←علم امامان{{عم}} در گفتار معصوم
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
#دیدگاه [[دانشمندان]] [[مسلمان]] در علم ویژه امامان معصوم<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]]، ص ۶۲.</ref>. | #دیدگاه [[دانشمندان]] [[مسلمان]] در علم ویژه امامان معصوم<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]]، ص ۶۲.</ref>. | ||
== [[علم امامان]]{{عم}} در | == [[علم امامان]]{{عم}} در گفتار معصوم == | ||
برخی از احادیثی که درباره علم ویژه امامان نقل شده، کلی است؛ یعنی علم ویژه را برای اهل بیت و امامان معصوم{{عم}} ثابت میکند و پارهای دیگر مربوط به شخص خاصی از [[ائمه]]{{عم}} است؛ مثلاً [[روایات]] بسیاری درباره [[علم امام علی]]{{ع}} وارد شده است و | برخی از احادیثی که درباره علم ویژه امامان نقل شده، کلی است؛ یعنی علم ویژه را برای اهل بیت و امامان معصوم{{عم}} ثابت میکند و پارهای دیگر مربوط به شخص خاصی از [[ائمه]]{{عم}} است؛ مثلاً [[روایات]] بسیاری درباره [[علم امام علی]]{{ع}} وارد شده است و اعلم بودن آن حضرت، مورد اتفاق بسیاری از [[فرقهها]] و [[دانشمندان اسلامی]] است: | ||
# [[امیر المؤمنین]]{{ع}} میفرماید: «[[پیامبر خدا]]{{صل}} به من [[هزار باب علم]] را آموخت که از هر بابی [[هزار باب]] دیگر گشوده شد؛ پس آن [[علوم]] آموخته شده به من، هزار هزار باب است؛ تا آنکه [[دانا]] شدم به آنچه بوده و خواهد بود تا [[روز قیامت]] و [[آگاه]] شدم به علم منایا<ref>علم منایا یعنی علم به مرگ و میر و کیفیت و مکان هر شخصی و علم به بلایا یعنی علم به بلاهایی که افراد بدان مبتلا میشوند. فصل الخطاب نیز یعنی قضاوت به حق که طبق آیه قرآن کریم، چنین قضاوتی را خدا به حضرت داوود داده بود.</ref> و علم [[بلایا]] و [[فصل الخطاب]]»<ref>حسن بن سلیمان حلی، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۰۲؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص۲۸۳. </ref>. این [[حدیث]] در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]]<ref>حافظ ابونعیم احمد بن عبد الله اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۱، ص۱۰۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۲، ص۳۲۹؛ متقی هندی، کنز العمال، ح۳۶۵۲۴؛ جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۲، ص۳۴۷.</ref> ذکر شده و به گونههای مختلفی آمده است که اگر مجموعه این [[احادیث]] ملاحظه شود، با توجه به کثرت [[نقلی]] که در آنها وجود دارد، [[یقین]] حاصل میشود که این سخن از زبان [[مبارک]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دربارهٔ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} صادر شده است<ref>مرحوم سید هاشم بحرانی، چهار حدیث از اهل سنت و ۲۹ حدیث از طریق شیعه در این باره گرد آورده است (ر.ک: غایة المرام و حجة الخصام، ج۵، ص۲۱۶-۲۲۴).</ref>. از این [[حدیث]] به خوبی استفاده میشود که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} [[تعلیم]] ویژه داده و دانشهای خاصی را به او آموخته است؛ دانشهایی که ویژه خود پیامبر{{صل}} بوده و از طرق خاصی به آن حضرت [[افاضه]] شده است و این [[شأن]]، صرفاً به [[امام علی]]{{ع}} اختصاص داشته و پیامبر{{صل}} درباره هیچ کس دیگر از [[اصحاب]] خود چنین مطالبی را نفرموده است. | # [[امیر المؤمنین]]{{ع}} میفرماید: «[[پیامبر خدا]]{{صل}} به من [[هزار باب علم]] را آموخت که از هر بابی [[هزار باب]] دیگر گشوده شد؛ پس آن [[علوم]] آموخته شده به من، هزار هزار باب است؛ تا آنکه [[دانا]] شدم به آنچه بوده و خواهد بود تا [[روز قیامت]] و [[آگاه]] شدم به علم منایا<ref>علم منایا یعنی علم به مرگ و میر و کیفیت و مکان هر شخصی و علم به بلایا یعنی علم به بلاهایی که افراد بدان مبتلا میشوند. فصل الخطاب نیز یعنی قضاوت به حق که طبق آیه قرآن کریم، چنین قضاوتی را خدا به حضرت داوود داده بود.</ref> و علم [[بلایا]] و [[فصل الخطاب]]»<ref>حسن بن سلیمان حلی، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۰۲؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص۲۸۳. </ref>. این [[حدیث]] در [[منابع شیعه]] و [[اهل سنت]]<ref>حافظ ابونعیم احمد بن عبد الله اصفهانی، حلیة الاولیاء، ج۱، ص۱۰۵؛ تاریخ ابن عساکر، ج۲، ص۳۲۹؛ متقی هندی، کنز العمال، ح۳۶۵۲۴؛ جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۲، ص۳۴۷.</ref> ذکر شده و به گونههای مختلفی آمده است که اگر مجموعه این [[احادیث]] ملاحظه شود، با توجه به کثرت [[نقلی]] که در آنها وجود دارد، [[یقین]] حاصل میشود که این سخن از زبان [[مبارک]] [[رسول اکرم]]{{صل}} دربارهٔ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} صادر شده است<ref>مرحوم سید هاشم بحرانی، چهار حدیث از اهل سنت و ۲۹ حدیث از طریق شیعه در این باره گرد آورده است (ر.ک: غایة المرام و حجة الخصام، ج۵، ص۲۱۶-۲۲۴).</ref>. از این [[حدیث]] به خوبی استفاده میشود که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} [[تعلیم]] ویژه داده و دانشهای خاصی را به او آموخته است؛ دانشهایی که ویژه خود پیامبر{{صل}} بوده و از طرق خاصی به آن حضرت [[افاضه]] شده است و این [[شأن]]، صرفاً به [[امام علی]]{{ع}} اختصاص داشته و پیامبر{{صل}} درباره هیچ کس دیگر از [[اصحاب]] خود چنین مطالبی را نفرموده است. | ||
# [[حدیث ثقلین]]: این حدیث به [[طور]] [[متواتر]] در کتابهای معروف [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است<ref>بررسی سند و نقلهای مختلف این حدیث و ذکر منابع آن در فصل سوم این نوشتار به صورت مبسوط خواهد آمد.</ref> و از لحاظ [[صحت سند]] و تعدد ناقلان آن به گونهای است که تردیدی در صدور آن از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} باقی نمیماند. شیخ قوام الدین اشنوهای رسالهای راجع به این حدیث تألیف کرده که دارالتقریب [[مصر]] آن را چاپ کرده و اکنون در دسترس است. | # [[حدیث ثقلین]]: این حدیث به [[طور]] [[متواتر]] در کتابهای معروف [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است<ref>بررسی سند و نقلهای مختلف این حدیث و ذکر منابع آن در فصل سوم این نوشتار به صورت مبسوط خواهد آمد.</ref> و از لحاظ [[صحت سند]] و تعدد ناقلان آن به گونهای است که تردیدی در صدور آن از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} باقی نمیماند. شیخ قوام الدین اشنوهای رسالهای راجع به این حدیث تألیف کرده که دارالتقریب [[مصر]] آن را چاپ کرده و اکنون در دسترس است. | ||