عدل علی

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل عدل علی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

عدل علی عدالت و برخورد یکسان با مردم از سوی دستگاه حکومتی و مراعات حقوق انسان‌ها و پرهیز از ستم و تبعیض از نشانه‌های عادلانه بودن یک حکومت است. عدل علی در دورۀ خلافتش از بارزترین ویژگی‌های ارزشمند حکومت علوی بود که در همۀ ادوار تاریخ ضرب‌المثل و الگو گشته است[۱].

مقدمه

  • این عدالت، در زمینۀ محاکمه و داوری، کیفر مجرمان، تقسیم بیت‌المال، اجرای حدود الهی و تأمین رفاه برای مردم مشهود بود. سخنان آن حضرت و سیرۀ حکومتی وی، ترسیم‌کنندۀ این عدالت است. در عهدنامۀ مالک اشتر، حاکمیت عدل را مایۀ چشم‌روشنی والیان و حاکمان می‌شمارد: ( انّ أفضل قرّة عین الولاة إستقامة العدل فی البلاد...) و به رفع زمینه‌های سوءاستفادۀ نزدیکان و خلوت‌نشینان فرمان می‌دهد: ( ثمّ إنّ للوالی خاصّة...) و به مراعات حال و رعایت حقوق طبقات مستضعف و محروم و درماندۀ جامعه توصیه می‌کند ( اللّه اللّه فی الطّبقة السّفلی...).[۲] در اولین سخنرانی خویش پس از بیعت مردم با وی، بر مساوات همگان در برابر حق و اجرای عدالت تأکید دارد و إنّما أنا رجل منکم...[۳] و اعلام می‌کند که همۀ ثروت‌های به ناحق گرفته شده را به بیت‌المال باز خواهد گرداند الا و انّ کلّ قطیعة اقطعها عثمان...[۴] و از تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها و غارت بیت‌المال در دورۀ حکومت عثمان بشدّت انتقاد می‌کند.[۵] و اعلام می‌کند که حکم خدا را بدون تفاوت بین خویش و بیگانه و دور و نزدیک، اجرا خواهد کرد، هرچند مجرم، فرزندان خودش باشند: و اللّه لو انّ الحسن و الحسین...[۶] وی، بی‌تفاوت نبودن در برابر طبقاتی بودن جامعه را عهدی می‌داند که خداوند از آگاهان گرفته است: و ما أخذ اللّه علی العلماء...[۷] و در طول زمامداری هم با تلاش و قاطعیّت برای ایجاد توازن و تعادل در سطح معیشت افراد و تأمین رفاه نسبی برای همگان می‌کوشد و این را از نتایج عدل علوی می‌شمارد. در توصیف جامعۀ علوی در کوفه می‌فرماید: در کوفه کسی نیست مگر آنکه خانه و سرپناهی دارد و آب و خوراکش تأمین است و از سطح مطلوب معیشت برخوردار است: ما أصبح بالکوفة أحد إلاّ ناعما...[۸]. اینکه حضرت به افزون‌خواهی برادرش عقیل توجّهی نمی‌کند،[۹] و به عبد اللّه بن زمعه که به امید سود نزد آن حضرت رفته بود، پاسخ منفی می‌دهد و بیت‌المال را متعلّق به عموم می‌داند: انّ هذا المال لیس لی و لا لک...[۱۰] و خود را در سطح معیشت مردم، بلکه پایین‌تر قرار داده و در سختی‌های زندگی با آنان شریک می‌سازد: أ أقنع من نفسی بأن یقال أمیر المؤمنین و لا اشارکهم فی مکاره الدّهر...[۱۱] نشانۀ عدل علیعلیه السلام است، نتیجه‌اش هم تحمّل‌ناپذیری چنین روشی برای دنیاطلبان و امتیازخواهان و پیوستن آنان به کیسه‌های زر و سفره‌های چرب معاویه‌هاست. خود امام می‌فرماید: آنان وقتی عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و فهمیدند و دانستند که مردم در برابر حق، پیش من یکسانند، به جایی گریختند که بتوانند به امتیازها و برخورداری‌ها برسند: و قد عرفوا العدل و رأوه و سمعوه...[۱۲] در تاریخ آمده است که رأی‌دهندگان به عثمان در شورای شش‌نفرۀ خلافت، وقتی سخنان روشن و دلایل منطقی علیعلیه السلام را شنیدند، باهم به رایزنی و مشورت و اشاره پرداختند و گفتند: ما فضل و دانش علیعلیه السلام را می‌دانیم و به شایسته‌تر بودن او به خلافت آگاهیم، ولی او کسی است که شخصی را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد. اگر او را به حکومت برسانید، شما و همۀ مردم را یکسان قرار خواهد داد. ولی اگر عثمان را بر سر کار آورید، او متمایل و هواخواه کسانی است که مورد علاقه و دلخواه شماست.[۱۳] علیعلیه السلام در دوران حکومتش همانگونه عمل کرد که پیش‌بینی می‌کردند، گرچه عدل علوی عده‌ای را رنجاند و زمینه‌ساز برخی معارضه‌ها و دشمنی‌ها و گسستن‌ها گشت، ولی معیار روشنی برای حکومت اسلامی ارائه کرد و نکاتی همچون: تبعیض‌زدایی، مصادرۀ اموال حیف و میل شده، جلوگیری از پیدایش ثروتمندان نامشروع و ثروت‌های بادآورده، توسعه و آبادانی و عمران کشور، تأمین عدالت اجتماعی، مساوات حقوق شهروندان، مراعات صلاحیت و تقوا در گزینش مسؤولان و... رهاورد چنین سیاستی بود.[۱۴] عدالت آن حضرت چنان جاذبه‌ای داشته که جرج جرداق مسیحی در کتابی که پیرامون شخصیّت آن حضرت نوشته، آن را در عنوان کتاب آورده و نامش را "الإمام علیّ، صوت العدالة الإنسانیّة" گذاشته است[۱۵].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۳۸۸.
  2. نهج البلاغه، نامۀ ۵۳
  3. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۷ ص ۳۶
  4. نهج البلاغه، خطبه ۱۵
  5. نهج البلاغه، خطبه ۳
  6. نهج البلاغه، نامه ۴۱
  7. نهج البلاغه، خطبه ۳
  8. بحار الأنوار، ج ۴۰ ص ۳۲۷
  9. نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴
  10. نهج البلاغه، خطبه ۲۳۲
  11. نهج البلاغه، نامه ۴۵
  12. نهج البلاغه، نامه ۷۰
  13. احتجاج طبرسی، ج ۱ ص ۳۲۰
  14. در این زمینه، از جمله ر. ک: «ویژه‌نامۀ حکومت علوی» (فصلنامه حکومت اسلامی) دفتر دوّم، مقالۀ عدالت اجتماعی در حکومت علوی و مقالات دیگر این مجموعه، فصلنامۀ «فرهنگ جهاد» ، شمارۀ ۲۱ و ۲۲ ص ۱۰۹ مقالۀ عدالت علوی. نیز کتاب «سیاست‌نامۀ امام علی» که ترجمۀ جلد پنجم از کتاب «موسوعة الامام علی بن ابی طالب» از محمّدی ری‌شهری است
  15. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۳۸۸.