بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
بیگمان، هیچ چیز در امور مربوط به [[شریعت]] و [[حلال و حرام]] [[الهی]] بر [[بندگان]] برگزیدهای که سزاوار دریافت [[علوم]] غیبیاند، مخفی نمیماند و [[خداوند]] در [[غیب]] را به روی آنان میگشاید<ref>برخی از دانشمندان، چون سید مرتضی (متوفای ۴۳۶ق) و شیخ طوسی (۴۶۰-۳۸۵ق)، آگاهی امام را به بیش از این امور لازم نمیدانند. (ر.ک: سید مرتضی، علی، الشافی فی الامامه، ج۲، ص۲۶؛ شیخ طوسی، محمد، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲)</ref>. گزارشهای [[تاریخی]] خدشهناپذیر و [[روایات]] فراوانی که در کتب [[شیعه]] و [[سنی]] آمدهاند، [[گواه]] آنند که [[اولیای الهی]] از بسیاری از امور دیگر نیز آگاهند<ref>ر.ک: قاری، ملاعلی، شرح الشفاء، ج۲، ص۲۰۹.</ref> | بیگمان، هیچ چیز در امور مربوط به [[شریعت]] و [[حلال و حرام]] [[الهی]] بر [[بندگان]] برگزیدهای که سزاوار دریافت [[علوم]] غیبیاند، مخفی نمیماند و [[خداوند]] در [[غیب]] را به روی آنان میگشاید<ref>برخی از دانشمندان، چون سید مرتضی (متوفای ۴۳۶ق) و شیخ طوسی (۴۶۰-۳۸۵ق)، آگاهی امام را به بیش از این امور لازم نمیدانند. (ر.ک: سید مرتضی، علی، الشافی فی الامامه، ج۲، ص۲۶؛ شیخ طوسی، محمد، تلخیص الشافی، ج۱، ص۲۵۲).</ref>. گزارشهای [[تاریخی]] خدشهناپذیر و [[روایات]] فراوانی که در کتب [[شیعه]] و [[سنی]] آمدهاند، [[گواه]] آنند که [[اولیای الهی]] از بسیاری از امور دیگر نیز آگاهند<ref>ر.ک: قاری، ملاعلی، شرح الشفاء، ج۲، ص۲۰۹.</ref> و گاه از امور نهانی خبر میدادهاند<ref>ر.ک: ابن حنبل، احمد، المسند، ج۴، ص۵۰۶، ۳۵۴، ۲۱۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴-۳.</ref>. چگونگی این [[آگاهی]] و اینکه همیشگی و بیشرط بوده است، یا به خواست و [[اراده]] آنان و یا به مصلحت الهی بستگی داشته است. | ||
==[[علم الکتاب]]== | ==[[علم الکتاب]]== | ||
در آیهای از [[قرآن کریم]]، سخن از شخصی به میان آمده است که دارای علم الکتاب است و بر [[ | در آیهای از [[قرآن کریم]]، سخن از شخصی به میان آمده است که دارای علم الکتاب است و بر حقانیت [[رسول خدا]]{{صل}} [[گواهی]] میدهد<ref>{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}} «و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. روایات فراوانی از شیعه و سنی، مصداق این تعبیر [[قرآنی]] را [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} دانستهاند<ref>ر.ک: ابن مغازلی، علی، مناقب علی بن ابی طالب، ص۳۱۴؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۵، ص۲۳۶؛ حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۱۰-۳۰۷.</ref>؛ چنانکه خود آن حضرت میفرماید: «منم آن کس که دارنده [[علم الکتاب]] است»<ref>طبرسی، احمد، الاحتجاج، ج۱، ص۳۶۸؛ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۴۲۳؛ صفار قمی، محمد، بصائرالدرجات، ص۲۱۶.</ref>. از سوی دیگر، درباره مقصود از علم الکتاب، نظریههایی گوناگون مطرح است<ref>ر.ک: المیزان، ج۱۱، ص۳۸۷-۳۸۴.</ref> که در این نوشتار نمیتوان بدان پرداخت؛ اما از مقایسه این عبارت با تعبیر دیگر [[قرآنی]] که میفرماید: {{متن قرآن|عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ}}<ref>«آن که دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>، میتوان به این نتیجه رسید که دارنده علم الکتاب به درجاتی بالا از [[علم]] و [[معرفت]] دست یافته است و از حقایقی [[آگاهی]] دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند. [[آصف بن برخیا]]، یکی از [[کارگزاران]] سلیمان [[نبی]]{{ع}}، به دلیل برخورداری از [[دانش]] اندکی از کتاب (علم من الکتاب) توانست تخت ملکه سبا را در یک چشم بر هم زدن، نزد سلیمان حاضر سازد؛ در حالی که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دانش همه کتاب (علم الکتاب) را یکجا در [[اختیار]] دارد<ref>ر.ک: الکافی، ج۱، ص۲۵۷،۲۲۹؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۳۶۷؛ ابن عبدالوهاب، حسین، عیون المعجزات، ص۳۹؛ بحرانی، سید هاشم، ینابیع المعاجز، ص۲۲-۱۳.</ref> و به فرموده خود، همه علومش را نزد [[فرزندان]] [[معصوم]] خویش [[میراث]] گذاشته است<ref>بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۷۹.</ref>. | ||
[[امام علی]]{{ع}} در گفتاری دیگر، [[برخورداری از علم]] الکتاب را به آگاهی از [[اسم اعظم]] [[خدا]] پیوند زده، میفرماید: آصف بن برخیا، تنها یک حرف از اسم اعظم را میدانست... در حالی که ما هفتاد و دو حرف را میدانیم، و البته یک حرف در | [[امام علی]]{{ع}} در گفتاری دیگر، [[برخورداری از علم]] الکتاب را به آگاهی از [[اسم اعظم]] [[خدا]] پیوند زده، میفرماید: آصف بن برخیا، تنها یک حرف از اسم اعظم را میدانست... در حالی که ما هفتاد و دو حرف را میدانیم، و البته یک حرف در علم غیب خدا باقی مانده [و برای کسی آشکار نگشته] است<ref>بحارالانوار، ج۲۷، ص۳۷؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۸۵؛ همو، ینابیع المعاجز، ص۳۴.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۲.</ref> | ||
==[[شرایع آسمانی]]== | ==[[شرایع آسمانی]]== | ||
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} که نمونه والای دارندگان [[علوم غیبی]] است، نه تنها [[تفسیر]] و [[تأویل قرآن]] و [[شأن نزول آیات]] [[قرآنی]] را میداند و [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و خاص و عامش را از یکدیگر بازمیشناسد<ref>ر.ک: حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۸-۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳۸؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۵۱، بخاری، اسماعیل التاریخ الکبیر، ج۸، ص۱۶۵.</ref>، بلکه به فرموده خود، آگاهیاش به [[تورات]] و [[انجیل]] از خود [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] بیشتر است و میتواند در میان هر گروه، بر اساس کتاب آسمانیشان [[داوری]] کند<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۴۶۳، ۴۳۳، ۳۳۲؛ تفسیر قرات الکوفی، ص۱۸۸، ۶۸؛ شیخ طوسی، محمد، الامالی، ص۵۲۳.</ref>. این [[دانش]] گسترده، برگرفته از [[مکتب]] [[پیامبری]] است که با اتصال به [[خزانه]] | [[امیرمؤمنان]]{{ع}} که نمونه والای دارندگان [[علوم غیبی]] است، نه تنها [[تفسیر]] و [[تأویل قرآن]] و [[شأن نزول آیات]] [[قرآنی]] را میداند و [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و خاص و عامش را از یکدیگر بازمیشناسد<ref>ر.ک: حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، ج۱، ص۳۸-۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۳۸؛ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۳۵۱، بخاری، اسماعیل التاریخ الکبیر، ج۸، ص۱۶۵.</ref>، بلکه به فرموده خود، آگاهیاش به [[تورات]] و [[انجیل]] از خود [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] بیشتر است و میتواند در میان هر گروه، بر اساس کتاب آسمانیشان [[داوری]] کند<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۴۶۳، ۴۳۳، ۳۳۲؛ تفسیر قرات الکوفی، ص۱۸۸، ۶۸؛ شیخ طوسی، محمد، الامالی، ص۵۲۳.</ref>. این [[دانش]] گسترده، برگرفته از [[مکتب]] [[پیامبری]] است که با اتصال به [[خزانه]] غیب الهی، مسئلهآموز صد مدرس بود<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۳.</ref>. | ||
==گذشته و [[آینده]]== | ==گذشته و [[آینده]]== | ||
[[امام علی]]{{ع}} با اشاره به اینکه دانش | [[امام علی]]{{ع}} با اشاره به اینکه دانش پیامبران پیشین در [[پیامبر اسلام]]{{صل}} گرد آمده و ایشان از وقایع گذشته و حوادث آینده [[آگاه]] است، خود را [[وارث علم]] او میخواند و میفرماید: «[[سوگند]] به کسی که جانم به دست او است، من نیز از آنچه [[پیامبر]] میدانست، آگاهم و از حوادثی که تاکنون روی داده است، یا تا [[قیامت]] روی میدهد، خبر دارم»<ref>صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص۱۲۷؛ بحرانی، سید هاشم، ینابیع المعاجز، ص۳۷؛ بحار الانوار، ج۲۶، ص۱۱۰.</ref>. | ||
[[سوگند]] به کسی که جانم به دست او است، من نیز از آنچه [[پیامبر]] میدانست، آگاهم و از حوادثی که تاکنون روی داده است، یا تا [[قیامت]] روی میدهد، خبر | |||
[[امام]] در گفتاری دیگر، گستره دانش خود را چنین شرح میدهد: «به [[خدا]]، اگر خواهم هر یک از شما را خبر دهم که از کجا آمده و به کجا رود و سرانجام کارهای او چه بود، توانم، لیکن ترسم که درباره من به راه [[غلو]] روید و مرا بر [[رسول خدا]]{{صل}} تفضیل نهید»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵، ص۱۸۱.</ref>. | |||
پیشگوییهای شگفتانگیز امیرمؤمنان{{ع}} زبانزد همگان است و کتابهای فراوانی در این باره نگاشتهاند<ref>برای نمونه، ر.ک: ری شهری، محمد، موسوعه الامام علی بن ابی طالب{{ع}}، ج۱۱، ص۱۶۴-۱۰۷.</ref>. این [[پیشگوییها]] چونانند که راه هرگونه توجیهی را میبندند و تردیدی در [[آگاهی امام]] از [[غیب]] باقی نمیگذارند؛ چنانکه پیش از آغاز [[جنگ نهروان]] فرمود: «به [[خدا]] که ده کس از آنان نرهد و از شما ده تن کشته نشود»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۹، ص۴۸.</ref>. [[ابن ابی الحدید]] در شرح این [[خطبه]] سخنانی دارد که گزیده آن چنین است: "این خبر غیبی از اخبار متواتر است و یکی از [[معجزات]] آن حضرت به شمار میرود؛ زیرا [[پیشگویی]] حوادث آینده به دو گونه میتواند بود: یکی اجمالی و سربسته؛ برای مثال، کسی میگوید: «شما بر این گروه [[پیروز]] خواهید شد». این پیشبینی اگر هم درست از کار در آید، دلیلی بر آگاهی غیبی گوینده آن نخواهد بود. دیگر، تفصیلی؛ چنانکه [[امام]] در این [[روایت]]، از شمار دقیق کسانی که از دو طرف کشته میشوند، خبر میدهد و ارتباط خود را با عالمی دیگر بهخوبی مینمایاند. این گونه پیشگویی، فراتر از توان بشری است و جز [[معجزه]] و خبر غیبی، نام دیگری نمیتوان بر آن نهاد<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۴-۳.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۳.</ref> | |||
[[ | |||
[[ | |||
[[امام علی]]{{ع}} این بعد از [[علوم غیبی]] را - همچون ابعاد دیگر - ویژه خود نمیشمارد، بلکه دیگر اعضای [[اهلبیت]] را در آن [[شریک]] میداند<ref>{{ | ==زمان مرگ و پیشامدهای ناگوار== | ||
[[آگاهی]] از [[زمان]] فرا رسیدن [[مرگ]] و رویدادهای ناخوشایند - که در اصطلاح عربی، {{عربی|عِلْمَ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا}} خوانده میشود - در [[روایات]] [[علوی]] بسیار به چشم میآید و از دانشهای [[غیبی]] آن حضرت به شمار است؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: «[[امیر مؤمنان]]{{ع}} بارها میفرمود: «... زمان فرا رسیدن مرگ و پیشامدهای ناگوار را میدانم و از اصل و نسب [[آدمیان]] و چگونگی [[داوری]] میان آنان آگاهی دارم. نه حوادث گذشته از دسترس من به دور است و نه امور [[نهان]] از دیده، برایم مستور.... اینها همه، دانشی است که خدا مرا از آن [[آگاه]] ساخته است»<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۶. نیز ر.ک: صفار قمی، محمد، بصائرالدرجات، ص۲۰۱.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} این بعد از [[علوم غیبی]] را - همچون ابعاد دیگر - ویژه خود نمیشمارد، بلکه دیگر اعضای [[اهلبیت]] را در آن [[شریک]] میداند<ref>{{متن حدیث|إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ عُلِّمْنَا عِلْمَ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ الْأَنْسَابِ}}. (صفار قمی، محمد، بصائرالدرجات، ص۲۶۸)</ref>. حتی آن حضرت دریچههایی از این [[دانش]] را به روی برخی [[یاران]] خویش، همچون [[رشید هجری]]، نیز گشوده است و [[رشید]] نه تنها از چگونگی [[شهادت]] خود و ناگواریهایی که دامنگیرش خواهد شد، [[آگاهی]] داشت، بلکه بارها از زمان مرگ دیگران نیز رازگشایی میکرد، و حوادث آینده نیز چنان روی میداد که او گفته بود<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۸۴؛ مجلسی، محمد باقر، مرآهالعقول، ج۶، ص۶۷؛ شیخ طوسی، محمد، اختیار معرفه الرجال، ص۷۶.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۵.</ref> | |||
==[[اسرار]] درونی== | ==[[اسرار]] درونی== | ||
رازهای پنهان و اسرار درونی [[آدمیان]]، دستهای دیگر از امور غیبیاند که [[خداوند]] برای [[پیامبران]] و [[امامان]] آشکار میسازد<ref>مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۶۷.</ref>؛ چنانکه [[امام علی]]{{ع}} به یکی از [[جاسوسان]] [[معاویه]]، که خود را | رازهای پنهان و اسرار درونی [[آدمیان]]، دستهای دیگر از امور غیبیاند که [[خداوند]] برای [[پیامبران]] و [[امامان]] آشکار میسازد<ref>مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۶۷.</ref>؛ چنانکه [[امام علی]]{{ع}} به یکی از [[جاسوسان]] [[معاویه]]، که خود را هوادار آن حضرت مینمایاند، فرمود: «تو را معاویه به سوی من فرستاده، تا از پاسخ مسائلی که در حل آنها درمانده است، [[آگاه]] گردد»<ref>حر عاملی، محمد، اثبات الهداه، ج۲، ص۴۶۰.</ref>. همچنین، یکی از [[خوارج]] به قصد آنکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را بیازماید و آگاهیاش را از [[امور غیبی]] پنداری [[باطل]] نمایاند، نزد [[امام]] آمد و از ارادت و [[دوستی]] خود به او سخن راند. امام در پاسخ فرمود: [[دروغ]] میگویی. به [[خدا]] [[سوگند]] که مرا [[دوست]] نداری و هرگز نداشتهای... گویی زمانی را میبینم که در حال [[گمراهی]] کشته میشوی و مرکبهای عراقیان چنان چهرهات را لگدکوب میسازند که بستگانت از بازشناختنت درمیمانند<ref>حر عاملی، محمد، اثبات الهداه، ج۲، ص۴۶۱؛ ر.ک: کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۳۸؛ صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص۸۹-۸۷.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۵.</ref> | ||
==زبان همه آدمیان== | ==زبان همه آدمیان== | ||
در [[تاریخ]] زندگانی [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} به حکایاتی بسیار برمیخوریم که بر اساس آنها، [[اهلبیت پیامبر]]{{صل}} به زبانهای گوناگونی همچون | در [[تاریخ]] زندگانی [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} به حکایاتی بسیار برمیخوریم که بر اساس آنها، [[اهلبیت پیامبر]]{{صل}} به زبانهای گوناگونی همچون سریانی، عبری، ترکی، روسی و فارسی سخن گفتهاند<ref>ر.ک: صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص۳۳۳-۳۴۰؛ ری شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب والسنه، ص۲۰۲-۱۹۹.</ref>؛ چنانکه امیرمؤمنان{{ع}} به [[شکایت]] گروهی نبطی زبان که از سنگینی [[خراج]] گلهمند بودند، با زبان خودشان پاسخ گفت<ref>ابن شهر آشوب، محمد، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۳۲؛ صفار قمی، محمد، بصائر الدرجات، ص۳۳۵.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}} در [[ملاقات]] با گروهی از [[ایرانیان]]، که با زبان عربی ناآشنا بودند، به فارسی فرمود: «هر که درم اندوزد، جزایش [[دوزخ]] باشد»<ref>راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۳؛ بحارالانوار، ج۴۷، ص۱۱۹.</ref>. در این باره، [[اباصلت هروی]] از [[امام رضا]]{{ع}} [[روایت]] میکند: «[[خداوند]] هیچکس را بر گروهی [[حجت]] نمیکند، جز آنکه زبان آنان را به او میآموزد. آیا این سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را نشنیدهای که فرمود: «به ما [[فصل الخطاب]] دادهاند؟» آیا فصل الخطاب چیزی جز دانستن زبانها است»<ref>شیخ صدوق، محمد، عیون اخبار الرضا، ص۶۵۱-۶۵۰.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۶.</ref> | ||
[[خداوند]] هیچکس را بر گروهی [[حجت]] نمیکند، جز آنکه زبان آنان را به او میآموزد. آیا این سخن [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را نشنیدهای که فرمود: «به ما [[فصل الخطاب]] دادهاند؟» آیا فصل الخطاب چیزی جز دانستن زبانها | |||
==زبان حیوانات== | ==زبان حیوانات== | ||
در روایتی، [[امام علی]]{{ع}} با سلیمان [[پیامبر]]، که به فرموده [[قرآن]]، زبان پرندگان را میدانست<ref>{{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ}} «و سلیمان از داوود میراث برد و گفت: ای مردم! به ما زبان مرغان آموختهاند و از همه چیز (بهرهای) بخشیدهاند؛ بیگمان این برتری آشکاری است» سوره نمل، آیه ۱۶.</ref>، همنوا میگردد و میفرماید: «ما را زبان مرغان آموختند و از هر [[نعمت]] عطا کردند»<ref>ری شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب والسنه، ص۲۰۲، به نقل از اثبات الوصیه.</ref>. و این البته به زبان پرندگان اختصاص ندارد، بلکه به [[گواهی]] [[روایات]]، حیوانات دیگر را نیز دربرمیگیرد<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۳۱؛ صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۴۴-۳۴۳، ۳۵۳-۳۴۷.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۵۶.</ref> | در روایتی، [[امام علی]]{{ع}} با سلیمان [[پیامبر]]، که به فرموده [[قرآن]]، زبان پرندگان را میدانست<ref>{{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ}} «و سلیمان از داوود میراث برد و گفت: ای مردم! به ما زبان مرغان آموختهاند و از همه چیز (بهرهای) بخشیدهاند؛ بیگمان این برتری آشکاری است» سوره نمل، آیه ۱۶.</ref>، همنوا میگردد و میفرماید: «ما را زبان مرغان آموختند و از هر [[نعمت]] عطا کردند»<ref>ری شهری، محمد، اهل البیت فی الکتاب والسنه، ص۲۰۲، به نقل از اثبات الوصیه.</ref>. و این البته به زبان پرندگان اختصاص ندارد، بلکه به [[گواهی]] [[روایات]]، حیوانات دیگر را نیز دربرمیگیرد<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۳۱؛ صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۴۴-۳۴۳، ۳۵۳-۳۴۷.</ref>.<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)| مقاله «علم غیب امام»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۳۵۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||