←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
ابقع نیز در لغت<ref>لسان العرب، ماده (بقع)، ج۸، ص۱۷.</ref> یعنی هر شیء سیاه و سفید، به خصوص به کلاغ سیاهی که با سفیدی آمیخته باشد و به هر شخص [[پلید]] و به ابرص و شورهزار و کسی که [[لباس]] وصلهدار و رنگارنگ بپوشد، گفته میشود. مراد از "ابقع" مردی سياه و سفيد است كه از دو جنس مختلف و از نطفه مرد و زنی كه نژاد مختلف دارند و يكی سياه چهره و گندمگون و از [[عرب]]، و ديگرى سفيدپوست و از نژاد غير عرب است متولّد شده و اصالتا شامی و مردی سرسپرده و نوكر اجنبی و از [[پست]] فطرتترين [[مردمان]] و مسيحی مرام، يا صهيونيست و يهودی مسلك است. ممکن است مراد از ابقع همان "افلق" باشد چرا كه "افلق" نيز (شامى) و پدرش از [[اهل]] "سوريه" و مادرش (فرنگى) و از اهل فرانسه و "پاريس" است و شايد بتوان گفت: مقصود از ابقع و اصهب و "ابرص" و "ابلق"، همان "افلق يهودى" است.<ref>ر.ک: [[سید اسدالله هاشمی شهیدی|هاشمی شهیدی، سید اسدالله]]، [[زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی (کتاب)|زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی]]، ص۳۸؛ کامل سلیمان|سلیمان، کامل، روزگار رهایی (کتاب)|روزگار رهایی، ج ۲، ص۹۹۷؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۰۷.</ref> | ابقع نیز در لغت<ref>لسان العرب، ماده (بقع)، ج۸، ص۱۷.</ref> یعنی هر شیء سیاه و سفید، به خصوص به کلاغ سیاهی که با سفیدی آمیخته باشد و به هر شخص [[پلید]] و به ابرص و شورهزار و کسی که [[لباس]] وصلهدار و رنگارنگ بپوشد، گفته میشود. مراد از "ابقع" مردی سياه و سفيد است كه از دو جنس مختلف و از نطفه مرد و زنی كه نژاد مختلف دارند و يكی سياه چهره و گندمگون و از [[عرب]]، و ديگرى سفيدپوست و از نژاد غير عرب است متولّد شده و اصالتا شامی و مردی سرسپرده و نوكر اجنبی و از [[پست]] فطرتترين [[مردمان]] و مسيحی مرام، يا صهيونيست و يهودی مسلك است. ممکن است مراد از ابقع همان "افلق" باشد چرا كه "افلق" نيز (شامى) و پدرش از [[اهل]] "سوريه" و مادرش (فرنگى) و از اهل فرانسه و "پاريس" است و شايد بتوان گفت: مقصود از ابقع و اصهب و "ابرص" و "ابلق"، همان "افلق يهودى" است.<ref>ر.ک: [[سید اسدالله هاشمی شهیدی|هاشمی شهیدی، سید اسدالله]]، [[زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی (کتاب)|زمینهسازان انقلاب جهانی حضرت مهدی]]، ص۳۸؛ کامل سلیمان|سلیمان، کامل، روزگار رهایی (کتاب)|روزگار رهایی، ج ۲، ص۹۹۷؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۰۷.</ref> | ||
"[[اصهب]]" و "[[ابقع]]" دو [[رهبر]] مخالف سفیانى هستند که سفیانى بر آنها [[پیروز]] شده و بر منطقه تسلط مىیابد. [[روایات]] بسیارى حاکى از درگیرى بزرگ سفیانى با آنان در [[قرقیسیا]]، واقع در مرز [[سوریه]]، [[عراق]] و ترکیه است. این [[نبرد]] از جنگهاى بزرگ است که از پیش [[وعده]] داده شده، و | "[[اصهب]]" و "[[ابقع]]" دو [[رهبر]] مخالف سفیانى هستند که سفیانى بر آنها [[پیروز]] شده و بر منطقه تسلط مىیابد. [[روایات]] بسیارى حاکى از درگیرى بزرگ سفیانى با آنان در [[قرقیسیا]]، واقع در مرز [[سوریه]]، [[عراق]] و ترکیه است. این [[نبرد]] از جنگهاى بزرگ است که از پیش [[وعده]] داده شده، و انگیزه آن درگیرى و [[کشمکش]] بر سر گنجى است که در مجراى [[نهر فرات]] و یا نزدیک آن [[کشف]] میشود. خروج ابقع در [[مصر]] و به دنبال دیده شدن [[ستاره دنبالهدار]] و [[کسوف]] [[خورشید]] و [[خسوف]] ماه خواهد بود و همه اینها نزدیکی ظهور روی خواهد داد و اصهب [[کافر]] [[قیام]] نمىکند، جز به هنگام شدت یافتن [[فتنهها]] و کثرت حوادث و فجایع. در سه روايت، ابقع<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۷۱، ح۱۶۱؛ نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغيبة، ص۳۹۱، ب ۱۴، ح۶۷</ref> و در روايتی، اصهب از مخالفان سفيانى برشمرده شدهاند كه همگى در [[جنگ]] با سفيانى شكست خواهند خورد<ref>ر.ک: [[نصرتالله آیتی|آیتی، نصرتالله]]، [[سفیانی از ظهور تا افول (کتاب)|سفیانی از ظهور تا افول]]، ص۲۳۴ ـ ۲۳۶؛ [[کامل سلیمان|سلیمان، کامل]]، [[روزگار رهایی (کتاب)|روزگار رهایی]]، ج ۲، ص۹۹۳؛ مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی، موعودنامه (کتاب)|موعودنامه، ص۱۰۷.</ref>. | ||
== اصهب و ابقع در روایات == | == اصهب و ابقع در روایات == | ||