مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴٬۳۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۰۴: خط ۲۰۴:
[[ظلم]] و [[بی‌عدالتی]] نیز همانند [[زنا]] موجب کاهش عمر است؛ چراکه [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ و ۴ [[سوره نوح]] [[گناه]] را موجب مرگ زودرس و تقوا از گناه را عامل تاخیر در آن دانسته است. ظلم و بی‌عدالتی بی‌گمان مهم‌ترین گناه و بدترین آن است.پس بی‌گمان موجب مرگ زودرس خواهد بود.<ref>نگاه کنید: تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص۵۷- ۶۰ و ج ۱۸، ص۲۰۳- ۲۱۰</ref>
[[ظلم]] و [[بی‌عدالتی]] نیز همانند [[زنا]] موجب کاهش عمر است؛ چراکه [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ و ۴ [[سوره نوح]] [[گناه]] را موجب مرگ زودرس و تقوا از گناه را عامل تاخیر در آن دانسته است. ظلم و بی‌عدالتی بی‌گمان مهم‌ترین گناه و بدترین آن است.پس بی‌گمان موجب مرگ زودرس خواهد بود.<ref>نگاه کنید: تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص۵۷- ۶۰ و ج ۱۸، ص۲۰۳- ۲۱۰</ref>
پس با هر [[کار خیر]] و [[نیک]] و [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و عمل به تقوا و [[احسان]] و [[انفاق]] و [[صله رحم]] نسبت به [[خویشان]] و [[امامان]]{{ع}} می‌‌توانیم موجبات افزایش و [[طول عمر]] خویش شویم و یا با گناه و [[ترک اطاعت]] یا ترک صله رحم و انفاق و احسان مرگ زودرس را برای خود رقم زنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ (مقاله)|امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ]]</ref>
پس با هر [[کار خیر]] و [[نیک]] و [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و عمل به تقوا و [[احسان]] و [[انفاق]] و [[صله رحم]] نسبت به [[خویشان]] و [[امامان]]{{ع}} می‌‌توانیم موجبات افزایش و [[طول عمر]] خویش شویم و یا با گناه و [[ترک اطاعت]] یا ترک صله رحم و انفاق و احسان مرگ زودرس را برای خود رقم زنیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ (مقاله)|امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ]]</ref>
==هشدارهای روزانه [[خداوند]]==
[[انسان‌ها]] گرفتار [[غفلت]] هستند؛ زیرا زینت‌های [[دنیوی]] و [[زینت]] آرایی [[هواهای نفسانی]] و تسویلات [[شیطانی]]، چنان [[قوی]] و [[فریبنده]] است که انسان‌ها از آن چه در پیرامونشان اتفاق می‌‌افتد [[غافل]] می‌‌شوند و به آنها توجهی نمی‌یابند. خداوند در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن]] بیان می‌‌کند که انسان‌ها به ویژه [[کفار]]، گرفتار آرایه‌ها و زینت‌های دنیوی می‌‌شوند به طوری که از [[زندگی اخروی]] غافل می‌‌گردند.<ref>بقره، آیه ۲۱۲؛ آل عمران، آیه ۱۴ و آیات دیگر</ref>
زینت‌های دنیوی، همانند [[پوشش]] تزیینی است که بر کالای بی‌ارزش کشیده شده و با فریبایی خود، خریداران را [[فریب]] می‌‌دهد و زمانی [[انسان]] بی‌ارزشی و بی‌اهمیتی آن پی می‌‌برد که دیگر [[هزینه]] عمر را پرداخته است و دیگر راه بازگشتی برای جبران خسارت و [[زیان]] از [[سرمایه]] عمر ندارد.<ref>مؤمنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰</ref>
این پوشش‌های فریبا هر چند که جزوی از نیازهای ضروری [[زندگی دنیوی]] است، ولی باید در حد همان پوشش و [[تمتعات]] دنیوی و ابزاری به آن نگاه شود، آنکه [[هدف]] قرار گیرد و انسان را از اصل [[زندگی]] و هدف [[اخروی]] باز دارد و به خود مشغول کند. خداوند در [[آیه]] ۱۴ [[سوره آل عمران]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ}}؛ [[محبت]] و دوستىِ خواستنيهاى گوناگون از جمله محبت شهوتناک [[زنان]] و پسران و [[اموال]] فراوان از زر و سيم و اسب‌هاى نشاندار و دامها و كشتزارها براى [[مردم]] آراسته شده، ليكن‌ اين جمله، مايه تمتّع زندگى دنياست، و حال آنكه‌ فرجام نيكو نزد خداست.
در [[حقیقت]] بسیاری مردم سرگرم همین زینت‌هایی زندگی دنیوی می‌‌شوند و در این میان [[شیطان]] نیز بی‌کار نمی‌نشیند و به اقدامات تزیینی خویش می‌‌افزاید تا کالای [[باطل]] و بی‌ارزش خود را به عنوان کالای [[ناب]] و اصیل و گرانبها قالب کند و به خورد مشتریان [[دنیا]] دهد.<ref>انعام، آیه ۴۳؛ محمد، آیه ۲۵ و آیات دیگر</ref>
از آن جایی که [[انسان‌ها]] از دو [[دشمن]] درونی [[هواهای نفسانی]] و بیرونی [[وسوسه‌های شیطانی]] در [[رنج]] و [[عذاب]] هستند و [[رهایی]] از آنها برای [[انسان]] سخت و دشوار است، [[خداوند]] به اشکال گوناگون بی‌پایگی و بی‌ارزشی [[زندگی دنیوی]] نسبت به [[زندگی]] جاوید [[اخروی]] را گوشزد می‌‌کند تا انسان‌ها از [[غفلت]] بیرون آیند و متوجه [[آخرت]] و [[زندگی ابدی]] شوند.
در پیرامون انسان هر [[روز]] تغییراتی چون [[مرگ]] [[دوستان]] و [[خویشان]] و دیگران به [[آدمی]] هشدار می‌‌دهد که زندگی دنیوی برای بقا نیست بلکه همگی در هر شرایطی باید [[جان]] به جان آفرین [[تسلیم]] کنند. همچنین خداوند به آدمی در [[رستاخیز]] [[زمین]] نشان می‌‌دهد که هر مرگی رستاخیزی دارد، چنان که [[زمین مرده]] به [[باران]] بهاری زنده می‌‌شود و رستاخیز دوباره می‌‌یابد.<ref>فاطر، آیه ۹، ق، آیه ۱۱؛ زخرف، آیه ۱۱؛ فرقان، آیه ۴۹ و آیات دیگر</ref>
==[[تمثیل]] روشی [[آموزشی]] در [[قرآن]]==
یکی از [[روش‌های آموزشی]] قرآن بهره‌گیری از تمثیل است. انسان‌ها با توجه به درجه هوشی و تفاوت سطوح [[ادراک]] و [[فهم]]، نیازمند ابزارها و شیوه‌های گوناگونی آموزشی هستند. از همین روست که در [[آیات قرآنی]] همان طوری که از حکمت‌های [[ناب]] استفاده شده و با [[برهان]] [[قاطع]] [[حقایق]] تبیین می‌‌شود، همچنین با [[موعظه]] و تمثیل این [[آموزش]] انجام می‌‌گیرد. از همین روست که در آیات قرآنی هر مطلب و اصلی از [[اصول دینی]] به اشکال گوناگون بیان می‌‌شود تا همه اقشار [[مردم]] از آن بهره مند شوند.
اصول روش تمثیل نوعی آموزش [[حکمت]] آمیز است که با بهره‌گیری از مثال و مثل تلاش می‌‌شود تا حقیقتی به [[ذهن]] افراد تقریب ونزدیک گردانیده شود و مخاطب بتواند تصور و فهمی از [[حقیقت]] پیدا کند. از همین روست که در [[آیات قرآن]] این اصل مورد تأکید است که خداوند مسائل و مطالب را در قالب نیز بیان می‌‌کند که گاه این مثال‌ها بسیار ساده و پیش پا افتاده است؛ چنان که برای بیان برخی از [[حقایق]] حتی از مثال پشه نیز استفاده می‌‌شود.
[[خداوند]] در [[آیه]] ۴۳ [[سوره عنکبوت]] و ۲۱ [[سوره حشر]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ ٱلْأَمْثَـٰلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}؛ اين مثلها را برای [[مردم]] می‌‌زنيم. البته در همین [[آیات]] بیان شده که [[هدف]] از بیان مثال توقف در مثال نیست، بلکه هدف آن است تا [[مردمان]] آن را مقدمه و ابزاری برای [[تفکر]] قرار دهند و یا [[عالمان]] در آن [[تعقل]] نمایند و [[حکمت‌ها]] و مطالب دقیق را از آن استخراج کرده و به دست آورند.
البته بسیاری از مردم در مثال توقف می‌‌کنند و از آنها عبور نمی‌کنند، چنان که برخی در مثال خداوند به پشه مانده و از آن عبور نکردند و همان مثال ابزاری برای تله افتادن مردم شد و در دام [[شیطان]] گرفتار آمدند.<ref>بقره، آیه ۲۶ و آیات دیگر</ref>
از همین روست که گفته شده در مثال مناقشه نکنید و از آن به عنوان پلی برای عبور و رسیدن به [[حقیقت]] استفاده کنید و یا گفته شده است: المثال یقربک من وجه و یبعدک من وجوه، مثال از یک وجه شما را به حقیقت نزدیک می‌‌کند و از جهاتی شما ار دور می‌‌سازد. [[انسان]] تنها باید وجه شباهت را بگیرد و آن را ابزاری برای رسیدن به حقیقت قرار دهد. به عنوان مثال در [[آیات قرآنی]] امثله بسیاری آمده است که برای [[تبیین حقایق]] حکمیانه و مطالب عالی و بلند [[معرفتی]] استفاده شده است؛ چنان که خداوند [[رستاخیز]] [[زمین]] را مثالی برای خروج انسان در [[قیامت]] از گورها و رستاخیز [[جان‌ها]] معرفی کرده است؛ اما شکی نیست که تفاوت‌های بسیاری میان رستاخیز زمین و رستاخیز [[جان]] وجود دارد و نمی‌توان گفت همان طوری که [[گیاه]] در بهارها با [[باران]] بهاری جان می‌‌گیرد، به همان شکل به تمام و کمال رستاخیز جان در قیامت خواهد بود.<ref>فاطر، آیه ۹، ق، آیه ۱۱؛ زخرف، آیه ۱۱؛ فرقان، آیه ۴۹ و آیات دیگر</ref>
همچنین تمثیلات دیگری در [[قرآن]] است که می‌‌توان به [[آیه]] ۱۷ [[سوره رعد]]، ۲۵ و ۴۵ [[سوره ابراهیم]]، ۳۵ [[سوره نور]]، ۲۱ [[سوره حشر]] و مانند آنها اشاره کرد؛ اما هیچ یک به معنای آن نیست که تمام [[حقیقت]] در مثال وجود دارد و شخص با مثال [[تصوری]] دقیق از ممثل له و چیزی که مقصود و مراد مثال است، به دست خواهد داشت. به عنوان نمونه [[نور]] [[حسی]] با نوری که [[خداوند]] در آیه ۳۵ سوره نور بیان کرده بسیار متفاوت است. همچنین خداوند [[ایمان]] و قرآن را به نور تعبیر کرده است که تفاوت ماهوی آن با نور حسی مشهود و ملموس است.
==شباهت [[خواب]] و [[مرگ]] و [[بیداری]] و [[رستاخیز]]==
اما [[باقر]]{{ع}} بر اساس روش و شیوه [[قرآنی]] به [[تمثیل]] [[تمسک]] جسته است تا حقیقت مرگ و رستاخیز [[جان‌ها]] را بیان کند. ایشان می‌‌فرماید: {{متن حدیث|كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ عليه السلام ابنَهُ أن قالَ: يا بُنَيَّ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ، فَارفَع عَن نَفسِكَ النَّومَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ. وإن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ، فَادفَع عَن نَفسِكَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ، فَإِنَّكَ إذا فَكَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَكَ بِيَدِ غَيرِكَ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَةِ المَوتِ، وإنَّمَا اليَقَظَةُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَةِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ}}؛ در نصايح [[لقمان]] به پسرش، اين است كه گفت: پسرم! اگر درباره مرگ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن، كه نخواهى توانست؛ و اگر درباره رستاخيز ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن، كه نخواهى توانست؛ زيرا اگر انديشه كنى، آن گاه مى‌‌دانى كه [[جان]] تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ.<ref>قصص‌الأنبياء، ص۱۹۰ح ۲۳۹؛ بحار الأنوار،ج ۱۳ص۴۱۷</ref>
در [[روایات اسلامی]] آمده است که خواب [[برادر]] مرگ است: {{عربی|فان النوم اخ الموت}}.<ref>بحارالانوار، ج۷۳ ص۱۸۹</ref> این بدان معناست که شباهت بسیاری میان مرگ و خواب است که می‌‌توان از این شباهت برای [[فهم]] بهتر [[مرگ]] و [[رستاخیز]] بهره برد. [[خداوند]] در [[آیه]] ۴۲ [[سوره زمر]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَٱلَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ ٱلَّتِى قَضَىٰ عَلَيْهَا ٱلْمَوْتَ وَيُرْسِلُ ٱلْأُخْرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه می‌دارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها می‌کند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>
بنابراین، کسانی که در مسأله [[خواب]] و [[بیداری]] دقت کنند، می‌‌توانند [[حقیقت]] مرگ و رستاخیز را نیز به دست آورند. از همین روست که خداوند می‌‌فرماید که در این مثال [[تفکر]] و [[تدبر]] شود تا با [[تعقل]] و تفکر، [[حقایق]] امور [[باطنی]] برای [[انسان]] آشکار شود.
جالب این است که خداوند در این آیه می‌‌فرماید که خداوند است که [[جان]] را [[توفی]] می‌‌کند و به طور کامل هنگام خواب می‌‌گیرد ولی برخی از جان‌هایی که [[حکم]] مرگ برای آنان نوشته شده نگه داشته می‌‌شود و آن جان‌هایی که [[اجل مسمی]] و معین آنان فرانرسیده دوباره به سمت بدن‌ها بازگردانده می‌‌شود.
پس انسان در هر خوابی که دارند مرگی را [[تجربه]] می‌‌کنند. با این تفاوت که در مرگ [[واقعی]]، آنجا [[اجازه]] بازگشت به سمت بدن را ندارد و ارتباط میان جان و بدن قطع می‌‌شود، اما برخی این [[قطعی]] موقت پایان یافته و [[روح]] به تن باز می‌‌گردد.
پس گیرنده و فرستنده خداوند است. از همین روست که برخی میان رویاها و خواب‌هایی که انسان می‌‌بیند با دو مرحله از [[زندگی]] انسان ارتباط برقرار می‌‌کنند و می‌‌گویند که هر آن چه شخص در خواب و رویا می‌‌بیند یا ارتباط با [[اعمال]] گذشته دارد و شخص [[ملکوت]] اعمال خود را در [[برزخ]] صعودی می‌‌بیند یا آنکه [[آینده]] را به او نشان می‌‌دهند که در برزخ نزولی [[مشاهده]] می‌‌کند؛ زیرا [[روح]] به سمت بالا رفته است و هنگام صعود و [[نزول]] حقایقی را می‌‌بیند که با توجه به [[قدرت]] تخیل و توهم [[انسانی]] آن را در اشکال [[تصوری]] و تجسمی می‌‌یابد و به خاطر می‌‌سپارد و از همین روست که شخص خودش [[حقیقت]] رویای خودش را می‌‌داند ولی گاه نیازمند معبری است که او را به سوی معنا و مفهوم برساند و به او در این زمینه [[یاری]] رساند؛ زیرا این [[جان]] اوست که حقیقتی را به قدرت تخیل و توهم صورت و [[تمثل]] و تجسم بخشیده است.
از سوی دیگر، در این [[آیه]] بیان شده که [[انسان]] هیچ اختیاری در رفتن و آمدن روح به بدن ندارد و این [[خداوند]] است که می‌‌گیرد و می‌‌فرستد. پس انسان همان طوری که اختیاری ندارد تا [[خواب]] و [[بیداری]] را از خود دور کند نمی‌تواند [[مرگ]] و [[رستاخیز]] را از خود دور سازد. از همین روست که [[امام باقر]]{{ع}} بر این نکته تأکید می‌‌کند تا هر گونه اما و اگر و شکی را از اذهان نسبت به حقیقت و [[واقعیت]] مرگ و رستاخیز بزداید.
==تقاضای بازگشت به [[دنیا]] و پاسخ [[خدا]]==
از این آیه ۴۲ [[سوره زمر]] و [[حدیث]] امام باقر{{ع}} این معنا نیز به دست می‌‌آید که [[انسان‌ها]] هر [[روز]] پاسخ مثبتی به درخواست بازگشت به دنیا را از سوی خداوند دریافت می‌‌کنند و خداوند این گونه به انسان‌ها مهلت می‌‌دهد تا جبران مافات کرده و [[اشتباهات]] و خطاهای خودشان را جبران نمایند.
خداوند در [[آیات]] ۹۹ و ۱۰۰ [[سوره مؤمنون]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ ٱلْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ٱرْجِعُونِ * لَعَلِّىٓ أَعْمَلُ صَـٰلِحًۭا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّآ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَمِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید! * شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۹۹-۱۰۰.</ref>
در [[حقیقت]] زمانی این درخواست‌ها مطرح می‌‌شود که دیگر [[اجل مسمی]] و معین آمده و [[مرگ]] [[قطعی]] او را به [[عالم برزخ]] برده است. در این [[زمان]] دیگر راه بازگشتی نیست تا شخص بیابد و جبران گذشته کند. علت درخواست بازگشت را می‌‌بایست در [[آیات]] ۱۹ تا ۲۱ [[سوره ق]] دید که [[خداوند]] در آنجا نقل می‌‌کند: {{متن قرآن|وَجَآءَتْ سَكْرَةُ ٱلْمَوْتِ بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ * وَنُفِخَ فِى ٱلصُّورِ ذَٰلِكَ يَوْمُ ٱلْوَعِيدِ * وَجَآءَتْ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّعَهَا سَآئِقٌۭ وَشَهِيدٌۭ}}<ref>«و مستی مرگ، حقیقت را (پیش چشم) می‌آورد؛ این همان است که از آن کناره می‌کردی * و در صور می‌دمند، این روز وعده عذاب است * و با هر کسی که می‌آید گسیل‌کننده و گواهی است» سوره ق، آیه ۱۹-۲۱.</ref>
پس وقتی مرگ آمد و شخص محتضر با [[حقایق]] مرگ آشنا شد و پرده‌ها کنار رفت در آنجا می‌‌یابد که گرفتار [[خسران]] بوده است و [[دنیا]] پرده [[غفلت]] بر او افکنده و او را به خود سرگرم نموده بود. اکنون که [[دوزخ]] را در برابر می‌‌بیند<ref>تکاثر، آیات ۶ و ۷</ref> و چشم برزخی به [[اراده الهی]] باز شده است، خود را مغبون می‌‌یابد و می‌‌خواهد بازگردد تا جبران نماید، اما راه بازگشت بسته است.
در حقیقت خداوند هر [[روز]] پس از هر [[خواب]] و [[بیداری]] به او مهلت داده بود، ولی او درست نگرفته و همان مسیر [[باطل]] دیروز خود را ادامه می‌‌داده است.
به سخن دیگر، ما هر [[روزه]] در هنگام خواب وقتی به [[عوالم]] بالا برده می‌‌شویم، [[اعمال]] خود را می‌‌بینیم و با [[دوستان]] و [[دشمنان]] و چهره [[ملکوتی]] اعمال خود مواجه می‌‌شویم. در آنجا درخواست بازگشت و [[اصلاح اعمال]] می‌‌کنیم و از خداوند می‌‌خواهیم ما را بازگرداند تا جبران گذشته کنیم. از همین روست که وقتی [[بیدار]] می‌‌شویم از یک سو خوشحال هستیم که [[بیدار]] شده و بازگشته ایم و از سوی دیگر [[غمگین]] هستیم؛ زیرا چهره [[اعمال]] خودمان را دیده و [[مشکلات]] آن را به شکلی [[تجربه]] کرده ایم. اما جالب این است که درس نمی‌گیرم و دوباره دچار [[غفلت]] شده و با [[گرفتاری]] زینت‌های [[دنیوی]] پا در دام [[شیطان]] نفس و وسوسه‌های ابلیسی می‌‌گذاریم و [[شیطنت]] خود را ادامه می‌‌دهیم.
پس [[خداوند]] هرروز به تقاضای بازگشت ما به سوی [[دنیا]] و انجام [[عمل صالح]] پاسخ مثبت می‌‌دهد تا در [[قیامت]] و پس از [[مرگ]] و [[اجل مسمی]] بهانه ای نداشته باشیم و [[حجت]] را بر ما تمام کرده باشد. ما در عالم [[خواب]] و رویا فهمیدیم که دست و پای عمل ما بسته است؛ از همین رو نمی‌توانیم کاری را [[اراده]] کرده ایم انجام دهیم؛ چراکه اراده از ما سلب شده است. بر همین اساس وقتی [[بیداری]] می‌‌شویم می‌‌گویم چرا این کار را نکرده یا این سؤال را نپرسیدم؛ زیرا اصولا گرایشی به آن کار یا آن [[پرسش]] نداشتید؛ چراکه اگر [[ملکه]] شما بود همان کار را می‌‌کردید و همان پرسش را مطرح می‌‌ساختید. در روایاتی از [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} آمده است: {{متن حدیث|وَ إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسَابَ، وَ غَدا حِسَابٌ وَ لاَ عَمَلَ}}؛ امروز در دنیا جای عمل است و [[حسابرسی]] نیست و فردا در قیامت حسابرسی است و جای عملی نیست.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۲؛ و نیز نگاه کنید: شرح نهج البلاغه ابن عبده، ج ۱</ref> پس در قیامت ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. از همین رو کسی که [[ایمان]] نیاورده در قیامت ایمان نمی‌آورد با آنکه [[حقیقت]] بر او آشکار می‌‌شود؛ زیرا قیامت جای عملی نیست که از جمله آن اعمال ایمان است.
پس اگر می‌‌خواهیم عملی [[صالح]] داشته باشیم که از جمله آن ایمان است، باید در همین دنیا داشته باشیم و اگر مرده باشیم مانند کسی که خواب رفته دیگر اراده و اختیاری ندارد و نمی‌تواند کاری برای خودش انجام دهد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و رستاخیز از منظر امام باقر (مقاله)|مرگ و رستاخیز از منظر امام باقر]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۱۳: خط ۲۶۱:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|'''عوامل به تأخیر افتادن مرگ''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل به تأخیر افتادن مرگ (مقاله)|'''عوامل به تأخیر افتادن مرگ''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ (مقاله)|'''امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ (مقاله)|'''امکان و چگونگی تقدیم و تاخیر مرگ''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و رستاخیز از منظر امام باقر (مقاله)|'''مرگ و رستاخیز از منظر امام باقر''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش