مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۹۵۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ فوریهٔ ۲۰۲۵
خط ۲۹۷: خط ۲۹۷:
از [[آیات]] و [[روایات]] به دست می‌‌آید که [[نفس آدمی]] کم کم از بدن خارج می‌‌شود و جدایی نفس و بدن رخ می‌‌دهد. این عمل از نوک انگشتان پا شروع شده و در نهایت به حلقوم می‌‌رسد. در [[قرآن]] آمده است وقتی جان به حلقوم می‌‌رسد، آخر کار ارتباط بدن و نفس خواهد بود. خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ * وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}}<ref>«پس هنگامی که جان به گلو (ی یکی از شما) رسد، * و شما در آن هنگام می‌نگرید، * و ما به او از شما نزدیک‌تریم اما شما نمی‌بینید، * اگر شما کیفر شدنی نیستید * چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه 87.</ref>
از [[آیات]] و [[روایات]] به دست می‌‌آید که [[نفس آدمی]] کم کم از بدن خارج می‌‌شود و جدایی نفس و بدن رخ می‌‌دهد. این عمل از نوک انگشتان پا شروع شده و در نهایت به حلقوم می‌‌رسد. در [[قرآن]] آمده است وقتی جان به حلقوم می‌‌رسد، آخر کار ارتباط بدن و نفس خواهد بود. خداوند می‌‌فرماید: {{متن قرآن|فَلَوْلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلْحُلْقُومَ * وَأَنتُمْ حِينَئِذٍۢ تَنظُرُونَ * وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ * فَلَوْلَآ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ * تَرْجِعُونَهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}}<ref>«پس هنگامی که جان به گلو (ی یکی از شما) رسد، * و شما در آن هنگام می‌نگرید، * و ما به او از شما نزدیک‌تریم اما شما نمی‌بینید، * اگر شما کیفر شدنی نیستید * چرا آن جان را- اگر راست می‌گویید- (به بدن او) باز نمی‌گردانید؟» سوره واقعه، آیه 87.</ref>
[[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در باره غمرات [[مرگ]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|وَ إِنَ‌ لِلْمَوْتِ‌ لَغَمَرَاتٍ‌ هِيَ أفْظَعُ مِنْ أنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَةٍ أوْ تَعْتَدِلَ عَلَي عُقُولِ أهْلِ الدُّنْيَا}}؛ «برای مرگ گرداب­‌هایی است که دشوارتر از آن است که به وصف آید و یا این که به عقل­های [[مردم]] [[دنیا]] خطور کند».<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل کاهش و آسانی سکرات موت (مقاله)|عوامل کاهش و آسانی سکرات موت]]</ref>
[[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در باره غمرات [[مرگ]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|وَ إِنَ‌ لِلْمَوْتِ‌ لَغَمَرَاتٍ‌ هِيَ أفْظَعُ مِنْ أنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَةٍ أوْ تَعْتَدِلَ عَلَي عُقُولِ أهْلِ الدُّنْيَا}}؛ «برای مرگ گرداب­‌هایی است که دشوارتر از آن است که به وصف آید و یا این که به عقل­های [[مردم]] [[دنیا]] خطور کند».<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل کاهش و آسانی سکرات موت (مقاله)|عوامل کاهش و آسانی سکرات موت]]</ref>
==عوامل [[سختی]] [[جان کندن]]==
این مستی و سکراتی که موجب می‌‌شود تا [[مرگ سخت]] و شدید شود، به سبب عواملی است که از جمله آنها می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
# [[دلبستگی به دنیا]] و [[مادیات]] آن؛ از جمله مهم‌ترین علل و عواملی که موجب سکرات و سختی جان کندن می‌‌شود می‌‌توان به [[دلبستگی]] [[آدمی]] به دنیا و مادیات آن دانست. وقتی [[انسان]] به دنیا دلبسته شود و این [[محبت]] و [[عشق به دنیا]] و مادیات نمی‌گذارد تا از آن [[دل]] بر کند، از همین روست که جان کندن برای محتضر سخت و شدید می‌‌شود. گویی جانش را که به مادیات وابسته است با قیچی و مقراض جدا می‌‌کنند. هر دم که تصورات از دست دادن دنیا و مادیات آن به نظر و ذهنش می‌‌آید، می‌‌سوزد و [[رنج]] می‌‌کشد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در این باره می‌‌فرماید: محتضر به یاد می‌‌آورد اموالی را که آنها را جمع کرده، و در راه پیدا کردن آن ها- از [[حلال و حرام]]-[[چشم]] پوشیده و از جاهایی که ([[حلال]] و حرامش) واضح و یا مشتبه بود، به دست آورده است. از همین رو، تبعات و پی آمدهای جمع کردن مال‌ها همراه و ملازم اوست و مشرف بر جدایی و فراق از آنها گشته است. [[اموال]] برای بعدی‌ها می‌‌ماند و آنان از آنها بهره و [[لذّت]] می‌‌گیرند؛ در حالی که گوارایی و لذّت [[مال]] برای دیگران است، ولی وبال و سنگینی آن بر پشت او مانده است.<ref>نهج البلاغه فیض الإسلام،ص ۳۳۱، خطبه ی ۱۰۸</ref>
# [[کشف]] [[حقایق]] و بی‌توشه‌ای: از دیگر علل و عوامل سختی [[جان]] کند و [[سکرات مرگ]]، می‌‌توان به آن چیزی اشاره کرد که در [[آیه]] ۲۲ [[سوره ق]] بیان شده است. [[خداوند]] پس از این که در آیه ۱۹ سخن از سکرات مرگ می‌‌کند در آیه ۲۲ می‌‌فرماید: {{متن قرآن|لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍۢ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌۭ}}<ref>«به راستی تو از این غافل بودی پس ما پرده  را از (پیش چشم) تو کنار زدیم و امروز چشمت تیزنگر است» سوره ق، آیه ۲۲.</ref>. در این [[زمان]] حقایقی که به سبب [[گناه]] بر او مشکوف نبوده [[کشف]] می‌‌شود و وقتی پرده‌ها کنار رفت در می‌‌یابد که [[دنیا]] هیچ ارزشی جز ابزاری برای [[آخرت]] و دست یابی به [[کمالات]] از طریق [[عبودیت]] نداشت، و [[انسان]] آن چه که [[زینت]] دنیا بود به خود بسته بود؛ چراکه [[مال]] و [[زن]] و فرزند و مانند آن زینت دنیا و [[زندگی]] دنیاست<ref>کهف، آیات ۷ و ۲۸ و ۴۶</ref>؛ پس اکنون خود را بی‌زینت می‌‌بیند و در می‌‌یابد که ره [[توشه]] ای از کمالات و [[تقوا]] برنداشته است؛ از همین روست که از وضعیت [[آینده]] خود هراسان می‌‌شود و [[حقیقت]] چنان تلخ و زننده است که چون مستان می‌‌شود. [[شیخ عباس قمی]] می‌‌نویسد: در آن زمان می‌‌بیند [[حضرت رسول]] و [[اهل بیت]] [[طهارت]] و [[ملائکه]] [[رحمت]] و ملائکه [[غضب]] حاضر شده‌اند تا درباره ی او چه [[حکم]] شود و چه سفارش نمایند؟ و از طرف دیگر، [[ابلیس]] و اعوان او برای آنکه او را به [[شک]] اندازند، جمع شده‌اند و می‌‌خواهند کاری کنند که ایمانش از او گرفته شود و [[بی‌ایمان]] از دنیا بیرون رود، و از طرفی هول آمدن [[ملک الموت]] که آیا به چه هیئت و هیبتی خواهد بود و به چه نحو [[جان]] او را [[قبض]] خواهد نمود و امور دیگر او را به [[هراس]] افکند و دچار [[سکرات موت]] می‌‌شود.<ref>منازل الآخره، حاج شیخ عبّاس قمی، فصل اوّل، مرگ</ref>
#دست‌های خالی: یکی از منظره‌هایی که انسان در سکرات موت می‌‌بیند، [[مشاهده]] حقیقت برزخی و [[صورت ملکوتی]] «مال»، «[[فرزندان]]» و «[[اعمال]]» است. او ابتدا رو به [[مال]] خود کرده و می‌‌گوید: به [[خدا]] قسم در [[دنیا]] به تو [[حریص]] و [[بخیل]] بودم. حال سهم من از تو چیست؟ مال در پاسخ می­ گوید: به اندازه [[کفن]] خود از من بردار! آن گاه رو به سوی فرزندانش می‌‌کند و می‌‌گوید: به خدا قسم شما را [[دوست]] داشتم و حامی شما بودم. اکنون بهره من از شما چیست؟ آنها می‌‌گویند: ما تو را تا کنار [[قبر]] می‌‌بریم و در آن­جا [[دفن]] می‌‌کنیم. سپس رو به سوی عمل خود کرده و می­ گوید: به خدا قسم من نسبت به تو بی‌اعتنا بودم و تو بر من گران و سنگین بودی. اینک بهره من از تو چیست؟ عمل در پاسخ می‌‌گوید: من در قبر و [[قیامت]] [[همنشین]] تو خواهم بود تا هر دو به پیشگاه [[پروردگار]] عرضه شویم.
#در آستانه [[ترک دنیا]] کم کم پرده‌ها از جلو چشم [[انسان]] کنار می‌‌رود و انسان بیشتر از هر موقع دیگر به [[حقیقت]] [[اعمال]] و خواسته‌های خود توجه می‌‌کند و دید او وسعت بیشتری می‌‌یابد. در این لحظات نگاهی به اعمال و گذشته­ ی خود می‌‌اندازد و بر فرصتهای از دست رفته خود [[افسوس]] می‌‌خورد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل کاهش و آسانی سکرات موت (مقاله)|عوامل کاهش و آسانی سکرات موت]]</ref>


==عوامل کاهش و آسانی [[سکرات مرگ]]==
==عوامل کاهش و آسانی [[سکرات مرگ]]==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش