←زمان اسلام آوردن امام {{ع}}
خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
[[پیامبر خدا]] {{صل}}- به [[علی]] {{ع}}-: [[ایمان]] با گوشت و [[خون]] تو درآمیخته است، چنان که با گوشت و [[خون]] من عجین شده است<ref>{{متن حدیث|رسول الله {{صل}}- لِعَلِی {{ع}}-: الإِیمانُ مُخالِطٌ لَحمَک ودَمَک کما خالَطَ لَحمی ودَمی}} (المناقب، ابن مغازلی، ص ۲۳۸، ح ۲۸۵).</ref>. | [[پیامبر خدا]] {{صل}}- به [[علی]] {{ع}}-: [[ایمان]] با گوشت و [[خون]] تو درآمیخته است، چنان که با گوشت و [[خون]] من عجین شده است<ref>{{متن حدیث|رسول الله {{صل}}- لِعَلِی {{ع}}-: الإِیمانُ مُخالِطٌ لَحمَک ودَمَک کما خالَطَ لَحمی ودَمی}} (المناقب، ابن مغازلی، ص ۲۳۸، ح ۲۸۵).</ref>. | ||
== زمان | == زمان اسلام آوردن [[امام]] {{ع}} == | ||
[[امام علی]] {{ع}} [[برترین]] [[مؤمن]] | [[امام علی]] {{ع}} [[برترین]] [[مؤمن]] تاریخ اسلام و در ستیغ [[ایمان]] است. [[ایمان]] او در میان [[مؤمنان]] از ویژگیهای بیبدیلی برخوردار است. او اولین کسی است که به [[پیامبر خدا]] [[ایمان]] آورده و ایمانش هرگز به شائبه [[شرک]]، [[آلوده]] نشد و در استوارْگامی در مسیر [[ایمان]] و [[نیرومندی]] [[باور]]، بینظیر بود. [[امام علی]] {{ع}}- چنان که پیشتر بدان اشاره کردهایم- از آغازین روزهای [[زندگی]] بر کنار بستر [[پیامبر خدا]] آرمید و با [[عنایت]] و [[سرپرستی]] [[پیامبر]] {{صل}} بالید و همگام با [[خُلق و خوی]] و [[منش]] و روش [[نبی اکرم]]، [[رشد]] کرد و همراه او مراحل [[تکوین]] [[نبوت]] را نگریست. [[پیامبر خدا]] او را به خلوتگه حِرا میبُرد و بدینسان، با [[راز]] و رمز [[ملکوت]]، آشنا شد و به تصریح مولا {{ع}} در [[خطبه]] [[عظیم]] "[[قاصعه]]"، [[نور]] [[وحی]] را مینگریست و ناله یأسآمیز [[شیطان]] را میشنید و در آستانه [[ابلاغ]] [[رسالت]]، با اعلام همگامی و [[همراهی]] با [[پیامبر]] {{صل}} عنوان "[[وصی]]"، "[[وزیر]]" و "[[برادر]]" پیامآور [[وحی]] را یافت تصویر [[زیبا]] [[علوی]] را از این چگونگیها بنگریم: [[جایگاه]] [[خویشاوندی]] نزدیک مرا نسبت به [[پیامبر خدا]] و [[موقعیت]] ویژه مرا میدانید. آنگاه که [[کودک]] بودم، مرا در کنار خود مینهاد و بر سینهاش میفِشُرد و مرا در بستر خود میخوابانْد. تنم را به تنش میسود و بوی خویش را به من میبویانْد. گاه چیزی را میجَوید و آن را به من میخورانید و از من دروغی در گفتار و اشتباهی در [[کردار]] ندید. | ||
[[خداوند]]، بزرگترین [[فرشته]] خود را از هنگام از شیر گرفته شدنش، [[شب]] و روز همنشینش ساخت تا راههای [[بزرگواری]] را بدو بنمایاند و خویهای نیکوی [[جهان]] را در او فراهم آورد. و من، همواره چون بچه شتری به دنبال [[مادر]]، در پی او بودم. هر روز برای من از [[اخلاق]] خود، نشانی بر پا میداشت و مرا به [[پیروی]] آن [[فرمان]] میداد. هر سال در حِرا [[خلوت]] میگُزید و من او را میدیدم و جز من، کسی وی را نمیدید. در آن وقت، جز [[خانه]] [[پیامبر خدا]] و [[خدیجه]] و من- که سومین آنها بودم- در هیچ خانهای [[مسلمانی]] راه نیافته بود؛ [[نور]] [[وحی]] و [[رسالت]] را میدیدم و بوی [[نبوت]] را استشمام میکردم. هنگامی که [[وحی]] بر او فرود آمد، ناله [[شیطان]] را شنیدم و پرسیدم: ای [[پیامبر خدا]]! این ناله چیست؟ فرمود: "این، [[شیطان]] است که از پرستیده شدن نا [[امید]] گشته است. تو آنچه را که میشنوم، میشنوی و آنچه را که میبینم، میبینی، جز آنکه تو [[پیامبر]] نیستی اما [[وزیر]] (دستْیار) من و به [مسیر] خیری"<ref>نهج البلاغه: خطبه ۱۹۲.</ref>. | [[خداوند]]، بزرگترین [[فرشته]] خود را از هنگام از شیر گرفته شدنش، [[شب]] و روز همنشینش ساخت تا راههای [[بزرگواری]] را بدو بنمایاند و خویهای نیکوی [[جهان]] را در او فراهم آورد. و من، همواره چون بچه شتری به دنبال [[مادر]]، در پی او بودم. هر روز برای من از [[اخلاق]] خود، نشانی بر پا میداشت و مرا به [[پیروی]] آن [[فرمان]] میداد. هر سال در حِرا [[خلوت]] میگُزید و من او را میدیدم و جز من، کسی وی را نمیدید. در آن وقت، جز [[خانه]] [[پیامبر خدا]] و [[خدیجه]] و من- که سومین آنها بودم- در هیچ خانهای [[مسلمانی]] راه نیافته بود؛ [[نور]] [[وحی]] و [[رسالت]] را میدیدم و بوی [[نبوت]] را استشمام میکردم. هنگامی که [[وحی]] بر او فرود آمد، ناله [[شیطان]] را شنیدم و پرسیدم: ای [[پیامبر خدا]]! این ناله چیست؟ فرمود: "این، [[شیطان]] است که از پرستیده شدن نا [[امید]] گشته است. تو آنچه را که میشنوم، میشنوی و آنچه را که میبینم، میبینی، جز آنکه تو [[پیامبر]] نیستی اما [[وزیر]] (دستْیار) من و به [مسیر] خیری"<ref>نهج البلاغه: خطبه ۱۹۲.</ref>. |