|
|
| خط ۱۰۶: |
خط ۱۰۶: |
|
| |
|
| بنابراین، نمیتوان آن را حرکتی دینی در راستای برقراری [[حاکمیت]] [[حق]] دانست. به خصوص که سابقه [[دشمنی]] [[رهبر]] این حرکت با [[اهل بیت]]{{عم}} روشن بود و [[خاندان]] او در [[شهادت امام علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نقش اساسی و مستقیم داشتند<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷.</ref>. از این رو، [[امام سجاد]]{{ع}} همچون شورشهای دیگر که هر دو سوی آن [[باطل]] بودند، وارد این [[نزاع]] نشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۹۸.</ref>. | | بنابراین، نمیتوان آن را حرکتی دینی در راستای برقراری [[حاکمیت]] [[حق]] دانست. به خصوص که سابقه [[دشمنی]] [[رهبر]] این حرکت با [[اهل بیت]]{{عم}} روشن بود و [[خاندان]] او در [[شهادت امام علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نقش اساسی و مستقیم داشتند<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷.</ref>. از این رو، [[امام سجاد]]{{ع}} همچون شورشهای دیگر که هر دو سوی آن [[باطل]] بودند، وارد این [[نزاع]] نشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۹۸.</ref>. |
|
| |
| ==[[امام سجاد]]{{ع}} در [[مسخ]] [[ارزشها]]==
| |
| در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}} یکی از تاریکترین صفحات [[تاریخ اسلام]] به دست [[حکومت امویان]] رقم میخورد و [[امام]] با دلی پر [[خون]] [[شاهد]] مقدّرات تلخ [[دنیای اسلام]] است. [[امویان]] و سپس [[مروانیان]] تمام [[شکوه]] و [[عظمت]] [[مسلمین]] را که در [[عصر پیامبر اکرم]] به عالیترین درجه [[انسانیت]] ارتقا یافته بودند، به باد [[تحقیر]] و [[تمسخر]] گرفته و ملتی را که از بند [[هوسها]] و صنمها رها شده بودند و به [[خدا]] پیوسته بودند، مجدداً عبد و [[بنده]] مشتی گرفتار شکم و [[شهوت]] کردند. ساختار [[اخلاقی]] [[حکومت]] به سمت و سویی میرفت که [[مردم]] میبایست بنده [[خلیفه]] باشند نه [[بنده خدا]]، ثناگوی [[خلافت]] باشند نه [[شکرگزار]] [[خالق متعال]] و هر کس این مبنای شرکی را نمیپذیرفت به [[قتل]] و [[مجازات]] سخت [[تهدید]] میشد.
| |
| پس از [[قتل عثمان]] و [[دعوت عمومی]] مردم از [[امیرالمؤمنین]] برای خلافت، بعضی از دانه درشتها به دلیل [[غرور]] و [[نخوت]] از [[بیعت]] با امیرالمؤمنین علی{{ع}} فاصله گرفتند، عبدالله عمر مثل سعد بیابن وقاص از بیعت با امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[امتناع]] ورزید و بر [[بیطرفی]] خود [[ایستادگی]] کرد و تا آن هنگام که [[سپاهیان اموی]] پس از [[واقعه حره]] به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]] وارد [[مدینه]] شدند زنده بود. مسلم بن عقبه این فرماندهاموی با تحقیر و تهدید گرد [[ذلت]] را بر [[مردم مدینه]] پاشید و رسماً اعلام کرد شما مردم باید به شرط آنکه برده [[یزید بن معاویه]] باشید با من بیعت کنید! همین عبدالله عمر که آن [[روز]] زیر بار [[خلافت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نرفت به چنین بیعتی تن در داد و برای [[نجات]] از قتل شرط بیعت را پذیرفت.
| |
|
| |
| عبدالله عمر به [[یاری]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} نشتافت تا در صف مقدم [[آزادگان]] و حامیان [[حق]] جای گیرد تا آنکه [[روزگار]] او را به [[حکم]] [[اجبار]] در صفوف [[بردگان]] یزید درآورد. آن وقت فهمید که همهگونه [[آزادی]] از او سلب شده و جز بردهای [[ذلیل]] بیش نیست. از این بالاتر آنکه عبدالله عمر تا [[زمان]] حجاج زنده بود وقتی که حجاج عامل [[عبدالملک]] وارد [[مدینه]] شد، شبانه شتابان نزد حجاج آمد، حجاج دراز کشیده بود، وقتی چشمش به عبدالله عمر افتاد، پرسید: چه کار داری؟ عبدالله جواب داد: میترسم بمیرم و با [[امام]] وقت خود [[بیعت]] نکرده باشم و چون تو [[نماینده امام]] وقت هستی دستت را دراز کن تا بدین وسیله با [[امیرالمؤمنین]] [[عبدالملک مروان]] بیعت کنم! حجاج هم [[فکر]] مسخره او را بیشتر مسخره کرد و خوابیده پایش را به سوی او دراز کرده گفت: دستت را روی این بکش او نیز دستش را روی پای حجاج کشید و رفت<ref>ترجمه اعیان الشیعه، ج۱، ص۴۲۳.</ref>. حجاج گفت: این مرد چقدر [[احمق]] است با علی{{ع}} بیعت نکرد حالا به پای من دست میکشد.
| |
| دورهای که [[امام سجاد]]{{ع}} در آن [[زندگی]] میکرد دورانی بود که همه [[ارزشهای دینی]] دستخوش [[تحریف]] و [[تغییر]] [[امویان]] قرار گرفته و مردمِ یکی از مهمترین شهرهای مذهبی (مدینه) میبایست به عنوان برده یزید با او بیعت کنند. [[احکام اسلامی]] بازیچه دست افرادی چون [[ابن زیاد]]، حجاج و عبدالملک بود. حجاج، عبدالملک را مهمتر و [[برتر]] از [[رسول الله]] میشمرد و برخلاف [[نصوص دینی]] از [[مسلمانان]] [[جزیه]] میگرفت و با اندک [[تهمت]] و افترایی [[مردم]] را به دست جلادان میسپرد. در [[سایه]] چنین [[حکومتی]] آشکار است که [[تربیت دینی]] مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزشهای [[جاهلی]] چگونه [[احیا]] خواهد شد. امام سجاد{{ع}} در این شرایط [[انسانی]] [[اهل عبادت]] بود که مهمترین تأثیر اجتماعیش در ایجاد پیوند مردم با [[خدا]] به وسیله [[دعا]] بود.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]] ص ۹۸</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[مشکلات]] [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}== | | ==[[مشکلات]] [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}== |