←فرستادگان والی مدینه
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
[[حمید بن حمزه]] که از جمله [[موالیان]] [[بنیامیه]] است گوید: [[عثمان بن محمد بن ابی سفیان]] را [[یزید]] به عنوان والی به [[مدینه]] فرستاد، او [[جوانی]] مغرور و بیتجربه بود و کارهایش از روی [[اندیشه]] و [[تفکر]] نبود، برای نمونه تصمیم گرفت گروهی از اشراف [[مردم مدینه]] را که از آن جمله [[عبدالله بن حنظله انصاری]]<ref>او عبدالله بن حنظلة بن ابی عامر است، و پدر او حنظله همان کسی است که در احد به شهادت رسید و پیامبر {{صل}} فرمود: حنظله را ملائکه غسل دادند؛ لذا مشهور به «غسیل الملائکه» گردید.</ref> و [[عبدالله بن عمرو بن حفص]] و [[منذر بن زبیر]] بود به [[شام]] نزد یزید بفرستد. | [[حمید بن حمزه]] که از جمله [[موالیان]] [[بنیامیه]] است گوید: [[عثمان بن محمد بن ابی سفیان]] را [[یزید]] به عنوان والی به [[مدینه]] فرستاد، او [[جوانی]] مغرور و بیتجربه بود و کارهایش از روی [[اندیشه]] و [[تفکر]] نبود، برای نمونه تصمیم گرفت گروهی از اشراف [[مردم مدینه]] را که از آن جمله [[عبدالله بن حنظله انصاری]]<ref>او عبدالله بن حنظلة بن ابی عامر است، و پدر او حنظله همان کسی است که در احد به شهادت رسید و پیامبر {{صل}} فرمود: حنظله را ملائکه غسل دادند؛ لذا مشهور به «غسیل الملائکه» گردید.</ref> و [[عبدالله بن عمرو بن حفص]] و [[منذر بن زبیر]] بود به [[شام]] نزد یزید بفرستد. | ||
آنان از مدینه به شام نزد یزید رفتند، یزید آنان را گرامی داشته و به آنان [[احسان]] کرد و به هر کدام بر حسب موقعیت و شخصیتشان هدیههایی داد که از آن جمله به عبدالله بن حنظله صد هزار درهم و به هر یک از هشت فرزند او که به همراهش به شام رفته بودند ده هزار درهم [[پول]] | آنان از مدینه به شام نزد یزید رفتند، یزید آنان را گرامی داشته و به آنان [[احسان]] کرد و به هر کدام بر حسب موقعیت و شخصیتشان هدیههایی داد که از آن جمله به عبدالله بن حنظله صد هزار درهم و به هر یک از هشت فرزند او که به همراهش به شام رفته بودند ده هزار درهم [[پول]] نقد داد، به جز سایر [[هدایا]] و تحفههایی که به آنان داده بود و به منذر بن زبیر نیز صد هزار درهم داد. سپس آنان از شام راهی مدینه شدند، به جز منذر بن زبیر که به سوی [[بصره]] رفت. | ||
هنگامی که عبدالله بن حنظله با همراهانش وارد مدینه شدند، در میان گروهی از [[اهل]] مدینه ایستادند و پس از [[دشنام]] دادن به یزید و [[عتبه]] گفتند: ما از نزد مردی میآییم که [[دین]] ندارد و شراب مینوشد و بر طنبور مینوازد و نوازندهها نزد او نوازندگی میکنند و سگبازی میکند و با اراذل و عناصر [[فاسد]] شبنشینی دارد و شما مردم مدینه را [[گواه]] میگیریم که ما او را خلع کردیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۷۹.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۶۶.</ref> | هنگامی که عبدالله بن حنظله با همراهانش وارد مدینه شدند، در میان گروهی از [[اهل]] مدینه ایستادند و پس از [[دشنام]] دادن به یزید و [[عتبه]] گفتند: ما از نزد مردی میآییم که [[دین]] ندارد و شراب مینوشد و بر طنبور مینوازد و نوازندهها نزد او نوازندگی میکنند و سگبازی میکند و با اراذل و عناصر [[فاسد]] شبنشینی دارد و شما مردم مدینه را [[گواه]] میگیریم که ما او را خلع کردیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۴۷۹.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۱۶۶.</ref> | ||