←جهتگیری کلی سیاسی امام سجاد{{ع}}
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
در دوره دوم امامت [[حضرت سجاد]]{{ع}} که بیش از سی سال به طول انجامید، اهتمام ایشان بر فعالیتهای زیربنایی بود؛ زیرا حاکمان ستمگر [[اموی]] با [[اعمال]] فشار و ایجاد خفقان، [[شیعیان]] را در وضعیت بسیار [[سختی]] قرار داده بودند، به گونهای که برخی [[گمان]] کردند شیعه هیچگاه نمیتواند خود را بازیابی کند. اگر چه تحرکاتی همچون [[قیام]] توّابین و [[قیام مختار ثقفی]] مدتی پس از عاشورای ۶۱ق، رخ نمود، ولی قتل عام بهترین [[بندگان خدا]] و جسارتهای پیدرپی به مقدسات [[مسلمانان]]، جرئت هرگونه حرکت سیاسی را از بیشتر مردم سلب کرده بود. از اینرو، افراد اندکی در کنار [[امام]] باقی ماندند<ref>ر.ک: مفید (منسوب)، الاختصاص، ص۶۴.</ref> و در نتیجه، هرگونه [[اقدام]] مسلحانهای علیه [[دستگاه حکومت]] منجر به [[شکست]] ارزیابی میشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۸۷.</ref>. | در دوره دوم امامت [[حضرت سجاد]]{{ع}} که بیش از سی سال به طول انجامید، اهتمام ایشان بر فعالیتهای زیربنایی بود؛ زیرا حاکمان ستمگر [[اموی]] با [[اعمال]] فشار و ایجاد خفقان، [[شیعیان]] را در وضعیت بسیار [[سختی]] قرار داده بودند، به گونهای که برخی [[گمان]] کردند شیعه هیچگاه نمیتواند خود را بازیابی کند. اگر چه تحرکاتی همچون [[قیام]] توّابین و [[قیام مختار ثقفی]] مدتی پس از عاشورای ۶۱ق، رخ نمود، ولی قتل عام بهترین [[بندگان خدا]] و جسارتهای پیدرپی به مقدسات [[مسلمانان]]، جرئت هرگونه حرکت سیاسی را از بیشتر مردم سلب کرده بود. از اینرو، افراد اندکی در کنار [[امام]] باقی ماندند<ref>ر.ک: مفید (منسوب)، الاختصاص، ص۶۴.</ref> و در نتیجه، هرگونه [[اقدام]] مسلحانهای علیه [[دستگاه حکومت]] منجر به [[شکست]] ارزیابی میشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۸۷.</ref>. | ||
== [[جامعهشناسی]] عصر امام سجاد{{ع}} == | |||
[[حادثه کربلا]] و [[ایثار]] و [[فداکاری]] [[شهیدان کربلا]]، [[اسلام]] را از ورطه نیستی و فنا بیمه کرد. ولی [[حکومت امویان]] بدون هیچ تغییری در ساختار و ترکیب آنها، همچنان [[زمامداری]] [[جامعه اسلام]] را در قبضه داشتند. گرچه یزید به [[مجازات]] جنایاتش سه سال بیشتر [[خلافت]] نکرد و از بین رفت ولی [[مروانیان]] هم ادامه دهنده [[امویان]] با همان مشی گذشته به فشار و ایجاد تضییقات برای [[اهل بیت]]{{عم}} به پیش میرفتند. | |||
حادثه کربلا از زاویه دید [[حکومت]]، زهرچشمی بود برای [[انقلابیون]] و داعیهداران حکومت و سوژهای شد جهت ارعاب و فشار بر [[شیعیان]]، به ویژه نآدمین و توابینی که در حادثه کربلا حضور پیدا نکرده بودند و از زاویه دیگر حادثه کربلا عصر یخبندان و انجماد [[فکری]] و خفقان [[اموی]] را [[شکست]]، به ویژه برخورد اهل بیت در دوران [[اسارت]] که فضای قفل شده [[کوفه]] و [[شام]] را باز کردند و زیر سر نیزه خلافت جور ولی با [[شهامت]] کامل اهداف [[مقدس]] [[سیدالشهداء]] را تعقیب کردند و فجایع و [[زشتیها]] و ددمنشیهای حکومت را به طور واضح به [[گوش]] [[مردم]] و [[تاریخ]] رساندند و بذر نهضتهای آزادیبخش را در [[جامعه]] پاشیدند. | |||
خطبههای حضرت سجاد{{ع}} و [[زینب]] مظلومه در کوفه و شام، طرح سؤالات عمیق و افشاگرانه در بین مردم، پاسخهای [[حکیمانه]] و روشنگرانه اهل بیت به مردم، شیوههای انتسابشان به [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، افشای نقطه وصل حسین{{ع}} و [[شهداء]] به خاتم الانبیا، بیان [[عشق]] و محبت پیامبر به حسین{{ع}} و روشنگری بر هزاران [[ظلم]] فاحش و بیّن در ده [[روز]] توقف اهل بیت در [[کربلا]] و سپس کوفه و مسیر اسارت تا شام، فضای تاریک اذهان عمومی را قدری شفاف کرد و [[تنفر]] عمومی مردم را از حکومت امویان برانگیخت ولی ساختار حکومت با [[نهضت]] فکری حسین{{ع}} عوض نشد و این نهضت میبایست به یک [[انقلاب]] تبدیل شود که حلقه مفقوده داشت. | |||
حکومت امویان برای [[حفظ]] کیان ننگین خود توسط مهرههای [[خبیث]] و آلودهای مثل [[ابن زیاد]] و [[مروان]] و سایر والیان دنیاخواه با تمام [[قدرت]] برای سرکوب [[جنبشها]] و قیامهای آزادیبخش به صحنه آمدند و [[دیکتاتوری]] را استمرار بخشیدند. آنها تلاش میکردند که موضوع [[قیام سیدالشهداء]] به فراموشی سپرده شود و هیچکس از دستاوردهای سازنده آن ذکری به میان نیاورد. آنها میدانستند یاد حسین{{ع}} یعنی [[نفی]] [[حکومت ظلم]] [[امویان]] و آنها بودِ خود را در نسیان و فراموشی یاد حسین{{ع}} میدانستند. [[حادثه کربلا]] از نظر [[روحی]] [[شکست]] بزرگی برای [[شیعه]] بود و به ظاهر اینگونه مطرح شد که دیگر [[شیعیان]] نمیتوانند سر برآورند، [[کوفه]] که مرکز گرایشهای [[شیعی]] بود توسط ابن زیاد تبدیل به مرکزی جهت سرکوب شیعه گردید. دکتر شیبی درباره [[مظلومیت شیعه]] در طول [[تاریخ]] مینویسد: {{عربی|و نجد تاريخ الشيعة منذ كراثة كربلا عبارة عن سلسلة لا تنقطع التعذيب و الاضطهاد}}<ref>الصله بین التشیع و التصوف، ص۹۶.</ref>. | |||
[[تاریخ شیعه]] پس از حادثه کربلا یک سلسله عذابها و فشارهاست که به صورت دائمی بر آنها [[تحمیل]] میشود. شیعیان واقعی [[امام حسین]]{{ع}} که در [[مدینه]] و [[مکه]] و کوفه بودند بعضی موفق شدند که به حضرت ملحق شوند و در [[کربلا]] به [[شهادت]] برسند و آنها که در کوفه باقی ماندند، تحت شرایط [[سختی]] که ابن زیاد به وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند، در اظهار تظلم [[جابر بن یزید]] خدمت [[امام سجاد]]{{ع}} [[جامعهشناسی]] عصر [[امام]] به وضوح مشاهده میشود. | |||
[[جابر بن یزید جعفی]] میگوید: وقتی [[خلافت]] به [[بنی امیه]] رسید خونهای محترمه را ریختند و در مدت هزار ماه بر بالای [[منبر]]، [[امیرالمؤمنین]] را [[لعن]] کردند و از امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[بیزاری]] جستند و به خاطر دنیایشان شیعه را با غافلگیری در هر شهری دستگیر کردند و بنیان شیعه را مستأصل نمودند، در [[شهرها]] [[ترس]] و ناامنی ایجاد کردند و هر کس امیرالمؤمنین علی{{ع}} را لعن نمیکرد و از او بیزاری نمیجست در هر حال او را میکشتند. جابر میگوید: از [[بنی امیه]] و نیروهایش نزد [[امام سجاد]]{{ع}} [[شکایت]] کردم و گفتم: ای [[پسر رسول خدا]]، ما را زیر هر سنگی و کلوخی باشیم دستگیر کرده و میکشند و ما را ریشهکن میکنند و بر منابر و منارهها و [[بازار]] و راهها [[لعن]] و سبّ امیرالمؤمنین{{ع}} را علنی کردند و از او [[تبرّی]] جستند تا آنجا که در [[مسجد رسول خدا]] مجتمع میشوند و علناً امیرالمؤمنین علی{{ع}} را لعن میکنند و هیچکس انکارشان نکرد و منعشان ننمود. | |||
اگر کسی از ما آنها را منع میکرد، دستهجمعی به ما حمله میکردند و میگفتند: این شخص [[رافضی]] و مدافع [[ابوتراب]] است و ما را نزد [[سلطان]] میبردند و میگفتند: این شخص اباتراب را به خوبی یاد کرده، پس او را بزنید. سپس به [[زندان]] برده و بعد او را میکشتند. | |||
وقتی [[امام]] آن را از من شنید به [[آسمان]] نظر کرده فرمود: خدایا [[ستایش]] از آن توست ای مولای من، چقدر [[حلم]] داری و در [[صبر]] و حلمت چقدر بزرگی و [[سلطنت]] تو عالی است، ای [[پروردگار]] بندگانت را در [[شهرها]] مهلت دادی تا آنجا که [[گمان]] کردند برای همیشه مهلت به آنها دادهای و تمام اینها در دید توست، بر قضای تو غالب نمیشوند و قضای حتمی تو رد نمیشود، از [[تدبیر]] تو چگونه [[اراده]] کردهای و از کجا خواستهای و تو آگاهتری به آن از ما<ref>{{عربی|عن جابر بن يزيد الجعفي قال لما أفضت الخلافة إلى بني أمية سفكوا فيها الدم الحرام و لعنوا فيها أمير المؤمنين{{ع}} على المنابر ألف شهر و تبرءوا منه و اغتالوا الشيعة في كل بلدة و استأصلوا بنيانهم من الدنيا لحطام دنياهم فخوفوا الناس في البلدان و كل من لم يلعن أمير المؤمنين{{ع}} ولم يتبرأ منه قتلوه كائنا من كان قال جابر بن يزيد الجعفي فشكوت من بني أمية و أشياعهم إلى الإمام المبين أطهر الطاهرين زين العباد و سيد الزهاد... و قالوا هذا رافضي أبو ترابي و أخذوه إلى سلطانهم و قالوا هذا ذكر أبا تراب بخير فضربوه ثم حبسوه ثم بعد ذلك قتلوه فلما سمع الإمام صلوات الله عليه ذلك مني نظر إلى السماء فقال {{متن حدیث|سبحانك اللهم سيدي ما أحلمك و أعظم شأنك في حلمك و أعلى سلطانك يا رب قد أمهلت عبادك في بلاك حتى ظنوا أنك أمهلتهم أبدا و هذا كله بعينك لا يغالب قضاؤك و لا يرد المحتوم من تدبيرك كيف شئت و أنى شئت و أنت أعلم به منا}}}}. بحار الأنوار، ج۲۶، ص۸.</ref>. | |||
در همین راستاست که پس از [[حادثه کربلا]]، [[حضرت سجاد]]{{ع}} از فشارها و محدودیتها [[رهایی]] پیدا نکرد، بلکه در عصر خلفای مختلف [[اموی]] از [[اذیت و آزار]] فوقالعادهای [[رنج]] میبرد. از طرفی رنج [[امت]] که ملعبه دست [[سیاستمداران]] [[نظام حاکم]] میشدند و از طرف دیگر رنجهای عدیده بر [[اهلبیت]] و [[خاندان]] [[بنیهاشم]] و [[امام]] تلاش میکرد [[وظایف]] سنگین [[امامت]] خود را در عصر [[بحران]] به خوبی به جا آورد<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]] ص۵</ref>. | |||
== جهتگیری کلی [[سیاسی]] امام سجاد{{ع}} == | == جهتگیری کلی [[سیاسی]] امام سجاد{{ع}} == | ||