بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
اما الهام به معنای عام، علاوه بر [[انسانها]]، [[فرشتگان]]<ref>بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۸۷؛ ج۳، ص۲۷۲.</ref> و حیواناتی چون زنبور عسل<ref>بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۸۷.</ref> را هم شامل میشود. و میتوان میان الهام و وحی به معنای عام آن دو رابطه عموم من وجه را [[استنباط]] کرد<ref>بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>عبدالرحیم سلیمانی بهبهانی|سلیمانی بهبهانی، عبدالرحیم، الهام ۱ (مقاله)|مقاله «الهام»، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص۳۹۶-۴۰۲</ref> | اما الهام به معنای عام، علاوه بر [[انسانها]]، [[فرشتگان]]<ref>بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۸۷؛ ج۳، ص۲۷۲.</ref> و حیواناتی چون زنبور عسل<ref>بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۸۷.</ref> را هم شامل میشود. و میتوان میان الهام و وحی به معنای عام آن دو رابطه عموم من وجه را [[استنباط]] کرد<ref>بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>عبدالرحیم سلیمانی بهبهانی|سلیمانی بهبهانی، عبدالرحیم، الهام ۱ (مقاله)|مقاله «الهام»، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص۳۹۶-۴۰۲</ref> | ||
== [[ | == روایات [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} == | ||
در روایتی، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که: {{متن حدیث|أَعْطَانِي الْوَحْيَ وَ أَعْطَى عَلِيّاً الْإِلْهَامَ وَ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴: «خداوند به من وحی، و به على الهام عطا کرده».</ref>؛ از ظاهر این [[روایت]]، این گونه استفاده میشود که [[الهام]] در برابر [[وحی]] قرار گرفته و وحی به [[پیامبر]]{{صل}} و الهام به امير المؤمنين{{ع}} نسبت داده شده است. | در روایتی، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است که: {{متن حدیث|أَعْطَانِي الْوَحْيَ وَ أَعْطَى عَلِيّاً الْإِلْهَامَ وَ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴: «خداوند به من وحی، و به على الهام عطا کرده».</ref>؛ از ظاهر این [[روایت]]، این گونه استفاده میشود که [[الهام]] در برابر [[وحی]] قرار گرفته و وحی به [[پیامبر]]{{صل}} و الهام به امير المؤمنين{{ع}} نسبت داده شده است. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
در [[نقلی]] آمده است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در [[سحرگاه]] [[نوزدهم رمضان]]، به [[امام حسن]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|قَلْبِي يَشْهَدُ أَنِّي مَقْتُولٌ}}<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۴۳۷.</ref>؛ «قلبم [[گواهی]] میدهد که کشته خواهم شد». [[گواهی دادن]] [[دل]] يا [[قلب]]، تعبیر دیگری از همان الهام است. روشن است که مقصود از دل یا قلب در این گونه تعابیر، [[جان]] و [[روح انسان]] است؛ نه [[قلب]] [[جسمانی]]<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۲، ص۲۲۳؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج۱، ص۸۷.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص۲۵۵.</ref> | در [[نقلی]] آمده است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} در [[سحرگاه]] [[نوزدهم رمضان]]، به [[امام حسن]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|قَلْبِي يَشْهَدُ أَنِّي مَقْتُولٌ}}<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۴۳۷.</ref>؛ «قلبم [[گواهی]] میدهد که کشته خواهم شد». [[گواهی دادن]] [[دل]] يا [[قلب]]، تعبیر دیگری از همان الهام است. روشن است که مقصود از دل یا قلب در این گونه تعابیر، [[جان]] و [[روح انسان]] است؛ نه [[قلب]] [[جسمانی]]<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۲، ص۲۲۳؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج۱، ص۸۷.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص۲۵۵.</ref> | ||
== [[ | == روایات [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{ع}} == | ||
در این موضوع، [[روایت]] صریحی از این بزرگواران یافت نشد؛ اما میتوان از خطبههای [[بلیغ]] و [[فصیح]] آنان، به [[طور]] احتمالی [[الهام]] شدن برخی مطالب به [[ائمه]] را [[استنباط]] کرد. در روایتی آمده است که عدهای نزد أميرالمؤمنين{{ع}} آمدند و از [[خشکسالی]] [[شکایت]] کردند و از ایشان خواستند که برای آمدن [[باران]] [[دعا]] کنند. آن [[حضرت امام حسن]] و امام حسین{{ع}} را فراخواندند و از ایشان خواستند که برای [[نزول باران]] [[دست]] به [[دعا]] بردارند. ابتدا [[امام مجتبی]]{{ع}} دعایی [[زیبا]] با مضامین عالی برای [[طلب باران]] خواندند؛ سپس [[سیدالشهدا]]{{ع}} دعای دیگری را در طلب باران در نهایت فصاحت و با مضامین عالی قرائت فرمودند. به جناب [[سلمان]] که [[راوی]] این حديث است، گفته شد: آیا این [[دعاها]] به آنان [[آموزش]] داده شده بود؟ ایشان در پاسخ فرمودند: وای بر شما! مگر [[حدیث]] [[رسول خدا]]{{صل}} را نشنیدهاید که فرمود: «[[خداوند]] بر زبان [[اهل بیت]] من چراغهای [[حکمت]] را جاری گردانده است»<ref>ر. ک: عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۱۵۸؛ سیدهاشم بحرانی، مدينة معاجز الأئمة الاثنی عشر، ج۳، ص۳۹۶.</ref>. این [[حدیث شریف]] ممکن است این گونه توجیه شود که خداوند این مطالب [[حکیمانه]] را بر قلب امام مجتبی و [[امام]] حسين{{ع}} [[الهام]]، و بر زبان آنان جاری کرده است<ref>سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص۲۵۷.</ref>. | در این موضوع، [[روایت]] صریحی از این بزرگواران یافت نشد؛ اما میتوان از خطبههای [[بلیغ]] و [[فصیح]] آنان، به [[طور]] احتمالی [[الهام]] شدن برخی مطالب به [[ائمه]] را [[استنباط]] کرد. در روایتی آمده است که عدهای نزد أميرالمؤمنين{{ع}} آمدند و از [[خشکسالی]] [[شکایت]] کردند و از ایشان خواستند که برای آمدن [[باران]] [[دعا]] کنند. آن [[حضرت امام حسن]] و امام حسین{{ع}} را فراخواندند و از ایشان خواستند که برای [[نزول باران]] [[دست]] به [[دعا]] بردارند. ابتدا [[امام مجتبی]]{{ع}} دعایی [[زیبا]] با مضامین عالی برای [[طلب باران]] خواندند؛ سپس [[سیدالشهدا]]{{ع}} دعای دیگری را در طلب باران در نهایت فصاحت و با مضامین عالی قرائت فرمودند. به جناب [[سلمان]] که [[راوی]] این حديث است، گفته شد: آیا این [[دعاها]] به آنان [[آموزش]] داده شده بود؟ ایشان در پاسخ فرمودند: وای بر شما! مگر [[حدیث]] [[رسول خدا]]{{صل}} را نشنیدهاید که فرمود: «[[خداوند]] بر زبان [[اهل بیت]] من چراغهای [[حکمت]] را جاری گردانده است»<ref>ر. ک: عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۱۵۸؛ سیدهاشم بحرانی، مدينة معاجز الأئمة الاثنی عشر، ج۳، ص۳۹۶.</ref>. این [[حدیث شریف]] ممکن است این گونه توجیه شود که خداوند این مطالب [[حکیمانه]] را بر قلب امام مجتبی و [[امام]] حسين{{ع}} [[الهام]]، و بر زبان آنان جاری کرده است<ref>سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی ص۲۵۷.</ref>. | ||
== [[ | == روایات [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}} == | ||
در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که امیرالمؤمنين على{{ع}} مطابق کتاب و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} عمل میکرد. اگر در موردی [[دانشی از کتاب]] و [[سنت]] نزد ایشان نبود<ref>گویا مقصود آن است که اگر چیزی به طور روشن در ظاهر قرآن و سنت نباشد، علم به آنکه در واقع، تفسیر و تفصيل قرآن و سنت است. به امام الهام میشود.</ref>، [[خداوند]] [[علم صحیح]] را به ایشان [[الهام]] میکرد<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۴. سند این روایت، صحيح است. مرحوم صفار این روایت را با دو سند دیگر نیز نقل کرده است (ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵). روایت اول از این دو روایت، صحیح السند، و دومی دارای سند موثق است.</ref>. البته در چند [[روایت]]، عبدالرحيم بن [[روح]] از [[امام باقر]] نقل کرده است: سيرة على{{ع}} این بود که هرگاه امری روی میداد که [[حکم]] آن) در [[قرآن]] نازل نشده بود و سنتی (هم از [[پیامبر]]{{صل}}) نبود، [[حدس]] میزد (قرعه میانداخت) و به [[حقیقت]] میرسید<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۸۹؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۰.</ref>. در پایان این [[روایات]] آمده است که امام باقر{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هِيَ الْمُعْضِلَاتُ}}؛ این مطلب، از امور بسیار مشکل است. | در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که امیرالمؤمنين على{{ع}} مطابق کتاب و [[سنت رسول خدا]]{{صل}} عمل میکرد. اگر در موردی [[دانشی از کتاب]] و [[سنت]] نزد ایشان نبود<ref>گویا مقصود آن است که اگر چیزی به طور روشن در ظاهر قرآن و سنت نباشد، علم به آنکه در واقع، تفسیر و تفصيل قرآن و سنت است. به امام الهام میشود.</ref>، [[خداوند]] [[علم صحیح]] را به ایشان [[الهام]] میکرد<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۴. سند این روایت، صحيح است. مرحوم صفار این روایت را با دو سند دیگر نیز نقل کرده است (ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵). روایت اول از این دو روایت، صحیح السند، و دومی دارای سند موثق است.</ref>. البته در چند [[روایت]]، عبدالرحيم بن [[روح]] از [[امام باقر]] نقل کرده است: سيرة على{{ع}} این بود که هرگاه امری روی میداد که [[حکم]] آن) در [[قرآن]] نازل نشده بود و سنتی (هم از [[پیامبر]]{{صل}}) نبود، [[حدس]] میزد (قرعه میانداخت) و به [[حقیقت]] میرسید<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۸۹؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۰.</ref>. در پایان این [[روایات]] آمده است که امام باقر{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|هِيَ الْمُعْضِلَاتُ}}؛ این مطلب، از امور بسیار مشکل است. | ||
در صورت | در صورت پذیرفتن روایات [[عبدالرحیم]]<ref>وثاقت او نزد بسیاری از رجالیون ثابت نشده است؛ هر چند برخی مانند مرحوم مجلسی او را تأیید کردهاند (ر.ک: سید ابو القاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۸-۷).</ref>، میتوان گفت که مقصود از «[[رجم]]»<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۶، ص۱۱۹: {{عربی|الرجم: القذف بالغيب وبالظن}}، محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۲۲۷: {{عربی|الرجم. القول بالظن و الحدس، وفي الصحاح: أن يتكلم الرجل بالظن}}؛ فخر الدين بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ج۶، ص۶۸:{{عربی|الرجم هو أن يتكلم الرجل بالظن}}.</ref> در این روایات، حدس زدن پا قرعه انداختن است. در برخی از این روایات، به جای رجم، تعبير «[[سام]]» آمده که نوعی قرعه انداختن بوده است<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۴، ص۱۱؛ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۳۰۸.</ref>. اگر مقصود، قرعه انداختن باشد، به [[طور]] طبیعی مربوط به امور جزئی است که قرعه انداختن در آنها جایز است؛ یا آنکه اساسا قرعه برای آن حضرت (به طور خاص) یکی از راههای تشخیص [[حکم]] بوده است<ref>ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۱۷۷.</ref>. احتمال قویتر آن است که مقصود از [[رجم]] در این [[روایات]]، همان [[الهام]] باشد. عمل کردن به [[حدس]] و [[گمان]] در [[امور دینی]]، پذیرفته و [[پسندیده]] نیست و موجب [[اطمینان]] نیافتن به [[درستی]] آن سخن میشود، افزون بر آنکه نمیتوان حکمی را یافت که در آن [[دستوری]] از [[قرآن]] و [[سنت]]، هر چند به شکل کلی، نیامده باشد. بنابراین مقصود از رجم در این گونه موارد، به احتمال زیاد همان الهام است که با تعبیر حدس و گمان، بیان یا نقل شده است<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۲، ص۳۳-۳۲.</ref>؛ زیرا در هر دو حالت (حدس و الهام)، دانشی به [[قلب]] فرد افکنده میشود و او مطابق آنچه در قلب خود مییابد، اقدام میکند. تفاوت این دو در آن است که در حدس، ضمانتی بر درستی آن نیست؛ اما الهام منبعی [[الهی]] دارد و مطابق با واقع است. | ||
در روایتی دیگر، [[امام باقر]]{{ع}} خبر دادند که [[شبهای جمعه]] بر [[علم ائمه]] افزوده میشود و ایشان در حالی صبح میکنند که [[علوم]] بسیاری به آنان الهام شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۳۰.</ref>. در روایات متعددی از [[امام صادق]]{{ع}}، افكندن در [[دل]] یا شنیدن صدا با گوش، یکی از شیوههای دریافت برخی علوم توسط [[ائمه]]{{عم}} معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹-۳۱۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۶. این روایات، مستفیضاند.</ref>. در یکی از این روایات نقل شده است: یکی از [[اصحاب]] از ایشان پرسید: [[امام]] مطلبی را که از او پرسیده میشود و نزد او چیزی نیست، از کجا میداند؟ امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|يُنْكَتُ فِي الْقَلْبِ نَكْتاً أَوْ يُنْقَرُ فِي الْأُذُنِ نَقْراً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی به [[طور]] خاصی در [[قلب]] افکنده میشود یا با گوش شنیده میشود. البته در برخی از این نقلها آمده است که گاهی هر دو شیوه با هم به کار میروند: {{متن حدیث|وَ قَدْ يَكُونَانِ مَعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی هم در [[دل]] افکنده میشود و هم گوش صدا را میشنود. «[[نکت]]»، یعنی اثر گذاشتن در چیزی یا به تعبیر دیگر، حک کردن. «نکت الأرض بقضيب أو بأصبعه» یعنی [[زمین]] را با چوب یا انگشت خود خراشید<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۳۹؛ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۱۰۰؛ مبارک بن اثیر جزری، النهاية في غريب الحديث و الاثر، تصحیح محمود محمد طناحی، ج۵، ص۱۱۳.</ref>. نكت مطلبی در قلب، به تناسب این ریشه به معنای حک کردن یا القای دانشی در قلب است. این عبارت، تعبیر دیگری از [[الهام]] است؛ زیرا افزون بر سازگاری آن با معنای لغوی الهام، در برخی از این [[روایات]]، به جای [[نکت در قلب]] و شنیدن با گوش، آمده است: {{متن حدیث|إِلْهَامٌ وَ سَمَاعٌ، وَ رُبَّمَا كَانَا جَمِيعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>؛ یعنی شیوه دریافت [[علوم]] توسط [[ائمه]]{{عم}} در این گونه موارد، [[الهام]] یا شنیدن یا هر دو است. شباهت کامل این روایات با روایات پیشین و به کارگیری الهام در این [[روایت]] به جای [[القا]] در قلب، نشانه [[اتحاد]] مفهوم الهام با حک کردن در قلب است<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۷.</ref>. | در روایتی دیگر، [[امام باقر]]{{ع}} خبر دادند که [[شبهای جمعه]] بر [[علم ائمه]] افزوده میشود و ایشان در حالی صبح میکنند که [[علوم]] بسیاری به آنان الهام شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۳۰.</ref>. در روایات متعددی از [[امام صادق]]{{ع}}، افكندن در [[دل]] یا شنیدن صدا با گوش، یکی از شیوههای دریافت برخی علوم توسط [[ائمه]]{{عم}} معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۹-۳۱۶؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۶. این روایات، مستفیضاند.</ref>. در یکی از این روایات نقل شده است: یکی از [[اصحاب]] از ایشان پرسید: [[امام]] مطلبی را که از او پرسیده میشود و نزد او چیزی نیست، از کجا میداند؟ امام صادق{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|يُنْكَتُ فِي الْقَلْبِ نَكْتاً أَوْ يُنْقَرُ فِي الْأُذُنِ نَقْراً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی به [[طور]] خاصی در [[قلب]] افکنده میشود یا با گوش شنیده میشود. البته در برخی از این نقلها آمده است که گاهی هر دو شیوه با هم به کار میروند: {{متن حدیث|وَ قَدْ يَكُونَانِ مَعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>؛ یعنی هم در [[دل]] افکنده میشود و هم گوش صدا را میشنود. «[[نکت]]»، یعنی اثر گذاشتن در چیزی یا به تعبیر دیگر، حک کردن. «نکت الأرض بقضيب أو بأصبعه» یعنی [[زمین]] را با چوب یا انگشت خود خراشید<ref>ر. ک: خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۵، ص۳۳۹؛ محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۱۰۰؛ مبارک بن اثیر جزری، النهاية في غريب الحديث و الاثر، تصحیح محمود محمد طناحی، ج۵، ص۱۱۳.</ref>. نكت مطلبی در قلب، به تناسب این ریشه به معنای حک کردن یا القای دانشی در قلب است. این عبارت، تعبیر دیگری از [[الهام]] است؛ زیرا افزون بر سازگاری آن با معنای لغوی الهام، در برخی از این [[روایات]]، به جای [[نکت در قلب]] و شنیدن با گوش، آمده است: {{متن حدیث|إِلْهَامٌ وَ سَمَاعٌ، وَ رُبَّمَا كَانَا جَمِيعاً}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>؛ یعنی شیوه دریافت [[علوم]] توسط [[ائمه]]{{عم}} در این گونه موارد، [[الهام]] یا شنیدن یا هر دو است. شباهت کامل این روایات با روایات پیشین و به کارگیری الهام در این [[روایت]] به جای [[القا]] در قلب، نشانه [[اتحاد]] مفهوم الهام با حک کردن در قلب است<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۵۷.</ref>. | ||
== [[ | == روایات [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}} == | ||
پیش از این اشاره شد که در برخی روایات امام کاظم{{ع}}، الهام و شنیدن صدای هاتف [[غیبی]]، از شیوههای دریافت علوم توسط ائمه{{عم}} معرفی شدهاند<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۷؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۲۸۶. سند این دو روایت، موثق است.</ref>. در روایتی از آن حضرت در توضیح [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} درباره شیوههای رسیدن [[علم]] به [[ائمه]]{{عم}} حک کردن در [[قلب]]، به صراحت به [[الهام]] تفسير شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸: {{متن حدیث|وَ أَمَّا النَّكْتُ فِي الْقُلُوبِ فَإِلْهَامٌ}}، همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۸.</ref>. | پیش از این اشاره شد که در برخی روایات امام کاظم{{ع}}، الهام و شنیدن صدای هاتف [[غیبی]]، از شیوههای دریافت علوم توسط ائمه{{عم}} معرفی شدهاند<ref>ر. ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۷؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۲۸۶. سند این دو روایت، موثق است.</ref>. در روایتی از آن حضرت در توضیح [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} درباره شیوههای رسیدن [[علم]] به [[ائمه]]{{عم}} حک کردن در [[قلب]]، به صراحت به [[الهام]] تفسير شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۸: {{متن حدیث|وَ أَمَّا النَّكْتُ فِي الْقُلُوبِ فَإِلْهَامٌ}}، همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۱۸.</ref>. | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} نقل شده است: [[خداوند عزوجل]] هرگاه بندهای را برای ([[سرپرستی]]) امور بندگانش برگزیند، سینه او را فراخ میکند و در قلب او چشمههای [[حکمت]] را جاری میسازد و به او الهامهای ویژه میکند. از همین روی، در پاسخ به هیچ پرسشی [[ناتوان]] نمیماند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۱؛ {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ}}. محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، تحقیق علی اکبر غفاری، ص۲۲۳.</ref>. در روایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است که [[آگاهی]] هر [[امام]] به [[امامت]] خود پس از [[شهادت امام]] پیشین، به وسيله [[الهام الهی]] است<ref>ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۷۶؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۶۰.</ref> | در روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} نقل شده است: [[خداوند عزوجل]] هرگاه بندهای را برای ([[سرپرستی]]) امور بندگانش برگزیند، سینه او را فراخ میکند و در قلب او چشمههای [[حکمت]] را جاری میسازد و به او الهامهای ویژه میکند. از همین روی، در پاسخ به هیچ پرسشی [[ناتوان]] نمیماند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۱؛ {{متن حدیث|إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِكَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ}}. محمد بن ابراهيم نعمانی، الغيبة، تحقیق علی اکبر غفاری، ص۲۲۳.</ref>. در روایتی دیگر از آن حضرت نقل شده است که [[آگاهی]] هر [[امام]] به [[امامت]] خود پس از [[شهادت امام]] پیشین، به وسيله [[الهام الهی]] است<ref>ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۷۶؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحيح است.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۶۰.</ref> | ||
== [[ | == روایات [[امام جواد]]، [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{ع}} == | ||
در روایتی از امام هادی{{ع}} نقل شده است که [[وحی]] به دو نوع مستقيم و [[الهام]] تقسیم میشود که وحی الهام، همان قرار گرفتن در [[قلب]] است<ref>ر. ک: على بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. بنا بر این [[روایت]]، [[الهام]] یکی از [[اقسام وحی]] به شمار میرود<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۶۱.</ref> | در روایتی از امام هادی{{ع}} نقل شده است که [[وحی]] به دو نوع مستقيم و [[الهام]] تقسیم میشود که وحی الهام، همان قرار گرفتن در [[قلب]] است<ref>ر. ک: على بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. بنا بر این [[روایت]]، [[الهام]] یکی از [[اقسام وحی]] به شمار میرود<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۲۶۱.</ref> | ||