بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مالک بن انس مدنی اصبحی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مالک بن انس مدنی اصبحی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[ابوعبدالله مالک بن انس بن مالک بن عامر بن حارث اصبحی مدنی حمیری]] [[فقیه]] و [[محدث]] نامدار [[مدینه]] که [[مذهب مالکی]] از [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] به وی منسوب است. ایشان از | [[ابوعبدالله]] مالک بن انس بن [[مالک بن عامر]] بن حارث اصبحی [[مدنی]] [[حمیری]] [[فقیه]] و [[محدث]] نامدار [[مدینه]] که [[مذهب مالکی]] از [[مذاهب چهارگانه اهل سنت]] به وی منسوب است. ایشان از [[همپیمانان]] عثمان بن عبیدالله قرشی بود<ref>التاریخ الکبیر ۷/۳۱۰ الجرح و التعدیل ۸/۲۰۴.</ref> و به سال ۹۵هـ <ref>وفیات الاعیان ۴/۱۳۷.</ref> در مدینه زاده شد.<ref>الاعلام ۵/۲۵۷.</ref> در نسبش [[اختلاف]] است، ولی اتفاق منابع بر آن است که مالک منسوب به اصبح بن [[عوف]] بوده که سپس به عنوان قبیلهای از [[قبایل عرب]] [[شهرت]] یافت.<ref>سیر اعلام النبلاء ۸/۷۱ جمهرة انساب العرب ۴۳۵و۴۳۶.</ref> | ||
وی در محیطی [[امن]] و خانوادهای مرفه و [[ثروتمند]] نشأت یافت و [[ | وی در محیطی [[امن]] و خانوادهای [[مرفه]] و [[ثروتمند]] نشأت یافت و [[دانشآموزی]] را از حدود ده سالگی شروع کرد.<ref>سیر اعلام النبلاء ۸/۴۹و۵۵.</ref> او از بسیاری از [[فقیهان]] و [[عالمان]] مدینه [[دانش]] آموخت. از جمله [[استادان]] ویژه وی نافع بن مالک<ref>التاریخ الکبیر ۷/۳۱۰. </ref> و ربیعة الرأی<ref>ترتیب المدارک ۱/۱۲۱.</ref> بوده که ظاهراً مدت مدیدی در حلقه درس ایشان شرکت میجست و بهرهگیری از ایشان را هیچ گاه ترک نگفت. از دیگر [[اساتید]] وی میتوان کسانی چون [[ابن شهاب زهری]] و [[نافع مولای ابن عمر]] را برشمرد.<ref>تهذیب الکمال ۲۷/۱۰۳ و۱۰۴.</ref> بنا به گفته [[نووی]]، وی از محضر نُهصد استاد بهره گرفته که تنها سیصد تن از ایشان از [[تابعین]] بودهاند.<ref>تهذیب الاسماء و اللغات ۱ / ۲ / ۷۹.</ref> | ||
[[شیخ طوسی]] نام او را در زمره [[اصحاب امام صادق]] {{ع}} آورده است.<ref>رجال الطوسی ۳۰۸. </ref> البته باید در نظر داشت چون مالک در مدینه اقامت داشته و از محضر [[امام صادق]] {{ع}}بهره گرفته، نقل روایاتی از ایشان میتواند دلیل در [[صحت]] این مطلب باشد.<ref>حلیة الاولیاء ۳/۱۹۳، ۱۹۹ و ۲۰۰ تهذیب الکمال ۲۷/۹۴.</ref> | [[شیخ طوسی]] نام او را در زمره [[اصحاب امام صادق]]{{ع}} آورده است.<ref>رجال الطوسی ۳۰۸. </ref> البته باید در نظر داشت چون مالک در مدینه اقامت داشته و از محضر [[امام صادق]]{{ع}}بهره گرفته، نقل روایاتی از ایشان میتواند دلیل در [[صحت]] این مطلب باشد.<ref>حلیة الاولیاء ۳/۱۹۳، ۱۹۹ و ۲۰۰ تهذیب الکمال ۲۷/۹۴.</ref> | ||
به استناد روایتی از [[صدوق]]، مالک مورد [[احترام]] امام صادق {{ع}} بوده و حتی [[امام]] {{ع}} در موردی [[دوستی]] خویش را با وی ابراز کرده و در یک نوبت نیز به همراه | به استناد روایتی از [[صدوق]]، مالک مورد [[احترام]] امام صادق{{ع}} بوده و حتی [[امام]]{{ع}} در موردی [[دوستی]] خویش را با وی ابراز کرده و در یک نوبت نیز به همراه حضرت به [[حج]] مشرف شده است.<ref>الامالی ۱۴۳ و۱۴۴.</ref> وی مسافرتی به [[بحرین]] نیز داشته است.<ref> الطبقات الکبری ۷/۱۹۲.</ref> | ||
مالک از | مالک از شاگردان برجسته ربیعة بن ابی عبدالرحمان و نافع بن مالک بود و به زودی از جایگاه ویژهای برخوردار گشت. در حالی که هنوز سن وی از هفده سال فراتر نرفته بود و استادش نافع زنده بود، [[تدریس]] [[فقه]] را آغاز کرد و حلقه درس بر پا ساخت و به عنوان [[امام]] و پیشوای [[اهل]] [[مدینه]] برگزیده شد. گفته شده که حلقه تدریس وی از ازدحام و استقبال بیشتری نسبت به حلقه درس استادش برخوردار بود.<ref> ترتیب المدارک ۱/۱۲۵ و۱۲۶ الدیباج المذهب ۶۴.</ref> در ۲۱ سالگی نیز پس از درگذشت استاد دیگرش [[ربیعه]]، [[مرجع]] صدور [[فتوا]] گردید و بسیاری از طالبان [[علم]] از اقصی نقاط [[سرزمینهای اسلامی]] بر وی گرد آمدند<ref>سیر اعلام النبلاء ۸/۵۵.</ref> که در این میان از شاگردان ممتاز و برجستهای چون سفیان ثوری، [[شعبة بن حجاج]]، اوزاعی و [[لیث بن سعد]] را میتوان یاد کرد.<ref>الانساب ۱/۱۷۴.</ref> | ||
[[محمد بن ادریس شافعی]] که [[مذهب شافعی]] منسوب به اوست، مالک را ستوده و او را در بسیاری از موارد [[برتر]] از [[ابوحنیفه]] دانسته<ref>طبقات الفقهاء ۶۸.</ref> و به اقوال، [[رفتار]] و [[احادیث]] وی استناد کرده است.<ref>الثقات ۷/۴۵۹.</ref> وی همچنین مالک را استاد و [[معلم]] خویش خطاب کرده است.<ref>ترتیب المدارک ۱/۱۲۹و۱۳۰.</ref> | [[محمد بن ادریس شافعی]] که [[مذهب شافعی]] منسوب به اوست، مالک را [[ستوده]] و او را در بسیاری از موارد [[برتر]] از [[ابوحنیفه]] دانسته<ref>طبقات الفقهاء ۶۸.</ref> و به اقوال، [[رفتار]] و [[احادیث]] وی استناد کرده است.<ref>الثقات ۷/۴۵۹.</ref> وی همچنین مالک را استاد و [[معلم]] خویش خطاب کرده است.<ref>ترتیب المدارک ۱/۱۲۹و۱۳۰.</ref> | ||
در سال ۱۴۷هـ به سبب فتوایی که صادر کرد و ظاهراً خوشایند [[حاکم]] وقت مدینه، [[جعفر بن سلیمان]] نبود و از طرفی [[سعایت]] برخی دیگر مبنی بر اینکه مالک [[اعتقادی]] به [[بیعت با خلیفه]] و [[اطاعت]] از [[خلفا]] و [[حاکمان]] ندارد، به هفتاد ضربه شلاق محکوم شد.<ref>وفیات الاعیان ۴/۱۳۷ تاریخ الاسلام ۱۱/۳۲۳.</ref> | در سال ۱۴۷هـ به سبب فتوایی که صادر کرد و ظاهراً خوشایند [[حاکم]] وقت مدینه، [[جعفر بن سلیمان]] نبود و از طرفی [[سعایت]] برخی دیگر مبنی بر اینکه مالک [[اعتقادی]] به [[بیعت با خلیفه]] و [[اطاعت]] از [[خلفا]] و [[حاکمان]] ندارد، به هفتاد ضربه شلاق محکوم شد.<ref>وفیات الاعیان ۴/۱۳۷ تاریخ الاسلام ۱۱/۳۲۳.</ref> | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۸: | ||
مالک با برخی خلفا و حاکمان وقت از جمله [[هارون الرشید]] و منصور رابطه داشته و آنها را [[موعظه]] و در برخی امور [[امر و نهی]] میکرده است.<ref>ترتیب المدارک ۱/۲۰۷ و ۲۰۸.</ref> علاوه بر [[روایات]] بسیاری که بالغ بر حدود هزار [[حدیث]] میباشد،<ref> تاریخ الاسلام ۱۱/۳۱۹.</ref> | مالک با برخی خلفا و حاکمان وقت از جمله [[هارون الرشید]] و منصور رابطه داشته و آنها را [[موعظه]] و در برخی امور [[امر و نهی]] میکرده است.<ref>ترتیب المدارک ۱/۲۰۷ و ۲۰۸.</ref> علاوه بر [[روایات]] بسیاری که بالغ بر حدود هزار [[حدیث]] میباشد،<ref> تاریخ الاسلام ۱۱/۳۱۹.</ref> | ||
تألیفات و آثاری نیز از او برجای مانده که عبارتاند از: «الموطأ»، «رسالة الی ابن | تألیفات و آثاری نیز از او برجای مانده که عبارتاند از: «الموطأ»، «رسالة الی [[ابن وهب]]»، «فی القدر»، «الرد علی القدریه»، «کتاب فی النجوم»، «[[حساب]] مدار الزمان»، «منازل القمر»، «رساله فی الأقضیة»، «رسالة الی ابی [[غسان]]»، «رسالة الی [[هارون الرشید]]»، «کتاب التفسیر لغریب القرآن»، «کتاب السّر» و «رسالة الی [[اللیث]] فی [[اجماع]] [[اهل المدینه]]».<ref>ترتیب المدارک ۱/۲۰۴ ـ ۲۰۷ الدیباج المذهب ۷۵.</ref> سرانجام به سال ۱۷۹هـ در [[زمان]] [[خلافت هارون الرشید]] درگذشت و پس از آنکه [[والی مدینه]]، [[عبدالله بن محمد]] بن ابراهیم بر جنازهاش [[نماز]] گزارد، در [[قبرستان بقیع]] مدفون شد<ref>المنتظم ۹/۴۵ تهذیب الاسماء و اللغات ۱ / ۲ / ۷۹.</ref>.<ref> [[فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه مؤلفان اسلامی]]، ج۱ ص۶۳۹.</ref> | ||
==مالک بن انس== | ==مالک بن انس== | ||
مالک بن اصبحی معروف به «[[امام]] دارالهجرة» کنیهاش [[ابو عبدالله]] یکی از [[پیشوایان]] چهارگانه [[اهل سنت]] میباشد. [[مذهب مالکی]] بر وی منتسب است که گروهی از اهل سنت از این [[مذهب]] [[پیروی]] میکنند. در شرح | مالک بن اصبحی معروف به «[[امام]] دارالهجرة» کنیهاش [[ابو عبدالله]] یکی از [[پیشوایان]] چهارگانه [[اهل سنت]] میباشد. [[مذهب مالکی]] بر وی منتسب است که گروهی از اهل سنت از این [[مذهب]] [[پیروی]] میکنند. در شرح حال امام مالک مینویسند: مدت حمل او سه سال طول کشیده است. امام مالک از افراد بسیاری از جمله [[امام ششم]]، [[حضرت امام صادق]]{{ع}} [[علم]] و [[حدیث]] فرا گرفته است. کتاب او «[[موطأ]]» اولین مدون [[حدیثی]] موجود در [[جهان اهل سنت]] میباشد. در این کتاب بیش از پانصد حدیث [[مسند]] جمعآوری شده است. درباره [[احترام]] امام مالک نسبت به [[رسول خدا]]{{صل}} و اهتمام وی نسبت به حدیث آن حضرت نوشتهاند: با سن زیاد و [[ضعف]] شدید که بر وی مستولی شده بود، باز هم در [[مدینه]] از [[سوار شدن]] بر مرکب [[امتناع]] میورزید و همیشه با پای پیاده [[حرکت]] میکرد و چنین میگفت: {{عربی|لا اركب في مدينة دفنت جثة رسول الله فيها}}؛ «در شهری که پیکر رسول خدا{{صل}} در آن [[دفن]] شده است، سوار مرکب نخواهم شد». و هر وقت میخواست حدیثی نقل کند [[وضو]] میگرفت، محاسناش را شانه میزد و با [[وقار]] و [[متانت]] در صدر مجلس مینشست. وقتی علت این اظهار وقار را از او جویا شدند، پاسخ داد: دوست دارم از [[حدیث پیامبر]]{{صل}} [[تعظیم]] و [[تکریم]] بیشتری به عمل آورم. | ||
درباره [[مناظره]] مالک با [[منصور دوانیقی]] در [[توسل]] به رسول خدا{{صل}} نوشتهاند: [[قاضی عیاض]] در [[شفاء]]، از ابن حمید یکی از شاگردان برجسته امام مالک نقل میکند در سفری که [[ابوجعفر منصور]] به مدینه کرد، در کنار [[قبر رسول خدا]]{{صل}} با امام مالک پیرامون مسألهای بحث کردند. منصور در این بحث گاهی با صدای بلند صحبت میکرد. مالک گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] در این [[مسجد]] نباید با صدای بلند سخن بگویی؛ زیرا [[خداوند]] گروهی را با این [[آیه]] [[نکوهش]] کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ}}<ref>«ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد» سوره حجرات، آیه ۲.</ref> و گروه دیگر را با این | درباره [[مناظره]] مالک با [[منصور دوانیقی]] در [[توسل]] به [[رسول خدا]]{{صل}} نوشتهاند: [[قاضی عیاض]] در [[شفاء]]، از ابن [[حمید]] یکی از شاگردان برجسته [[امام]] مالک نقل میکند در سفری که [[ابوجعفر منصور]] به [[مدینه]] کرد، در کنار [[قبر رسول خدا]]{{صل}} با امام مالک پیرامون مسألهای بحث کردند. منصور در این بحث گاهی با صدای بلند صحبت میکرد. مالک گفت: یا [[امیرالمؤمنین]] در این [[مسجد]] نباید با صدای بلند سخن بگویی؛ زیرا [[خداوند]] گروهی را با این [[آیه]] [[نکوهش]] کرد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ}}<ref>«ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد» سوره حجرات، آیه ۲.</ref> و گروه دیگر را با این آیه [[مدح]] و تعریف کرد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ}}<ref>«بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref> و باز گروه دیگر را با این آیه ملامت کرد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاقها صدا میزنند، بیشترشان خرد نمیورزند» سوره حجرات، آیه ۴.</ref>. | ||
مالک سپس گفت: [[احترام]] [[پیامبر]]{{صل}} پس از مرگش، مانند | مالک سپس گفت: [[احترام]] [[پیامبر]]{{صل}} پس از مرگش، مانند حال حیاتش بر همه [[مسلمانان]] لازم است. منصور، گفتار مالک را پذیرفت و [[سکوت]] [[اختیار]] کرد. سپس پرسید: ای [[ابوعبدالله]]! هنگام [[دعا کردن]] رو به [[قبله]] بایستم یا رو به سوی [[قبر پیامبر]]{{صل}}؟ مالک پاسخ داد: چرا از پیامبر رو بر میگردانی در حالی که او در [[قیامت]] وسیله [[شفاعت]] و [[آمرزش]] تو و پدرت [[آدم]] خواهد بود! آری رو به سوی او کن و او را به پیشگاه [[خدا]] [[شفیع]] قرار ده تا خدا شفاعت او را درباره تو بپذیرد؛ زیرا خودش فرموده است: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref><ref>وفاء الوفاء، سمهودی، ج۴، ص۱۳۷۶.</ref>. | ||
[[امام]] مالک در چهاردهم [[ربیع الاول]] سال ۱۷۹ در هشتاد و پنج سالگی و به قولی در نود سالگی در [[مدینه]] [[وفات]] کرد و در [[بقیع]]، کمی بالاتر از [[قبر]] [[عقیل]] و سمت چپ آن [[دفن]] شد.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، | [[امام]] مالک در چهاردهم [[ربیع الاول]] [[سال]] ۱۷۹ در هشتاد و پنج سالگی و به قولی در نود سالگی در [[مدینه]] [[وفات]] کرد و در [[بقیع]]، کمی بالاتر از [[قبر]] [[عقیل]] و سمت چپ آن [[دفن]] شد.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۸۲۰.</ref>. | ||
==مالک بن انس== | ==مالک بن انس== | ||
(متوفای سال ۱۷۹) مالک یکی از [[ائمه]] اربعۀ [[اهل سنت]] است و مالکیه از فرقههای بزرگ به شمار میآید. اغلب [[مردم]] سرزمینهای الجزایر، [[مغرب]] و برخی کشورهای دیگر [[مالکی]] هستند و در [[فقه]] از مالک بن انس [[تقلید]] میکنند. مالک علاوه بر این که از فقهای بزرگ اهل سنت و [[رئیس]] فرقۀ مالکیه است. مؤلف کتاب [[موطأ]] نیز هست، چنان که پیشتر بیان شد برخی معتقدند کتاب موطأ باید در زمرۀ [[صحاح سته]] قرار گیرد. بنابراین مالک نزد اهل سنت دارای [[شخصیت]] بزرگی است، اما واقعاً همین | (متوفای سال ۱۷۹) مالک یکی از [[ائمه]] اربعۀ [[اهل سنت]] است و مالکیه از فرقههای بزرگ به شمار میآید. اغلب [[مردم]] سرزمینهای الجزایر، [[مغرب]] و برخی کشورهای دیگر [[مالکی]] هستند و در [[فقه]] از مالک بن انس [[تقلید]] میکنند. مالک علاوه بر این که از فقهای بزرگ اهل سنت و [[رئیس]] فرقۀ مالکیه است. مؤلف کتاب [[موطأ]] نیز هست، چنان که پیشتر بیان شد برخی معتقدند کتاب موطأ باید در زمرۀ [[صحاح سته]] قرار گیرد. بنابراین مالک نزد اهل سنت دارای [[شخصیت]] بزرگی است، اما واقعاً همین طور است؟ | ||
در احوالات مالک نوشتهاند: وی حدود سه سال در شکم مادرش باقی ماند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵ و ۱۳۲، العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> و این قضیۀ عجیب برای اهل سنت مشکل ساز شده است! | در احوالات مالک نوشتهاند: وی حدود سه سال در شکم مادرش باقی ماند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۸، ص۵۵ و ۱۳۲، العبر فی خبر من غبر، ج۱، ص۲۱۰.</ref> و این قضیۀ عجیب برای اهل سنت مشکل ساز شده است! | ||
[[حافظ]] [[قاضی عیاض]] مالکی در کتاب ترتیب المدارک که در احوال علمای فرقۀ مالکیه تألیف کرده به موضوع فوق، [[اقرار]] نموده است<ref>ر.ک: تاریخ الاسلام، ج۱۱، ۳۱۹، صفوة الصفوة، ج۲، ص۱۷۷، الانتفاء فی فضائل الثلاثه الائمة الفقهاء، ج۱، ص۱۲.</ref>. | [[حافظ]] [[قاضی عیاض]] مالکی در کتاب ترتیب المدارک که در احوال علمای فرقۀ مالکیه تألیف کرده به موضوع فوق، [[اقرار]] نموده است<ref>ر.ک: تاریخ الاسلام، ج۱۱، ۳۱۹، صفوة الصفوة، ج۲، ص۱۷۷، الانتفاء فی فضائل الثلاثه الائمة الفقهاء، ج۱، ص۱۲.</ref>. | ||
[[محمد بن اسحاق]] مؤلف کتاب [[سیره]] و [[مغازی]] [[رسول الله]]{{صل}} با اشاره به توقف سه ساله مالک در رحم مادر، بر ضد مالک سخن گفته است. محمد بن اسحاق همواره این سؤال را مطرح میکرده است که اگر مالک واقعاً [[حلال]] زاده باشد چگونه ممکن است نطفۀ وی سه سال در رحم مادرش باقی مانده باشد؟!<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۴۱۵.</ref>. | [[محمد بن اسحاق]] مؤلف کتاب [[سیره]] و [[مغازی]] [[رسول الله]]{{صل}} با اشاره به توقف سه ساله مالک در رحم مادر، بر ضد مالک سخن گفته است. [[محمد بن اسحاق]] همواره این سؤال را مطرح میکرده است که اگر مالک واقعاً [[حلال]] زاده باشد چگونه ممکن است نطفۀ وی سه سال در رحم مادرش باقی مانده باشد؟!<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۴۱۵.</ref>. | ||
علمای مالکی نیز این مسأله را مطرح ساخته و برای یافتن راه حل مناسبی برای آن تلاش بسیاری کردهاند. برخی گفتهاند این داستان در راستای فضیلتسازی برای مالک ساخته و پرداخته شده است. | علمای [[مالکی]] نیز این مسأله را مطرح ساخته و برای یافتن راه حل مناسبی برای آن تلاش بسیاری کردهاند. برخی گفتهاند این داستان در راستای فضیلتسازی برای مالک ساخته و پرداخته شده است. | ||
صرف نظر از این موضوع، برخی از [[فقها]] و [[محدثین]] بزرگ [[سنی]] در [[وثاقت]] مالک [[قدح]] کردهاند و او را از اعتبار انداختهاند. در برخی از کتب اهل سنت میخوانیم: | صرف نظر از این موضوع، برخی از [[فقها]] و [[محدثین]] بزرگ [[سنی]] در [[وثاقت]] مالک [[قدح]] کردهاند و او را از اعتبار انداختهاند. در برخی از کتب [[اهل سنت]] میخوانیم: | ||
{{عربی|کان ابن أبی ذئب وعبدالعزیز الماجشون وابن أبی حازم ومحمد بن إسحاق یتکلمون فی مالک بن أنس}}<ref>ر.ک: جامع بیان العلم، ج۲، ص۳۱۱، تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۴۱۵.</ref>؛ | {{عربی|کان ابن أبی ذئب وعبدالعزیز الماجشون وابن أبی حازم ومحمد بن إسحاق یتکلمون فی مالک بن أنس}}<ref>ر.ک: جامع بیان العلم، ج۲، ص۳۱۱، تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۴۱۵.</ref>؛ | ||
ابن ابی ذئب، [[عبدالعزیز | ابن ابی ذئب، [[عبدالعزیز]] ماجشون، ابن ابی [[حازم]] و [[محمد بن اسحاق]] مالک را قدح میکردند. | ||
[[شافعی]] و [[احمد بن حنبل]] نیز - که هر یک [[امام]] فرقهای از فرق بزرگ | [[شافعی]] و [[احمد بن حنبل]] نیز - که هر یک [[امام]] فرقهای از فرق بزرگ اهل سنت هستند - مالک بن انس را قدح و [[جرح]] کردهاند<ref>تهذیب الکمال، ج۲۴، ص۴۱۵؛ تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۲۴؛ سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص۳۹، کتاب العلل و معرفة الرجال، ج۱، ص۷۲؛ طبقات الشافعیة الکبری، ج۲، ص۱۰؛ تاریخ دمشق، ج۳۵، ص۱۸۴.</ref>. | ||
علاوه بر همۀ این قدح و جرحها، اشکالات اساسی تری بر مالک وارد است. از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد<ref>ر.ک: استخراج المرام، ج۳، ص۱۶۹-۲۰۳.</ref>: | علاوه بر همۀ این قدح و جرحها، اشکالات اساسی تری بر مالک وارد است. از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد<ref>ر.ک: استخراج المرام، ج۳، ص۱۶۹-۲۰۳.</ref>: | ||
# مالک بن انس از گروه [[خوارج]] بود و عقیدۀ آنها را داشت<ref>الکامل فی اللغة والادب، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. | # مالک بن انس از گروه [[خوارج]] بود و عقیدۀ آنها را داشت<ref>الکامل فی اللغة والادب، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. | ||
#وی در موارد متعددی نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[جسارت]] و [[بیادبی]] کرده است. [[ابن تیمیه]] در کتاب [[منهاج السنة]] جسارتهای مالک نسبت به آن حضرت را نقل و به آنها [[استدلال]] میکند<ref>منهاج السنة، ج۲، ص۴۲ و ۲۰۲ و ج۷، ص۳۷۱.</ref>. | #وی در موارد متعددی نسبت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[جسارت]] و [[بیادبی]] کرده است. [[ابن تیمیه]] در کتاب [[منهاج السنة]] جسارتهای مالک نسبت به آن حضرت را نقل و به آنها [[استدلال]] میکند<ref>منهاج السنة، ج۲، ص۴۲ و ۲۰۲ و ج۷، ص۳۷۱.</ref>. | ||
#علیرغم این که مالک بن انس از شاگردان [[حضرت امام صادق]]{{ع}} بوده و از ایشان [[تمجید]] میکند<ref>مغانی الاخیار، ج۱، ص۱۵۰، ص۳۱۴.</ref> اما در عمل نشان داده که [[حضرت صادق]] را قبول نداشته و به روایتشان [[اعتماد]] نمیکرده؛ لذا تا آن [[روایت]] را شخص دیگری نیاورد [[حجت]] نمیدانسته و مورد عمل قرار نمیداد<ref>میزان الاعتدال، ج۱، ص۴۱۴، ۱۵۱۹.</ref>. | #علیرغم این که مالک بن انس از شاگردان [[حضرت امام صادق]]{{ع}} بوده و از ایشان [[تمجید]] میکند<ref>مغانی الاخیار، ج۱، ص۱۵۰، ص۳۱۴.</ref> اما در عمل نشان داده که [[حضرت صادق]] را قبول نداشته و به روایتشان [[اعتماد]] نمیکرده؛ لذا تا آن [[روایت]] را شخص دیگری نیاورد [[حجت]] نمیدانسته و مورد عمل قرار نمیداد<ref>میزان الاعتدال، ج۱، ص۴۱۴، ۱۵۱۹.</ref>. | ||
با توجه به آن چه در مورد [[شخصیت]] مالک مطرح گردید روشن است که وی بیهیچ عنوان مورد [[وثوق]] و اعتماد نیست. مگر از باب [[الزام]].<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، | با توجه به آن چه در مورد [[شخصیت]] مالک مطرح گردید روشن است که وی بیهیچ عنوان مورد [[وثوق]] و اعتماد نیست. مگر از باب [[الزام]].<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص۱۱۲.</ref> | ||
==مالک بن انس بن ابی عامر== | ==مالک بن انس بن ابی عامر== | ||
مالک بن انس بن ابی عامر از [[فقها]] و [[محدثان بزرگ اهل سنت]] در [[قرن دوم هجری]] است. وی در [[سال ۹۳ هجری]] در [[مدینه]] به [[دنیا]] آمد و در همان مکان به [[کسب علم]] پرداخت. وی از عالمانی همچون [[ابن شهاب زهری]]، [[عبدالرحمان بن هرمز]] استفاده نمود. او از [[امام صادق]] نیز استفاده نموده است<ref>تهذیب الکمال ج ۱۷۷ ص۳۸۱</ref>. وی در [[سال ۱۷۹ هجری]] [[وفات]] کرد و در [[قبرستان بقیع]] به خاک سپرده شد. | مالک بن انس بن ابی عامر از [[فقها]] و [[محدثان بزرگ اهل سنت]] در [[قرن دوم هجری]] است. وی در [[سال ۹۳ هجری]] در [[مدینه]] به [[دنیا]] آمد و در همان مکان به [[کسب علم]] پرداخت. وی از عالمانی همچون [[ابن شهاب زهری]]، [[عبدالرحمان بن هرمز]] استفاده نمود. او از [[امام صادق]] نیز استفاده نموده است<ref>تهذیب الکمال ج ۱۷۷ ص۳۸۱</ref>. وی در [[سال ۱۷۹ هجری]] [[وفات]] کرد و در [[قبرستان بقیع]] به خاک سپرده شد. شخصیت مالک از جهات متعددی مورد [[قدح]] و [[جرح]] [[علما]] [[اهل سنت]] است. | ||
او در [[اعتقاد]] از [[خوارج]]<ref>الکامل فی الادب ج ۳ ص۱۱۸</ref> و در [[نقل حدیث]] از مدلسین به شمار میرود<ref>الکفایة فی العلم الروایه ص۳۶۵</ref>. [[همراهی]] وی با [[پادشاهان]] و [[سکوت]] وی در [[اعمال ناپسند]] آنها<ref>العلل و معرفة الرجال ج۱ ص۵۱۱</ref>، خواندن با آلات و وسایل [[غنا]]<ref>الاغانی ج ۲ ص۲۳۱</ref>، ذکر [[عیوب]] وی توسط جماعتی از [[پیشوایان]] معاصر وی<ref>تاریخ بغداد ج۱ ص۲۳۹</ref> از دیگر جرحهایی است که درباره وی در کتابهای معتبر [[اهل]] سمنت به آن اشاره شده است. | او در [[اعتقاد]] از [[خوارج]]<ref>الکامل فی الادب ج ۳ ص۱۱۸</ref> و در [[نقل حدیث]] از مدلسین به شمار میرود<ref>الکفایة فی العلم الروایه ص۳۶۵</ref>. [[همراهی]] وی با [[پادشاهان]] و [[سکوت]] وی در [[اعمال ناپسند]] آنها<ref>العلل و معرفة الرجال ج۱ ص۵۱۱</ref>، خواندن با آلات و وسایل [[غنا]]<ref>الاغانی ج ۲ ص۲۳۱</ref>، ذکر [[عیوب]] وی توسط جماعتی از [[پیشوایان]] معاصر وی<ref>تاریخ بغداد ج۱ ص۲۳۹</ref> از دیگر جرحهایی است که درباره وی در کتابهای معتبر [[اهل]] سمنت به آن اشاره شده است. | ||
مالک کتاب [[موطأ]] را به دستور [[منصور دوانیقی]] تألیف نموده است<ref>ر.ک: الامامة والسیاسة، ج۲، ص۳۲۴؛ کشف المغطا فی فضل الموطا، ج۱، ص۲۶.</ref>. [[حاکمان]] آن [[روزگار]] برای مقابله با [[مقبولیت]] [[امامان اهل بیت]]{{عم}} در بین [[مردم]]، به هر وسیلهای [[تمسک]] میجستند. یکی از راههای کم رنگ کردن جلوۀ [[اهل بیت]]{{عم}} در [[جامعه]]، شخصیتسازی و [[ترویج]] آثار آن اشخاص بوده است. منصور دوانیقی نیز در همین راستا مالک بن انس را به [[نوشتن]] کتاب [[حدیثی]] وادار ساخت. این کتاب نزد همه [[اهل سنت]] مقبول نیفتاد و [[عالمان]] بزرگ [[سنی]] در [[احادیث]] آن خدشه کردهاند. | مالک کتاب [[موطأ]] را به دستور [[منصور دوانیقی]] تألیف نموده است<ref>ر.ک: الامامة والسیاسة، ج۲، ص۳۲۴؛ کشف المغطا فی فضل الموطا، ج۱، ص۲۶.</ref>. [[حاکمان]] آن [[روزگار]] برای مقابله با [[مقبولیت]] [[امامان اهل بیت]]{{عم}} در بین [[مردم]]، به هر وسیلهای [[تمسک]] میجستند. یکی از راههای کم رنگ کردن جلوۀ [[اهل بیت]]{{عم}} در [[جامعه]]، شخصیتسازی و [[ترویج]] آثار آن اشخاص بوده است. [[منصور دوانیقی]] نیز در همین راستا مالک بن انس را به [[نوشتن]] کتاب [[حدیثی]] وادار ساخت. این کتاب نزد همه [[اهل سنت]] مقبول نیفتاد و [[عالمان]] بزرگ [[سنی]] در [[احادیث]] آن خدشه کردهاند. | ||
در [[سیر]] اعلام النبلاء به رتبه بندی کتب معتبر نزد اهل سنت پرداخته و کتاب مالک را در رتبۀ سی ام قرار داده است<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۱۸، ص۲۰۳؛ و ر.ک: تاریخ الاسلام، ج۳۰، ص۴۱۷.</ref>. | در [[سیر]] اعلام النبلاء به رتبه بندی کتب معتبر نزد اهل سنت پرداخته و کتاب مالک را در رتبۀ سی ام قرار داده است<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۱۸، ص۲۰۳؛ و ر.ک: تاریخ الاسلام، ج۳۰، ص۴۱۷.</ref>. | ||
[[حافظ ابن حزم]] در مورد کتاب مالک مینویسد: | [[حافظ]] [[ابن حزم]] در مورد کتاب مالک مینویسد: | ||
{{عربی|فوجدت... من المسند خمسمائة ونیف مسندا وثلاثمأة مرسلا ونیفا وفیه نیف وسبعون حدیثا قد ترک مالک نفسه العمل بها وفیها أحادیث ضعیفة}}<ref>ر.ک: تدریب الراوی، ج۱، ص۱۱۱.</ref>؛ | {{عربی|فوجدت... من المسند خمسمائة ونیف مسندا وثلاثمأة مرسلا ونیفا وفیه نیف وسبعون حدیثا قد ترک مالک نفسه العمل بها وفیها أحادیث ضعیفة}}<ref>ر.ک: تدریب الراوی، ج۱، ص۱۱۱.</ref>؛ | ||
پس پانصد و اندی [[مسند]] و سیصد [[حدیث]] مرسل و بیش از هفتاد حدیث را یافتم که خود مالک عمل به آن را ترک کرده است و نیز [[احادیث ضعیف]] در آن وجود دارد. | پس پانصد و اندی [[مسند]] و سیصد [[حدیث]] مرسل و بیش از هفتاد حدیث را یافتم که خود مالک عمل به آن را ترک کرده است و نیز [[احادیث ضعیف]] در آن وجود دارد. | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۹: | ||
{{عربی|قلت: وهذا هو الصواب الذی یشهد به کل عارف}}<ref>دفاع عن الحدیث النبوی، ج۱، ص۶.</ref>؛ | {{عربی|قلت: وهذا هو الصواب الذی یشهد به کل عارف}}<ref>دفاع عن الحدیث النبوی، ج۱، ص۶.</ref>؛ | ||
من نیز به این سخن معقتدم و این سخن [[درستی]] است که همه آگاهان به آن [[شهادت]] میدهند. | من نیز به این سخن معقتدم و این سخن [[درستی]] است که همه آگاهان به آن [[شهادت]] میدهند. | ||
بدیهی است که هر گاه ما چیزی از کتابهای مذکور نقل کنیم از باب [[احتجاج]] و [[الزام]] خواهد بود.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، | بدیهی است که هر گاه ما چیزی از کتابهای مذکور نقل کنیم از باب [[احتجاج]] و [[الزام]] خواهد بود.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص۱۰۱.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۴: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:رجال اهل سنت]] | ||
[[رده:اعلام]] | [[رده:اعلام]] | ||