احمد بن حنبل

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی در اصل اهل مرو بود و مشهور است که مادرش به سال ۱۶۴ هـ، در حالی که او را حامله بود، از آن شهر خارج شد و به بغداد آمد و در اینجا وی را به دنیا آورد و او در همین جا رشد و نمو کرد.[۱] از همان آغاز جوانی به کسب علوم مختلف پرداخت و از محضر بیش از ۲۸۰ استاد استفاده برد که از جمله آنها افرادی چون هشیم بن بشیر، سفیان بن عیینه، یحیی القطان و ولید بن مسلم می‌‌باشند که علاوه بر استفاده علمی، از آنان روایت و حدیث نقل کرده است. ابن حنبل دارای شاگردان بسیاری بود که مروزی، اثرم، ابویحیی الناقد و فضل بن زیاد از جمله ایشان است. افرادی چون صالح و عبدالله (پسران وی)، مسلم بن حجاج نیشابوری و محمد بن اسماعیل بخاری از وی روایت کرده‌اند.[۲]

ابوعبدالله برای به دست آوردن احادیث و تحصیل علم به بلاد مختلف بسیاری از جمله کوفه، بصره، مکه، مدینه، یمن و شام مسافرت کرد و علم آموخت. احمد بن حنبل از فقها و محدثان بزرگ اهل سنت[۳] و از شاگردان امام شافعی بود.[۴] او از ائمه چهارگانه اهل سنت و پیشوای حنبلیان می‌‌باشد.[۵] شیخ طوسی او را در زمره اصحاب امام رضا (ع) برشمرده است.[۶]

در مورد اعتقادات وی آورده‌اند که وی قرآن را کلام خدا و ازلی می‌‌دانست و از اینکه مخلوق خدا پندارد، پرهیز می‌‌کرد و بر این عقیده استوار بود، [۷] به همین دلیل به دستور معتصم عباسی مدت زیادی به زندان افتاد و مورد ضرب و شتم بسیاری واقع شد و سرانجام آزاد گشت. در نهایت به سال ۲۴۱ﻫ در بغداد درگذشت و در مقبره باب حرب به خاک سپرده شد.[۸] مشهورترین اثر او کتاب المسند می‌‌باشد. دیگر آثار او عبارت‌اند از: الملل الرد علی الجهمیه التفسیر الناسخ و المنسوخ الزهد المسائل الفضائل الفرائض المناسک الایمان الاشربة طاعة الرسول[۹] و کتاب مناقب الامام علی بن ابی طالب (ع)[۱۰][۱۱]

منابع

  1. IM009687.jpg جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱

پانویس

  1. تاریخ بغداد ۴/۴۱۲ و ۴۱۵.
  2. سیر اعلام النبلاء ۱۱/۱۸۰، ۱۸۱ و ۳۳۰.
  3. تاریخ الاسلام ۱۸/۶۵ و ۷۳.
  4. وفیات الاعیان ۱/۶۴.
  5. النجوم الزاهره ۲/۳۰۴.
  6. رجال الطوسی ۳۶۷.
  7. البدایة و النهایه ۱۰/۳۲۷.
  8. وفیات الاعیان ۱/۶۴.
  9. الفهرست (الندیم) ۲۸۵.
  10. هدیة العارفین ۱/۴۸.
  11. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص ۱۱۰.