خشم در خانواده: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱: خط ۱۱:
و همچنین فرموده است: {{متن حدیث|‏أَلَا وَ إِنَّ الْغَضَبَ جَمْرَةٌ فِي‏ قَلْبِ‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ أَمَا رَأَیْتُمْ إِلَى حُمْرَةِ عَيْنَيْهِ وَ انْتِفَاخِ أَوْدَاجِهِ فَمَنْ أَحَسَّ بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ فَلْيَلْصَقْ بِالأَرْضِ}}<ref>«بدانید که خشم و عصبانیت اخگری است در دل فرزند آدم. مگر نمی‌بینید که چشمانش سرخ می‌شود و رگ‌های گردنش باد می‌کند. هرکس احساس کرد که به خشم درآمده است، باید به زمین بچسبد (بنشیند)». سنن الترمذی، ج۴، ص۴۲۰؛ بحارالانوار، ج۷۳، ص۲۷۲؛ و قریب به همین: مسند أبی داود الطیالسی، ص۲۸۷؛ مصنف عبدالرزاق، ج۱۱، ص۳۴۷؛ مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۹؛ مستدرک الحاکم، ج۴، ص۵۰۶؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۴۶.</ref>.
و همچنین فرموده است: {{متن حدیث|‏أَلَا وَ إِنَّ الْغَضَبَ جَمْرَةٌ فِي‏ قَلْبِ‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ أَمَا رَأَیْتُمْ إِلَى حُمْرَةِ عَيْنَيْهِ وَ انْتِفَاخِ أَوْدَاجِهِ فَمَنْ أَحَسَّ بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ فَلْيَلْصَقْ بِالأَرْضِ}}<ref>«بدانید که خشم و عصبانیت اخگری است در دل فرزند آدم. مگر نمی‌بینید که چشمانش سرخ می‌شود و رگ‌های گردنش باد می‌کند. هرکس احساس کرد که به خشم درآمده است، باید به زمین بچسبد (بنشیند)». سنن الترمذی، ج۴، ص۴۲۰؛ بحارالانوار، ج۷۳، ص۲۷۲؛ و قریب به همین: مسند أبی داود الطیالسی، ص۲۸۷؛ مصنف عبدالرزاق، ج۱۱، ص۳۴۷؛ مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۹؛ مستدرک الحاکم، ج۴، ص۵۰۶؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۲۴۶.</ref>.


[[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز در توصیف خشم و عصبانیت فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ‏ نَارُ الْقُلُوبِ‏}}<ref>«خشم و عصبانیت آتش دل‌هاست». شرح غررالحکم، ج۱، ص۲۳۸.</ref>.
[[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} نیز در توصیف خشم و عصبانیت فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ‏ نَارُ الْقُلُوبِ‏}}<ref>«خشم و عصبانیت آتش دل‌هاست». شرح غررالحکم، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. همچنین فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ نَارٌ مُوقَدَةٌ مَنْ‏ كَظَمَهُ‏ أَطْفَأَهَا وَ مَنْ أَطْلَقَهُ كَانَ أَوَّلَ مُحْتَرِقٍ بِهَا}}<ref>«خشم و عصبانیت آتشی فروزان است. هرکس خشم و عصبانیت خود را فروخورد، این آتش را خاموش کرده است و هرکس جلو آن را رها کند، پیش از هرکس، خودش در آن آتش می‌سوزد». شرح غررالحکم، ج۲، ص۴۷؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۱؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۱۳، ص۴۶۶.</ref>.


و همچنین فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ نَارٌ مُوقَدَةٌ مَنْ‏ كَظَمَهُ‏ أَطْفَأَهَا وَ مَنْ أَطْلَقَهُ كَانَ أَوَّلَ مُحْتَرِقٍ بِهَا}}<ref>«خشم و عصبانیت آتشی فروزان است. هرکس خشم و عصبانیت خود را فروخورد، این آتش را خاموش کرده است و هرکس جلو آن را رها کند، پیش از هرکس، خودش در آن آتش می‌سوزد». شرح غررالحکم، ج۲، ص۴۷؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۲۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۱؛ جامع أحادیث الشیعة، ج۱۳، ص۴۶۶.</ref>.
هنگامی که آتش خشم و عصبانیت شعله‌ور می‌شود، خشم گیرنده و عصبانی کور و کر می‌شود و [[دود]] خشم و عصبانیت چنان فراراه چراغ عقل و [[خرد]] می‌گردد که [[آدمی]] از [[اندیشه]] صحیح و راه یابی بازمی‌ماند و شعله‌های [[خشم]] و [[عصبانیت]] همه وجود، و اعضا و جوارح را دربر می‌گیرد و [[اختیار]] از کف [[انسان]] بیرون می‌رود؛ و نشانه‌های ظاهری آن همه را از این خودسوزی و دیگرسوزی [[آگاه]] می‌کند؛ نشانه‌هایی همچون [[تغییر]] رنگ چهره، سرخ شدن [[چشم‌ها]]، دگرگونی بینی، کف کردن دهان، لرزش شدید اعضای بدن، [[درهم]] ریختن [[نظم]] و ترتیب [[کارها]]، پریشانی در سخن و حرکت‌ها و... .


هنگامی که آتش خشم و عصبانیت شعله‌ور می‌شود، خشم گیرنده و عصبانی کور و کر می‌شود و [[دود]] خشم و عصبانیت چنان فراراه [[چراغ عقل]] و [[خرد]] می‌گردد که [[آدمی]] از [[اندیشه]] صحیح و راه یابی بازمی‌ماند و شعله‌های [[خشم]] و [[عصبانیت]] همه وجود، و اعضا و جوارح را دربر می‌گیرد، و [[اختیار]] از کف [[انسان]] بیرون می‌رود؛ و نشانه‌های ظاهری آن همه را از این خودسوزی و دیگرسوزی [[آگاه]] می‌کند؛ نشانه‌هایی همچون [[تغییر]] رنگ چهره، سرخ شدن [[چشم‌ها]]، دگرگونی بینی، کف کردن دهان، لرزش شدید اعضای [[بدن]]، [[درهم]] ریختن [[نظم]] و ترتیب [[کارها]]، [[پریشانی]] در سخن و حرکت‌ها و... .
اگر شخص [[خشمگین]] و عصبانی در این حالت چهره خود را ببیند، از خرابی وضع خویش آگاه می‌شود و آرام می‌گیرد، زیرا از [[زشتی]] چهره و دگرگونی [[خلقت]] خود [[شرم]] می‌کند، و این در حالی است که زشتی [[باطن]] او به مراتب از زشتی ظاهرش بیش‌تر و کریه‌تر است، زیرا ظاهر نماینده باطن است، و نخست چهره باطن [[زشت]] و کریه شده و آن‌گاه در ظاهر آدمی منعکس گردیده است. بنابراین، دگرگونی ظاهر نتیجه دگرگونی باطن است، و شعله‌ای از لهیب سخت درون شعله‌ور است. در این حال است که زبان به [[دشنام]] و گفتن [[ناسزا]] و سخنان زشتی گشوده می‌شود که [[خردمندان]] از آن شرم دارند و گوینده، خود نیز پس از فرونشستن خشم و عصبانیت از آن شرم می‌کند. این آتش‌افروزی به همین‌جا ختم نمی‌شود، و گاه فراتر می‌رود و شخص خشمگین و عصبانی حمله می‌کند، می‌زند، می‌کوبد، می‌درد، مجروح می‌سازد و گاه ممکن است دست به [[قتل]] بزند؛ و اگر شعله‌های خشم و عصبانیت به دیگرسوزی منجر نشود، شخص خشمگین و عصبانی، به خودسوزی می‌پردازد، و [[لباس]] خود را می‌درد، بر صورت خود سیلی می‌زند، دست بر [[زمین]] می‌کوبد، مشت بر سر خویش فرود می‌آورد، و چه بسا که جمادات و حیوانات را بزند، ظرف‌ها را بشکند؛ و دیوانگی‌های دیگر از او سر زند<ref>احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۶۱؛ المحجة البیضاء، ج۵، ص۲۹۷-۲۹۸.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} درباره این دیوانگی فرموده است: {{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ‏ جُنُونٌ‏ وَ آخِرُهُ‏ نَدَمٌ‏}}<ref>«زنهار از خشم، زیرا آغاز آن دیوانگی و انجامش پشیمانی است». شرح غررالحکم، ج۲، ص۲۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۲.</ref>؛ {{متن حدیث|الْحِدَّةُ ضَرْبٌ‏ مِنَ‏ الْجُنُونِ‏ لِأَنَّ صَاحِبَهَا يَنْدَمُ فَإِنْ لَمْ يَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْكِمٌ}}<ref>«تندخویی و خشونت‌ورزی گونه‌ای دیوانگی است، چرا که تندخو و خشونت‌ورز پشیمان می‌شود، و اگر پشیمان نشود دیوانگی او قطعی است». نهج البلاغه، حکمت ۲۵۵؛ شرح غررالحکم، ج۲، ص۱۱۷.</ref>؛ {{متن حدیث|شِدَّةُ الْغَضَبِ‏ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ‏ وَ تَقْطَعُ مَادَّةَ الْحُجَّةِ وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ}}<ref>«شدت خشم و عصبانیت، نحوه سخن گفتن را تغییر می‌دهد، و ریشه برهان و دلیل را قطع می‌کند، و فهم را از هم می‌گسلد». کنزالفوائد، ج۱، ص۳۱۹؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۲۸.</ref>.
 
اگر شخص [[خشمگین]] و عصبانی در این حالت چهره خود را ببیند، از خرابی وضع خویش آگاه می‌شود و آرام می‌گیرد، زیرا از [[زشتی]] چهره و دگرگونی [[خلقت]] خود [[شرم]] می‌کند، و این در حالی است که زشتی [[باطن]] او به مراتب از زشتی ظاهرش بیش‌تر و کریه‌تر است، زیرا ظاهر [[نماینده]] باطن است، و نخست چهره باطن [[زشت]] و کریه شده و آن‌گاه در ظاهر آدمی منعکس گردیده است. بنابراین، دگرگونی ظاهر نتیجه دگرگونی باطن است، و شعله‌ای از [[لهیب]] سخت درون شعله‌ور است. در این حال است که زبان به [[دشنام]] و گفتن [[ناسزا]] و سخنان زشتی گشوده می‌شود که [[خردمندان]] از آن شرم دارند و گوینده، خود نیز پس از فرونشستن خشم و عصبانیت از آن شرم می‌کند. این آتش‌افروزی به همین‌جا ختم نمی‌شود، و گاه فراتر می‌رود و شخص خشمگین و عصبانی [[حمله]] می‌کند، می‌زند، می‌کوبد، می‌درد، مجروح می‌سازد و گاه ممکن است دست به [[قتل]] بزند؛ و اگر شعله‌های خشم و عصبانیت به دیگرسوزی منجر نشود، شخص خشمگین و عصبانی، به خودسوزی می‌پردازد، و [[لباس]] خود را می‌درد، بر صورت خود سیلی می‌زند، دست بر [[زمین]] می‌کوبد، مشت بر سر خویش فرود می‌آورد، و چه بسا که جمادات و حیوانات را بزند، ظرف‌ها را بشکند؛ و دیوانگی‌های دیگر از او سر زند<ref>احیاء علوم الدین، ج۳، ص۱۶۱؛ المحجة البیضاء، ج۵، ص۲۹۷-۲۹۸.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} درباره این دیوانگی فرموده است: {{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ‏ جُنُونٌ‏ وَ آخِرُهُ‏ نَدَمٌ‏}}<ref>«زنهار از خشم، زیرا آغاز آن دیوانگی و انجامش پشیمانی است». شرح غررالحکم، ج۲، ص۲۸۸؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۲.</ref>؛ {{متن حدیث|الْحِدَّةُ ضَرْبٌ‏ مِنَ‏ الْجُنُونِ‏ لِأَنَّ صَاحِبَهَا يَنْدَمُ فَإِنْ لَمْ يَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْكِمٌ}}<ref>«تندخویی و خشونت‌ورزی گونه‌ای دیوانگی است، چرا که تندخو و خشونت‌ورز پشیمان می‌شود، و اگر پشیمان نشود دیوانگی او قطعی است». نهج البلاغه، حکمت ۲۵۵؛ شرح غررالحکم، ج۲، ص۱۱۷.</ref>؛ {{متن حدیث|شِدَّةُ الْغَضَبِ‏ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ‏ وَ تَقْطَعُ مَادَّةَ الْحُجَّةِ وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ}}<ref>«شدت خشم و عصبانیت، نحوه سخن گفتن را تغییر می‌دهد، و ریشه برهان و دلیل را قطع می‌کند، و فهم را از هم می‌گسلد». کنزالفوائد، ج۱، ص۳۱۹؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۲۸.</ref>.


اگر [[خشم]] و [[عصبانیت]] دوام داشته باشد و مکرر [[ظهور]] یابد، سخت ویرانگر خواهد بود. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ شَرٌّ إِنْ‏ أَطَعْتَهُ‏ دَمَّرَ}}<ref>«خشم و عصبانیت شرّ است، اگر از آن فرمان بری ویران می‌کند». شرح غررالحکم، ج۱، ص۳۲۰؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۴۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۱.</ref>.
اگر [[خشم]] و [[عصبانیت]] دوام داشته باشد و مکرر [[ظهور]] یابد، سخت ویرانگر خواهد بود. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|الْغَضَبُ شَرٌّ إِنْ‏ أَطَعْتَهُ‏ دَمَّرَ}}<ref>«خشم و عصبانیت شرّ است، اگر از آن فرمان بری ویران می‌کند». شرح غررالحکم، ج۱، ص۳۲۰؛ عیون الحکم و المواعظ، ص۴۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۱.</ref>.
۱۳۰٬۳۵۲

ویرایش