ها علی بشر کیف بشر: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
یعنی علی{{ع}} [[بشر]] است، امّا چه بشری! مقام والا و [[شخصیّت]] عظیم و ابعاد شگفت‌انگیز وجود آن مظهرالعجائب، آن‌چنان حیرت‌انگیز و والاست که تصوّر "[[بشر]]" بودن او برای برخی غیرقابل هضم شده و بعضی از [[غالیان]] [[افراطی]] نیز به الوهیّت و خدایی او [[معتقد]] شده و [[علی اللهی]] گشته‌اند که این [[غلو]] است و [[انحراف]]. امّا آنان که راه [[اعتدال]] پیموده‌اند، [[حیرت]] خویش را از عظمت او به این صورت ابراز کرده‌اند که او را نه [[خدا]] دانسته‌اند، نه جدا از خدا، نه بشر توانسته‌اند بخوانند، که فوق بشر عادی است و نه خدایش نامیده‌اند که عقیده‌ای [[شرک‌آلود]] است و میان این دو مرتبه، به حیرت دچار شده‌اند. [[شاعران]] [[عرب]] و [[عجم]]، از این «مرتبۀ» ویژه در سروده‌های خویش سخن گفته‌اند. [[امیر مؤمنان]]، پیوسته می‌کوشید گرایش‌های غلوّآمیز را نسبت به خود از بین ببرد. وقتی آن حضرت از [[مدائن]] دیدار کرد و [[مردم]] آنجا سخنان و کارهای شگفت و [[معجزه‌آسا]] از حضرت شنیدند و دیدند، در بازگشت به [[ساباط]]، بعضی او را خدا پنداشته و گفتند: اگر خدا نیست، چگونه [[مردگان]] را زنده می‌کند؟ حضرت به آنان [[اعتراض]] کرد و خود را بندۀ خدا دانست که [[افتخار]] [[ولایت]] و [[وصایت پیامبر]] را دارد و افزود: {{متن حدیث|إِنْ نَحْنُ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ...}}<ref> بحارالأنوار، ج ۴۱، ص۲۱۵.</ref> عدّه‌ای از [[کفر]] برگشتند و عدّه‌ای بر آن عقیدۀ [[غلوّ]] باقی ماندند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۴.</ref>.
یعنی علی{{ع}} [[بشر]] است، امّا چه بشری! مقام والا و [[شخصیّت]] عظیم و ابعاد شگفت‌انگیز وجود آن مظهرالعجائب، آن‌چنان حیرت‌انگیز و والاست که تصوّر "[[بشر]]" بودن او برای برخی غیرقابل هضم شده و بعضی از [[غالیان]] [[افراطی]] نیز به الوهیّت و خدایی او [[معتقد]] شده و [[علی اللهی]] گشته‌اند که این [[غلو]] است و [[انحراف]]. امّا آنان که راه [[اعتدال]] پیموده‌اند، [[حیرت]] خویش را از عظمت او به این صورت ابراز کرده‌اند که او را نه [[خدا]] دانسته‌اند، نه جدا از خدا، نه بشر توانسته‌اند بخوانند، که فوق بشر عادی است و نه خدایش نامیده‌اند که عقیده‌ای [[شرک‌آلود]] است و میان این دو مرتبه، به حیرت دچار شده‌اند. [[شاعران]] [[عرب]] و [[عجم]]، از این «مرتبۀ» ویژه در سروده‌های خویش سخن گفته‌اند. [[امیر مؤمنان]]، پیوسته می‌کوشید گرایش‌های غلوّآمیز را نسبت به خود از بین ببرد. وقتی آن حضرت از [[مدائن]] دیدار کرد و [[مردم]] آنجا سخنان و کارهای شگفت و [[معجزه‌آسا]] از حضرت شنیدند و دیدند، در بازگشت به ساباط، بعضی او را خدا پنداشته و گفتند: اگر خدا نیست، چگونه [[مردگان]] را زنده می‌کند؟ حضرت به آنان [[اعتراض]] کرد و خود را بندۀ خدا دانست که افتخار [[ولایت]] و وصایت پیامبر را دارد و افزود: {{متن حدیث|إِنْ نَحْنُ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ...}}<ref> بحارالأنوار، ج ۴۱، ص۲۱۵.</ref> عدّه‌ای از [[کفر]] برگشتند و عدّه‌ای بر آن عقیدۀ [[غلوّ]] باقی ماندند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۶۰۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش