|
|
| خط ۳۱: |
خط ۳۱: |
|
| |
|
| از مفاد این [[آیه]] به ویژه بند نخست آنکه بر اساس آن [[قرآن]] [[امامت]] را [[مقام]] و منزلتی بالاتر و برتر از [[نبوت]] معرفی میکند<ref>علت این برتری در صفحه قبل بیان شد. البته توجه شود بسیاری از پیامبران از جمله حضرت ابراهیم {{ع}} و پیامبر اکرم {{صل}} از این قسم امامت نیز برخوردار بودهاند.</ref>، فهمیده میشود که [[امامت]] نیز مانند [[نبوّت]] در [[جایگاه]] اصول اساسی [[دین]] قرار دارد و در آن [[درجه]] از اهمیت است<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۷۹-۸۱.</ref>. | | از مفاد این [[آیه]] به ویژه بند نخست آنکه بر اساس آن [[قرآن]] [[امامت]] را [[مقام]] و منزلتی بالاتر و برتر از [[نبوت]] معرفی میکند<ref>علت این برتری در صفحه قبل بیان شد. البته توجه شود بسیاری از پیامبران از جمله حضرت ابراهیم {{ع}} و پیامبر اکرم {{صل}} از این قسم امامت نیز برخوردار بودهاند.</ref>، فهمیده میشود که [[امامت]] نیز مانند [[نبوّت]] در [[جایگاه]] اصول اساسی [[دین]] قرار دارد و در آن [[درجه]] از اهمیت است<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص۷۹-۸۱.</ref>. |
|
| |
| == [[امام]] به چه معناست و چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]] [[اثبات]] میکند؟ ==
| |
| [[امام]] در لغت معنای کسی است که از او [[پیروی]] میشود و یا طریق و راه است<ref>مجمع البحرین، ج۶، ص۱۰.</ref>. هر کس یا چیزی که در [[کارها]] به او [[اقتدا]] شود<ref>معجم مقائیس اللغة، ص۴۸، {{عربی|الامام کل من اقتدی به و قدم فی الأمور}}، لسان العرب، ج۱، ص۱۵۷ {{عربی|الامام کل من ائتمَّ به قوم}}.</ref>. [[رهبری عمومی]] (ریاسةالعامه) و [[رهبری]] [[مسلمانان]] (رئاسةالمسلمین) نیز، دو معنایی است که برخی لغتشناسان گفتهاند <ref>اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹؛ فؤائدالمعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷.</ref>.
| |
|
| |
| [[راغب اصفهانی]]، [[امام]] را به معنای [[انسانی]] که به او در قول یا فعل [[اقتدا]] میشود، آورده است؛ خواه این [[اقتدا]] بر [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]. او جمع [[امام]] را "[[ائمه]]" دانسته است. از نگاه او، لغت [[امامت در قرآن]] بار ارزشی خاصی ندارد؛ زیرا هم بر [[ائمه]] [[ایمان]] و هم بر [[ائمه کفر]] اطلاق شده است.
| |
|
| |
| {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>.
| |
|
| |
| {{متن قرآن|وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ}}<ref>«و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند» سوره توبه، آیه ۱۲.</ref>.
| |
|
| |
| تا اینجا معنای لغوی [[امام]] روشن شد. در ادامه بخش دوّم سؤال را بررسی میکنیم:
| |
|
| |
| در اینکه واژه {{متن قرآن|إِمَامًا}} در [[آیه شریف]] چه جایگاهی را برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} [[اثبات]] میکند، چند دیدگاه است:
| |
|
| |
| برخی [[امامت]] را به معنای [[امامت]] بر [[جهان]] دانستهاند<ref>تفسیر طبری، ج۱، ص۶۱۰.</ref>. برخی [[امامت]] در این [[آیه]] را به [[نبوت]] و [[پیامبری]] [[تفسیر]] کردهاند<ref>مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۶. قال [[أهل]] التحقیق: المراد من الإمام هاهنا النبی و یدل علیه وجوه. أحدها: أن قوله: للناس إماما یدل [[علی]] أنه تعالی جعله إماما لکل [[الناس]] و الذی یکون کذلک لا بد وأن یکون رسولا من عند [[الله]] مستقلاً بالشرع لأنه لو کان تبعاً لرسول آخر لکان مأموماً لذلک الرسول لا إماماً له، فحینئذ یبطل العموم. و ثانیها: أن اللفظ یدل [[علی]] أنه إمام فی کل شیء و الذی یکون کذلک لا بد و أن یکون نبیاً. و ثالثها: أن الأنبیاء {{عم}} أئمة من حیث یجب [[علی]] الخلق اتباعهم، قال [[الله]] تعالی: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}} و الخلفاء أیضاً أئمة لأنهم رتبوا فی المحل الذی یجب [[علی]] [[الناس]] اتباعهم و قبول قولهم و أحکامهم و القضاة فی الفقهاء أیضاً أئمة لهذا المعنی، و الذی یصلی بالناس یسمی أیضاً إماماً لأن من دخل فی صلاته لزمه الائتمام به.</ref>.
| |
|
| |
| برخی دیگر، براین باورند که مقصود از [[امامت]]، [[سرپرستی]] و [[حق اطاعت]] است، که [[خدا]] به [[ابراهیم]] {{ع}} پس از [[نبوت]] و [[رسالت]] داده<ref>سبحانی، جعفر (۱۴۲۵ق)، منشور جاوید، ج۵، ص۲۵۳.</ref>. بعضی [[مقام امامت]] در [[آیه]] را [[الگو]] و [[اسوه]] بودن همه جانبه و تمام عیار [[ابراهیم]] {{ع}} دانستهاند<ref>منشور جاوید، ج۵، ص۲۳۴ -۲۳۷.</ref> و همچنین [[علامه طباطبائی]]، [[امامت]] را دستیابی به [[مقام]] [[هدایت باطنی]] [[تفسیر]] نمودهاند<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳؛ تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۳۸.</ref>.
| |
|
| |
| در میان دیدگاههای یاد شده، نگاه مرحوم [[علامه طباطبایی]] از قوت بیشتری برخوردار بوده و مؤید به ادلّه بیشتری است.
| |
|
| |
| [[هدایت باطنی]] از سنخ [[راهنمایی]] و [[ارائه طریق]] نبوده، از مقوله ایصال به مطلوب و رساندن به مقصود است. چنین [[هدایتگری]] در گرو برخورداری از [[کمال وجودی]] و [[مقام معنوی]] ویژهای است که پس از مجاهدتهای بسیار به دست میآید.
| |
|
| |
| [[امام]]، با امری ملکوتی که در [[اختیار]] دارد، [[هدایت]] میکند، پس [[امامت]] از نگاه [[باطن]]، [[باطن]]، [[ولایتی]] است که [[امام]] در [[اعمال]] [[مردم]] دارد و هدایتش چون [[هدایت]] [[انبیا]] و [[رسولان]] رسولان و [[مؤمنان]]، فقط [[راهنمایی]] از راه [[نصیحت]] و [[موعظه]] [[حسنه]] و آدرس دادن نیست، نیست، بلکه [[هدایت]] [[امام]]، دست [[خلق]] گرفتن و به راه [[حق]] رساندن است<ref>ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۶۷ ب به بعد.</ref>.
| |
|
| |
| [[شهید مطهری]] مینویسد: دقیقترین کلمهای که بر کلمه "[[امامت]]" منطبق میشود، کلمه "[[رهبری]]" است. فرق [[نبوّت]] و [[امامت]] در این است که [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] و [[امامت]]، [[رهبری]] است. [[نبوّت]]، [[ابلاغ]]، [[اخبار]]، اطّلاع دادن، [[اتمام حجّت]] و [[راهنمایی]] است. [[راهنما]] چه میکند؟ راه را نشان میدهد. وظیفهاش بیش از این نیست که راه را نشان دهد، ولی [[بشر]] علاوه بر [[راهنمایی]] به [[رهبری]] نیاز دارد؛ یعنی [[نیازمند]] است به افراد یا گروه و دستگاهی که قوا و نیروهای وی را [[بسیج]] کنند، حرکت دهند، سامان و سازمان بخشند. [[نبوّت]]، [[راهنمایی]] است و یک [[منصب]] است، امّا [[امامت]]، [[رهبری]] است و [[منصب]] دیگری است. [[پیغمبران]] بزرگ، هم [[نبی]] و هم [[امام]] هستند. [[پیغمبران]] کوچک فقط [[نبی]] بودند و [[امام]] نبودند، رهنما بودند، ولی [[رهبر]] نبودند، اما [[پیغمبران]] بزرگ هر دو [[منصب]] و هر دو [[شأن]] را داشتهاند، هم [[شأن]] [[راهنمایی]] و هم [[شأن]] [[رهبری]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] هر کدام رهنما و رهبرند. [[خاتم الانبیاء]] "رهنمای [[رهبر]]" است. [[قرآن مجید]] بر این اصل بسیار تکیه میکند و در [[معارف]] [[شیعه]]، این اصل [[قرآنی]]، جای [[شایسته]] خود را دارد<ref>مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج۳، ص۳۱۸.</ref>.
| |
|
| |
| [[علامه]] برای [[اثبات]] این نظریه به دستهای از [[آیات قرآن]] استناد کرده است:
| |
| # آیاتی که پس از اشاره به [[مقام امامت]] [[پیامبران]] از [[هدایتگری]] آنان سخن گفته است:
| |
| ##{{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم * و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۲-۷۳.</ref>.
| |
| ##{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ * وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم * و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۳-۲۴.</ref>.
| |
| # آیاتی که [[امر الهی]] را تبیین کرده است:
| |
| ##{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود * پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref>.
| |
| ##{{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref>.
| |
| # آیاتی که بیان میکند، [[معرفت]] کامل و [[یقین]] [[ناب]] در گرو آن است که [[انسان]] از ظاهر [[جهان]] گذشته، [[ملکوت]] و [[باطن]] اشیا را ببیند؛ چنانکه درباره [[ابراهیم]] {{ع}} فرموده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>.
| |
|
| |
| از مجموع این [[آیات]]، نکات زیر به دست میآید:
| |
| # [[امامت]] با [[هدایت]] ملکوتی ملازمه دارد؛ یعنی [[هدایت]]، وصف ویژه [[امامت]] و معرف آن است، پس [[امامت]] بیهدایت، و [[هدایت]] بیامامت نخواهد بود. [[هدایت]] یاد شده به امر خاص [[الهی]] تحق مییابد.
| |
| # رسیدن به [[مقام امامت]] و [[هدایتگری]] به امر خاص [[الهی]]، از رهگذر دو چیز بهدست میآید: [[صبر]] در [[راه خدا]] و [[یقین]] به [[آیات الهی]]، و چون [[صبر]] به صورت مطلق آمده است، هر نوع [[شکیبایی]] در [[راه خدا]] و [[تحمل سختیها]] و [[استواری]] در [[آزمونهای الهی]] را در برمیگیرد. این [[صبر]]، نتیجه [[معرفت]] کامل و [[یقین]] به [[آیات الهی]] است.
| |
| # [[امر الهی]]، همان جنبه ملکوتی اشیاست و هر موجودی از جنبه ملکوتی و [[باطنی]] وجود خود با [[خداوند]] [[ارتباط]] دارد. از اینرو، [[امام]] باید از [[اصحاب]] [[یقین]] باشد؛ یعنی [[ملکوت]] عالم را ببیند و در پرتو چنین [[معرفتی]] میتواند از راه [[باطن]] قلبهای مستعد، در آنان [[نفوذ]] کرده، به سوی [[خدا]] [[هدایت]] کند. بر این پایه، حرکت [[انسانها]] به سوی [[خدا]] و وصول آنان به کمال مطلوب از راه تأثیر درونی و [[معنوی]] [[امام]] تحقق مییابد؛ چنانکه در [[حیات]] ظاهری نیز [[امام]] راه [[سعادت]] را به [[بشر]] نشان میدهد. از اینرو، [[هدایتگری]] [[امام]] دو جنبه ظاهری و [[باطنی]] دارد<ref>المیزان، ج۱، ص۲۷۲ - ۲۷۳.</ref>.
| |
| # قلمرو و [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث جمعیتی، همه [[مردم]] را در بر میگیرد، چه رسد به [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]]. این مهم در [[آیه]] [[مبارک]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}} از واژه {{متن قرآن|لِلنَّاسِ}} به دست میآید.
| |
| # [[گستره امامت]] [[امام]]، از حیث فضای جغرافیایی [[زمین]] را در بر میگیرد. این ویژگی، از کاربرد واژه {{متن قرآن|فِي الْأَرْضِ}} که در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref> دانسته میشود.
| |
| # [[گستره امامت]] [[امام]]، فراتر از گستره [[نبوت]] [[نبی]] است. بر پایه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} از یکسو، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} پس از [[ابتلائات]] متعدد همچون [[ذبح]] [[حضرت اسماعیل]] {{ع}} و در سن [[پیری]] به [[مقام امامت]] رسیده و از سویی دیگر، پیش از [[فرزند]] [[دار]] شدن، [[نبی]] و [[رسول]] بودهاند؛ از اینرو، [[جعل]] [[مقام امامت]] برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} در سن [[پیری]] و پس از [[مقام]] [[نبوّت]] و [[رسالت]] بوده است. [[امام رضا]] {{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَةَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ {{ع}} بَعْدَ النُّبُوَّةِ وَ الْخُلَّةِ مَرْتَبَةً ثَالِثَةً وَ فَضِيلَةً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِكْرَهُ فَقَالَ {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}} }}.
| |
| # [[جایگاه امامت]] از حیث فردی و [[اجتماعی]]، جایگاهی [[اجتماعی]] است. مضاف بودن واژه [[امام]]، [[گواه]] این [[باور]] است. واژه [[امام]]، مفهومی دارای اضافه است و با مفهوم [[مأموم]] معنا مییابد؛ از اینرو، [[امام]] برای [[جامعه انسانی]]، [[امام]] است: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا}}.
| |
| # [[امامت]] به [[جعل الهی]] است و فقط [[خدای متعال]] [[حق]] [[مشروعیتبخشی]] به [[امام]] [[جامعه اسلامی]] را دارد: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلُكَ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ}}، {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ}}.
| |
| # [[امامت]] [[عهد الهی]] است و به [[ظالمان]] نمیرسد: {{متن قرآن|لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۱۳۲-۱۳۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| == این [[آیه]] چه ویژگیهایی را برای [[امام]] [[اثبات]] میکند؟ == | | == این [[آیه]] چه ویژگیهایی را برای [[امام]] [[اثبات]] میکند؟ == |