←سعید سپر تیرهای دشمن
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
به گفته برخی منابع، سعید پیش از [[شهادت]] رو به [[امام حسین]] {{ع}} کرد و پرسید: «ای فرزند [[رسول خدا]] آیا (به پیمانم) [[وفا]] کردم؟» [[امام]] فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در [[بهشت]] خواهی بود!»<ref>{{متن حدیث|نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِي فِي الْجَنَّةِ}}؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۸؛ ابصارالعین، ص۱۸۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۵-۴۵۷.</ref> | به گفته برخی منابع، سعید پیش از [[شهادت]] رو به [[امام حسین]] {{ع}} کرد و پرسید: «ای فرزند [[رسول خدا]] آیا (به پیمانم) [[وفا]] کردم؟» [[امام]] فرمود: «آری، تو پیشاپیش من در [[بهشت]] خواهی بود!»<ref>{{متن حدیث|نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِي فِي الْجَنَّةِ}}؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۸؛ ابصارالعین، ص۱۸۹ و مقتل مقرم، ص۲۴۶.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۴۵۵-۴۵۷.</ref> | ||
===[[شهادت]] سعید بن عبدالله حنفی=== | |||
سعید بن عبدالله حنفی از شخصیتهای بارز [[کوفه]] و مردی [[شجاع]] بود وقتی خبر [[مرگ معاویه]] به کوفه رسید هواداران [[اهل بیت]] در [[خانه]] او جمع شدند و برای [[امام نامه]] نوشتند. سعید از افرادی است که با [[مسلم بن عقیل]] [[همکاری]] نزدیک داشت و در جمع [[شیعیان]] [[سخنرانی]] پر [[شوری]] کرد و گفت: «من جانم را در راه [[یاری حسین]] [[فدا]] خواهم کرد» [[نامه]] مسلم را ایشان در [[مکه]] به امام حسین{{ع}} رسانید و در خدمت [[امام]] بود تا از مکه به [[کربلا]] آمد. | |||
سعید بن عبدالله حنفی در [[شب عاشورا]] در [[مقام]] اظهار [[اخلاص]] به [[مقام ولایت]] و [[فداکاری]] نسبت به مولایش حسین{{ع}} عرض کرد: {{متن حدیث|لَا وَ اللَّهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَا نُخَلِّيكَ أَبَداً حَتَّى يَعْلَمَ اللَّهُ أَنَّا قَدْ حَفِظْنَا فِيكَ وَصِيَّةَ رَسُولِهِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ لَوْ عَلِمْتُ أَنِّي أُقْتَلُ فِيكَ ثُمَّ أُحْيَا ثُمَّ أُخْرَجُ حَيّاً ثُمَّ أُذْرَى يُفْعَلُ ذَلِكَ بِي سَبْعِينَ مَرَّةً مَا فَارَقْتُكَ حَتَّى أَلْقَى حِمَامِي دُونَكَ وَ كَيْفَ لَا أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ إِنَّمَا هِيَ قَتْلَةٌ وَاحِدَةٌ ثُمَّ أَنَالُ الْكَرَامَةَ الَّتِي لَا انْقِضَاءَ لَهَا أَبَداً}}<ref>اللهوف، ص۹۲.</ref>. | |||
نه به خدا ای پسر [[پیغمبر]]! هرگز ما تو را رها نکنیم تا [[خداوند]] بداند که ما سفارش پیغمبر را درباره تو نگه داشتهایم و اگر من میدانستم که در راه تو کشته میشوم و سپس زنده میشوم و سپس ذرات وجودم را به باد میدهند و هفتاد بار با من چنین میشد من از تو جدا نمیگشتم تا آنکه در رکاب تو کشته شوم و اکنون چرا چنین نکنم با اینکه یک کشته شدن بیش نیست و به دنبالش عزتی که هرگز [[ذلت]] نخواهد داشت. | |||
[[ظهر]] [[روز عاشورا]] که [[امام]] [[اقامه نماز]] کرد، [[زهیر بن قین]] و سعید بن عبدالله در جلو آن [[بزرگوار]] ماندند تا آن حضرت با نصفی از [[اصحاب]] خود [[نماز خوف]] خواندند. [[روایت]] شده: سعید بن عبدالله حنفی در جلو [[امام حسین]]{{ع}} قرار گرفت و برای [[حمایت]] از او سفارش میکرد، و با اینکه بدنش در اثر اصابت ضربات فراوان مجروح و خونین بود، دست برنمیداشت و در حالی که [[اباعبدالله]] در همان میدان [[جنگ]] مشغول انجام [[نماز ظهر]] بود، سعید بدن خود را [[هدف]] تیرها قرار داد نمیگذاشت تیرها به [[بدن سید الشهدا]]{{ع}} اصابت کند تا اینکه در حضور حضرت به [[زمین]] افتاد و وقتی امام بالای سرش آمد از امام پرسید: {{عربی|أ وفيت يابن رسول الله؟}} آیا من [[رسالت]] خود را ادا کردم؟ و به عهدی که با تو بسته بودم [[وفا]] کردم؟ تا با [[خشنودی خدا]]، خوشحال بمیرم؟ یا در [[انجام وظیفه]] کوتاهی کردهام تا با [[نومیدی]] و [[خسران]] [[چشم]] فروبندم؟ | |||
امام{{ع}} به او [[اطمینان]] داد که با رسیدن به [[فیض]] [[شهادت]]، [[سعادتمند]] شده است {{متن حدیث|نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِي فِي الْجَنَّةِ}}؛ تو پیشاپیش من در [[بهشت]] خواهی بود. | |||
در لحظات آخر [[دعا]] میکرد: پروردگارا! [[سلام]] مرا به [[رسول]] خود برسان و آن حضرت را از [[درد]] این همه زخم و جراحاتی که بر من وارد شده [[آگاه]] کن؛ زیرا منظور من از این عمل [[نصرت]] [[ذریه]] [[پیامبر]] تو میباشد. وی پس از این جریان [[شهید]] شد، پس از شهادت وی تعداد ۱۳ تیر در جسد مبارکش یافتند، غیر از زخم [[شمشیر]] و نیزههایی که در بدنش بود<ref>بحار، ج۴۵، ص۲۱؛ مقتل مقرم، ص۲۴۶.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۶۹.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||