←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۵۰۶: | خط ۵۰۶: | ||
[[امام سجاد]]{{ع}} پس از به [[خاکسپاری]] [[شهدا]] به سمت [[نهر علقمه]] آمد، بدن [[غرقه]] به [[خون]] عمو را در آغوش کشید و اینگونه ناله کرد: {{عربی|يا عماه تنظر حال الحرم البنات و هن ينادين واعطشاه واغربتاه}} ای عمو [[جان]] کاش زنده بودی و میدیدی حال [[حرم]] و [[بانوان]] را که همگی فریاد وای از [[تشنگی]] وای بر غریبی میزدند. | [[امام سجاد]]{{ع}} پس از به [[خاکسپاری]] [[شهدا]] به سمت [[نهر علقمه]] آمد، بدن [[غرقه]] به [[خون]] عمو را در آغوش کشید و اینگونه ناله کرد: {{عربی|يا عماه تنظر حال الحرم البنات و هن ينادين واعطشاه واغربتاه}} ای عمو [[جان]] کاش زنده بودی و میدیدی حال [[حرم]] و [[بانوان]] را که همگی فریاد وای از [[تشنگی]] وای بر غریبی میزدند. | ||
[[امام]] در حالی که [[اشک]] میریخت، خم شد و رگهای بریده گردن عمو را بوسید و فرمود: {{متن حدیث|على الدنيا بعدك العفا يا قمر بني هاشم و عليك مني السلام من شهيد محتسب و رحمة الله و بركاته}} قبری برای [[حضرت عباس]] حفر نمود و او را نیز مثل پدرش تنها وارد قبر ساخت. موضوع دفن شهدا در روز سیزدهم [[محرم]] اتفاق افتاد.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۲۲۴.</ref>. | [[امام]] در حالی که [[اشک]] میریخت، خم شد و رگهای بریده گردن عمو را بوسید و فرمود: {{متن حدیث|على الدنيا بعدك العفا يا قمر بني هاشم و عليك مني السلام من شهيد محتسب و رحمة الله و بركاته}} قبری برای [[حضرت عباس]] حفر نمود و او را نیز مثل پدرش تنها وارد قبر ساخت. موضوع دفن شهدا در روز سیزدهم [[محرم]] اتفاق افتاد.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۲۲۴.</ref>. | ||
==نگهداری [[سر مطهر]] در [[تنور]] [[خانه]] [[خولی]]== | |||
[[عمر سعد]] سر [[مبارک]] [[سیدالشهدا]] را همان [[روز عاشورا]] به همراه خولی و [[حمید بن مسلم]] نزد [[ابن زیاد]] به [[کوفه]] فرستاد، زمانی به کوفه رسیدند که از غروب گذشته و [[دارالاماره]] تعطیل بود. [[مورخین]] مینویسند: خولی سر [[امام]] را به خانه خود آورد، نوار [[زن]] خولی که [[دوستدار اهل بیت]] بود میگوید: من به او گفتم: کجا بودی و چه خبر آوردهای؟ | |||
گفت: با ثروتی [[جاودانه]] آمدهام و [[دارایی]] پایان ناپذیری برایت آوردهام! این [[سر حسین]] است که با خود آورده و در تنور نهادم تا فردا به [[قصر]]«عبیدالله» ارمغان بیرم و پاداشی بسیار بگیرم! با شنیدن این خبر، بر او فریاد زدم که: وای بر تو! هزاران وای بر تو! [[مردم]] به هنگام بازگشت از [[سفر]] برای [[همسر]] و [[فرزندان]] خویش زر و سیم به ارمغان میآورند، اما تو [[تیرهبخت]] [[سر مقدس]] حسین، پسر [[پیامبر خدا]] را به خانه آوردهای!! ای [[نفرین]] بر تو باد با این ارمغان و هدیهات! به خدای [[سوگند]] که دیگر هیچ عاملی سر من و تو را بر یک بالش گرد نخواهد آورد و دیگر برای همیشه از تو دوری خواهم گزید و با تو [[زندگی]] نخواهم کرد و برای همیشه از تو بیزارم! آنگاه از بستر خویش برخاستم و کنار تنور که سر مقدس را در آنجا پنهان کرده بود، نشستم و در آنجا مجلس [[سوگواری]] برپا داشتم و گریستم. | |||
ایشان نقل میکند: ناگاه چهار زن دیدم که از [[آسمان]] فرود آمده به سر تنور رفتند، یکی از آن چهار زن آن سر را از تنور بیرون آورده میبوسید و بر سینه خود میگذاشت و مینالید و میگفت: «ای [[شهید]] مادر و ای [[مظلوم]] مادر، [[خداوند]] [[روز قیامت]]، داد مرا از [[قاتلین]] تو بگیرد» و آن [[زنان]] دیگر با او [[گریه]] میکردند و سرانجام سر را در آن تنور گذاشتند و [[غائب]] شدند. | |||
نوار به سر تنور آمده سر را بیرون آورد و خوب در او نگریست، چون [[امام حسین]] را بسیار دیده بود [[شناخت]] و نعرهای زد و بیهوش شد. در آن بیهوشی چنان دید که هاتفی به او گفت: برخیز که [[خدا]] تو را به [[گناه]] این مرد که شوهر تو است [[مؤاخذه]] نخواهد کرد. [[زن]] از هاتف پرسید که این چهار زن که بر سر [[تنور]] آمده و [[گریه و زاری]] کردند چه کسانی بودند؟ ندا رسید که آن زن که سر را بر روی سینه گذاشت و بیشتر از همه میگریست و مینالید [[فاطمه زهرا]]{{س}} بود و آن دیگر مادرش [[خدیجه کبری]]{{س}} و سوم [[مریم]] و چهارم [[آسیه]]، پس آن زن به خود آمد کسی را ندید آن سر را گرفت و بوسید و با [[مشک]] و گلاب از [[خون]] شست و آمد [[خولی]] را [[بیدار]] کرده گفت: ای [[ملعون]] آخر این سر فرزند [[رسول خدا]] است، برخیز که از [[زمین]] تا [[آسمان]] فغان برپاست و گروه گروه [[فرشتگان]] میآیند و این سر را [[زیارت]] میکنند و گریه و زاری مینمایند و بر تو [[لعنت]] میفرستند، من بیزارم از تو در این [[دنیا]]، پس چادر بر سر کرد و از [[خانه]] بیرون شد<ref>مثیر الاحزان، ص۸۵؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵؛ بدایه ابن کثیر، ج۸، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۲۲۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||