لبخند در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:
واژه ضحک و مشتقات آن در این [[آیات]] به کار رفته‌اند: {{متن قرآن|فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«(از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان می‌خندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(سلیمان) از گفتار آن (مور) خندان لب گشود و گفت: پروردگارا! در دلم افکن تا نعمتت را که به من و به پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و مرا به بخشایش خود در زمره بندگان شایسته خویش درآور» سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَضْحَكُونَ}}<ref>«و چون نشانه‌های ما را نزد آنان آورد؛ ناگاه آنان از آنها به خنده افتادند» سوره زخرف، آیه ۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى}}<ref>«و اینکه اوست که می‌خنداند و می‌گریاند» سوره نجم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ}}<ref>«و می‌خندید و گریان نمی‌شوید؟» سوره نجم، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ}}<ref>«خندان و شادان است،» سوره عبس، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}<ref>«بی‌گمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند» سوره مطففین، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ}}<ref>«اما امروز این مؤمنان‌اند که به کافران می‌خندند» سوره مطففین، آیه ۳۴.</ref>.
واژه ضحک و مشتقات آن در این [[آیات]] به کار رفته‌اند: {{متن قرآن|فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«(از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ}}<ref>«و همسر او، ایستاده بود و خندید آنگاه ما به او مژده اسحاق و از پی اسحاق، یعقوب را دادیم» سوره هود، آیه ۷۱.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان می‌خندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«(سلیمان) از گفتار آن (مور) خندان لب گشود و گفت: پروردگارا! در دلم افکن تا نعمتت را که به من و به پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و مرا به بخشایش خود در زمره بندگان شایسته خویش درآور» سوره نمل، آیه ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَضْحَكُونَ}}<ref>«و چون نشانه‌های ما را نزد آنان آورد؛ ناگاه آنان از آنها به خنده افتادند» سوره زخرف، آیه ۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى}}<ref>«و اینکه اوست که می‌خنداند و می‌گریاند» سوره نجم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ}}<ref>«و می‌خندید و گریان نمی‌شوید؟» سوره نجم، آیه ۶۰.</ref>؛ {{متن قرآن|ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ}}<ref>«خندان و شادان است،» سوره عبس، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ}}<ref>«بی‌گمان بزهکاران (در دنیا) به مؤمنان می‌خندیدند» سوره مطففین، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ}}<ref>«اما امروز این مؤمنان‌اند که به کافران می‌خندند» سوره مطففین، آیه ۳۴.</ref>.


[[قرآن]] در نگاهی کلی به موضوع خنده، منشأ و علت آن را خدای والا دانسته است و اوست که انسان را می‌خنداند و می‌گریاند: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى}}<ref>«و اینکه اوست که می‌خنداند و می‌گریاند» سوره نجم، آیه ۴۳.</ref> [[مفسران]] دیدگاه‌هایی چند را در توضیح این آیه عرضه داشته‌اند: [[خلق]] خنده و [[گریه]]؛<ref>غریب القرآن، ص ۴۳۸.</ref> ایجاد اسباب خنده و گریه؛<ref>غریب القرآن، ص ۴۳۸.</ref> خنداندن [[زمین]] با گیاهان و گریاندن [[آسمان]] با [[باران]]؛<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۷۱ـ۱۷۲.</ref> خنداندن [[مؤمنان]] در [[بهشت]] و گریاندن [[جهنمیان]] در [[جهنم]]؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۱۷.</ref> خنداندن [[مؤمن]] در [[آخرت]] و گریاندن او در [[دنیا]]. [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: این [[آیه]] در پی بیان اسناد [[خلق]] و [[تدبیر]] به خداست و با واسطه بودن اسباب طبیعی مثل [[سرور]] و [[حزن]] و جز اینها منافات ندارد، پس معنای آیه این است که فقط خداست که [[خنده]] و [[گریه]] را می‌آفریند و اسباب طبیعی در طول [[اراده]] اویند و [[خواست الهی]] به تحقق خنده و گریه [[انسان]] تعلق می‌گیرد.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸.</ref> آیه {{متن قرآن|فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«(از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۲.</ref> منافقانِ متخلف از [[جهاد]] را [[فرمان]] می‌دهد که باید کم بخندند و بسیار گریه کنند. برخی [[مفسران]]، آیه را به معنای خبری نه انشایی [[تفسیر]] کرده‌اند، بنابراین [[گنهکاران]] و متخلفان از [[اوامر الهی]]، خنده و [[شادی]] [[واقعی]] شان کم و [[اندوه]] و گریه آنان بسیار است<ref> التبیان، ج ۵، ص ۲۷۰؛ فتح القدیر، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>.<ref>[[حسن رضایی|رضایی، حسن]]؛ [[خنده (مقاله)|مقاله «خنده»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>
[[قرآن]] در نگاهی کلی به موضوع خنده، منشأ و علت آن را خدای والا دانسته است و اوست که انسان را می‌خنداند و می‌گریاند: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى}}<ref>«و اینکه اوست که می‌خنداند و می‌گریاند» سوره نجم، آیه ۴۳.</ref> [[مفسران]] دیدگاه‌هایی چند را در توضیح این آیه عرضه داشته‌اند: [[خلق]] خنده و [[گریه]]؛<ref>غریب القرآن، ص ۴۳۸.</ref> ایجاد اسباب خنده و گریه؛<ref>غریب القرآن، ص ۴۳۸.</ref> خنداندن [[زمین]] با گیاهان و گریاندن [[آسمان]] با [[باران]]؛<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص ۱۷۱ـ۱۷۲.</ref> خنداندن [[مؤمنان]] در [[بهشت]] و گریاندن [[جهنمیان]] در [[جهنم]]؛<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۱۷.</ref> خنداندن [[مؤمن]] در [[آخرت]] و گریاندن او در [[دنیا]]. [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: این [[آیه]] در پی بیان اسناد [[خلق]] و [[تدبیر]] به خداست و با واسطه بودن اسباب طبیعی مثل [[سرور]] و [[حزن]] و جز اینها منافات ندارد، پس معنای آیه این است که فقط خداست که [[خنده]] و [[گریه]] را می‌آفریند و اسباب طبیعی در طول [[اراده]] اویند و [[خواست الهی]] به تحقق خنده و گریه [[انسان]] تعلق می‌گیرد.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۴۸.</ref> آیه {{متن قرآن|فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}}<ref>«(از این) پس به کیفر آنچه می‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند» سوره توبه، آیه ۸۲.</ref> منافقانِ متخلف از [[جهاد]] را [[فرمان]] می‌دهد که باید کم بخندند و بسیار گریه کنند. برخی [[مفسران]]، آیه را به معنای خبری نه انشایی [[تفسیر]] کرده‌اند، بنابراین [[گنهکاران]] و متخلفان از [[اوامر الهی]]، خنده و [[شادی]] واقعی شان کم و [[اندوه]] و گریه آنان بسیار است<ref> التبیان، ج ۵، ص ۲۷۰؛ فتح القدیر، ج ۲، ص ۳۸۸.</ref>.<ref>[[حسن رضایی|رضایی، حسن]]؛ [[خنده (مقاله)|مقاله «خنده»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]].</ref>


== خنده [[شگفتی]] ==
== خنده [[شگفتی]] ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش