| مداخل مرتبط = [[عدل علی در قرآن]] - [[عدل علی در حدیث]] - [[عدل علی در کلام اسلامی]]
| پرسش مرتبط = عدل علی (پرسش)
}}
'''عدل علی''' [[عدالت]] و برخورد یکسان با [[مردم]] از سوی دستگاه [[حکومتی]] و مراعات [[حقوق]] [[انسانها]] و [[پرهیز]] از [[ستم]] و [[تبعیض]] از نشانههای عادلانه بودن یک [[حکومت]] است. [[عدل]] [[امام علی|علی]] در دورۀ خلافتش از بارزترین ویژگیهای [[ارزشمند]] [[حکومت]] [[علوی]] بود که در همۀ ادوار [[تاریخ]] ضربالمثل و [[الگو]] گشته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۸.</ref>.
== مقدمه ==
* این [[عدالت]]، در زمینۀ [[محاکمه]] و [[داوری]]، [[کیفر]] [[مجرمان]]، تقسیم [[بیتالمال]]، [[اجرای حدود الهی]] و [[تأمین رفاه]] برای [[مردم]] مشهود بود. سخنان آن [[حضرت]] و سیرۀ [[حکومتی]] وی، ترسیمکنندۀ این [[عدالت]] است. در عهدنامۀ [[مالک اشتر]]، [[حاکمیت عدل]] را مایۀ چشمروشنی [[والیان]] و [[حاکمان]] میشمارد: ({{عربی|انّ أفضل قرّة عین الولاة إستقامة العدل فی البلاد...}}) و به رفع زمینههای سوءاستفادۀ [[نزدیکان]] و خلوتنشینان [[فرمان]] میدهد: ({{عربی|ثمّ إنّ للوالی خاصّة...}}) و به مراعات حال و رعایت [[حقوق]] طبقات [[مستضعف]] و [[محروم]] و درماندۀ [[جامعه]] توصیه میکند ({{عربی|اللّه اللّه فی الطّبقة السّفلی...}}).<ref>نهج البلاغه، نامۀ ۵۳</ref> در اولین [[سخنرانی]] خویش پس از [[بیعت]] [[مردم]] با وی، بر [[مساوات]] همگان در برابر [[حق]] و اجرای [[عدالت]] تأکید دارد {{عربی|و إنّما أنا رجل منکم...}}<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۷ ص ۳۶</ref> و اعلام میکند که همۀ ثروتهای به ناحق گرفته شده را به [[بیتالمال]] باز خواهد گرداند {{عربی|الا و انّ کلّ قطیعة اقطعها عثمان...}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵</ref> و از [[تبعیضها]] و [[بیعدالتیها]] و [[غارت]] [[بیتالمال]] در دورۀ [[حکومت عثمان]] بشدّت [[انتقاد]] میکند.<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۳ نهج البلاغه|خطبه ۳]]</ref> و اعلام میکند که [[حکم خدا]] را بدون تفاوت بین خویش و [[بیگانه]] و دور و نزدیک، [[اجرا]] خواهد کرد، هرچند [[مجرم]]، [[فرزندان]] خودش باشند: {{عربی|و اللّه لو انّ الحسن و الحسین...}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۱</ref> وی، بیتفاوت نبودن در برابر طبقاتی بودن [[جامعه]] را عهدی میداند که [[خداوند]] از آگاهان گرفته است: {{عربی|و ما أخذ اللّه علی العلماء...}}<ref>[[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۳ نهج البلاغه|خطبه ۳]]</ref> و در طول [[زمامداری]] هم با تلاش و قاطعیّت برای ایجاد [[توازن]] و [[تعادل]] در سطح [[معیشت]] افراد و [[تأمین رفاه]] نسبی برای همگان میکوشد و این را از نتایج [[عدل علوی]] میشمارد. در توصیف جامعۀ [[علوی]] در [[کوفه]] میفرماید: در [[کوفه]] کسی نیست مگر آنکه [[خانه]] و سرپناهی دارد و آب و خوراکش تأمین است و از سطح مطلوب [[معیشت]] برخوردار است: {{عربی|ما أصبح بالکوفة أحد إلاّ ناعما...}}<ref>بحار الأنوار، ج ۴۰ ص ۳۲۷</ref>. اینکه [[حضرت]] به افزونخواهی برادرش [[عقیل]] توجّهی نمیکند،<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴</ref> و به [[عبد]] [[اللّه]] بن زمعه که به [[امید]] سود نزد آن [[حضرت]] رفته بود، پاسخ منفی میدهد و [[بیتالمال]] را متعلّق به عموم میداند: {{عربی|انّ هذا المال لیس لی و لا لک...}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۲</ref> و خود را در سطح [[معیشت]] [[مردم]]، بلکه پایینتر قرار داده و در سختیهای [[زندگی]] با آنان [[شریک]] میسازد: {{عربی|أ أقنع من نفسی بأن یقال أمیر المؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدّهر...}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۵</ref> نشانۀ [[عدل]] [[امام علی|علی]] {{ع}} است، نتیجهاش هم تحمّلناپذیری چنین روشی برای [[دنیاطلبان]] و امتیازخواهان و پیوستن آنان به کیسههای زر و سفرههای چرب معاویههاست. خود [[امام]] میفرماید: آنان وقتی [[عدالت]] را شناختند و دیدند و شنیدند و فهمیدند و دانستند که [[مردم]] در برابر [[حق]]، پیش من یکسانند، به جایی گریختند که بتوانند به امتیازها و برخورداریها برسند: {{عربی|و قد عرفوا العدل و رأوه و سمعوه...}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۰</ref> در [[تاریخ]] آمده است که رأیدهندگان به [[عثمان]] در شورای ششنفرۀ [[خلافت]]، وقتی سخنان روشن و [[دلایل]] منطقی [[امام علی|علی]] {{ع}} را شنیدند، باهم به [[رایزنی]] و [[مشورت]] و اشاره پرداختند و گفتند: ما [[فضل]] و [[دانش]] [[امام علی|علی]] {{ع}} را میدانیم و به شایستهتر بودن او به [[خلافت]] آگاهیم، ولی او کسی است که شخصی را بر دیگری ترجیح نمیدهد. اگر او را به [[حکومت]] برسانید، شما و همۀ [[مردم]] را یکسان قرار خواهد داد. ولی اگر [[عثمان]] را بر سر کار آورید، او متمایل و هواخواه کسانی است که مورد علاقه و دلخواه شماست.<ref>احتجاج طبرسی، ج ۱ ص ۳۲۰</ref> [[امام علی|علی]] {{ع}} در دوران حکومتش همانگونه عمل کرد که [[پیشبینی]] میکردند، گرچه [[عدل علوی]] عدهای را رنجاند و زمینهساز برخی معارضهها و [[دشمنیها]] و گسستنها گشت، ولی معیار روشنی برای [[حکومت اسلامی]] ارائه کرد و نکاتی همچون: تبعیضزدایی، مصادرۀ [[اموال]] [[حیف]] و میل شده، جلوگیری از پیدایش [[ثروتمندان]] [[نامشروع]] و ثروتهای بادآورده، توسعه و [[آبادانی]] و [[عمران]] [[کشور]]، تأمین [[عدالت]] [[اجتماعی]]، [[مساوات]] [[حقوق]] [[شهروندان]]، مراعات صلاحیت و [[تقوا]] در [[گزینش]] [[مسؤولان]] و... رهاورد چنین سیاستی بود.<ref>در این زمینه، از جمله ر. ک: «ویژهنامۀ حکومت علوی» (فصلنامه حکومت اسلامی) دفتر دوّم، مقالۀ عدالت اجتماعی در حکومت علوی و مقالات دیگر این مجموعه، فصلنامۀ «فرهنگ جهاد»، شمارۀ ۲۱ و ۲۲ ص ۱۰۹ مقالۀ عدالت علوی. نیز کتاب «سیاستنامۀ امام علی» که ترجمۀ جلد پنجم از کتاب «موسوعة الامام علی بن ابی طالب» از محمّدی ریشهری است</ref> [[عدالت]] آن [[حضرت]] چنان جاذبهای داشته که جرج جرداق [[مسیحی]] در کتابی که پیرامون [[شخصیّت]] آن [[حضرت]] نوشته، آن را در عنوان کتاب آورده و نامش را "الإمام علیّ، صوت العدالة الإنسانیّة" گذاشته است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۸.</ref>.