سب امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۳: خط ۲۳:
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.


[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. [[خطیبان]] در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان [[نخل]] به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.
[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. خطیبان در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان [[نخل]] به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.


این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش