←نامهای بهشت
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
==نامهای بهشت== | ==نامهای بهشت== | ||
در آیاتی از قرآنکریم نامهایی برای بهشت ذکر شده و [[مفسران]] با استفاده از روایات، هریک را بیانگر مرتبه و درجهای از [[بهشت]] دانستهاند. | در آیاتی از قرآنکریم نامهایی برای بهشت ذکر شده و [[مفسران]] با استفاده از روایات، هریک را بیانگر مرتبه و درجهای از [[بهشت]] دانستهاند.<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۰۹؛ ج ۲، ص۴۲؛ ج ۳، ص۱۷۸.</ref> برخی [[مفسران]] نیز شمار بهشتها را ۷ و نامهایی نیز برای آنها بر شمردهاند.<ref>کشف الاسرار، ج ۷، ص۴۸۸.</ref> عمومیترین نام بهشت «جنّت» است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند- به هیچ کس جز برابر توان وی تکلیف نمیکنیم- آنان بهشتیند در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۴۲.</ref>.<ref>الیوم [[الآخر]]، ص۲۷۵.</ref> این اسم برای همه مراتب بهشت [[عَلَم]] شده <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص۱۰۶.</ref> و از نوعی پوشیدگی و [[استتار]] حکایت میکند.<ref>[[مفردات]]، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۳؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «[[جن]]».</ref> دیگر نامهای بهشت که هریک به خصوصیتی یا مرتبهای از مراتب بهشت اشاره دارد عبارتاند از: | ||
===[[جنات عدن]]=== | ===[[جنات عدن]]=== | ||
عدن در لغت به معنای استقرار و [[ثبات]] | عدن در لغت به معنای استقرار و [[ثبات]]<ref>مفردات، ص۵۳۳، «عدن».</ref> و جنات عدن به معنای جنات اقامت و [[جاودانگی]] است و بر این اساس میتوان تمامی بهشتها را [[بهشت عدن]] دانست: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى}}<ref>«بوستانهایی جاودان که از بن آنها جویباران جاری است، در آن جاودانند و آن پاداش کسانی است که پاکی ورزند» سوره طه، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشتهایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخهای) آنان، جویبارها روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته میگردند و جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر میپوشند در حالی که بر تختها پشت میدهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ}}<ref>«پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۸.</ref>.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۵، ص۷۷؛ المنیر، ج ۱۰، ص۳۰۶؛ تفسیرالمنار، ج ۱۰، ص۵۴۵.</ref> در نظری دیگر جنات عدن جایگاهی در بهشت است که در آن باغهای متعددی وجود دارد <ref>جامعالبیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۲۲۸ ـ ۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۷۷؛ [[تفسیر المنار]]، ج ۱۰، ص۵۴۶.</ref> و مشرف بر همه بهشتهای دیگر است.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص۱۷۸.</ref> | ||
===[[جنات الفردوس]]=== | ===[[جنات الفردوس]]=== | ||
جنّات الفردوس بهشتهایی است که [[خداوند]] آنها را محل [[پذیرایی]] [[مؤمنان]] دارای [[عمل صالح]] قرار داده است: | جنّات الفردوس بهشتهایی است که [[خداوند]] آنها را محل [[پذیرایی]] [[مؤمنان]] دارای [[عمل صالح]] قرار داده است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند باغهای بهشت (سرای) پذیرایی آنهاست» سوره کهف، آیه ۱۰۷.</ref> ریشه [[فردوس]] «فَرْدَسَه» به معنای گستردگی است<ref>المصباح، ص۴۶۷؛ [[المنجد]]، ص۱۰۸۳، «فردوس».</ref> و شاید جهت نامگذاری این بهشتها به فردوس گستردگی و [[جامعیّت]] آنها باشد، چنان که برخی گفتهاند: فردوس بهشت واسعی است که مشتمل است بر میوهها و درختان،<ref>التحقیق، ج ۹، ص۵۱؛ [[فرهنگ]] لغات [[قرآنی]]، ص۱۷۱.</ref> بلکه طبق گفته برخی [[خداوند]] همه نعمتهای موجود در بستانهای دیگر را در آن فراهم کرده است.<ref>تاج العروس، ج ۸، ص۳۹۲، «فردوس».</ref> | ||
===[[جنة الخلد]]=== | ===[[جنة الخلد]]=== | ||
قرآن کریم در [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا}}<ref>«بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاودان، موعود پرهیزگاران که پاداش و پایانهای برای آنان است؟» سوره فرقان، آیه ۱۵.</ref> براساس وعدهای که به [[پرهیزگاران]] داده جایگاه و سرانجام آنان را «جنة الخلد» دانسته است. [[خلد]] در لغت به معنای باقی بودن دائمی در خانهای و خارج نشدن از آن است.<ref>لسان العرب، ج ۴، ص۱۷۱، «خلد».</ref> در جمله {{متن قرآن|أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ}} اضافه [[جنت]] به خلد برای دلالت بر این مطلب است که [[بهشت]] خود [[جاودانه]] و فناناپذیر است، چنانکه کلمه «خالدین» در آیه بعدی برای دلالت بر این نکته آمده که اهلبهشت در آن جاوداناند و فنا در ایشان راه ندارد: {{متن قرآن|لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا}}<ref>«در آن هر چه بخواهند دارند در حالی که جاودانند. (این) وعدهای است درخواست شده بر عهده پروردگارت» سوره فرقان، آیه ۱۶.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۵، ص۱۸۹.</ref> | |||
===[[جنة النعیم]]=== | ===[[جنة النعیم]]=== | ||
نعیم بر وزن فعیل چیزی است که بر [[زندگی]] راحت و مطلوب و [[حال]] خوش دلالت دارد | نعیم بر وزن فعیل چیزی است که بر [[زندگی]] راحت و مطلوب و [[حال]] خوش دلالت دارد<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص۱۷۹، «نعم».</ref> یا به معنای [[نعمت]] فراوان<ref>[[مفردات]]، ص۸۱۵، «نعم».</ref> است. | ||
بهشت را بدان جهت جنة النعیم گویند که دارای [[نعمتهای فراوان]] بوده، [[بهشتیان]] از آن متنعم میشوند، | بهشت را بدان جهت جنة النعیم گویند که دارای [[نعمتهای فراوان]] بوده، [[بهشتیان]] از آن متنعم میشوند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۴، ج ۶، ص۴۱۰؛ حادیالارواح، ص۱۴۵.</ref> چنانکه [[حضرت ابراهیم]] در دعای خود آن را از [[خدا]] [[طلب]] کرد: {{متن قرآن|وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ}}<ref>«و مرا از میراث بران بهشت پرنعمت بگمار» سوره شعراء، آیه ۸۵.</ref> | ||
===[[جنة الماوی]]=== | ===[[جنة الماوی]]=== | ||
«مأوی» مصدر میمی از ریشه «أ ـ و ـ ی» و به معنای [[پناه]] گرفتن است، | «مأوی» مصدر میمی از ریشه «أ ـ و ـ ی» و به معنای [[پناه]] گرفتن است،<ref>[[مفردات]]، ص۱۰۴، «اوی».</ref> بنابراین جنةالمأوی [[بهشتی]] است که [[مؤمنان]] [[نیکوکار]] بدان پناه میبرند.<ref>مفردات، ص۱۰۴؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۶، ص۲۰۰؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۲۱، ص۳۵.</ref> برخی آن را همان بهشت جاویدان (جنة الخلد) میدانند که در [[انتظار]] همه مؤمنان، پرهیزگاران و شهداست: {{متن قرآن|أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«اما آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند برای آنچه انجام میدادند به پذیرایی، آنان را بوستانسراهاست» سوره سجده، آیه ۱۹.</ref>.<ref>جامعالبیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۷۳ ـ ۷۴؛ التبیان، ج ۹، ص۴۲۶؛ [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۲۹۲.</ref> | ||
===[[روضه]]=== | ===[[روضه]]=== | ||
روضه در لغت به معنای باغستانی محدود، سرسبز خوش منظر و مسرتبخش است | روضه در لغت به معنای باغستانی محدود، سرسبز خوش منظر و مسرتبخش است <ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص۴۶۶؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۶، ص۴۳۳.</ref> و در اصطلاح بر پاکیزهترین بقعهها و فرحبخشترین تفریحگاههای [[بهشت]] اطلاق میگردد: {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ}}<ref>«اما کسانی را که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در بوستانی شادمان میگردانند» سوره روم، آیه ۱۵.</ref>، {{متن قرآن|تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ}}<ref>«ستمگران را میبینی که از آنچه انجام دادهاند هراسانند در حالی که (کیفر) آن بر آنان واقع خواهد شد و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند در باغهای بهشتند، نزد پروردگارشان هر چه بخواهند دارند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره شوری، آیه ۲۲.</ref>.<ref>[[المنجد]]، ص۵۹۷، «روض».</ref> جهت نامگذاری آن به روضه این است که آب و درختان و گلها و قصرهای آن براساس برنامهای [[معتدل]] وحساب شده مرتب ومنظم شده و موجب [[فرح]] و انبساط هر بینندهای میگردد؛ زیرا ماده اصلی روضه [[ریاضت]] است که بر پرورش و تنظیم و تعدیل دلالت میکند؛ گویا روضه [[تمثل]] ریاضتها و برنامههای سازنده [[منظم]] و منسجم افراد خود ساخته در [[زندگی]] دنیاست که در [[آخرت]] مایه انبساط وفرح و [[شادمانی]] آنها میشود. | ||
در این بهشت انواع عوامل [[سرور]] و [[شادی]] از دیدنیها و شنیدنیها وجود دارد.<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۱، ج ۲۱، ص۳۴.</ref> به گفته [[ابن عباس]] کلمه {{متن قرآن|يُحْبَرُونَ}}<ref> سوره روم، آیه 15.</ref> در [[آیه]] دلالت بر آن دارد که [[بهشتیان]] در آنجا مورد [[احترام]] و [[پذیرایی]] قرار میگیرند و از شنیدن نغمههای موزون که از [[برترین]] نعمتهای [[اهل بهشت]] است [[لذت]] میبرند.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۶۶.</ref> | |||
===دارالسلام=== | ===دارالسلام=== | ||
[[سلام]] و [[سلامت]] به معنای [[پیراستگی]] از آفات ظاهری و [[باطنی]] است. [[حقیقت]] سلامت فقط در بهشت است، چون آنجا جایگاه بقای بدون فنا، بینیازی بدون [[فقر]]، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و [[سلامتی]] بدون [[بیماری]] است. | [[سلام]] و [[سلامت]] به معنای [[پیراستگی]] از آفات ظاهری و [[باطنی]] است. [[حقیقت]] سلامت فقط در بهشت است، چون آنجا جایگاه بقای بدون فنا، بینیازی بدون [[فقر]]، [[عزت]] بدون [[ذلت]] و [[سلامتی]] بدون [[بیماری]] است.<ref>[[مفردات]]، ص۴۲۱، «[[سلم]]».</ref> از آنجا که بهشت از هر بلیه و آفت و ناخوشایندی به دور است آن را دارالسلام نامیدهاند، <ref>حادی الارواح، ص۱۴۰.</ref> زیرا ساکنان آن از هر نوع [[مرگ]] و [[رنج]] و بیماری و فقر و [[حزن]] و [[اندوه]] به دورند.<ref>[[المیزان]]، ج ۷، ص۳۴۵.</ref> برخی نیز گفتهاند: [[سلام]] نام خدای متعالی است و دارالسلام یعنی خانهای که [[خدای سبحان]] <ref>المیزان، ج ۷، ص۳۴۶.</ref> آن را برای [[جزا]] و [[پاداش]] آنچه اولیایش در [[دنیا]] به آن [[مبتلا]] شدهاند آماده کرده است: {{متن قرآن|لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.</ref>.<ref>[[جامع البیان]]، مج ۵، ج ۸، ص۴۴.</ref> و [[بندگان]] را به سوی آن فرا میخواند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و خداوند به بهشت فرا میخواند و هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون میگردد» سوره یونس، آیه ۲۵.</ref> | ||
===دارالمقامه=== | ===دارالمقامه=== | ||
این نام در مورد [[بهشت]] تنها یک بار در [[قرآن]] به کار رفته است: | این نام در مورد [[بهشت]] تنها یک بار در [[قرآن]] به کار رفته است: {{متن قرآن|الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ}}<ref>«همان که ما را از بخشش خود در سرای ماندگار جای داد که در آن نه رنجی به ما میرسد و نه ماندگی» سوره فاطر، آیه ۳۵.</ref> مقامه در لغت به معنای [[مسکن]] گزیدن و اقامت کردن<ref>مفردات، ص۶۹۳؛ [[المنجد]]، ص۶۶۴، «[[قوم]]».</ref> و مکانی است که در آن ساکن میشوند.<ref>المنجد، ص۶۶۴.</ref> دارالمقامه منزلی است که [[تحول]] و خروجی در آن نیست.<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۴۷.</ref> | ||
===[[مقام]] [[امین]]=== | ===[[مقام]] [[امین]]=== | ||
مقام امین جایگاه امنی است که هیچ گزندی به ساکنان آن نمیرسد: | مقام امین جایگاه امنی است که هیچ گزندی به ساکنان آن نمیرسد: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ}}<ref>«پرهیزگاران در جایگاهی امنند،» سوره دخان، آیه ۵۱.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۴۹؛ حادی الارواح، ص۱۴۵.</ref> [[پرهیزگاران]] در مقام امین، از [[انقطاع]] [[نعمت]] یاخروج از بهشت یا [[مرگ]] ترسی ندارند <ref>حادی الارواح، ص۱۴۶؛ منهج الصادقین، ج ۸، ص۲۸۷.</ref> و نیز از [[شرّ]] [[شیاطین]] و اندوهها در [[امان]] هستند.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۰۴.</ref> آنان در باغها و کنار چشمهها آرمیده و پرنیان نازک و دیبای ستبر پوشیده، در برابر یکدیگر مینشینند: {{متن قرآن|فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}}<ref>«در بوستانها و (کنار) چشمهسارانند» سوره دخان، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|يَلْبَسُونَ مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَقَابِلِينَ}}<ref>«از دیبای نازک و دیبای ستبر جامه میپوشند در حالی که رویاروی یکدیگرند» سوره دخان، آیه ۵۳.</ref> | ||
===[[مقعد صدق]]=== | ===[[مقعد صدق]]=== | ||
مقعد صدق جایگاهی است که خبر دادن و [[بشارت]] به آن [[صادقانه]] است و چون پرهیزگاران جز به [[صداقت]] [[رفتار]] نکردهاند خدای متعالی برای آنان نزد خود مجلس حضوری [[تدارک]] دیده که هیچگونه دوری،[[سختی]] و [[حزن]] و فنایی در آن نیست:( | مقعد صدق جایگاهی است که خبر دادن و [[بشارت]] به آن [[صادقانه]] است و چون پرهیزگاران جز به [[صداقت]] [[رفتار]] نکردهاند خدای متعالی برای آنان نزد خود مجلس حضوری [[تدارک]] دیده که هیچگونه دوری، [[سختی]] و [[حزن]] و فنایی در آن نیست: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بیگمان پرهیزگاران در بوستانها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref>.<ref> المیزان، ج ۱۹، ص۸۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۶.</ref> به [[اعتقاد]] برخی [[مفسران]] [[مقعد صدق]] [[مقام]] [[وحدت]] و [[قرب]] است که در مرتبه عندیت محقق شود <ref> مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> و [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] که ذاتی آنان است در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوالناپذیر استقرار مییابند.<ref> انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴؛ منهجالصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶.</ref> شایان ذکر است که مقصود از کلمه قرب، قرب [[منزلت]] و [[مکانت]] است نه قرب مکان <ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> و بیانگر نهایت [[قرب معنوی]] و [[رضایت]] کبریایی است.<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۵.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: از آنجا که [[خداوند]] این [[بهشت]] را به صدق وصف کرده تنها [[صادقان]] بدان راه مییابند.<ref>مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲.</ref> روایاتی نیز بیانگر این است که صادقان و [[پرهیزگاران]] در [[آیات]] مزبور تنها [[امامان معصوم]]{{ع}} هستند،<ref> تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۴.</ref> چنانکه [[امام حسین]]{{ع}} در [[روز عاشورا]] فرمود: من بر جدّم [[رسول خدا]] {{صل}} وارد میشوم و در {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> مینشینم.<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱۲، ص۳۹۵.</ref> افزون بر موارد فوق نامهای دیگری نیز برایبهشت ذکر شده است؛ نظیر [[طوبی]] {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند خوشا بر آنان و آنان را فرجام نیکوست» سوره رعد، آیه ۲۹.</ref>.<ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص۱۹۰ ـ ۱۹۵؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۷.</ref> رحمت {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهرهای) بگیریم، (به آنان) گفته میشود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی میکشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۹۴.</ref> [[علّیین]] {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است» سوره مطففین، آیه ۱۸.</ref>.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۲۸؛ الدر المنثور، ج ۸، ص۴۴۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۴، ص۹۷.</ref> دارالمتقین {{متن قرآن|وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قَالُوا خَيْرًا لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«و به پرهیزگاران میگویند: پروردگارتان چه فرو فرستاده است؟ میگویند نکویی را؛ برای آنان که در این جهان نیکی ورزیدهاند (پاداش)، نیکی است و به یقین سرای واپسین بهتر است و سرای پرهیزگاران نیکوست!» سوره نحل، آیه ۳۰.</ref>.<ref>اوائلالمقالات، ص۹۴؛ التبیان، ج ۶، ص۳۷۶ ـ ۳۷۷؛ زادالمسیر، ج ۴، ص۳۲۳.</ref> «حُسْنی» {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه ۹۵.</ref>،{{متن قرآن|لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«برای آنان که نکویی کردند، نیکوترین پاداش و افزون بر آن است و چهرههای آنان را نه غباری میپوشاند و نه خواری، آنان بهشتیند؛ آنها در آن جاودانند» سوره یونس، آیه ۲۶.</ref>.<ref> جامعالبیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۱۳؛ مج ۷، ج ۱۱، ص۱۳۹؛ کشف الاسرار، ج ۴، ص۲۷۷؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص۳۸۶.</ref> وسیله {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است» سوره مائده، آیه ۱۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹۳.</ref> دارالقرار {{متن قرآن|يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ}}<ref>«ای قوم من! زندگی این جهان، تنها بهرهای (اندک) است و جهان واپسین است که سرای ماندگاری است» سوره غافر، آیه ۳۹.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۴۷۹؛ تفسیر سیدمصطفی خمینی، ج ۲، ص۵۱.</ref> دارالآخره {{متن قرآن|تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی مینهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۲۰.</ref> [[الحیوان]] {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۱۴۹؛ حاوی الارواح، ص۱۴۳.</ref> {{متن قرآن|عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}} در آیه {{متن قرآن|فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ}}<ref>«و او در زندگانی پسندیدهای به سر خواهد برد» سوره حاقه، آیه ۲۱.</ref><ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۳۶۰.</ref> و [[دارالجلال]]<ref>کشف الاسرار، ج ۳،ص ۱۷۸.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 377.</ref> | ||
==[[نعمتهای بهشتی]]== | ==[[نعمتهای بهشتی]]== | ||