بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
احمد بن حنبل یکی از سرشناسان [[اهل حدیث]] در [[مذهب عامه]] و پیشوای حنابله و از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} است. کنیه و نام و نسب وی را [[ابوعبدالله]] [[احمد بن محمد بن حنبل]] گفتهاند<ref>تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۵۲.</ref>. هر چند اصلیت وی [[خراسانی]] است، در منابع نسبت وی به تیره بنیشیبان بن ذهل از [[قبیله]] [[بنیربیعه]] از عربهای عدنانی میرسد و از این روست که وی را گاه “شیبانی” و “ذهلی” میخوانند<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۶- ۲۱.</ref>. | احمد بن حنبل یکی از سرشناسان [[اهل حدیث]] در [[مذهب عامه]] و پیشوای حنابله و از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} است. کنیه و نام و نسب وی را [[ابوعبدالله]] [[احمد بن محمد بن حنبل]] گفتهاند<ref>تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۵۲.</ref>. هر چند اصلیت وی [[خراسانی]] است، در منابع نسبت وی به تیره بنیشیبان بن ذهل از [[قبیله]] [[بنیربیعه]] از عربهای عدنانی میرسد و از این روست که وی را گاه “شیبانی” و “ذهلی” میخوانند<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۶- ۲۱.</ref>. | ||
[[سال]] تولد وی را ۱۶۴ ق گفتهاند<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۲- ۱۳.</ref>. پدر و جدش در [[امور سیاسی]] و نظامی فعال بودهاند. جد وی، حنبل بن هلال، در دوره [[اموی]] [[حاکم]] سرخس بوده و از جمله داعیان عباسی به شمار میآمده است<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۵۹؛ تاریخ بغداد، ج۵، دی ۱۸۹.</ref>. پدرش نیز سمت لشکری داشته و در مقام فرمانده سپاه بوده و گویا طی توطئهای کشته میشود<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۱۸۳- ۱۸۴.</ref>. مادر وی در مرو [[خراسان]] بدو حامله شد، اما وی را در [[بغداد]] به [[دنیا]] آورد<ref>تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۸؛ مناقب الإمام أحمد، ص۱۲-۱۴.</ref>. نام مادر وی را صفیه بنت میمونه بنت عبدالملک شیبانی گفتهاند. [[احمد]] هر چند اصالتاً به اعتبار [[خاندان]] از اهالی مرو به شمار میآمد، اما در بغداد تولد و نشو و نما یافت<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰- | [[سال]] تولد وی را ۱۶۴ ق گفتهاند<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۲- ۱۳.</ref>. پدر و جدش در [[امور سیاسی]] و نظامی فعال بودهاند. جد وی، حنبل بن هلال، در دوره [[اموی]] [[حاکم]] سرخس بوده و از جمله داعیان عباسی به شمار میآمده است<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۱۵؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۵۹؛ تاریخ بغداد، ج۵، دی ۱۸۹.</ref>. پدرش نیز سمت لشکری داشته و در مقام فرمانده سپاه بوده و گویا طی توطئهای کشته میشود<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۱۸۳- ۱۸۴.</ref>. مادر وی در مرو [[خراسان]] بدو حامله شد، اما وی را در [[بغداد]] به [[دنیا]] آورد<ref>تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۸؛ مناقب الإمام أحمد، ص۱۲-۱۴.</ref>. نام مادر وی را صفیه بنت میمونه بنت عبدالملک شیبانی گفتهاند. [[احمد]] هر چند اصالتاً به اعتبار [[خاندان]] از اهالی مرو به شمار میآمد، اما در بغداد تولد و نشو و نما یافت<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰-۶۸۹؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص ۱۱۰.</ref>. | ||
== تحصیل == | == تحصیل == | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
احمد [[وسواس]] بسیار در نگارش حدیث داشت و اگر در مییافت که [حافظ [[حدیثی]] در بیان [[روایات]] اشکالی دارد، روایات او را نمینوشت و یا تنها به نگارش روایاتی میپرداخت که از نظر وی طریق صحیحی داشته باشد. | احمد [[وسواس]] بسیار در نگارش حدیث داشت و اگر در مییافت که [حافظ [[حدیثی]] در بیان [[روایات]] اشکالی دارد، روایات او را نمینوشت و یا تنها به نگارش روایاتی میپرداخت که از نظر وی طریق صحیحی داشته باشد. | ||
[[شیخ طوسی]]، احمد بن حنبل را از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} میداند که از ایشان استماع حدیث کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۳۵۱.</ref>. از آنجا که [[امام]] تا سال ۲۰۰۰ یا ۲۰۱ق در [[مدینه]] حضور داشته، میتوان دانست که ابنحنبل در دو سفری که میان سالهای ۱۹۷ و ۱۹۹ ق به مدینه کرده، از ایشان بهره برده است. در مجامع روایی [[شیعی]] نیز حضور ابنحنبل در جمع برخی از اصحاب خاص امام رضا{{ع}} [[تأیید]] شده است. در یکی از این مجالس، ابنحنبل با اسحاق بن راهویه که از همسالان وی بود و در [[بغداد]] از وی [[حدیث]] استماع کرده بود و نیز [[اباصلت هروی]] یکی از یاران خاص [[امام]] دیده میشود<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰- | [[شیخ طوسی]]، احمد بن حنبل را از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} میداند که از ایشان استماع حدیث کرده است<ref>رجال الطوسی، ص۳۵۱.</ref>. از آنجا که [[امام]] تا سال ۲۰۰۰ یا ۲۰۱ق در [[مدینه]] حضور داشته، میتوان دانست که ابنحنبل در دو سفری که میان سالهای ۱۹۷ و ۱۹۹ ق به مدینه کرده، از ایشان بهره برده است. در مجامع روایی [[شیعی]] نیز حضور ابنحنبل در جمع برخی از اصحاب خاص امام رضا{{ع}} [[تأیید]] شده است. در یکی از این مجالس، ابنحنبل با اسحاق بن راهویه که از همسالان وی بود و در [[بغداد]] از وی [[حدیث]] استماع کرده بود و نیز [[اباصلت هروی]] یکی از یاران خاص [[امام]] دیده میشود<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰-۶۸۹؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص ۱۱۰.</ref>. | ||
== فتنه حدوث یا قِدَم قرآن == | == فتنه حدوث یا قِدَم قرآن == | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
قول مشهور آن است که وی تا پایان [[زمامداری]] معتصم و [[واثق]] همچنان بر موضع خود پافشاری کرده و نظریه حدوث قرآن را نپذیرفته است. گویا وی به این جهت دوران چهارده ساله [[خلافت معتصم]] و واثق را در حبس خانگی به سر میبرده و در این مدت [[اجازه]] [[تعلیم]] و افتا نداشته است<ref>وفیات الأعیان، ج۱، ص۶۴ ۸۴؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۲۳۹.</ref>. | قول مشهور آن است که وی تا پایان [[زمامداری]] معتصم و [[واثق]] همچنان بر موضع خود پافشاری کرده و نظریه حدوث قرآن را نپذیرفته است. گویا وی به این جهت دوران چهارده ساله [[خلافت معتصم]] و واثق را در حبس خانگی به سر میبرده و در این مدت [[اجازه]] [[تعلیم]] و افتا نداشته است<ref>وفیات الأعیان، ج۱، ص۶۴ ۸۴؛ سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۲۳۹.</ref>. | ||
پس از واثق<ref>تاریخ گزیده، ص۶۲۷.</ref>، [[متوکل]] [[خلیفه]] [[مسلمانان]] شد و این فرصتی را برای مخالفان [[معتزله]] فراهم آورد تا نه تنها از آزارهای پیشین [[رهایی]] یابند، بلکه آزادانه بتوانند از مواضع خود [[دفاع]] نمایند. ابنحنبل نیز از فرصت پیش آمده برای مدتی استفاده کرد و از آنجا که [[معتقد]] بود واجبترین کار برای [[مردم]] [[آموختن علم]] و [[حدیث]] است، مدتی را به امر [[تعلیم]] [[خلق]] پرداخت<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۲۶۲.</ref>. اما دستگاه تفتیش عقاید در عصر متوکل نیز [[قدرت]] پیشین خود را [[حفظ]] کرد. متوکل، ابنحنبل را به [[عسکر]] [[سامرا]] احضار کرد و از وی درباره اعتقادش در باب [[حدوث و قدم]] [[قرآن]] پرسید. او سخنان پیشین را بیان کرد. از وی پرسیده شد: این سخنان را از قول چه کسی میگویی؟ او پاسخ داد: از [[جعفر بن محمد صادق]]{{ع}} شنیدم که گفت: قرآن نه [[خالق]] است و نه مخلوق. متوکل از این سخن بر آشفت و او را به سکوت [[امر]] کرد<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۴۸۵.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰- | پس از واثق<ref>تاریخ گزیده، ص۶۲۷.</ref>، [[متوکل]] [[خلیفه]] [[مسلمانان]] شد و این فرصتی را برای مخالفان [[معتزله]] فراهم آورد تا نه تنها از آزارهای پیشین [[رهایی]] یابند، بلکه آزادانه بتوانند از مواضع خود [[دفاع]] نمایند. ابنحنبل نیز از فرصت پیش آمده برای مدتی استفاده کرد و از آنجا که [[معتقد]] بود واجبترین کار برای [[مردم]] [[آموختن علم]] و [[حدیث]] است، مدتی را به امر [[تعلیم]] [[خلق]] پرداخت<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۱، ص۲۶۲.</ref>. اما دستگاه تفتیش عقاید در عصر متوکل نیز [[قدرت]] پیشین خود را [[حفظ]] کرد. متوکل، ابنحنبل را به [[عسکر]] [[سامرا]] احضار کرد و از وی درباره اعتقادش در باب [[حدوث و قدم]] [[قرآن]] پرسید. او سخنان پیشین را بیان کرد. از وی پرسیده شد: این سخنان را از قول چه کسی میگویی؟ او پاسخ داد: از [[جعفر بن محمد صادق]]{{ع}} شنیدم که گفت: قرآن نه [[خالق]] است و نه مخلوق. متوکل از این سخن بر آشفت و او را به سکوت [[امر]] کرد<ref>مناقب الإمام أحمد، ص۴۸۵.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[احمد بن حنبل (مقاله)|مقاله «احمد بن حنبل»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۱]]، ص۶۸۰-۶۸۹؛ جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]] ج۱، ص ۱۱۰.</ref> | ||
== وفات == | == وفات == | ||