بنی مالک بن جشم بن حاشد: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۵ مارس ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۸: خط ۳۸:


==بنی مالک بن جشم و [[خلافت امام علی]]{{ع}}==
==بنی مالک بن جشم و [[خلافت امام علی]]{{ع}}==
با کشته شدن عثمان، [[مهاجرین]] و [[انصار]] و نمایندگانی که از شهرهای دیگر در مدینه بودند، با [[شوق]] و [[شور]] بسیار به علی{{ع}} روی آوردند تا با ایشان [[بیعت]] کنند<ref>ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹۱.</ref>. در میان [[بیعت‌کنندگان]] و از اسامی بزرگان [[قبایل]] که در [[بیعت با علی]]{{ع}} در مدینه شرکت داشتند، می‌توان به نام حارث بن عبدالله الاعور همدانی حوثی اشاره کرد<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۱۰۹.</ref>. با آغاز خلافت امام علی{{ع}}، نقش همدان و [[طوایف]] آن در تحولات [[تاریخ اسلام]] و [[تشیع]] بسیار پررنگ‌تر نیز شد؛ به گونه‌ای که اگر [[مخالفت]] [[مسروق بن اجدع وادعی]] با [[عمار یاسر]] -که از سوی [[امام علی]]{{ع}} به همراه [[امام حسن]]{{ع}} و [[عبدالله بن عباس]] برای جمع‌آوری نیرو به [[کوفه]] رفته بودندو متهم کردنشان به [[قتل عثمان]]،-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۲.</ref> را استثنا کنیم، افراد این [[قبیله]] بالاتفاق در [[همراهی با امام]] علی{{ع}} و [[حمایت]] از ایشان در [[جنگ جمل]] حضوری مؤثر داشتند. علاوه بر موضع بسیار قابل توجه عبد خیر خیوانی [[همدانی]] در برابر [[ابوموسی اشعری]] - که [[کوفیان]] را از [[یاری امام]]{{ع}} باز می‌داشت و حضور در [[جنگ]] را [[فتنه]] می‌خواند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۶.</ref>، حضور [[همدانیان]] در [[جبهه]] نظامی و میدانی در این جنگ نیز، بسیار چشمگیر است. با به راه افتادن فتنه [[جمل]]، بسیاری از آنان - از جمله [[عمار بن ابی سلامه بن عبدالله بن عزار]]، -<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۴۰.</ref> به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس همدانی سبیعی]]<ref>نصر بن مزاحم او را از افرادی ذکر می‌کند که از این جنگ کناره گرفتند و به همین سبب مورد سرزنش امام{{ع}} واقع شدند. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۷.</ref>، در [[ذی قار]] به علی{{ع}} پیوستند و تا پایان این جنگ  حضرت را [[همراهی]] کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۸؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} با [[آراستن]] [[لشکر]] خود در برابر [[ناکثین]]، برای هر [[قوم]] پرچمی بست و فرماندهی برای آنان قرار داد. ایشان [[سعید بن قیس]] سبیعی همدانی را بر [[قبایل]] همدان و [[حمیر]] [[امیر]] کرد و برای آنان پرچمی قرار داد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۳۵؛ شیخ مفید، الجمل، ص۱۹۳.</ref>. این در حالی است که در جبهه مخالف و در جمع [[جملیان]] نامی از افراد این قبیله دیده نشده است و این، خود دلیلی بر حمایت یکپارچه این قبیله از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. هنگامی که [[نبرد]] در اطراف شتر [[عایشه]] شدت گرفت و دو [[قبیله ازد]] و ضبّه در پای جمل [[پایداری]] نمودند، علی{{ع}} [[اجتماع]] [[بصریان]] را بر گرد شتر عایشه دید و خطاب به [[عمار]] و [[مالک اشتر]] و سعید بن قیس همدانی و دیگر بزرگان [[اصحاب]] خود فرمود: اینان تا هنگامی که این شتر در برابرشان پا برجاست، [[پایداری]] می‌کنند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۵۱.</ref>. بدین ترتیب گروهی از [[همدانیان]] به همراه جمعی از [[نخعیان]] جهت پراکنده ساختن [[مردم]] از اطراف شتر [[عایشه]] به [[دستور امام]] [[حمله]] بردند و با پی کردن این شتر، مردم را از اطراف آن پراکنده ساختند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.
با کشته شدن عثمان، [[مهاجرین]] و [[انصار]] و نمایندگانی که از شهرهای دیگر در مدینه بودند، با [[شوق]] و [[شور]] بسیار به علی{{ع}} روی آوردند تا با ایشان [[بیعت]] کنند<ref>ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۹۱.</ref>. در میان [[بیعت‌کنندگان]] و از اسامی بزرگان [[قبایل]] که در [[بیعت با علی]]{{ع}} در مدینه شرکت داشتند، می‌توان به نام حارث بن عبدالله الاعور همدانی حوثی اشاره کرد<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۱۰۹.</ref>. با آغاز خلافت امام علی{{ع}}، نقش همدان و [[طوایف]] آن در تحولات [[تاریخ اسلام]] و [[تشیع]] بسیار پررنگ‌تر نیز شد؛ به گونه‌ای که اگر [[مخالفت]] [[مسروق بن اجدع وادعی]] با [[عمار یاسر]] -که از سوی [[امام علی]]{{ع}} به همراه [[امام حسن]]{{ع}} و [[عبدالله بن عباس]] برای جمع‌آوری نیرو به [[کوفه]] رفته بودندو متهم کردنشان به [[قتل عثمان]]،-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۲.</ref> را استثنا کنیم، افراد این [[قبیله]] بالاتفاق در [[همراهی با امام]] علی{{ع}} و [[حمایت]] از ایشان در [[جنگ جمل]] حضوری مؤثر داشتند. علاوه بر موضع بسیار قابل توجه عبد خیر خیوانی [[همدانی]] در برابر [[ابوموسی اشعری]] - که [[کوفیان]] را از [[یاری امام]]{{ع}} باز می‌داشت و حضور در [[جنگ]] را [[فتنه]] می‌خواند -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۶.</ref>، حضور [[همدانیان]] در [[جبهه]] نظامی و میدانی در این جنگ نیز، بسیار چشمگیر است. با به راه افتادن فتنه [[جمل]]، بسیاری از آنان - از جمله [[عمار بن ابی سلامه بن عبدالله بن عزار]]، -<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۴۰.</ref> به [[فرماندهی]] [[سعید بن قیس همدانی سبیعی]]<ref>نصر بن مزاحم او را از افرادی ذکر می‌کند که از این جنگ کناره گرفتند و به همین سبب مورد سرزنش امام{{ع}} واقع شدند. نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۷.</ref>، در [[ذی قار]] به علی{{ع}} پیوستند و تا پایان این جنگ  حضرت را [[همراهی]] کردند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۴۸۸؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} با [[آراستن]] [[لشکر]] خود در برابر [[ناکثین]]، برای هر [[قوم]] پرچمی بست و فرماندهی برای آنان قرار داد. ایشان [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] را بر [[قبایل]] همدان و [[حمیر]] [[امیر]] کرد و برای آنان پرچمی قرار داد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۳۵؛ شیخ مفید، الجمل، ص۱۹۳.</ref>. این در حالی است که در جبهه مخالف و در جمع [[جملیان]] نامی از افراد این قبیله دیده نشده است و این، خود دلیلی بر حمایت یکپارچه این قبیله از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. هنگامی که [[نبرد]] در اطراف شتر [[عایشه]] شدت گرفت و دو [[قبیله ازد]] و ضبّه در پای جمل [[پایداری]] نمودند، علی{{ع}} [[اجتماع]] [[بصریان]] را بر گرد شتر عایشه دید و خطاب به [[عمار]] و [[مالک اشتر]] و سعید بن قیس همدانی و دیگر بزرگان [[اصحاب]] خود فرمود: اینان تا هنگامی که این شتر در برابرشان پا برجاست، [[پایداری]] می‌کنند<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۵۱.</ref>. بدین ترتیب گروهی از [[همدانیان]] به همراه جمعی از [[نخعیان]] جهت پراکنده ساختن [[مردم]] از اطراف شتر [[عایشه]] به [[دستور امام]] [[حمله]] بردند و با پی کردن این شتر، مردم را از اطراف آن پراکنده ساختند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶۵.</ref>.


اوج حمایت‌های همدانیان از [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[جنگ صفین]] رقم خورد<ref>ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۰؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۵۲، ۴۳۶؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۸۹.</ref>. با [[تصمیم امام]]{{ع}} جهت مقابله نظامی با [[معاویه]]، حارث الأعور [[همدانی]] به [[فرمان امام علی]]{{ع}} مردم را به حضور در اردوگاه نظامی [[نخیله]] فرا خواند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. با فراخوان حضرت، مردان بسیاری از [[قبایل عرب]] از جمله همدان و [[طوایف]] آن در اردوگاه نخیله فراهم آمدند. حضور گسترده [[فرزندان]] همدان در این [[جنگ]] به اندازه‌ای بود که برخی، آنان را در شمار یکی از سه طایفه‌ای که بالاترین تعداد [[رزمندگان]] [[لشکر علی]]{{ع}} را در این [[نبرد]] داشتند، گفته‌اند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۹۰.</ref>. با آغاز این نبرد عظیم و در یکی از [[مواقف]] بزرگ این جنگ در [[روز]] [[پنج شنبه]] نهم صفر [[سال ۳۷ هجری]]، [[مالک اشتر]] همراه با هشتصد تن از [[جوانان]] همدانی در برابر هجمه [[سپاه شام]] که متشکل از [[قبایل]] [[لخم]]، [[عک]]، [[جذام]] و [[اشعر]] بودند، سخت پایداری نمودند. شامی‌ها هم به [[سختی]] [[مقاومت]] کردند به گونه‌ای که ۱۸۰ تن از همدانیان در این روز به [[شهادت]] رسیدند که از جمله آنان [[کریب بن شریح همدانی]] و پنج برادرش بودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. بدین‌سان [[همدانی‌ها]] به همراه مذحجی‌ها با مقاومت خود یکی از هولناک‌ترین معارک [[نبرد صفین]] را با [[پیروزی]] رقم زدند و [[افتخار]] بزرگی که مرهون [[فداکاری]] [[سعید بن قیس]]، [[کریب بن شریح]]، [[یزید بن قیس همدانی]] بود، برای خود آفریدند. [[پیروزی]] [[سپاه امام]]{{ع}} در [[روز]] نهم به گونه‌ای بود که [[مذحج]] و همدان و [[ربیعه]] تا سراپرده [[معاویه]] پیش رفتند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۳۰۶.</ref>. علی{{ع}} [[فداکاری]] [[همدانیان]] را در این [[جنگ]] ستود و آنان را «[[زره]] و نیزه» خود نامید<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴.</ref> و فرمود: «شما جز برای [[خدا]] یاری‌ام نکردید و جز خدا را [[اجابت]] نکردید». [[سعید بن قیس]] - [[فرمانده]] همدانیان در این جنگ - نیز در پاسخ گفت: «ما به ندای خدا و به [[دعوت]] تو پاسخ گفتیم و [[رسول خدا]]{{صل}} را در مرقدش [[یاری]] دادیم و همراه تو با هر که علیه تو بود جنگیدیم ما را به هر جا می‌خواهی ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین،، ص۴۳۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} فرمود: «خدا [[بهشت]] را به همدان [[پاداش]] دهد؛ زیرا ایشان در روزهای سخت خوان آوارگان هستند» سپس اشعاری را در [[ستایش]] [[همدانی‌ها]] سرود<ref>مضمون یکی از این اشعار بدین قرار است: همدانیان صاحبان دین و اخلاق نیکند. دین‌شان، شجاعت آنان و قهرشان بر دشمنان به هنگام رویارویی، آنان را زینت بخشیده است. اگر من دربان بهشت می‌بودم، به همدانیان می‌گفتم: به سلامت، به آن وارد شوید. ر.ک: ابن‌عبدربه، عقد الفرید، ج۴، ص۳۳۹؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۲۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۸۵؛ حجری یمانی، مجموع بلدان الیمن، ج۲، ص۷۵۳-۷۵۴.</ref>. پس از پذیرش [[حکمیت]] از سوی علی{{ع}}، سعید بن قیس با گردآوردن [[لشکر]] همدانیان نزد حضرت، به ایشان عرضه داشت: «که اینان [[قوم]] من هستند و از [[فرمان]] تو [[سرپیچی]] نمی‌کنیم هر جا که می‌خواهی ما را ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین،، ص۵۲۰.</ref>. [[عمار بن ابی سلامه بن عبدالله بن عزار]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۴۰.</ref> و [[عمرو بن حارث بن عمرو بن عبد یغوث]] پرچمدار صفین هم از دیگر بنی [[مالکی‌ها]] و همدانیانی بودند که در این جنگ حضور یافته بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. از دیگر شخصیت‌های [[بنی مالک]] حاضر در [[صفین]] می‌توان از [[براء بن وفید ]]از مردان بنی عذر – از شاخه‌های بنی مالک بن جشم - یاد کرد. وی از تیزهوشان و زهاد بنی عذر و از [[اصحاب]] [[معاویه]] و از [[دوستان]] [[عمرو بن عاص]] بود و همراه با آنان به صفین رفته بود. او زمانی که معاویه بر [[سپاه علی]]{{ع}} پیشی گرفت و زودتر به صفین وارد شد و [[آب فرات]] را بر [[اصحاب امام علی]]{{ع}} بست و مانع دسترسی ایشان به آب شد، وی را مورد [[عتاب]] قرار داد و گفت: «[[سبحان الله]] عظیم؛ آنگاه که بر [[فرات]] پیشی گرفتی، آنان را از آب باز داشتی! در میان [[لشکر]] [[[عراق]]]، [[غلامان]] و کنیزان و اجیرها و کسانی که گناهی مرتکب نشده‌اند هستند، و این والله، نخستین [[ستمکاری]] است. تو با این کار، به مردّدان [[بصیرت]] دادی و ترسوها را [[شجاع]] کردی و کسانی را که نمی‌خواهند با تو بجنگند، متقاعد به [[نبرد]] با خود کردی». در این هنگام، معاویه با خطاب قرار دادن عمرو بن عاص، از او خواست تا براء بن وفید، [[سپاه شام]] را علیه وی نشورانده، [[دوست]] [[همدانی]] خود را از این کار باز دارد. پس عمرو برخاست و براء را [[سرزنش]] کرد. براء هم با استناد به شعری به [[مذمت]] معاویه و عمرو بن عاص و [[بی‌وفایی]] آنان پرداخت و سپس در [[دل]] شب، سوار بر اسب خود شد و به سپاه علی{{ع}} پیوست. او همچنان با [[سپاه]] حضرت بود تا این که به [[شهادت]] رسید<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۴۷؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۲۲.</ref>.
اوج حمایت‌های همدانیان از [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[جنگ صفین]] رقم خورد<ref>ر.ک: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۲۰؛ نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۵۲، ۴۳۶؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۸۹.</ref>. با [[تصمیم امام]]{{ع}} جهت مقابله نظامی با [[معاویه]]، حارث الأعور [[همدانی]] به [[فرمان امام علی]]{{ع}} مردم را به حضور در اردوگاه نظامی [[نخیله]] فرا خواند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. با فراخوان حضرت، مردان بسیاری از [[قبایل عرب]] از جمله همدان و [[طوایف]] آن در اردوگاه نخیله فراهم آمدند. حضور گسترده [[فرزندان]] همدان در این [[جنگ]] به اندازه‌ای بود که برخی، آنان را در شمار یکی از سه طایفه‌ای که بالاترین تعداد [[رزمندگان]] [[لشکر علی]]{{ع}} را در این [[نبرد]] داشتند، گفته‌اند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۲۹۰.</ref>. با آغاز این نبرد عظیم و در یکی از [[مواقف]] بزرگ این جنگ در [[روز]] [[پنج شنبه]] نهم صفر [[سال ۳۷ هجری]]، [[مالک اشتر]] همراه با هشتصد تن از [[جوانان]] همدانی در برابر هجمه [[سپاه شام]] که متشکل از [[قبایل]] [[لخم]]، [[عک]]، [[جذام]] و [[اشعر]] بودند، سخت پایداری نمودند. شامی‌ها هم به [[سختی]] [[مقاومت]] کردند به گونه‌ای که ۱۸۰ تن از همدانیان در این روز به [[شهادت]] رسیدند که از جمله آنان [[کریب بن شریح همدانی]] و پنج برادرش بودند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۹۴.</ref>. بدین‌سان [[همدانی‌ها]] به همراه مذحجی‌ها با مقاومت خود یکی از هولناک‌ترین معارک [[نبرد صفین]] را با [[پیروزی]] رقم زدند و [[افتخار]] بزرگی که مرهون [[فداکاری]] [[سعید بن قیس]]، [[کریب بن شریح]]، [[یزید بن قیس همدانی]] بود، برای خود آفریدند. [[پیروزی]] [[سپاه امام]]{{ع}} در [[روز]] نهم به گونه‌ای بود که [[مذحج]] و همدان و [[ربیعه]] تا سراپرده [[معاویه]] پیش رفتند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعه صفین، ص۳۰۶.</ref>. علی{{ع}} [[فداکاری]] [[همدانیان]] را در این [[جنگ]] ستود و آنان را «[[زره]] و نیزه» خود نامید<ref>طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۴.</ref> و فرمود: «شما جز برای [[خدا]] یاری‌ام نکردید و جز خدا را [[اجابت]] نکردید». [[سعید بن قیس]] - [[فرمانده]] همدانیان در این جنگ - نیز در پاسخ گفت: «ما به ندای خدا و به [[دعوت]] تو پاسخ گفتیم و [[رسول خدا]]{{صل}} را در مرقدش [[یاری]] دادیم و همراه تو با هر که علیه تو بود جنگیدیم ما را به هر جا می‌خواهی ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین،، ص۴۳۶.</ref>. [[امام]]{{ع}} فرمود: «خدا [[بهشت]] را به همدان [[پاداش]] دهد؛ زیرا ایشان در روزهای سخت خوان آوارگان هستند» سپس اشعاری را در [[ستایش]] [[همدانی‌ها]] سرود<ref>مضمون یکی از این اشعار بدین قرار است: همدانیان صاحبان دین و اخلاق نیکند. دین‌شان، شجاعت آنان و قهرشان بر دشمنان به هنگام رویارویی، آنان را زینت بخشیده است. اگر من دربان بهشت می‌بودم، به همدانیان می‌گفتم: به سلامت، به آن وارد شوید. ر.ک: ابن‌عبدربه، عقد الفرید، ج۴، ص۳۳۹؛ ابن‌اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۲۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۳، ص۸۵؛ حجری یمانی، مجموع بلدان الیمن، ج۲، ص۷۵۳-۷۵۴.</ref>. پس از پذیرش [[حکمیت]] از سوی علی{{ع}}، سعید بن قیس با گردآوردن [[لشکر]] همدانیان نزد حضرت، به ایشان عرضه داشت: «که اینان [[قوم]] من هستند و از [[فرمان]] تو [[سرپیچی]] نمی‌کنیم هر جا که می‌خواهی ما را ببر»<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین،، ص۵۲۰.</ref>. [[عمار بن ابی سلامه بن عبدالله بن عزار]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۴۰.</ref> و [[عمرو بن حارث بن عمرو بن عبد یغوث]] پرچمدار صفین هم از دیگر بنی [[مالکی‌ها]] و همدانیانی بودند که در این جنگ حضور یافته بودند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۵۱۸.</ref>. از دیگر شخصیت‌های [[بنی مالک]] حاضر در [[صفین]] می‌توان از [[براء بن وفید ]]از مردان بنی عذر – از شاخه‌های بنی مالک بن جشم - یاد کرد. وی از تیزهوشان و زهاد بنی عذر و از [[اصحاب]] [[معاویه]] و از [[دوستان]] [[عمرو بن عاص]] بود و همراه با آنان به صفین رفته بود. او زمانی که معاویه بر [[سپاه علی]]{{ع}} پیشی گرفت و زودتر به صفین وارد شد و [[آب فرات]] را بر [[اصحاب امام علی]]{{ع}} بست و مانع دسترسی ایشان به آب شد، وی را مورد [[عتاب]] قرار داد و گفت: «[[سبحان الله]] عظیم؛ آنگاه که بر [[فرات]] پیشی گرفتی، آنان را از آب باز داشتی! در میان [[لشکر]] [[[عراق]]]، [[غلامان]] و کنیزان و اجیرها و کسانی که گناهی مرتکب نشده‌اند هستند، و این والله، نخستین [[ستمکاری]] است. تو با این کار، به مردّدان [[بصیرت]] دادی و ترسوها را [[شجاع]] کردی و کسانی را که نمی‌خواهند با تو بجنگند، متقاعد به [[نبرد]] با خود کردی». در این هنگام، معاویه با خطاب قرار دادن عمرو بن عاص، از او خواست تا براء بن وفید، [[سپاه شام]] را علیه وی نشورانده، [[دوست]] [[همدانی]] خود را از این کار باز دارد. پس عمرو برخاست و براء را [[سرزنش]] کرد. براء هم با استناد به شعری به [[مذمت]] معاویه و عمرو بن عاص و [[بی‌وفایی]] آنان پرداخت و سپس در [[دل]] شب، سوار بر اسب خود شد و به سپاه علی{{ع}} پیوست. او همچنان با [[سپاه]] حضرت بود تا این که به [[شهادت]] رسید<ref>حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۴۷؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۲۲.</ref>.
۸۱٬۹۹۰

ویرایش