←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
در یکی از [[مواقف]] این جنگ، زمانی که [[عمار بن یاسر]] و سپاهش بر فوج یمنیهای سپاه معاویه [[حمله]] بردند و جمع زیادی از [[شامیان]] از جمله [[ذی الکلاع]] در به [[هلاکت]] رساندند، بر اساس روایتی، حویّ سکسکی و ابوغادیه [[مزی]] بر [[عمار]] حمله بردند و او را به [[شهادت]] رساندند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۷۳.</ref>. اما بر اساس گزارشی دیگر، عمار در این [[یورش]]، مبارزطلبید پس فردی از [[طایفه]] بنی سکاسک به [[نبرد]] او رفت و با [[شمشیر]] ضرباتی به هم زدند و [[عمار]] او را کشت. سپس عمار باز هم همآوردطلبید، مردی از [[بنی حمیر]] به [[کارزار]] او رفت که هر چند عمار او را نیز کشت، اما او هم عمار را زخمی و خسته کرد. تا این که عمار باز هم مبارزطلبید و ابوغادیه [[مزی]] به نبرد او رفت و بعد از رد و بدل شدن ضرباتی، دست عمار خسته و [[ناتوان]] شد و بدین ترتیب با ضرباتی که ابوغادیه بر او وارد آورد، عمار به [[شهادت]] رسید<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۷۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | در یکی از [[مواقف]] این جنگ، زمانی که [[عمار بن یاسر]] و سپاهش بر فوج یمنیهای سپاه معاویه [[حمله]] بردند و جمع زیادی از [[شامیان]] از جمله [[ذی الکلاع]] در به [[هلاکت]] رساندند، بر اساس روایتی، حویّ سکسکی و ابوغادیه [[مزی]] بر [[عمار]] حمله بردند و او را به [[شهادت]] رساندند<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۷۳.</ref>. اما بر اساس گزارشی دیگر، عمار در این [[یورش]]، مبارزطلبید پس فردی از [[طایفه]] بنی سکاسک به [[نبرد]] او رفت و با [[شمشیر]] ضرباتی به هم زدند و [[عمار]] او را کشت. سپس عمار باز هم همآوردطلبید، مردی از [[بنی حمیر]] به [[کارزار]] او رفت که هر چند عمار او را نیز کشت، اما او هم عمار را زخمی و خسته کرد. تا این که عمار باز هم مبارزطلبید و ابوغادیه [[مزی]] به نبرد او رفت و بعد از رد و بدل شدن ضرباتی، دست عمار خسته و [[ناتوان]] شد و بدین ترتیب با ضرباتی که ابوغادیه بر او وارد آورد، عمار به [[شهادت]] رسید<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۹۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۱۷۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی سکاسک و تعامل با [[دولت اموی]]== | |||
سکسکیها به جهت سکونت در [[شام]]، ارتباط وثیق و عمیقی با [[دولت]] [[بنی امیه]] در تمام ادوار آن داشتند. علاوه بر [[همراهی]] و [[همکاری]] با [[معاویة بن ابوسفیان]] در مواجهه با [[دولت علوی]]{{ع}} - که پیش از این به شرح آن پرداخته شد، - [[بیعت]] با [[مروان بن حکم]] در [[سال ۶۴ هجری]] و مشارکت در [[استحکام]] دولت او از مهمترین عملکردهای بنی سکاسک در مواجهه با [[امویان]] به شمار میرود. پس از [[بیعت مردم]] از جمله برخی [[رجال بنی سکاسک]] با [[مروان]] در [[جابیه]]<ref>از جمله آنان ابوکبشه حیویل بن یسار بن حیی سکسکی بود. (بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۵۹؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۸۴)</ref>، وی از جابیه به [[مرج]] راهط رفت. مروان با [[سپاهیان]] خود که عمدهاش را [[قبایل]] کلب و [[غسان]] و سکاسک و سکون تشکیل میدادند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۳۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۴۹.</ref>، رو در روی [[ضحاک بن قیس فهری]] و دیگر مخالفانش قرار گرفت. پس از [[پیروزی]] مروان و [[فتح دمشق]]، [[عبدالله بن شجره سکسکی کندی حمصی]] از جمله بنی سکسکیهایی بود که در [[دمشق]] با او به عنوان [[خلیفه]] بیعت کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۹، ص۱۳۹.</ref>. [[حمایت]] از [[یزید بن ولید]] در مواجهه با [[ولید بن یزید اموی]] نیز از دیگر مواردی است که به نقش فعال بنی سکاسک در دوران [[حکومت بنی امیه]] اشاره دارد. در پی اقدامات نابجا و [[ناشایست]] [[ولید بن یزید]]- [[خلیفه]] هتاک اموی - در انجام [[فسق]] و فجورهای بیحد و [[حصر]] و بازماندن از [[امور حکومتی]]<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ص۳۳۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۱۶۶؛ ابنالعبری؛ تاریخ مختصر الدول، ص۱۱۸.</ref> و نیز [[سختگیری]] بر پسر عموهای اموی خود<ref>او بر پسران هشام سخت گرفت و سلیمان بن هشام را یکصد تازیانه زد و موی سر و ریش او را تراشیده به عمان فرستاد و در آنجا زندانی کرد. (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳۱؛ ابن عبد ربه؛ العقد الفرید، ج۵، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۸۰)</ref>، همچنین، آزرده ساختن یمنیهای [[شام]] که بیشتر [[سپاه]] این [[دولت]] را تشکیل میدادند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳۱. او خالد بن عبدالله قسری را که سالار و بزرگ و مورد توجه یمنیها بود دستگیر کرده به یوسف بن عمر حاکم عراق سپرد تا اینکه بر اثر شکنجه در سال ۱۲۶ هجری کشته شد. (یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ص۳۳۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳۳-۲۳۴؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۸۰) سپس جهت سرزنش یمنیان، قصیدهای بلند گفت که یمنیهای شام را به شدت بر آشفت. (محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳۵؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۸۰.)</ref>، [[یزید بن ولید بن عبدالملک]] جماعتی از [[خاندان]] [[بنیامیه]] را جهت برکناری او از [[خلافت]] به یاریطلبید؛ گروهی از [[رجال]] اموی به او پیوسته پسران [[خالد بن عبدالله قسری]] و گروهی از یمنیان از جمله بنی سکاسک نیز با وی همداستان شدند. او سپاهی فراهم آورده به سوی [[دمشق]] روانه گردید. آنان در روستایی به نام «بَخراء»<ref>«بَخراء» آبی است در دو میلی قلیعه شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۳۵۶)</ref> با [[سپاه]] ولید روبرو شدند؛ [[جنگ]] آغاز شد ولید [[شکست]] خورده و یارانش متفرق شدند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ص۳۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۳۷-۲۴۵.</ref>. ولید در قلعه بخراء متحصن شد تا اینکه مخالفان از [[دیوار]] قلعه بالا رفته بر او دست یافتند و او را به [[هلاکت]] رساندند<ref>ابنقتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۴۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۱۷۸-۱۷۹.</ref>. بر اساس گزارشی دیگر، ۳۰۰ تن از سکاسکه در [[حمایت]] و [[یاری]] از یزید همراه با برخی از [[مردم]] [[قبایل]] دیگر به [[دمشق]] [[لشکر]] کشیدند. سکسکیها و همرزمانشان پس از شکست قوای ولید، به دمشق رفتند و از در شرقی آن وارد [[شهر]] شدند و چون به [[مسجد]] رسیدند از باب الدرج وارد آن شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۴۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۱۷۳.</ref>. [[ولید بن یزید]] به قصر خود [[پناه]] برد. قصر به محاصره [[یاران]] [[یزید بن ولید]] در آمد. وی از یاران یزید تقاضای [[مذاکره]] با یکی از [[رجال]] [[بزرگوار]] و [[شریف]] را کرد. [[یزید بن عنبسه سکسکی]] اعلان [[آمادگی]] نمود و به [[گفتگو]] با او پرداخت. مدتی بعد مهاجمان با بالا رفتن از دیوار قصر، بر ولید [[یورش]] آوردند. نخستین فردی که نزد او رسید و بر او دست یافت یزید بن عنبسه سکسکی بود. وی ولید را دستگیر کرد و قصد [[محاکمه]] او را داشت که دیگران سر رسیدند و با ضرباتی ولید را به هلاکت رساندند. یزید بن عنبسه نیز نزد یزید بن ولید - [[خلیفه]] جدید [[اموی]] - رفت ما وقع را بدو گزارش داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۲۴۶-۲۴۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۹، ص۱۷۸-۱۷۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۷۸-۲۷۹.</ref>. «[[ابن عبد ربه]]» از [[سری بن زیاد بن ابی کبشه سکسکی]] در شمار [[قاتلان]] ولید بن یزید نام برده است<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۵، ص۲۰۶.</ref>. | |||
حضور سکاسک و بنی سکون در واپسین روزهای عمر [[خلافت بنی امیه]] نیز از دیگر [[اخبار]] مهم [[تاریخ]] بنی سکاسک است. به گزارش مصادر و [[منابع تاریخی]]، جمع زیادی از [[مردم]] این دو [[طایفه]] با [[مروان بن محمد]] ملقب به «[[مروان حمار]]» در [[نبرد]] [[سرنوشت]] ساز [[زاب]] ([[سال ۱۳۲ هجری]]) که به [[شکست]] [[سپاهیان]] [[دولت اموی]] از مهاجمان [[هوادار]] [[عباسیان]] انجامید، حضور داشتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۳۴؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۸، ص۳۳۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۴۳.</ref>. | |||
علاوه بر میادین [[جنگ]]، در میادین [[کارگزاری]] دولت اموی نیز بنی سکاسک نقش پر رنگی از خود نشان دادند که از جمله ایشان میتوان به نام [[عبدالله بن شجره سکسکی کندی حمصی]] [[فرماندار]] [[مروان]] بر [[حمص]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۹، ص۱۳۹.</ref> و [[عبدالرحمن بن ابی کبشه حیویل سکسکی]] [[والی]] برخی ولایات از جمله [[عراق]] و فاتح [[شهر]] صفد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۴۱۲.</ref> در [[زمان]] امارت [[حجاج بن یوسف ثقفی]] اشاره کرد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۵، ص۳۵۴.</ref>. [[زیاد بن هجعم]] [[رییس]] پلیس ([[شرطه]]) [[عبدالملک بن مروان]] (حک. ۶۵-۸۶)<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۶؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۲.</ref>، یزید بن ابی کبشه سکسکی و [[روح]] بن یزید بن [[بشر]] سکسکی هم از دیگر [[رجال]] این [[قوم]] بودند که به ترتیب [[منصب]] رییس پلیسی (شرطه) عبدالملک بن مروان (حک. ۶۵-۸۶)<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۷۳.</ref> و [[عمر بن عبدالعزیز]] (حک. ۹۹-۱۰۱)<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۷۴.</ref> را بر عهده داشتند. اخباری هم در دست است که از امارت یزید بن ابی کبشه سکسکی بر سند در زمان [[حکومت سلیمان]] بن [[عبدالملک]] خبر میدهد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۲۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۵۸۸.</ref>. ضمن این که [[ابن کلبی]] (م ۲۰۴) از او در شمار [[اصحاب]] [[حجاج بن یوسف ثقفی]] و [[والی]] او در [[عراق]] یاد کرده<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۶.</ref> [[ابن حزم]] نیز او را [[جانشین]] حجاج بن یوسف ثقفی بعد از مرگش در [[امارت بصره]] در [[زمان]] [[حکومت]] ولید بن یزید معرفی کرده است<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==مناسبات [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] بنی سکاسک== | |||
علاوه بر نبردهای [[جاهلی]]، [[پیمانها]] و [[احلاف]] نیز بخشی از برنامههای [[قبایل]] از جمله بنی سکاسک در [[حفظ]] بقاء و صیانت از [[منافع]] خود بود. سکسکیها در راستای [[تحکیم]] [[قدرت]] خود در [[یمن]]، پیمانهای حلفی با برخی قبایل برقرار نمودند که از جمله آن میتوان به [[تحالف بنی عباد بن سعد با بنی یشکر بن بکر بن وائل]] اشاره کرد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۷. حموی در کتاب خود از آنها با نام بنی عیاذ بن سعد یاد کرده است. (یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النسب، ص۱۰۵)</ref>. هر چند از احلاف مستقل بنی سکاسک با دیگر قبایل همجوار خبری به دست ما نرسیده است اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم اجتماعی نظیر ازدواجهای جاهلی که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانه ای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دست یافتن به اهداف مورد نظر، مورد توجه قرار داد. بنی سکاسک در کنار دیگر [[طوایف]] [[بنی کنده]]، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای [[قبیله]] خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و قبایل ساکن یمن، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. از جمله این ازدواجها میتوان به پیوندهای سببی [[آل]] جهیم سکاسک با [[بنی مطلب]] بن [[عبدمناف]] اشاره کرد<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۲۵۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||