←گستره و جایگاه بهشت
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==گستره و [[جایگاه بهشت]]== | ==گستره و [[جایگاه بهشت]]== | ||
در برخی [[آیات]] ازوسعت و بزرگی [[بهشت]][[سخن]] به میان آمده و آنرا برابر پهنای همه [[آسمانها]] و [[زمین]] دانسته است: | در برخی [[آیات]] ازوسعت و بزرگی [[بهشت]][[سخن]] به میان آمده و آنرا برابر پهنای همه [[آسمانها]] و [[زمین]] دانسته است: {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمانها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی پیشگام شوید که پهنای آن به پهنای آسمانها و زمین است، برای کسانی آماده شده است که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند، این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد میبخشد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref> مراد از عَرْض در این آیات عرض در برابر طول نیست، بلکه به معنای مطلق گستردگی و برای بیان اهمیت وسعت بهشت آمده است،<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ نمونه، ج ۲۳، ص۳۵۹.</ref> زیرا برای اعلام وسعت بهشت و تقریب به [[ذهن]] [[اهل]] [[ایمان]] مثالی بهتر و مناسبتر از وسعت فضای جوی نیست که کرات بیشمار در آن در حرکتاند و از آنجا که [[بشر]] وسعت فضای کرات بیکران [[جهان]] را نفهمیده و نمیتواند به آن احاطه پیدا کند وسعت بهشت نیز برای وی غیر قابل تحدید است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۱۹۱.</ref> در لغت [[عرب]] نیز هر گاه چیزی را با وصف وسعت و بزرگی یاد میکنند آن را به عرض، متصف میسازند؛ نظیر {{عربی|"بِلادٌ عَریضَةً"}} و {{عربی|"أرضٌ عَریضَة}}<ref>منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> و گویا تعبیر بهعرض کنایه است از اینکه در نهایت وسعت است یا به قدری است که [[وهم]] و [[خیال]] بشری نمیتواند آن را بسنجد و برایش حدی تصور کند.<ref>المیزان، ج ۴، ص۱۹.</ref> به گفته برخی هریک از [[اهل بهشت]]، [[بهشتی]] بااین وسعت و گستره دارند؛ ولی برخی دیگر گفتهاند: شاید مقصود از آن، یک بهشت از بهشتهای مختلف باشد.<ref>البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱.</ref> برخی در وصف [[حقیقی]] بهشت گفتهاند که بزرگی و وسعت بهشت به اندازهای است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به [[قلب]] هیچ بشری خطور نکرده است، چنانکه تمامی [[نعمتهای بهشتی]] اینگونه است<ref>الجدید، ج ۲، ص۱۴۴.</ref> و [[خداوند]] در بزرگی و [[عظمت]] آن میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا}}<ref>«و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی میبینی» سوره انسان، آیه ۲۰.</ref> برخی گفتهاند: مراد از عرض همان عرض در برابر طول است و اگر [[آیات]] مزبور تنها عرض [[بهشت]] را ذکر کرده از آنروست که امتداد عرض کوتاهتر از امتداد طول است، بنابراین وقتی عرض بهشت مانند عرض [[آسمان]] و [[زمین]] باشد قهراً طول آن بیشتر خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۶۵؛ البصائر، ج ۴۴، ص۱۰۱؛ تفسیرصدرالمتالهین، ج ۶، ص۲۴۴.</ref> در [[تفسیر آیات]] یاد شده اقوال دیگری نیز ذکر شده است؛ برخی گفتهاند: عرض بهشت به اندازه پهنای آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه است که در کنار هم باشند (مجموع آنها). برخی دیگر بر این عقیدهاند که قیمت آن به اندازه [[ارزش]] همه [[آسمانها]] و زمین است.<ref>مجمعالبیان، ج ۲، ص۸۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> در روایتی نیز آمده است که [[جبرئیل]] خواست طول بهشت را بداند ۳۰۰۰۰ سال پرید، تا [[درمانده]] شد..؛ لذا از [[حق تعالی]] مدد خواست [[خدا]] او را قوت داد تا ۳۰۰۰۰ بار و هر بار ۳۰۰۰۰ سال پرید و در نهایت از بهشتِ یک [[مؤمن]] خارج نشده بود. از این [[روایت]] استفاده میشود که [[مقام]] و رتبه [[انسان]] گرچه از [[اصحاب یمین]] باشد ـ که ظاهراً بالاترین رتبه و مقام آنان همان مقامهای [[بهشتی]] و نعمتهای [[جسمانی]] است ـ از [[ملائکه]] بالاتر است، چون [[خداوند]] در انسان [[قوه]] و استعدادی نهاده که هر قدر بر [[کمالات]] و قوت [[روحانی]] او افزوده شود باز قابل افزایش است و چون چنین استعدادی دارد به [[حکم]] {{عربی|"العطيات بقدر القابليات"}} باید بهشتی که جایگاه و [[آرامگاه]] همیشگی اوست نیز از حیث سعه و تمامیت محدود به حدی نباشد. <ref>منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۸۸؛ مخزن العرفان، ج ۱۳، ص۱۴۹.</ref> در روایتی آمده است که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای (رسیدن به) آمرزش پروردگارتان و بهشتی به پهنای آسمانها و زمین که برای پرهیزگاران آماده شده است شتاب کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref> پرسیدند که اگر بهشت به گستردگی اجرام آسمان و زمین باشد پس [[دوزخ]] کجاست؟ فرمود: هنگام آمدن [[روز]] شب کجاست؟<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۸۴؛ المیزان، ج ۴، ص۲۲.</ref> در [[تفسیر]] [[کلام رسول خدا]] {{صل}} گفته شده که [[آخرت]] با همه [[نعمتها]] و عذابهایش هرچند شباهتهایی با [[دنیا]] و [[لذایذ]] و آلامش دارد و نیز [[انسانی]] که وارد آخرت میشود عیناً، همان انسانی است که در [[دنیا]] بود؛ ولی [[نظام حاکم]] بر [[آخرت]] غیر از نظام حاکم بر دنیاست؛[[دنیا]] بر خلاف آخرت دارتزاحم و تمانع است، بنابراین ممکن است [[آسمان]] و [[زمین]] با اینکه [[جایگاه بهشت]] است بدون مزاحمت جایگاه [[جهنم]] نیز باشد.<ref>ر.ک: المیزان، ج ۴، ص۲۲ ـ ۲۳.</ref> برخی گفتهاند: سؤال از جایگاه بهشت در صورتی صحیح است که آن جزئی از این [[جهان]] باشد، به گونهای که بتوان میان آن و این جهان نسبتی برقرار کرد؛ ولی اگر [[بهشت]] را جهانی مستقل و جدا از این آسمان و زمین بدانیم [[پرسش]] از جایگاه آن صحیح نیست. مکان که جایگاه [[جسم]] است در اجزای این جهان قابل تصور است؛ مثلاً میز را در [[اتاق]] جای میدهیم؛ ولی اگر مجموع جهان را در نظر بگیریم دیگر برای آن ظرف و مکانی وجود ندارد، بلکه [[آفرینش]] خود جهان، سازنده جای خود نیز هست؛ نه اینکه قبلاً فضایی نامتناهی وجود داشت. سپس [[خدا]] این جهان را در [[دل]] آن فضا آفرید. عین همین سخن درباره بهشت نیز [[حاکم]] است.<ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ ـ ۳۷۵.</ref> به [[عقیده]] ایشان این سخن بدین معنا نیست که بهشت وجود مثالی و خیالی دارد تا پرسش از جایگاه آن ساقط باشد، بلکه در عین [[تصدیق]] به «[[معاد]] عنصری» یا «معاد مادی» دو جهان مستقل فرض میکنیم که هریک برای خود [[احکام]] و [[قوانین]] و اوضاع و نسبتهایی دارند و هرگز یکی در دل دیگری نیست. <ref>منشور جاوید، ج ۹، ص۳۷۳ - ۳۷۵.</ref> برخی از [[مفسران]] با استفاده از پارهای از [[آیات قرآن]] جایگاه بهشت را بالای آسمانهای هفت گانه دانستهاند: {{متن قرآن|وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُونَ}}<ref>«و بسا شهرا که ما آن را از میان بردیم و عذاب ما شباهنگام یا به نیمروز هنگامی که (مردم) غنوده بودند آن را فرا گرفت» سوره اعراف، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ}}<ref>«و روزی شما و آنچه به شما نوید میدهند در آسمان است» سوره ذاریات، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى}}<ref>«که نزد آن بوستانسراست» سوره نجم، آیه ۱۵.</ref>.<ref>روض الجنان، ج ۵، ص۶۸؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۳۷؛ البرهان، ج ۱، ص۶۸۸.</ref> در روایتی نیز آمده است که بهشت بالای ۷ آسمان است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۲۰۵.</ref> برخی نیز گفتهاند: بهشت در جهت آسمان است؛ نه اینکه در خود آنها گنجانده شود و چه مانعی دارد که [[خدا]] در بالا عوالمی به وسعت [[آسمانها]] بیافریند؟<ref>مقتنیات الدرر، ج ۲، ص۲۷۱.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[متکلمان]] درباره [[جایگاه بهشت]] دلیل روشنی وجود ندارد و تنها [[علم]] آن نزد خداست.<ref>شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱.</ref> برخی نیز به استناد [[آیات]] {{متن قرآن|أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى}}<ref>«پس آیا شما با او در آنچه میبیند، بگو- مگو میکنید؟» سوره نجم، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى}}<ref>«و به یقین او را در فرودی دیگر، (نیز) دیده بود» سوره نجم، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن|عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}}<ref>«کنار درخت سدری که در واپسین جای است» سوره نجم، آیه ۱۴.</ref> جایگاه بهشت را نزد {{متن قرآن|سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}} دانستهاند؛ بدین بیان که هرجا [[سدرة المنتهی]] باشد کنار آن جایگاه بهشت [[موعود]] است و چون جایگاه و [[حقیقت]] «سدرة المنتهی» برای ما روشن نیست طبعاً جایگاه آن نیز در محاق ابهام خواهد ماند و نمیتوان درباره آن اظهار نظر قطعیکرد.<ref>منشور جاوید، ۹، ص۳۷۲.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 365.</ref> | ||
==درهای [[بهشت]]== | ==درهای [[بهشت]]== | ||