تقسیم غنائم: تفاوت میان نسخهها
←وظایف و احکام شرعی
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
# '''[[اسیران جنگی]]:''' این گروه جزء [[سپاه]] [[دشمن]] بودند که زنده دستگیر میشدند و آنها یا بخشیده و یا [[آزاد]]<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۷ و ۴۱۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۰۳ و ۴۴۲؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۳ و ۴۹ و السیرة النبویه، ج ۱، ج ص۱، ص۶۵۹ -۶۶۰.</ref>؛ یا با [[مسلمانان]] [[اسیر]]، مبادله میشدند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۴ مبادله اسیران با قریش، پس از پیمان صلح حدیبیه آغاز شد.</ref>؛ همچنین یا با پرداخت فدیه آزاد<ref>این شیوه از سایر شیوهها رایجتر بود و در بسیاری از غزوات مانند بدر، بنی مصطلق، حنین و... نمونههای آن دیده میشود.</ref> و یا بسیار به ندرت، کشته میشدند<ref>عیون الاثر، ج ۱، ص۳۰۸ - ۳۰۹؛ [[احمد بن ابی یعقوب]] [[یعقوبی]]، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج ۲، ص۴۶؛ [[انساب الاشراف]]، ج ۱، ص۱۴۸ و تاریخ الطبری، ج ۲، ص۴۵۹. ابی معیط و [[نضر بن حارث]] از [[اسیران جنگ بدر]] بودند که به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در حال [[اسارت]] کشته شدند</ref>.<ref>[[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۵.</ref> | # '''[[اسیران جنگی]]:''' این گروه جزء [[سپاه]] [[دشمن]] بودند که زنده دستگیر میشدند و آنها یا بخشیده و یا [[آزاد]]<ref>المغازی، ج۱، ص۱۰۷ و ۴۱۲؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص۳۰۳ و ۴۴۲؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۳ و ۴۹ و السیرة النبویه، ج ۱، ج ص۱، ص۶۵۹ -۶۶۰.</ref>؛ یا با [[مسلمانان]] [[اسیر]]، مبادله میشدند<ref>المغازی، ج ۲، ص۶۰۴ مبادله اسیران با قریش، پس از پیمان صلح حدیبیه آغاز شد.</ref>؛ همچنین یا با پرداخت فدیه آزاد<ref>این شیوه از سایر شیوهها رایجتر بود و در بسیاری از غزوات مانند بدر، بنی مصطلق، حنین و... نمونههای آن دیده میشود.</ref> و یا بسیار به ندرت، کشته میشدند<ref>عیون الاثر، ج ۱، ص۳۰۸ - ۳۰۹؛ [[احمد بن ابی یعقوب]] [[یعقوبی]]، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج ۲، ص۴۶؛ [[انساب الاشراف]]، ج ۱، ص۱۴۸ و تاریخ الطبری، ج ۲، ص۴۵۹. ابی معیط و [[نضر بن حارث]] از [[اسیران جنگ بدر]] بودند که به [[دستور پیامبر]]{{صل}} در حال [[اسارت]] کشته شدند</ref>.<ref>[[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۱۵.</ref> | ||
==وظایف و احکام شرعی== | == وظایف و احکام شرعی == | ||
تمام [[مجاهدان]] موظف هستند [[غنایم]] بهدستآمده از [[دشمن]] را جمع کنند و در مکانی خاص قرار دهند که به آن مَغنَم یا مکان غنیمتها گفته میشود و کسی [[حق]] ندارد قبل از تقسیم، چیزی از غنایم بردارد، جز آنچه بیان خواهد شد. اگر کسی پنهان از دیگران چیزی از این [[اموال]] بردارد، [[حرام]] است و [[غلول]] نامیده میشود؛ پس غلول عنوانی است که در هنگام گردآوری غنایم رخ میدهد. غلول به [[مالی]] گفته میشود که فرد یا افرادی از غنایم برگرفته و بدون [[اجازه]] [[حاکم]] و | تمام [[مجاهدان]] موظف هستند [[غنایم]] بهدستآمده از [[دشمن]] را جمع کنند و در مکانی خاص قرار دهند که به آن مَغنَم یا مکان غنیمتها گفته میشود و کسی [[حق]] ندارد قبل از تقسیم، چیزی از غنایم بردارد، جز آنچه بیان خواهد شد. اگر کسی پنهان از دیگران چیزی از این [[اموال]] بردارد، [[حرام]] است و [[غلول]] نامیده میشود؛ پس غلول عنوانی است که در هنگام گردآوری غنایم رخ میدهد. غلول به [[مالی]] گفته میشود که فرد یا افرادی از غنایم برگرفته و بدون [[اجازه]] [[حاکم]] و فرمانده، برای خود نگه داشته است. البته بعدها به هر مالی که از [[اموال عمومی]] بدون مجوز برداشت و در آن [[خیانت]] شود، غلول اطلاق گردیده است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۵۰۱: {{عربی|الإِغْلال: الخيانة في المَغانم و غيرها}}.</ref>. بسیاری از لغویان غلول را به معنای [[مال]] سرقتشده از مغنم و غنایم میدانند<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، صحاح العربیه، ج۵، ص۱۷۸۴؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۱۱، ص۵۰۰؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۴۳۵؛ محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۵۵۱: {{عربی|قال أبوعبيد: الغُلُولُ في المَغْنَمِ خاصَّةً}}.</ref>. [[ابناثیر]] در معنای غلول مینویسد: «غلول خیانت در غنایم و [[دزدی]] از [[غنیمت]] پیش از تقسیم است»<ref>ابناثیر جزری (مبارک)، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج۳، ص۳۸۰: {{عربی|و هو الخيانة في المغنم و السّرقة من الغنيمة قبل القسمة}}.</ref>. ابنجنید در تعریف غلول چنین گفته: غلول این است که از [[لشکر]] از اموال [[مشرکان]] چیزی را بردارد و آن را پنهان کند تا برای خود باشد، نه برای [[مسلمانان]]؛ لذا آن را در جمع غنایم قرار ندهد، کم باشد یا زیاد؛ اما اگر مشخص شد که یکی از [[جنگجویان]] چیزی برداشته، دزد نیست (که دستش قطع شود)؛ زیرا مالی را به [[سرقت]] برده که خود در آن حقی دارد و اگر در وسایل او پیدا شد، مجازاتش در [[اختیار]] [[امام]] است<ref>شیخ علی پناه اشتهاردی، مجموعة فتاوی ابنجنید، ص۱۶۰.</ref>. در [[قرآن]] [[رسول خدا]]{{صل}} از برداشت پنهانی از [[غنائم]] [[تبرئه]] شده است. در [[جنگ بدر]] فردی مدعی شد که [[رسول خدا]]{{صل}} قطیفهای از [[غنایم]] برداشته است<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۲۶؛ ابنابیحاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۸۰۳.</ref>، در برابر این [[اتهام]]، [[آیه قرآن]] نازل شد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد؛ و هر کس خیانت کند در رستخیز آنچه را خیانت ورزیده است، (با خود) خواهد آورد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>. | ||
[[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را از این اتهام تبرئه کرد<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۰۳: {{متن حدیث|وَ بَرَّأَ نَبِيَّهُ{{صل}} مِنَ الْخِيَانَةِ}}.</ref>. بعد مشخص شد مردی آن قطیفه را در جایی پنهان کرده است<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. در [[ | [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را از این اتهام تبرئه کرد<ref>شیخ صدوق، الأمالی، ص۱۰۳: {{متن حدیث|وَ بَرَّأَ نَبِيَّهُ{{صل}} مِنَ الْخِيَانَةِ}}.</ref>. بعد مشخص شد مردی آن قطیفه را در جایی پنهان کرده است<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۲۶.</ref>. در گفتگوی [[امام صادق]]{{ع}} با [[عمرو بن عبید]]، آن حضرت با توجه به این [[آیه]]، عمل [[غلول]] را از [[گناهان کبیره]] میشمرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۸۷؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۴؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۲، ص۳۹۲.</ref>. در [[کتب اربعه]] دو مورد مرتبط با غلول دیده میشود که مربوط به [[سیره امیرالمؤمنین]]{{ع}} است: یکی داستان زره [[طلحه]] که شخصی آن را دزدیده بود و چون جزو غنایم [[جنگ جمل]] بوده، از این [[دزدی]] به غلول تعبیر شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۸۵؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۰۹؛ شیخ طوسی، الإستبصار، ج۳، ص۳۴؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۷۳.</ref>؛ دوم درباره کلاهخود آهنی است که شخصی از جمع غنایم دزدید و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دست وی را به اتهام دزدی قطع کرد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۰۵: {{متن حدیث|قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْبَيْضَةِ الَّتِي قَطَعَ فِيهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}؟ فَقَالَ: كَانَتْ بَيْضَةَ حَدِيدٍ سَرَقَهَا رَجُلٌ مِنَ الْمَغْنَمِ فَقَطَعَهُ}}.</ref>. این خبر با قید «مغنم» فقط در [[تهذیب]] آمده است و در [[اخبار]] دیگر سخن از قطع دست دزدی است که کلاهخود آهنی را دزدیده و نقل شده چون [[ارزش]] آن به ربع دینار میرسیده، دست وی قطع شده است، ولی مقیّد به [[دزدی]] از مغنم نیست<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۲۲۱؛ علی بن جعفر عریضی، مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، صص۱۳۲ و ۲۹۳؛ ابوالعباس عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الإسناد، ص۲۵۹؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۰۰.</ref>. در نقل [[صدوق]] ذکر شده که برای سپر دزدیدهشده هم حضرت دستی را قطع کرد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۶۱: {{متن حدیث|قَطَعَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي بَيْضَةِ حَدِيدٍ وَ فِي جُنَّةٍ وَزْنُهَا ثَمَانِيَةٌ وَ ثَلَاثُونَ رِطْلًا}}.</ref>. شاید چون برابر روایتی از [[حضرت علی]]{{ع}}<ref>قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج۲، ص۴۷۲: {{متن حدیث|وَ لَا قَطْعَ فِي الْغُلُولِ}}.</ref> و حکم فقهی که اشاره شد، در چنین مواردی دست [[خائن]] و دزد قطع نمیشود، [[شیخ طوسی]] در توجیه آن بیان کرده که به نظر میرسد او [[حق]] و سهمی از [[غنایم]] نداشته است که حضرت دستش را قطع کرده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۰۵.</ref>، به تعبیر دیگر او از جنگجویان میدان [[نبرد]] نبوده؛ بلکه پس از [[جنگ]] برای کسب مال وارد اردوگاه [[جنگی]] شده است. علاوه بر این چند مورد، [[روایات]] متعدد دیگری در [[کتب اربعه]] درباره [[غلول]] نقل شده که خوانندگان را به مطالعه آنها ارجاع میدهیم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، صص۱۲۴، ۱۲۶ و ۲۲۶؛ شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص۲۱۱؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۱؛ شیخ طوسی، الإستبصار، ج۴، ص۲۴۱؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، صص۳۵۲ و ۳۶۸ و ج۱۰، ص۱۱۴.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|سیره اقتصادی معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص ۲۱۴.</ref> | ||
==موارد استثا از تقسیم== | ==موارد استثا از تقسیم== | ||