [[همدانیان]] که به [[فرمان علی]]{{ع}} و به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس همدانی]] جهت [[جنگ]] با [[شامیان]] [[بسیج]] شده بودند، در [[سرکوب]] خوارج نقشی برجسته داشتند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۷۹.</ref>. در جریان غارات [[معاویه]] هم، بنی سبیع و دیگر [[طوایف]] همدانیان نقش چشمگیری در تعقیب [[سپاهیان معاویه]] و بیرون راندن آنها از قلمرو علی{{ع}} ایفا نمودند. [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] یکی از [[فرماندهان]] [[امام]]{{ع}} بود که در این حوادث، [[مأموریت]] مواجهه با برخی از این غارات را بر عهده داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref><ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع (قرن اول هجری قمری)، ص۱۳۳-۱۴۰.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، سعید بن قَیس هَمْدانی را در رأس سپاهی هشت هزار نفری به تعقیب [[سفیان بن عوف غامدی]] که به [[هیت]] و [[انبار]] [[حمله]] نمود، فرستاد. سفیان چون از [[حرکت]] [[سپاه]] سعید بن قیس مطّلع شد، به سوی معاویه بازگشت و سعید تا ناحیۀ [[عانات]] - در کرانه [[فرات]] - از پی سپاه او تاخت اما او را نیافت و بازگشت<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۴۷۰-۴۷۱؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۴، ص۲۲۵-۲۲۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۱۳۴.</ref>.
نقل است که در واپسین روزهای [[حیات]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، حضرت، سران [[کوفه]] و بزرگان [[شیعه]] را به حضور‌طلبید و ضمن خطبه‌ای از [[عزم]] خود به [[نبرد]] با [[معاویه]] گفت و از [[مردم]] خواست تا بار دیگر جهت [[جنگ]] با [[شامیان]] آماده شوند. [[سعید بن قیس]] گفت: «ای [[امیر مؤمنان]]، از ما همه [[استماع]] است و [[اطاعت]] و [[دوستی]] و [[نیک‌خواهی]]، من زودتر از همه آنچه را خواسته‌ای بر آورده خواهم کرد». بعد از او دیگر سران هر یک به ایراد سخن پرداختند و [[آمادگی]] خود را اعلام نمودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۷۷-۴۷۸.</ref>. نقل است که بعد از فراخان حضرت به مردم جهت رفتن به [[رحبه]] و آماده شدن برای نبرد با معاویه، مردم هر کدام سخنی در این باره گفتند. چندان که حضرت ناراحت شده با [[حال]] [[غضب]] از [[منبر]] پایین آمدند. [[حجر بن عدی]] و سعید برخاستند و گفتند: «ای امیر مؤمنان؛ از این سخنان ناراحت نگردید ما را [[فرمان]] ده تا اطاعت کنیم به [[خدا]] [[سوگند]] اگر [[اموال]] ما تمام شود [[بی‌تابی]] نخواهیم کرد و اگر مردم [[طوایف]] ما در راه شما کشته شوند باز هم ناراحت نخواهیم شد». حضرت به آنها فرمود تا آماده شوند و به سوی [[دشمن]] [[حرکت]] کنند. سپس از [[مسجد]] به [[منزل]] رفتند. بزرگان و [[یاران]] حضرت، در منزل ایشان گرد آمدند. حضرت از آنان خواست تا فردی [[دلیر]] و [[امین]] معرفی کنند تا از [[سواد کوفه]] [[لشکر]] جمع کند و برای جنگ آماده نماید. سعید نیز، [[معقل بن قیس تمیمی]] را به حضرت معرفی کرد. [[معقل]] هنوز [[مأموریت]] خود را به انجام نرسانده بود که خبر [[شهادت امیرالمؤمنین]]{{ع}} را دریافت کرد<ref>ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۴۸۱-۴۸۲. ثقفی کوفه در ادامه گزارشی دیگر از این واقعه با سخنانی متفاوت از سعید بن قیس و دیگران نقل کرده است. (ر.ک: ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۶۳۷) دینوری هم، ضمن گزارشی در این باره می‌نویسد: علی{{ع}} در اواخر حکومت خود از مردم خواست تا بار دیگر جهت جنگ با شامیان آماده شوند. اما چون تعداد کم حاضران در اردوگاه را مشاهده کردند، بسیار ناراحت شدند چندان که این ناراحتی تا دو روز در چهره ایشان نمایان بود. حجر بن عدی و سعید بن قیس از ایشان خواستند تا مردم را مجبور به حرکت نماید و متخلفان را تنبیه کند. پس حضرت دستور داد تا منادی مردم را برای نبرد ندا دهد و هیچ کس نباید در این امر تخطی نماید. (دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۱۳).</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۳۵

ویرایش