بنیلخم: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنیسبأ | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == بنی لخم در کنار قبایل: جذام، عامله و غسان، در شمار چهار قبیله سبئی خارج از سرزمین یمن بودند<ref>بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز،...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
بنی لخم در کنار [[قبایل]]: [[جذام]]، [[عامله]] و [[غسان]]، در شمار چهار [[قبیله سبئی]] خارج از [[سرزمین یمن]] بودند<ref>بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹.)</ref> که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] [[یمن]] که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود، و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری [[مأرب]]، همراه با بسیاری از [[قبایل یمنی]] دیگر، جلای [[وطن]] کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی بهتر، روی به شمال آوردند، آنان ابتدا در نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹و۱۳۱؛ حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۹؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> از جمله در مناطق جنوبی [[فلسطین]] و در امتداد جهت [[غربی]] دریاچه [[بحر]] المیّت<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref> و بهویژه در مناطق میانی [[رمله]] و [[مصر]] در [[جفار]] ساکن شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۱.</ref> و سپس با [[فتح مصر]] و شمال [[افریقا]] و بعد، [[اندلس]]، به این [[سرزمینها]] وارد شدند و در آن رحل اقامت افکندند. [[لخمیها]] در ادوار مختلف [[تاریخی]]، نقش آفرین بسیاری از حوادث و وقایع مناطق محل سکونت خود، در [[روزگار]] پیش از [[اسلام]] و قرون نخست [[اسلامی]] بودند که در این مقاله به بخشی از آن پرداخته خواهد شد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | بنی لخم در کنار [[قبایل]]: [[جذام]]، [[عامله]] و [[غسان]]، در شمار چهار [[قبیله سبئی]] خارج از [[سرزمین یمن]] بودند<ref>بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹.)</ref> که در پی آشفتگیهای [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] حاصل از کشمکشهای [[حمیریان]] و [[قحطانیان]] و [[تغییر]] راههای [[تجاری]] [[یمن]] که شریان اصلی [[اقتصاد]] یمن بسته بدان بود، و سرانجام با تخریب [[سد مأرب]]<ref>ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...</ref> در حدود [[قرن اول]] و دوم میلادی<ref>احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.</ref> و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری [[مأرب]]، همراه با بسیاری از [[قبایل یمنی]] دیگر، جلای [[وطن]] کرده، به [[امید]] یافتن زیستگاهی بهتر، روی به شمال آوردند، آنان ابتدا در نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹و۱۳۱؛ حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۹؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> از جمله در مناطق جنوبی [[فلسطین]] و در امتداد جهت [[غربی]] دریاچه [[بحر]] المیّت<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.</ref> و بهویژه در مناطق میانی [[رمله]] و [[مصر]] در [[جفار]] ساکن شدند<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۱.</ref> و سپس با [[فتح مصر]] و شمال [[افریقا]] و بعد، [[اندلس]]، به این [[سرزمینها]] وارد شدند و در آن رحل اقامت افکندند. [[لخمیها]] در ادوار مختلف [[تاریخی]]، نقش آفرین بسیاری از حوادث و وقایع مناطق محل سکونت خود، در [[روزگار]] پیش از [[اسلام]] و قرون نخست [[اسلامی]] بودند که در این مقاله به بخشی از آن پرداخته خواهد شد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==[[نسب]] بنی لخم== | |||
در نسب این [[قوم]] -که در منابع از [[مردمان]] آن با نسبت «[[لخمی]]» یاد میشود،-<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۲۱۰؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۳۰.</ref>[[اختلاف]] است. در حالی که بیشتر [[نسبشناسان]] [[عرب]]، قبیلۀ لخم را از بطون کهلان و از [[نسل]] بنی سبأ گفتهاند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۳-۱۳۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲.</ref> و نسبشان را به «[[لخم بن عدی بن عمرو بن سبأ]]»<ref>ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۶۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۱۹۱.</ref> و یا به نقلی دیگر به شخصی به نام «مالک بن عدی بن حارث بن مُرة بن أدد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» معروف به «لخم» رساندهاند<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۵۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳ ص۱۳۰. ابن کلبی در کتاب خود از او با نام «عفیر» یاد کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۵)</ref>، در مقابل اما، برخی نسبشناسان عرب –از جمله نسابه [[مضر]]،-<ref>ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref> از نسب مضری (عدنانی) بنی لخم و برادرش [[جذام]] خبر داده<ref>ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۲۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.</ref>، جهت [[اثبات]] [[اندیشه]] خود، به اشعاری از برخی بزرگان عرب استناد جستهاند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۰.</ref>. این گروه، خود به چند [[فرقه]] اند: برخی لخم و برادرانش جذام و عامله را از [[فرزندان]] عمرو بن أسدة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن [[مضر]] گفته<ref>ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷.</ref>، بعضی هم، ایشان را از [[فرزندان]] اسدة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد -[[برادر]] [[کنانه]]- به شمار آوردهاند<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸-۹؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۲۹. این قول -که روح بن زنباع، زعیم بنی جذام در فلسطین در دوران دولت اموی نیز، از طرفداران شاخص و شناخته شده آنهاست،- در همان ابتدای امر نیز، موافقانی (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۲۱۴-۲۱۵.) و مخالفانی داشته؛ که ناتل بن قیس، -بزرگ جذام در شام، که در آن زمان سن و سالی از او گذشته بود،- از جمله این مخالفان بود. وی از سخن روح بن زنباع جوان، سخت برآشفت و ضمن کذّاب خواندن او، با رد این انتساب، دودمان خود بنی جذام –برادر لخم- را قحطانی معرفی کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۳؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۲۱۴-۲۱۵.)</ref>. [[زمخشری]] (محمود بن عمر، [[مفسر]]، لغوی، نحوی، ادیب، [[محدّث]]، [[فقیه]] [[حنفی]] و [[متکلم]] مشهور معتزلی قرنهای پنجم و ششم) هم، به نقل از بعضی [[نسبشناسان]]، از انتساب این [[طایفه]] به [[اولاد]] اراشة بن مر بن ادَّ بن طابخة بن إلیاس خبر داده است<ref>زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۹۰.</ref>. همچنین، در وجه [[تسمیه]] ایشان به بنی لخم، اقوال متعددی مطرح شده است که مشهورترین آن قولی است مستند به روایتی افسانـهای، که در آن مالک بن عدی، طی مشاجـرهای با [[برادر]] خود عمرو، وی را مجـروح<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۶۲؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۳.</ref>، و یکی از انگشتانش را قطع کرد<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۳.</ref>. از اینرو، از آن پس، مالک را لخم (لطمه زننده) و عمرو بن عدی را جذام (قطع شده و مجروح شده) خواندهاند<ref>مقریزی در توصیف و توجیه این نامگذاری چنین عنوان شده که «لخم و جذام دو برادر بودند. نام لخم، مالک بود. در علت نامگذاری این دو به لخم و جذام چنین گفته شده: که این دو برادر به نزاع با هم برخاستند. جذام با دندانش، انگشت برادرش را قطع کرد، و بخاطر این «قطع کردن»، «جذام» نامیده شد. و لخم را از این جهت لخم گفتند که به صورت برادرش لطمه زد و چشمش را از کاسه بیرون کشید و از این رو به خاطر این «لطمه زدن»، «لخم» نامیده شد. در وجه تسمیه این دو دلایل دیگری هم ذکر شده است». (مقریزی، البیان والاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۱۱) در برخی منابع، این ضربت زننده، پسر عموی جذام بن عدی معرفی شده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۱)</ref>. | |||
برخی منابع، نام مادر [[لخم]] و برادرانش [[جذام]] و عامله را «رقاش بنت همدان» گفتهاند<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱. قلقشندی از او با نام «رقاش بنت فارس بن همدان» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸)</ref>. لخم، فرزندانی به نام جزیله، نماره<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲. ابن حزم بنا بر نقلی نام نماره، را نماره عنوان کرده است. (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲)</ref>، [[بحر]] و درج<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶.</ref> داشت که تمامی شعب و فروعات [[طایفه]] بنی لخم از [[نسل]] جزیله و نماره متفرع گردیدهاند<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۶.</ref>. از مهمترین فروعات بنی لخم میتوان از [[بنی یثیع بن ازده]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۹۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۲۹۷؛ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۴۸۲-۴۸۳.</ref>، بنی حدس (حرس) بن اریش<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۷۴؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۵۲۲؛ سمعانی، الانساب، ج۴، ص۱۲۱.</ref>، [[بنی علی بن رباح]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۴.</ref> [[بنی نمارة بن لخم]]<ref>ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۹۷؛ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۷۷.</ref>، [[بنی سعد]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی نصر بن ربیعه]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷.</ref>، [[بنی ذعر بن حجر]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷.</ref>، [[بنی حوامه بن عمرط]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی شجاع]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بنی زمیمه]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۲.</ref>، [[بنی صیاد]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی سماک]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی حداف]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۶.</ref>، [[بنی راشده]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۸؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵.</ref>، [[بنی جعده]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی عدی]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی عمرط]]<ref>ابن [[درید]]، الاشتقاق، ص۳۷۸؛ نویری، نهایه الارب فی [[فنون]] الادب، ج۲، ص۳۰۵.</ref> [[بنی بحر]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی سعد بن زر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی حواته بن زر]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی قیس]]<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۰۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی عمرو]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>، [[بنی الدار]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۰۲.</ref>، [[بنی یشکر بن جزیله]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.</ref>، [[بنی قرقر بن کعب]]<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، [[بنی بر بن کعب]]<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، [[بنی مرقش بن کعب]]<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، جمار<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۲۵.</ref>، [[بنی امان]]<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۸۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۴۱.</ref>، [[بنی حجر بن جزیله]]<ref>نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.</ref>، [[بنی غنم]]<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۰۲؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸.</ref>، [[بنی صدر]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۰۰.</ref>، [[بنی حماس]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۹۳.</ref>، [[بنی جعده]] که خود، شامل قبایلی چون: بنی مسعود، بنی جریر، بنی زبیر، بنی ثمال و بنی نضار بودند<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۹۳؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۸۷.</ref>، بنی اذب بن جزیله<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۳.</ref>، [[بنی ملیح]]<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۱۷.</ref>، بنی معمر<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی [[الیمن]] و قبائلهم)، ج۴، ص۵۰۴.</ref>، بنی کتامه<ref>بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۱۳.</ref> و.... یاد کرد<ref>مطالعه بیشتر: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، کل کتاب؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵-۳۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱،۲،۳؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱،۲،۳،۴.</ref>. | |||
در حال حاضر، بقایایی از این [[قوم]] در برخی کشورهای [[عربی]] بهویژه [[فلسطین]] باقی ماندهاند که از جمله مهمترین آنان میتوان از [[طوایف]] المساعید در غور، بنی نبهان در [[بئر]] السّبع، تمیمیون –از [[فرزندان]] [[تمیم بن مالک]] داری [[صحابی]]- که در بلاد [[الخلیل]]، [[نابلس]]، بئر السبع و [[کرک]] (مجالی) و... متفرقاند، و نیز، غنیمات -از طوایف بنی غنیم (غنم)- از ساکنان منطقه مأدبا در فلسطین نام برد<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۳۳
مقدمه
بنی لخم در کنار قبایل: جذام، عامله و غسان، در شمار چهار قبیله سبئی خارج از سرزمین یمن بودند[۱] که در پی آشفتگیهای اقتصادی و سیاسی حاصل از کشمکشهای حمیریان و قحطانیان و تغییر راههای تجاری یمن که شریان اصلی اقتصاد یمن بسته بدان بود، و سرانجام با تخریب سد مأرب[۲] در حدود قرن اول و دوم میلادی[۳] و وارد شدن آسیب شدید بر شبکه آبیاری مأرب، همراه با بسیاری از قبایل یمنی دیگر، جلای وطن کرده، به امید یافتن زیستگاهی بهتر، روی به شمال آوردند، آنان ابتدا در نواحی شمالی جزیرة العرب و شام[۴] از جمله در مناطق جنوبی فلسطین و در امتداد جهت غربی دریاچه بحر المیّت[۵] و بهویژه در مناطق میانی رمله و مصر در جفار ساکن شدند[۶] و سپس با فتح مصر و شمال افریقا و بعد، اندلس، به این سرزمینها وارد شدند و در آن رحل اقامت افکندند. لخمیها در ادوار مختلف تاریخی، نقش آفرین بسیاری از حوادث و وقایع مناطق محل سکونت خود، در روزگار پیش از اسلام و قرون نخست اسلامی بودند که در این مقاله به بخشی از آن پرداخته خواهد شد.[۷]
نسب بنی لخم
در نسب این قوم -که در منابع از مردمان آن با نسبت «لخمی» یاد میشود،-[۸]اختلاف است. در حالی که بیشتر نسبشناسان عرب، قبیلۀ لخم را از بطون کهلان و از نسل بنی سبأ گفتهاند[۹] و نسبشان را به «لخم بن عدی بن عمرو بن سبأ»[۱۰] و یا به نقلی دیگر به شخصی به نام «مالک بن عدی بن حارث بن مُرة بن أدد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» معروف به «لخم» رساندهاند[۱۱]، در مقابل اما، برخی نسبشناسان عرب –از جمله نسابه مضر،-[۱۲] از نسب مضری (عدنانی) بنی لخم و برادرش جذام خبر داده[۱۳]، جهت اثبات اندیشه خود، به اشعاری از برخی بزرگان عرب استناد جستهاند[۱۴]. این گروه، خود به چند فرقه اند: برخی لخم و برادرانش جذام و عامله را از فرزندان عمرو بن أسدة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر گفته[۱۵]، بعضی هم، ایشان را از فرزندان اسدة بن خزیمة بن مدرکة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد -برادر کنانه- به شمار آوردهاند[۱۶]. زمخشری (محمود بن عمر، مفسر، لغوی، نحوی، ادیب، محدّث، فقیه حنفی و متکلم مشهور معتزلی قرنهای پنجم و ششم) هم، به نقل از بعضی نسبشناسان، از انتساب این طایفه به اولاد اراشة بن مر بن ادَّ بن طابخة بن إلیاس خبر داده است[۱۷]. همچنین، در وجه تسمیه ایشان به بنی لخم، اقوال متعددی مطرح شده است که مشهورترین آن قولی است مستند به روایتی افسانـهای، که در آن مالک بن عدی، طی مشاجـرهای با برادر خود عمرو، وی را مجـروح[۱۸]، و یکی از انگشتانش را قطع کرد[۱۹]. از اینرو، از آن پس، مالک را لخم (لطمه زننده) و عمرو بن عدی را جذام (قطع شده و مجروح شده) خواندهاند[۲۰].
برخی منابع، نام مادر لخم و برادرانش جذام و عامله را «رقاش بنت همدان» گفتهاند[۲۱]. لخم، فرزندانی به نام جزیله، نماره[۲۲]، بحر و درج[۲۳] داشت که تمامی شعب و فروعات طایفه بنی لخم از نسل جزیله و نماره متفرع گردیدهاند[۲۴]. از مهمترین فروعات بنی لخم میتوان از بنی یثیع بن ازده[۲۵]، بنی حدس (حرس) بن اریش[۲۶]، بنی علی بن رباح[۲۷] بنی نمارة بن لخم[۲۸]، بنی سعد[۲۹]، بنی نصر بن ربیعه[۳۰]، بنی ذعر بن حجر[۳۱]، بنی حوامه بن عمرط[۳۲]، بنی شجاع[۳۳]، بنی زمیمه[۳۴]، بنی صیاد[۳۵]، بنی سماک[۳۶]، بنی حداف[۳۷]، بنی راشده[۳۸]، بنی جعده[۳۹]، بنی عدی[۴۰]، بنی عمرط[۴۱] بنی بحر[۴۲]، بنی سعد بن زر[۴۳]، بنی حواته بن زر[۴۴]، بنی قیس[۴۵]، بنی عمرو[۴۶]، بنی الدار[۴۷]، بنی یشکر بن جزیله[۴۸]، بنی قرقر بن کعب[۴۹]، بنی بر بن کعب[۵۰]، بنی مرقش بن کعب[۵۱]، جمار[۵۲]، بنی امان[۵۳]، بنی حجر بن جزیله[۵۴]، بنی غنم[۵۵]، بنی صدر[۵۶]، بنی حماس[۵۷]، بنی جعده که خود، شامل قبایلی چون: بنی مسعود، بنی جریر، بنی زبیر، بنی ثمال و بنی نضار بودند[۵۸]، بنی اذب بن جزیله[۵۹]، بنی ملیح[۶۰]، بنی معمر[۶۱]، بنی کتامه[۶۲] و.... یاد کرد[۶۳].
در حال حاضر، بقایایی از این قوم در برخی کشورهای عربی بهویژه فلسطین باقی ماندهاند که از جمله مهمترین آنان میتوان از طوایف المساعید در غور، بنی نبهان در بئر السّبع، تمیمیون –از فرزندان تمیم بن مالک داری صحابی- که در بلاد الخلیل، نابلس، بئر السبع و کرک (مجالی) و... متفرقاند، و نیز، غنیمات -از طوایف بنی غنیم (غنم)- از ساکنان منطقه مأدبا در فلسطین نام برد[۶۴]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر(ص) نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹.)
- ↑ ر.ک: احمد امین؛ پرتو اسلام، ص۲۹؛ غلامحسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، جلد اول، ص۱۲۵۶؛ فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص۸۳ و...
- ↑ احمد پاکتچی، ازد [پیش از اسلام]، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص۲۴-۲۵.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹و۱۳۱؛ حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۲۹؛ سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر(ص) نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۴۲.
- ↑ حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۱۱.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
- ↑ سمعانی، الانساب، ج۱۱، ص۲۱۰؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۳۰.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۳-۱۳۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲.
- ↑ ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۶۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۱۹۱.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۵۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳ ص۱۳۰. ابن کلبی در کتاب خود از او با نام «عفیر» یاد کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۵)
- ↑ ر.ک: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.
- ↑ ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۲۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۰۶.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۳۰.
- ↑ ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷.
- ↑ مصعب زبیری، نسب قریش، ص۸-۹؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۲۹. این قول -که روح بن زنباع، زعیم بنی جذام در فلسطین در دوران دولت اموی نیز، از طرفداران شاخص و شناخته شده آنهاست،- در همان ابتدای امر نیز، موافقانی (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۲۱۴-۲۱۵.) و مخالفانی داشته؛ که ناتل بن قیس، -بزرگ جذام در شام، که در آن زمان سن و سالی از او گذشته بود،- از جمله این مخالفان بود. وی از سخن روح بن زنباع جوان، سخت برآشفت و ضمن کذّاب خواندن او، با رد این انتساب، دودمان خود بنی جذام –برادر لخم- را قحطانی معرفی کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۳؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۲۱۴-۲۱۵.)
- ↑ زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ص۲۹۰.
- ↑ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۶۲؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۳.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۳.
- ↑ مقریزی در توصیف و توجیه این نامگذاری چنین عنوان شده که «لخم و جذام دو برادر بودند. نام لخم، مالک بود. در علت نامگذاری این دو به لخم و جذام چنین گفته شده: که این دو برادر به نزاع با هم برخاستند. جذام با دندانش، انگشت برادرش را قطع کرد، و بخاطر این «قطع کردن»، «جذام» نامیده شد. و لخم را از این جهت لخم گفتند که به صورت برادرش لطمه زد و چشمش را از کاسه بیرون کشید و از این رو به خاطر این «لطمه زدن»، «لخم» نامیده شد. در وجه تسمیه این دو دلایل دیگری هم ذکر شده است». (مقریزی، البیان والاعراب عما بارض مصر من الاعراب، ج۱، ص۱۱) در برخی منابع، این ضربت زننده، پسر عموی جذام بن عدی معرفی شده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۱)
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۵؛ حسن بن احمد همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱. قلقشندی از او با نام «رقاش بنت فارس بن همدان» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸)
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲. ابن حزم بنا بر نقلی نام نماره، را نماره عنوان کرده است. (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۲)
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴. نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۶.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۹۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۲۹۷؛ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۴۸۲-۴۸۳.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۷۴؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۵۲۲؛ سمعانی، الانساب، ج۴، ص۱۲۱.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۳۴.
- ↑ ابن حبیب بغدادی، مختلف القبائل و مؤتلفها، ص۴۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۹۷؛ سمعانی، الانساب، ج۱۳، ص۱۷۷.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۶.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۵۸؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۷؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۸؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۰۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۰۲.
- ↑ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۴۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۴۵۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۶۶.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۲۵.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۸۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۴۱.
- ↑ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۰۲؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۵۸.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۰۰.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۲۹۳.
- ↑ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۹۳؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۸۷.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۱۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۳.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۱۷.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۰۴.
- ↑ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۱۳.
- ↑ مطالعه بیشتر: قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، کل کتاب؛ نویری، نهایه الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۵-۳۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱،۲،۳؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱،۲،۳،۴.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت