بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
'''[[امامت]]''' و موضوعات و مسائل حول آن از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که در هر | '''[[امامت]]''' و موضوعات و مسائل حول آن از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است که در هر عصر و زمانی از اعصار [[حیات]] [[اهل بیت]]{{عم}} مورد تاکید آن حضرات بوده و [[معصومین]] با بیانهای مختلف، به تبیین مفهوم [[امامت]]، و موضوعات آن پرداختهاند. عصر [[امام حسین]]{{ع}} نیز از این مسأله مستثنی نبوده و فرمایشات آن حضرت پیرامون [[امامت]] با توجه به شرایط [[سیاسی]] موجود در آن عصر که منتهی به [[قیام عاشورا]] و [[شهادت]] حضرت گردید، غالباً در قالب [[روایات]] و کلمات پراکنده از ایشان برجای مانده است. بارزترین مباحثی که [[امام حسین]]{{ع}} پیرامون [[امامت]] مطرح میکند حول سه محور است: [[ویژگیهای امام]]؛ [[وظایف]] و [[مسئولیتهای امام]] و [[وظایف مردم نسبت به امام]]. تاکید بر حقانیت و [[افضلیت]] خویش نسبت به [[یزید]] [[فاسق]] بر [[حکومت]] و [[رهبری]] [[مردم]] از جمله موضوعات دیگری است که در کلمات آن حضرت قابل مشاهده است. | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
وجه [[استدلال]] به این [[حدیث]]، این است که [[معرفت امام]] به عنوان یک تکلیف دینی بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل [[ایمان]] و [[اسلام]] را خدشه دار میسازد. روشن است که چنین حکم قطعی، مستلزم آن است که [[زمان]]، هیچ گاه، فاقد [[امام]] نباشد. از این [[حدیث]]، نکته دیگری نیز استفاده میشود و آن این است که [[امامت]]، صرفاً، یک مقام عادی و در [[حد]] [[رهبری سیاسی]] نیست که عهدهدار [[برقراری نظم و امنیت]] [[جامعه بشری]] باشد؛ بلکه [[مقام امامت]]، با [[ایمان]] و [[دین]] [[مردم]] ارتباط دارد، تا آن جا که نشناختن او، زندگی انسان را به [[زندگی]] [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] مبدل میسازد. از اینجا روشن میشود که [[جایگاه امامت]] در [[جهان بینی اسلامی]]، همان جایگاه نبوت است. همان گونه که نشناختن [[پیامبر]] و [[عدم اطاعت]] از او، [[ایمان]] و [[اسلام]] [[انسان]] را مخدوش میسازد، نشناختن و عدم [[اطاعت از امام]] نیز چنین است. در این صورت، شرایط و [[صفات امام]] نیز باید در مرتبه شرایط و صفات [[پیامبر]] باشد و این، همان دیدگاه [[شیعه]] در مسئله [[امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۵۸.</ref>. | وجه [[استدلال]] به این [[حدیث]]، این است که [[معرفت امام]] به عنوان یک تکلیف دینی بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است؛ تا آنجا که نشناختن او، اصل [[ایمان]] و [[اسلام]] را خدشه دار میسازد. روشن است که چنین حکم قطعی، مستلزم آن است که [[زمان]]، هیچ گاه، فاقد [[امام]] نباشد. از این [[حدیث]]، نکته دیگری نیز استفاده میشود و آن این است که [[امامت]]، صرفاً، یک مقام عادی و در [[حد]] [[رهبری سیاسی]] نیست که عهدهدار [[برقراری نظم و امنیت]] [[جامعه بشری]] باشد؛ بلکه [[مقام امامت]]، با [[ایمان]] و [[دین]] [[مردم]] ارتباط دارد، تا آن جا که نشناختن او، زندگی انسان را به [[زندگی]] [[جاهلیت]] پیش از [[اسلام]] مبدل میسازد. از اینجا روشن میشود که [[جایگاه امامت]] در [[جهان بینی اسلامی]]، همان جایگاه نبوت است. همان گونه که نشناختن [[پیامبر]] و [[عدم اطاعت]] از او، [[ایمان]] و [[اسلام]] [[انسان]] را مخدوش میسازد، نشناختن و عدم [[اطاعت از امام]] نیز چنین است. در این صورت، شرایط و [[صفات امام]] نیز باید در مرتبه شرایط و صفات [[پیامبر]] باشد و این، همان دیدگاه [[شیعه]] در مسئله [[امامت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت در بینش اسلامی (کتاب)|امامت در بینش اسلامی]]، ص۵۸.</ref>. | ||
[[امامت]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] بالایی برخوردار است که میتوان گفت بدون [[معرفت امام]] [[شناخت]] خدای متعال، میسور نیست. در [[حقیقت]] امامشناسی و [[معرفت ائمه]] پایه و اساس [[خداشناسی]] است. این یک [[حقیقت]] [[انکار]] ناپذیر است که [[امام صادق]] {{ع}} از زبان سید الشهدا {{ع}} [[نقل]] فرموده است: آنجا که میفرماید: «[[امام حسین]] {{ع}} روزی بر یارانش وارد شد و فرمود: «اى [[مردم]]! [[خداوند]] بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز براى آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با [[عبادت]] او، از [[عبادت]] جز او، بى نیاز شوند». پس مردى گفت: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! پدر و مادرم فداى تو! [[معرفت خدا]]، یعنى چه؟ فرمود: «[[شناخت]] [[مردم]] هر | [[امامت]] چنان از اهمیت و [[ارزش]] بالایی برخوردار است که میتوان گفت بدون [[معرفت امام]] [[شناخت]] خدای متعال، میسور نیست. در [[حقیقت]] امامشناسی و [[معرفت ائمه]] پایه و اساس [[خداشناسی]] است. این یک [[حقیقت]] [[انکار]] ناپذیر است که [[امام صادق]] {{ع}} از زبان سید الشهدا {{ع}} [[نقل]] فرموده است: آنجا که میفرماید: «[[امام حسین]] {{ع}} روزی بر یارانش وارد شد و فرمود: «اى [[مردم]]! [[خداوند]] بزرگِ بِشْکوه، بندگانش را نیافریده، جز براى آنکه او را بشناسند و چون او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با [[عبادت]] او، از [[عبادت]] جز او، بى نیاز شوند». پس مردى گفت: اى [[فرزند پیامبر]] [[خدا]]! پدر و مادرم فداى تو! [[معرفت خدا]]، یعنى چه؟ فرمود: «[[شناخت]] [[مردم]] هر عصر نسبت به امامى که اطاعتش بر آنان، واجب است»<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبد اللّه [الصادق] خَرَجَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ عَلى أصحابِهِ فَقالَ: أیُّهَا النّاسُ! إنَّ اللّه َ جَلَّ ذِکرُهُ ما خلَقَ العِبادَ إلّا لِیَعرِفوهُ، فَإِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ، فإِذا عبَدوهُ استَغنَوا بعِبادَتِهِ عن عبادَهِ مَن سِواهُ. فَقالَ لَه رَجُلٌ: یَابنَ رَسولِ اللّه ِ بِأَبی أنتَ واُمّی، فَما مَعرِفَهُ اللّه ِ؟ قالَ: مَعرِفَهُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ إمامَهُمُ الَّذی یَجبُ علَیهِم طاعَتُهُ}}، مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۲.</ref>.<ref>[[محمد رنجبر حسینی]]، [[عصمت عدل پیوست]]، [[تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی (مقاله)|تبیین آموزه امامت در احادیث حسینی]].</ref> | ||
== اقسام امام == | == اقسام امام == | ||