←یازده دلیل در علم امیرالمؤمنین{{ع}}
(←منابع) |
|||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
دلیل این مطلب که امام{{ع}} این جمله را در موارد متعدد فرموده، این است که پرسشهایی که هنگام ایراد این سخن از آن حضرت شده، گوناگون بوده و [[پرسش]] کنندگان نیز افراد مختلف بودهاند؛ مثلاً در [[نقلی]] سؤال کننده<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۴۲۴.</ref>، [[اشعث بن قیس]] و سؤال او درباره [[جزیه]] مجوسان بوده است و در نقل دیگر<ref>قطب الدین راوندی، المزابح و الجرائح، ج۳، ص۱۱۳۲.</ref>، [[پرسش]] کننده، [[صعصعة بن صوحان]] و پرسش او درباره [[دجال]] بوده است و در [[روایت]] دیگر<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۱۹۶.</ref>، [[سائل]]، سعد بن وقاص بوده است که از تعداد چیزهای دیگر از آن حضرت سؤال کرده است<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]]، ص۶۶.</ref>. | دلیل این مطلب که امام{{ع}} این جمله را در موارد متعدد فرموده، این است که پرسشهایی که هنگام ایراد این سخن از آن حضرت شده، گوناگون بوده و [[پرسش]] کنندگان نیز افراد مختلف بودهاند؛ مثلاً در [[نقلی]] سؤال کننده<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۴۲۴.</ref>، [[اشعث بن قیس]] و سؤال او درباره [[جزیه]] مجوسان بوده است و در نقل دیگر<ref>قطب الدین راوندی، المزابح و الجرائح، ج۳، ص۱۱۳۲.</ref>، [[پرسش]] کننده، [[صعصعة بن صوحان]] و پرسش او درباره [[دجال]] بوده است و در [[روایت]] دیگر<ref>شیخ صدوق، امالی، ص۱۹۶.</ref>، [[سائل]]، سعد بن وقاص بوده است که از تعداد چیزهای دیگر از آن حضرت سؤال کرده است<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۲ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۲]]، ص۶۶.</ref>. | ||
== | == ده دلیل در [[علم امیرالمؤمنین]]{{ع}} == | ||
[[اجماع]] همگان این است که امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[اعلم]] [[اهل]] زمانش بوده و همه در [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] از آن جناب استفاده مینمودهاند. و دلائل متعددی در [[اثبات]] این مطلب ذکر شده از جمله: | [[اجماع]] همگان این است که امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[اعلم]] [[اهل]] زمانش بوده و همه در [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] از آن جناب استفاده مینمودهاند. و دلائل متعددی در [[اثبات]] این مطلب ذکر شده از جمله: | ||
# '''دلیل اول''': متکلّمین نوشتهاند: امیرالمؤمنین علی{{ع}} در نهایت [[ذکاوت]] و [[زیرکی]] بود و بسیار [[حریص]] بر [[تعلّم]] و [[یادگیری]] بوده و از [[کودکی]] تا [[زمان]] جدایی و مفارقت از [[پیامبر]]{{صل}} [[شب]] و [[روز]] ملازم و همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بود. در حالی که رسول خدا{{صل}} از جهت [[علم]] و فضل [[کاملترین]] [[انسانها]] بوده است و به [[ضرورت]] و [[بداهت]] معلوم است که: مثل این شاگردی که بسیار حریص بر تعلّم و یادگیری است، با این چنین ملازمه و [[همراهی]] با معلّم کاملی که بسیار حریص بر [[تعلیم]] و یاد دادن است، در [[غایت]] کمال و نهایت علم و فضل خواهد بود<ref>روی البلاذری فی أنساب الأشراف، ج۲، ص۹۸، رقم ۲۶، {{متن حدیث|قال: قیل لعلیّ: ما بالک أکثر أصحاب النبیّ{{صل}} حدیثا، فقال: لاّنی کنت إذا سألته أنبأنی، و إذا سکتّ ابتدأنی}}. و ذکره ابن سعد فی الطبقات، ج۲، ص۱۰۱، فی عنوان: {{عربی|من كان يفتي على عهد رسول الله}}. و رواه الترمذی فی صحیحه، ج۵، ص۶۴۰، باب ۲۱، حدیث ۳۷۲۹.</ref>. | # '''دلیل اول''': متکلّمین نوشتهاند: امیرالمؤمنین علی{{ع}} در نهایت [[ذکاوت]] و [[زیرکی]] بود و بسیار [[حریص]] بر [[تعلّم]] و [[یادگیری]] بوده و از [[کودکی]] تا [[زمان]] جدایی و مفارقت از [[پیامبر]]{{صل}} [[شب]] و [[روز]] ملازم و همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بود. در حالی که رسول خدا{{صل}} از جهت [[علم]] و فضل [[کاملترین]] [[انسانها]] بوده است و به [[ضرورت]] و [[بداهت]] معلوم است که: مثل این شاگردی که بسیار حریص بر تعلّم و یادگیری است، با این چنین ملازمه و [[همراهی]] با معلّم کاملی که بسیار حریص بر [[تعلیم]] و یاد دادن است، در [[غایت]] کمال و نهایت علم و فضل خواهد بود<ref>روی البلاذری فی أنساب الأشراف، ج۲، ص۹۸، رقم ۲۶، {{متن حدیث|قال: قیل لعلیّ: ما بالک أکثر أصحاب النبیّ{{صل}} حدیثا، فقال: لاّنی کنت إذا سألته أنبأنی، و إذا سکتّ ابتدأنی}}. و ذکره ابن سعد فی الطبقات، ج۲، ص۱۰۱، فی عنوان: {{عربی|من كان يفتي على عهد رسول الله}}. و رواه الترمذی فی صحیحه، ج۵، ص۶۴۰، باب ۲۱، حدیث ۳۷۲۹.</ref>. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
'''دلیل هشتم''': تمام [[صحابه]] در [[احکام]] به او مراجعه میکردند و فتاوی را از او یاد میگرفتند و در [[حل مشکلات]] به آن حضرت پناهنده میشدند و این از واضحات و مسلّمات [[تاریخ]] و [[حدیث]] است که احدی در آن [[شک]] و [[شبهه]] ندارد. [[عمر بن خطاب]] در بسیاری از قضایا به [[حکم]] و فتوای آن حضرت [[رجوع]] کرد. از جمله آن موارد: {{متن حدیث|أَنَّ عُمَرَ أُتِيَ بِامْرَأَةٍ قَدْ زَنَتْ وَ هِيَ حَامِلَةٌ فَأَمَرَ بِرَجْمِهَا فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ{{ع}} إِنْ كَانَ لَكَ سُلْطَانٌ عَلَيْهَا فَلَيْسَ لَكَ سُلْطَانٌ عَلَى مَا فِي بَطْنِهَا فَأَمَرَ بِتَرْكِهَا وَ قَالَ لَوْ لَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ}}<ref>رواه العلامه الأمینی فی نادرة ۱۷ من نوادر الأثر من الغدیر، ج۶، ص۱۱۱ عن محبّ الدین الطبری فی الریاض النضره، ج۲، ص۱۹۶، وذخایر العقبی، ص۸۱، والگنجی فی الکفایه، ص۱۰۵. ورواه الخوارزمی فی المناقب، ص۳۹ فی الفصل السابع. ورواه المحبّ الطبری فی ذخایر العقبی فی عنوان ذکر رجوع أبی بکر وعمر إلی قول علیّ{{ع}}، ص۸۱، عن عبدالله بن الحسن، قال: دخل علیّ علی عمر وإذا إمرأه حبلی تقاد ترجم، قال: ما شأن هذه؟ قالت: یذهبون بییرجمونی. فقال:... إن کان لک سلطان علیها فما لک سلطان علی ما فی بطنها. فقال عمر: کلّ أحد أفقه منّی ثلاث مرّات، فضمنها علیّ حتی ولدت غلاما ثمّ ذهب بها إلیه فرجمها. ورواه الشیخ المفید فی الإرشاد مع اختلاف فی اللفظ فی الباب الثانی فی الباب التاسع والخمسون، ص۱۹۴.</ref>؛ [[زن]] بارداری که مرتکب [[زنا]] شده بود را نزد عمر آوردند. عمر دستور به سنگسارِ [[زن]] داد. [[حضرت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} فرمود: اگر برای تو بر این زن [[تسلط]] هست (که بر علیه او [[حکم]] کنی) بر [[فرزندی]] که در شکم اوست تسلط نداری (و نمیتوانی بر او حکم جاری کنی) پس از [[رأی]] خودش برگشت و زن را رها کرد و گفت: اگر علی{{ع}} نبود، عمر هلاک میشد. | '''دلیل هشتم''': تمام [[صحابه]] در [[احکام]] به او مراجعه میکردند و فتاوی را از او یاد میگرفتند و در [[حل مشکلات]] به آن حضرت پناهنده میشدند و این از واضحات و مسلّمات [[تاریخ]] و [[حدیث]] است که احدی در آن [[شک]] و [[شبهه]] ندارد. [[عمر بن خطاب]] در بسیاری از قضایا به [[حکم]] و فتوای آن حضرت [[رجوع]] کرد. از جمله آن موارد: {{متن حدیث|أَنَّ عُمَرَ أُتِيَ بِامْرَأَةٍ قَدْ زَنَتْ وَ هِيَ حَامِلَةٌ فَأَمَرَ بِرَجْمِهَا فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ{{ع}} إِنْ كَانَ لَكَ سُلْطَانٌ عَلَيْهَا فَلَيْسَ لَكَ سُلْطَانٌ عَلَى مَا فِي بَطْنِهَا فَأَمَرَ بِتَرْكِهَا وَ قَالَ لَوْ لَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ}}<ref>رواه العلامه الأمینی فی نادرة ۱۷ من نوادر الأثر من الغدیر، ج۶، ص۱۱۱ عن محبّ الدین الطبری فی الریاض النضره، ج۲، ص۱۹۶، وذخایر العقبی، ص۸۱، والگنجی فی الکفایه، ص۱۰۵. ورواه الخوارزمی فی المناقب، ص۳۹ فی الفصل السابع. ورواه المحبّ الطبری فی ذخایر العقبی فی عنوان ذکر رجوع أبی بکر وعمر إلی قول علیّ{{ع}}، ص۸۱، عن عبدالله بن الحسن، قال: دخل علیّ علی عمر وإذا إمرأه حبلی تقاد ترجم، قال: ما شأن هذه؟ قالت: یذهبون بییرجمونی. فقال:... إن کان لک سلطان علیها فما لک سلطان علی ما فی بطنها. فقال عمر: کلّ أحد أفقه منّی ثلاث مرّات، فضمنها علیّ حتی ولدت غلاما ثمّ ذهب بها إلیه فرجمها. ورواه الشیخ المفید فی الإرشاد مع اختلاف فی اللفظ فی الباب الثانی فی الباب التاسع والخمسون، ص۱۹۴.</ref>؛ [[زن]] بارداری که مرتکب [[زنا]] شده بود را نزد عمر آوردند. عمر دستور به سنگسارِ [[زن]] داد. [[حضرت امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} فرمود: اگر برای تو بر این زن [[تسلط]] هست (که بر علیه او [[حکم]] کنی) بر [[فرزندی]] که در شکم اوست تسلط نداری (و نمیتوانی بر او حکم جاری کنی) پس از [[رأی]] خودش برگشت و زن را رها کرد و گفت: اگر علی{{ع}} نبود، عمر هلاک میشد. | ||
'''دلیل نهم''': امیرالمؤمنین{{ع}} بعد از [[شهادت رسول خدا]]{{صل}} قبل از هر کسی به [[جمعآوری قرآن]] مشغول شد<ref>المناقب للخوارزمی فی الفصل السابع، ص۴۹. {{عربی|و عن علي{{ع}} قال: لمّا قبض رسول الله{{صل}} أقسمت لا أضع ردائي عن ظهري حتّى أجمع ما بين اللوحين، فما وضعت ردائي عن ظهري حتّى جمعت القرآن}}.</ref>. | '''دلیل نهم''': امیرالمؤمنین{{ع}} بعد از [[شهادت رسول خدا]]{{صل}} قبل از هر کسی به [[جمعآوری قرآن]] مشغول شد<ref>المناقب للخوارزمی فی الفصل السابع، ص۴۹. {{عربی|و عن علي{{ع}} قال: لمّا قبض رسول الله{{صل}} أقسمت لا أضع ردائي عن ظهري حتّى أجمع ما بين اللوحين، فما وضعت ردائي عن ظهري حتّى جمعت القرآن}}.</ref>. | ||
# '''دلیل | # '''دلیل دهم''': قضاوتهای عجیب و غریبی که از حضرت صادر شده و دلالت بر کمال علم او دارد<ref>علامه حلّی در کتاب «کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین{{ع}}»: ص۷۶، موارد زیادی از قضاوتهای عجیب و غریب آن حضرت را نقل کرده که این خود دلیل بر کمال علم و زیادی فضیلت و منقبت آن حضرت است.</ref> و [[روایات]] در این باره از خاصّه و عامّه بسیار است<ref>[[سید قاسم علیاحمدی|علیاحمدی، سید قاسم]]، [[حقانیت در اوج مظلومیت ج۱ (کتاب)|حقانیت در اوج مظلومیت ج۱]]، ص۳۲۷-۳۴۸.</ref>. | ||
== توصیف [[علم امام]] در بیان [[ابن ابی الحدید]] == | == توصیف [[علم امام]] در بیان [[ابن ابی الحدید]] == | ||