|
|
| خط ۲۳: |
خط ۲۳: |
| # [[لطف]] نباید باعث سلب [[اختیار]] [[بندگان]] نسبت به عملکردشان شود. | | # [[لطف]] نباید باعث سلب [[اختیار]] [[بندگان]] نسبت به عملکردشان شود. |
| # [[مکلف]] باید به اجمال یا تفصیل از [[لطف]] مطلع شود؛ زیرا اگر به [[لطف]] و مورد [[لطف]] و مناسبت بین آنها [[آگاه]] نباشد، در او ایجاد انگیزه برای عمل به [[تکالیف]] ایجاد نمیشود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۳. </ref>. | | # [[مکلف]] باید به اجمال یا تفصیل از [[لطف]] مطلع شود؛ زیرا اگر به [[لطف]] و مورد [[لطف]] و مناسبت بین آنها [[آگاه]] نباشد، در او ایجاد انگیزه برای عمل به [[تکالیف]] ایجاد نمیشود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۷۳. </ref>. |
|
| |
| == ادلۀ قاعده لطف ==
| |
| === [[آیات]] ===
| |
| [[خدای تعالی]] میفرماید: {{متن قرآن|كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref>«پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>. بر اساس این [[آیه]]، خداوند [[رحمت]] به بندگان را بر خود واجب کرده و به آن ملتزم شده است؛ لذا قول به [[وجوب]] رحمت بر خداوند از باب تعیین [[تکلیف]] برای خدای تعالی نیست بلکه به فرمودۀ خود خدا مستند است، به همین جهت در آیهای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>. این آیه نیز دلیلی روشن بر «[[قاعدۀ لطف]]» است. بر اساس این آیۀ مبارکه رحمت و [[لطف خداوند]] فراگیر است؛ بر خلاف [[غضب الهی]] که ممکن است گاهی قومی را فرا گیرد. عمومیت [[لطف الهی]] در آیهای دیگر به این صورت بیان شده است: {{متن قرآن|اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ}}<ref>«خداوند در کار بندگانش نازکبین است، هر که را بخواهد روزی میدهد و او توانای پیروزمند است» سوره شوری، آیه ۱۹.</ref>.
| |
|
| |
| این آیه از دو جهت عمومیت دارد: عمومیت در [[لطف]] و رحمت بر بندگان و عمومیت در انواع [[رزق]]. [[خدای تعالی]] در این [[آیه]] رزق [[بندگان]] را بر [[لطف]] خویش مترتب کرده است. این رزق انواع روزیها ـ اعم از مادی و [[معنوی]] و شخصی و نوعی ـ را در برمی گیرد. به عبارت دیگر هر آن چه که خیر باشد و از ناحیه خدای تعالی برسد، عنوان رزق بر آن [[صدق]] میکند و از باب لطف و [[رحمت الهی]] است. پس [[هدایت]] نیز رزق [[الهی]] و از سر لطف [[خداوند متعال]] است. به همین جهت خدای تعالی میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى}}<ref>«بیگمان آنچه بر ما مقرّر است رهنمود است» سوره لیل، آیه ۱۲.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۳۹۴.</ref>
| |
|
| |
| === [[روایات]] ===
| |
| «[[قاعده لطف]]» مبنای [[روایی]] نیز دارد، از جمله روایات اینکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۴۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۴۷؛ اعلام الموقعین، ج۴، ص۱۵۰؛ فتح الباری، ج۶، ص۴۹۴.</ref>؛ [[زمین]] هرگز از کسی که [[حجت خدا]] را اقامه کند خالی نمیشود خواه این [[حجت]] آشکار و شناخته شده باشد و خواه ترسان و ناشناس باشد تا اینکه [[حجتها]] و [[دلایل]] خداوند [[باطل]] نگردد.
| |
|
| |
| بر اساس این [[حدیث]] زمین هیچ گاه از [[حجت الهی]] خالی نمیشود و این، به جهت آشکار شدن حجتها و دلایل خداوند برای هدایت بندگان، و هدایت بندگان هم لطفی از سوی خداوند است پس این [[روایت]] مبنایی برای «[[قاعدۀ لطف]]» میباشد<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۳۹۷.</ref>.
| |
|
| |
| === [[دلایل عقلی]] ===
| |
| # '''نقض غرض بودن منع [[لطف]]''': بر اساس [[حکم عقل]] نقض غرض خلاف [[حکمت]] است. از آنجا که [[خدای تعالی]] [[بندگان]] را برای رسیدن به کمال [[خلق]] کرده است؛ لذا باید مقدمات و اسباب رسیدن به این [[هدف]] را فراهم سازد،؛ چراکه خودداری از آن نقض غرض است. مرحوم [[خواجه نصیر الدین طوسی]] در این باره میفرماید: {{عربی|واللطف واجب ليحصل الغرض به}}<ref>کشف المراد، ص۳۵۰.</ref>؛ لطف [[واجب]] است زیرا غرض به واسطه آن حاصل میشود.
| |
| # '''[[بخل]] یا عجز بودن منع لطف''': روشن است که [[خداوند]]، [[مخلوقات]] خود را [[دوست]] میدارد و [[رستگاری]] آنان محبوب خداوند است. پس چنانچه [[رستگاری]] [[بندگان]] بر مقدمه یا مقدماتی متوقف باشد و فراهم ساختن این مقدمات مقدور باشد و [[خداوند]] از فراهم کردن آنها خودداری کند، این [[امتناع]] مصداق عجز یا [[بخل]] خواهد بود و حال آنکه [[خداوند متعال]] از هر دو صفت [[منزه]] است. پس فراهم ساختن مقدمات رستگاری بندگان بر [[خداوند سبحان]] [[واجب]] است.
| |
| # '''[[اغراء به جهل]] بودن منع لطف''': اگر مولا به کسی [[قدرت]] بدهد و امکاناتی برای او فراهم سازد و بداند که شخص از نحوۀ بهکارگیری آنها در مسیر صحیح [[آگاه]] نیست و ممکن است قدرت و امکانات را در مسیر ناصحیح به کار گیرد، در این صورت بر مولا لازم است که عبد خویش را آگاه کند، وگرنه اغراء به جهل خواهد بود و آن به [[حکم عقل]] [[قبیح]] است.
| |
| # '''وجوب لطف جهت [[اتمام حجت]]''': وجود دلیل جهت اتمام حجت میباشد و بر خدا لازم است جهت عقاب [[بندگان]]، [[دلایل]] خود را آشکار و [[حجت]] را بر ایشان تمام سازد. از اینرو خدای تعالی میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ}}<ref>«بگو: برهان رسا از آن خداوند است» سوره انعام، آیه ۱۴۹.</ref>. خداوند زمینۀ [[اطاعت]] را برای بندگان فراهم میسازد تا آن کس که با وجود این زمینهها [[عصیان]] میکند از روی [[برهان]] هلاک شود و [[مطیع]] از روی برهان [[حیات]] یابد. خدای تعالی میفرماید: {{متن قرآن|لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۴۲.</ref>. پس برهان رسا، نصب ادلۀ آشکار و ارسال رسل همگی برای [[اتمام حجت]] و از سر [[لطف خداوند]] است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۳۹۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| == ادلۀ قاعده لطف == | | == ادلۀ قاعده لطف == |