←اعزام سپاه
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
[[معاویه]] به [[یزید]] [[وصیت]] کرده بود که: اگر در [[حکومت]] تو مشکلی پدید آمد و یا اینکه کسی بر علیه تو به پاخاست، [[مسلم بن عقبه]] را عهدهدار مقابله با او کن؛ لذا یزید او را خواند و به او گفت: با این [[سپاه]] به سوی [[مدینه]] حرکت کن و اگر میخواهی، تو را از این مأموریت معاف دارم زیرا تو را [[بیمار]] میبینم. | [[معاویه]] به [[یزید]] [[وصیت]] کرده بود که: اگر در [[حکومت]] تو مشکلی پدید آمد و یا اینکه کسی بر علیه تو به پاخاست، [[مسلم بن عقبه]] را عهدهدار مقابله با او کن؛ لذا یزید او را خواند و به او گفت: با این [[سپاه]] به سوی [[مدینه]] حرکت کن و اگر میخواهی، تو را از این مأموریت معاف دارم زیرا تو را [[بیمار]] میبینم. | ||
مسلم بن عقبه گفت: تو را به خدا سوگند مرا از این اجری که نصیبم شده است [[محروم]] نکن و دیگری را به جای من نفرست، من در [[خواب]] دیدم که درخت [[غرقد]]<ref>غرقد: اسم درختی است که در بقیع بوده و قبرستان بقیع در مدینه «بقیع غرقد» نامیده شده است. (معجم البلدان، ج۴، ص۱۹۴).</ref> شاخههای مرا برای | مسلم بن عقبه گفت: تو را به خدا سوگند مرا از این اجری که نصیبم شده است [[محروم]] نکن و دیگری را به جای من نفرست، من در [[خواب]] دیدم که درخت [[غرقد]]<ref>غرقد: اسم درختی است که در بقیع بوده و قبرستان بقیع در مدینه «بقیع غرقد» نامیده شده است. (معجم البلدان، ج۴، ص۱۹۴).</ref> شاخههای مرا برای خونخواهی عثمان میخواند و من آن را تعبیر نمودم که من خونخواهی خواهم کرد، و به خدا سوگند [[مردم مدینه]] این کار را نکردند مگر اینکه درب هلاکت را به روی خود گشودهاند. یزید به او گفت: حال که چنین است، حرکت کن و تو عهدهدار این [[مسئولیت]] باش<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۷۲.</ref>. | ||
== حفر [[خندق]] == | == حفر [[خندق]] == | ||