←تدفین(جنبههای معرفتی)
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۴: | ||
[[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفتهاند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمردهاند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کاملترین و با فضیلتترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به گونهای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کردهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref> | [[تشییع جنازه]]، [[مستحب]] مؤکّد و دارای [[اجر]] و [[ثواب]] فراوانی است. برخی [[فقها]] گفتهاند: [[استحباب]] تشییع در موردی است که [[دفن]] جنازه نیاز به نقل دارد<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.</ref>. برخی برای تشییع جنازه از جهت مقدار فضل و کمال سه مرتبه برشمردهاند: کمترین مرتبه آن، تشییع تا مصلّی و اقامه نماز بر میّت. مرتبه متوسط، تشییع تا کنار [[قبر]] و توقّف تا پس از دفن و کاملترین و با فضیلتترین مرتبه آن توقّف بعد از دفن، [[استغفار]] و طلب [[ثبات قدم]] میّت بر [[اعتقاد]] [[حق]]، هنگام سؤال دو [[فرشته]] از او است<ref>منتهی المطلب (ق)، ج۱، ص۴۴۵.</ref>. برخی در اینکه مرتبه اوّل، کمترین حدّ تشییع باشد ـ به گونهای که به کمتر از آن تشییع تحقّق نیابد ـ اشکال کردهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۲]]، ص۴۹۶-۴۹۷.</ref> | ||
=== | === تدفین(جنبههای معرفتی) === | ||
{{همچنین|دفن}} | |||
دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار میدهند و روی آن را میپوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندانهای او نیز مشمول [[حکم]] یاد شدهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref> | دفن عبارت است از، در خاک نهادن مرده؛ بدین گونه که گودالی در [[زمین]]، حفر کرده و مرده را در آن قرار میدهند و روی آن را میپوشانند. دفن کردن میّت [[مسلمان]] با کیفیّت خاص، واجب کفایی است. اجزای جدا شده از بدن میّت حتّی ناخن و دندانهای او نیز مشمول [[حکم]] یاد شدهاند<ref>جواهر الکلام، ج۴، ص۲۸۹ ـ ۲۹۰؛ العروة الوثقی، ج۲، ص۱۱۲ و ۱۱۷.</ref>. سزاوار است [[مؤمن]] در حال [[حیات]] مکانی را برای قبر خود تهیّه کند و در آن [[قرآن]] بخواند. اهدای [[زمین]] برای دفن [[مؤمنان]] [[مستحب]] است؛ چنان که مباشرت در کندن قبر مؤمن [[استحباب]] دارد<ref>العروة الوثقی، ج۲، ص۱۴۱.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۶۳۹ - ۶۴۳.</ref> | ||