عصر امام سجاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۶۵۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ مارس ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱۶: خط ۱۱۶:
بنابراین، نمی‌توان آن را حرکتی دینی در راستای برقراری [[حاکمیت]] [[حق]] دانست. به خصوص که سابقه [[دشمنی]] [[رهبر]] این حرکت با [[اهل بیت]]{{عم}} روشن بود و [[خاندان]] او در [[شهادت امام علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نقش اساسی و مستقیم داشتند<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷.</ref>. از این رو، [[امام سجاد]]{{ع}} همچون شورش‌های دیگر که هر دو سوی آن [[باطل]] بودند، وارد این [[نزاع]] نشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۹۸.</ref>.
بنابراین، نمی‌توان آن را حرکتی دینی در راستای برقراری [[حاکمیت]] [[حق]] دانست. به خصوص که سابقه [[دشمنی]] [[رهبر]] این حرکت با [[اهل بیت]]{{عم}} روشن بود و [[خاندان]] او در [[شهادت امام علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نقش اساسی و مستقیم داشتند<ref>کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷.</ref>. از این رو، [[امام سجاد]]{{ع}} همچون شورش‌های دیگر که هر دو سوی آن [[باطل]] بودند، وارد این [[نزاع]] نشد<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۱۹۸.</ref>.


==[[مشکلات]] [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}==
== [[مشکلات]] [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}} ==
بعد از [[حادثه کربلا]] و [[قحط]] الرجال در [[جامعه]] [[مؤمنین]]، [[حکومت]] توانست [[خوف]] و وحشتی بر [[قلوب]] غالب کند و فضا به گونه‌ای بود که [[نشر]] [[تعالیم اسلامی]] از لسان [[حافظان]] [[مکتب]] با چالش‌های جدی مواجه شد.
بعد از [[حادثه کربلا]] و قحط الرجال در [[جامعه]] [[مؤمنین]]، [[حکومت]] توانست [[خوف]] و وحشتی بر [[قلوب]] غالب کند و فضا به گونه‌ای بود که نشر [[تعالیم اسلامی]] از لسان حافظان [[مکتب]] با چالش‌های جدی مواجه شد.
برای ارزیابی بیشتر [[رسالت]] [[اهل بیت]]{{عم}} می‌توان این [[پرسش]] را مطرح نمود که چرا [[حکومت اموی]]، اهل بیت را به [[شام]] و [[کوفه]] برد و حال آنکه می‌توانست آنان را به [[مدینه]] برگرداند؟ [[دشمن]] دو [[هدف]] عمده داشت که عبارتند از: ۱- ایجاد فضای [[رعب]] ۲- [[انتقام‌جویی]] و [[حرمت‌شکنی]]، یزید به منظور ایجاد فضای رعب و [[وحشت]]، اهل بیت را به کوفه و شام برد و سرهای [[شهداء]] را بالای نیزه نمود و جنازه مسلم و هانی را در کوچه‌ها گرداند تا از نهضت‌های احتمالی جلوگیری نماید و به مخالفان بفهماند که [[سرنوشت]] آنها مانند سرنوشت حسین{{ع}} خواهد بود.
 
در بحث انتقام‌جویی، یزید در مجلس شام این [[شعر]] را گفت: {{عربی|لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا...}} که می‌خواست [[انتقام]] کشته‌های [[بدر]] را بگیرد و [[آرزو]] می‌کرد اجدادش می‌توانستند از [[جهنم]] سرک بکشند و انتقام آنها را در [[کربلا]] ببینند.
برای ارزیابی بیشتر [[رسالت]] [[اهل بیت]]{{عم}} می‌توان این [[پرسش]] را مطرح نمود که چرا [[حکومت اموی]]، اهل بیت را به [[شام]] و [[کوفه]] برد و حال آنکه می‌توانست آنان را به [[مدینه]] برگرداند؟ [[دشمن]] دو [[هدف]] عمده داشت که عبارت‌اند از: ۱. ایجاد فضای [[رعب]]؛ ۲. [[انتقام‌جویی]] و حرمت‌شکنی.
 
یزید به منظور ایجاد فضای رعب و [[وحشت]]، اهل بیت را به کوفه و شام برد و سرهای [[شهداء]] را بالای نیزه نمود و جنازه مسلم و هانی را در کوچه‌ها گرداند تا از نهضت‌های احتمالی جلوگیری نماید و به مخالفان بفهماند که [[سرنوشت]] آنها مانند سرنوشت حسین{{ع}} خواهد بود. در بحث انتقام‌جویی، یزید در مجلس شام این [[شعر]] را گفت: {{عربی|لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا...}} که می‌خواست [[انتقام]] کشته‌های [[بدر]] را بگیرد و [[آرزو]] می‌کرد اجدادش می‌توانستند از [[جهنم]] سرک بکشند و انتقام آنها را در [[کربلا]] ببینند.
 
مشکلات عدیده‌ای در عصر [[امامت]] [[حضرت سجاد]]{{ع}} به هم گره خورد که عمده این مشکلات زیرمجموعه [[حاکمیت جور]] و [[سلطه]] [[طاغوت‌ها]] در جامعه آن [[روز]] بود. ناچاراً برای بیان این مشکلات باید بعد از تفکیک آنها به بحث پرداخت.
مشکلات عدیده‌ای در عصر [[امامت]] [[حضرت سجاد]]{{ع}} به هم گره خورد که عمده این مشکلات زیرمجموعه [[حاکمیت جور]] و [[سلطه]] [[طاغوت‌ها]] در جامعه آن [[روز]] بود. ناچاراً برای بیان این مشکلات باید بعد از تفکیک آنها به بحث پرداخت.


===مشکلات [[سیاسی]] [[عصر امام سجاد]]{{ع}}===
=== مشکلات [[سیاسی]] ===
[[طاغوت]] یعنی ظهور [[شیطان]] در مصدر [[قدرت سیاسی]] و [[حاکمیت طاغوت]] یعنی [[رویارویی]] و [[نزاع]] خونین برای تثبیت [[قدرت]] خود و محو قدرت رقیب و به چنگ آوردن [[مردم]] و [[انقیاد]] و [[تسلیم]] بی‌چون و چرا از [[نظام حاکم]]. مشکل اولیه [[امام سجاد]]{{ع}} مثل هر یک از [[ائمه]]، [[تسلط]] مقتدرانه طاغوت‌های مختلفی است که در طول ۳۵ سال امامتش چون کنه بر قدرت و [[خلافت]] چسبیده بودند و اولین مطالبه آنها، خود مردم بودند. امام سجاد{{ع}} با این [[خلفا]] هم‌عصر بود: یزید، [[معاویه دوم]]، [[مروان]]، [[عبدالملک]]، [[ولید بن عبدالملک]].
[[طاغوت]] یعنی ظهور [[شیطان]] در مصدر [[قدرت سیاسی]] و [[حاکمیت طاغوت]] یعنی رویارویی و [[نزاع]] خونین برای تثبیت [[قدرت]] خود و محو قدرت رقیب و به چنگ آوردن [[مردم]] و [[انقیاد]] و [[تسلیم]] بی‌چون و چرا از [[نظام حاکم]]. مشکل اولیه [[امام سجاد]]{{ع}} مثل هر یک از [[ائمه]]، [[تسلط]] مقتدرانه طاغوت‌های مختلفی است که در طول ۳۵ سال امامتش چون کنه بر قدرت و [[خلافت]] چسبیده بودند و اولین مطالبه آنها، خود مردم بودند. امام سجاد{{ع}} با این [[خلفا]] هم‌عصر بود: یزید، [[معاویه دوم]]، [[مروان]]، عبدالملک، [[ولید بن عبدالملک]].
[[مروانیان]] [[مردم]] را می‌خواستند تا مثل بره به دنبالشان باشند و مثل گاو آنها را بدوشند و مثل حمار از آنها سواری بگیرند و چون [[ائمه اطهار]] را مانع مقاصد خود می‌دیدند و لذا تمام تلاش آنها در این نکته متمرکز شد که بین [[اهل بیت]]{{عم}} و مردم جدایی ایجاد کنند و فضای [[عشق]] و [[مودت]] و [[محبت اهل بیت]] و [[خاندان پیامبر]] را که در [[دل]] مردم ریشه‌دار بود به [[نفرت]] و کدورت بدل کنند. برای رسیدن به این [[هدف]]، سَبّ [[امیرالمؤمنین]] را که از عصر [[خلافت معاویه]] به [[ارث]] برده بودند با [[قوّت]] دنبال کردند و از [[منابر]] و خطبه‌های [[جمعه]] و [[جماعت]] به عنوان بلندگویی علیه اهل بیت{{عم}} استفاده کردند و [[سیاست]] علی‌زدایی از [[قلوب]] را تقویت نمودند.
 
[[مروانیان]] [[مردم]] را می‌خواستند تا مثل برّه به دنبالشان باشند و مثل گاو آنها را بدوشند و مثل حمار از آنها سواری بگیرند و چون [[ائمه اطهار]] را مانع مقاصد خود می‌دیدند و لذا تمام تلاش آنها در این نکته متمرکز شد که بین [[اهل بیت]]{{عم}} و مردم جدایی ایجاد کنند و فضای [[عشق]] و [[مودت]] و [[محبت اهل بیت]] و [[خاندان پیامبر]] را که در [[دل]] مردم ریشه‌دار بود به [[نفرت]] و کدورت بدل کنند. برای رسیدن به این [[هدف]]، سَبّ [[امیرالمؤمنین]] را که از عصر [[خلافت معاویه]] به [[ارث]] برده بودند با [[قوّت]] دنبال کردند و از منابر و خطبه‌های [[جمعه]] و جماعت به عنوان بلندگویی علیه اهل بیت{{عم}} استفاده کردند و [[سیاست]] علی‌زدایی از [[قلوب]] را تقویت نمودند.
 
[[خلفای اموی]] برای ایجاد فضای [[امن]] بنا داشتند خون حسین{{ع}} را خشک کرده و بشویند و نام حسین{{ع}} را تحت الشعاع سَبّ کردن علی{{ع}} محو نمایند. پژواک [[نهضت حسینی]] در اذهان و قلوب مردم و انتقالش به [[تاریخ]] به شدت به [[ضرر]] [[حکومت‌های جور]] تمام می‌شد، برای آن دسته از شیعیانی که [[قلبی]] شیفته از اهل بیت داشتند، [[تهدید]] و ارعاب و [[زندان]] و [[شکنجه]] استاندارانی مثل حجاج فضای امن و آرامی را برای مروانیان درست کرده بود. ولید در [[شام]]، حجاج در [[عراق]]، عثمان بن حیان در [[حجاز]] و قره بن شریک در [[مصر]] کسانی بودند که [[زمین]] را پر از [[ستم]] کردند {{عربی|امتلاء الارض و الله جورا}}<ref>انساب الاشراف، ص۲۴۳.</ref>.
 
یکی از [[مخالفان علی]]{{ع}} [[زهری]] [[محدث]] معروف می‌باشد، [[محمد بن شیبه]] گوید: من وارد [[مسجد مدینه]] شدم و دیدم زهری و عروه با هم نشسته‌اند و از علی{{ع}} بدگویی می‌کنند. این جریان به [[گوش]] [[امام سجاد]]{{ع}} رسید، [[امام]] تشریف آورد و در کنار آنان توقف نمود و فرمود: ای عروه پدر من با پدرت [[زبیر]] به [[حکمیت]] [[راضی]] شدند، [[خداوند]] به سود پدرم و به [[زیان]] پدرت رأی داد و اما ای [[زهری]] اگر من در [[مکه]] بودم [[پناهگاه]] پدرت را به شما نشان می‌دادم<ref>الغارات، ص٣٠٣.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص ۱۰۶.</ref>
 
=== [[مشکلات]] [[اقتصادی]] ===
وضع اقتصادی اهل بیت تحت فشار امویان به صورتی در آمده بود که بعدها [[حاکم عراق]] [[یوسف بن عمر]]، درباره ایشان نوشت: {{عربی|ان اهل هذا البيت من بني هاشم «بني علي» قد كانوا هلكوا جوعاً حتى كانت همّة احدهم قوت يومه}}؛ وضع این طایفه [[بنی‌هاشم]] به صورتی بود که از [[گرسنگی]] رو به هلاکت بودند، به طوری که تمام همت آنها تهیه مخارج یک روزشان بود<ref>وفیات الاعیان، ج۷، ص۱۰۶.</ref>.
 
[[امام سجاد]]{{ع}} به [[یاران]] و [[دوستداران]] و علویونی که از [[ستم]] نظام اموی و سختگیری آنها به ستوه آمده بودند، این‌گونه [[دلداری]] داده و [[دعوت]] به صبر می‌کند، می‌فرماید: {{متن حدیث|عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ: فَمَا تَمُدُّونَ أَعْيُنَكُمْ لَقَدْ كَانَ مَنْ قَبْلَكُمْ مِمَّنْ هُوَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ يُؤْخَذُ فَتُقْطَعُ يَدُهُ وَ رِجْلُهُ وَ يُصْلَبُ ثُمَّ تَلَا {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ...}}}}<ref>«آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد؟» سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref>.<ref>بحار الأنوار، ج۶۴، ص۱۹۶.</ref>؛ «نگران چه چیز هستید؟ آنچه بر سر شما می‌آید بر پیشینیان‌تان نیز بود، آنها را می‌گرفتند دست و پای‌شان را قطع می‌کردند و بر دار می‌آویختند، بعد این [[آیه]] را [[تلاوت]] می‌فرمود: آیا چنین پنداشتید که (تنها با ادعای ایمان) وارد [[بهشت]] خواهید شد، در حالی که [[خداوند]] هنوز [[مجاهدان]] از شما و [[صابران]] را مشخص نساخته است؟!


[[خلفای اموی]] برای ایجاد فضای [[امن]] بنا داشتند [[خون حسین]]{{ع}} را خشک کرده و بشویند و نام حسین{{ع}} را تحت الشعاع سَبّ کردن علی{{ع}} محو نمایند. پژواک [[نهضت حسینی]] در اذهان و قلوب مردم و انتقالش به [[تاریخ]] به شدت به [[ضرر]] [[حکومت‌های جور]] تمام می‌شد، برای آن دسته از شیعیانی که [[قلبی]] شیفته از اهل بیت داشتند، [[تهدید]] و [[ارعاب]] و [[زندان]] و [[شکنجه]] استاندارانی مثل حجاج فضای امن و آرامی را برای مروانیان درست کرده بود. ولید در [[شام]]، حجاج در [[عراق]]، عثمان بن [[حیان]] در [[حجاز]] و [[قره بن شریک]] در [[مصر]] کسانی بودند که [[زمین]] را پر از [[ستم]] کردند {{عربی|امتلاء الارض و الله جورا}}<ref>انساب الاشراف، ص۲۴۳.</ref>
از اولین [[روز]] [[شرارت]] [[خلفا]]، زمانی که بدن [[مبارک]] [[رسول خاتم]] هنوز به خاک نرفته بود وقتی [[خلافت]] را [[غصب]] کردند و امیرالمؤمنین علی{{ع}} را [[خانه]] نشین کردند، تمام شاهرگ‌های [[اقتصادی]] [[امامت]] را قطع نمودند. یعنی [[حق]] [[فدک]] و [[خمس]] را از امیرالمؤمنین علی{{ع}} سلب کردند و به خود اختصاص دادند و قرار گذاشتند که [[اهل بیت]] را در عسرت اقتصادی قرار دهند، این سنگ کج برای تمامی خلفای جور [[سرمشق]] و [[الگو]] شد و اهل بیت در تمام ادوار [[تاریخ]] با این مشکل مواجه بودند و این [[بحران]] اقتصادی [[بنی‌هاشم]] و شیعیان اهل بیت در شرایطی است که حیف و میل در دستگاه [[بنی‌امیه]] در عصر عبدالملک کار را به جایی رسانده است که امیه بن عبدالله به عبدالملک نوشت [[مالیات]] [[خراسان]] کفاف آشپزخانه ما را نمی‌کند<ref>اغانی، ج۱۳، ص۵۶.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص ۱۰۸.</ref>
آنها لبه تیز [[قهر]] و انتقام‌شان متوجه [[تشیع]] [[راستین]] بود که امیرالمؤمنین علی{{ع}} در رأس آن قرار داشت و [[شیعه راستین]] و [[معتقد]] را هر جا می‌یافتند قلع و قمع می‌کردند.
یکی از [[مخالفان علی]]{{ع}} [[زهری]] [[محدث]] معروف می‌باشد، [[محمد بن شیبه]] گوید: من وارد [[مسجد مدینه]] شدم و دیدم زهری و عروه با هم نشسته‌اند و از علی{{ع}} [[بدگویی]] می‌کنند. این جریان به [[گوش]] [[امام سجاد]]{{ع}} رسید، [[امام]] تشریف آورد و در کنار آنان توقف نمود و فرمود: ای عروه پدر من با پدرت [[زبیر]] به [[حکمیت]] [[راضی]] شدند، [[خداوند]] به [[سود]] پدرم و به [[زیان]] پدرت [[رأی]] داد و اما ای [[زهری]] اگر من در [[مکه]] بودم [[پناهگاه]] پدرت را به شما نشان می‌دادم<ref>الغارات، ص٣٠٣.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]] ص ۱۰۶</ref>


===[[مشکلات]] [[اقتصادی]] [[عصر امام سجاد]]{{ع}}===
=== [[مشکلات]] [[فکری]] و [[اعتقادی]] ===
[[سیاست]] قلدران [[تاریخ]] و [[غاصبان خلافت]] از [[روز سقیفه]] تا پروبالی که به [[امویان]] دادند و آنها را به صحنه سیاست وارد کردند و [[حاکمیت]] را به آنها [[تفویض]] نمودند تا عصر [[خلفای عباسی]]، تمام [[همت]] این [[شجره خبیثه]] به وسعت هفت [[قرن]] این بوده که [[اهل بیت]]{{عم}} و [[شیعیان]] شیدای آنها را در [[بحران]] اقتصادی و تنگنای معیشتی قرار دهند و این [[فکر]] [[شیطانی]] کارآمدترین شگردی بوده برای کسب موفقیت‌شان. اهل بیت به ویژه در عصر امام سجاد{{ع}} از فقری که [[حاکمان جور]] در [[آسمان]] زندگی‌شان ایجاد کرده بودند به ستوه آمده و جز [[صبر]] و [[حلم]] چاره‌ای نداشتند.
۱. '''تظاهر به [[دین]] و [[تحریف]] مفاهیم [[اسلامی]]''': [[امام سجاد]]{{ع}} در عصری می‌زیست که [[حقایق]] اصیل دین و مفاهیم بلند و متعالی [[اسلام]] در محاق تزویر و [[ریاکاری]] و تعریف جدیدی از [[دیانت]] رفته بود. یعنی خلفا با اسلام مخالف نبودند، اسلامی که [[نماز]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[نماز جمعه]] دارد، بلکه این مظاهر را ترویج می‌کردند، ولی با [[روح]] [[توحید]] مخالف بودند، با [[توحیدی]] که زیر و رو کننده نظام ارزشی و ساختار [[زندگی]] فرد و [[نظام حکومتی]] است مخالف بودند.
[[وضع اقتصادی]] اهل بیت تحت فشار امویان به صورتی در آمده بود که بعدها [[حاکم عراق]] [[یوسف بن عمر]]، درباره ایشان نوشت: {{عربی|ان اهل هذا البيت من بني هاشم «بني علي» قد كانوا هلكوا جوعاً حتى كانت همّة احدهم قوت يومه}} وضع این [[طایفه]] [[بنی‌هاشم]] به صورتی بود که از [[گرسنگی]] رو به [[هلاکت]] بودند، به طوری که تمام همت آنها تهیه مخارج یک روزشان بود<ref>وفیات الاعیان، ج۷، ص۱۰۶.</ref>.
[[امام سجاد]]{{ع}} به [[یاران]] و [[دوستداران]] و علویونی که از [[ستم]] [[نظام اموی]] و [[سختگیری]] آنها به ستوه آمده بودند، این‌گونه [[دلداری]] داده و [[دعوت]] به صبر می‌کند، می‌فرماید: {{متن حدیث|عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ: فَمَا تَمُدُّونَ أَعْيُنَكُمْ لَقَدْ كَانَ مَنْ قَبْلَكُمْ مِمَّنْ هُوَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ يُؤْخَذُ فَتُقْطَعُ يَدُهُ وَ رِجْلُهُ وَ يُصْلَبُ ثُمَّ تَلَا {{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ...}}<ref>«آیا گمان می‌کنید به بهشت در خواهید آمد؟» سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref>}}<ref>بحار الأنوار، ج۶۴، ص۱۹۶.</ref>.


«نگران چه چیز هستید؟ آنچه بر سر شما می‌آید بر پیشینیان‌تان نیز بود، آنها را می‌گرفتند دست و پای‌شان را قطع می‌کردند و بر دار می‌آویختند، بعد این [[آیه]] را [[تلاوت]] می‌فرمود: آیا چنین پنداشتید که (تنها با [[ادعای ایمان]]) وارد [[بهشت]] خواهید شد، در حالی که [[خداوند]] هنوز [[مجاهدان]] از شما و [[صابران]] را مشخص نساخته است؟!
با توحید [[سیاسی]] که [[سیدالشهداء]] منادی آن بود می‌جنگیدند. با [[افکار]] انقلابی حسین{{ع}} و علی{{ع}} که همان توحید واقعی است مخالف بودند. با توحید اقتصادی که [[محرومیت]] از [[امت اسلامی]] ریشه‌کن شود مخالف بودند. آنها طرفدار [[نظام]] دو قطبی [[جامعه]] بودند، آنها [[دوست]] داشتند طبقه [[حاکم]] و هیئت حاکمه کاملاً [[مرفه]] و [[بودجه]] [[بیت‌المال]] در مسیر تأمین رفاه و خوش‌گذرانی و [[عیاشی]] آنها باشد و اکثریتی از [[مردم]] در [[آتش]] [[فقر]] و بیچارگی بسوزند و این همان [[شرک]] [[اقتصادی]] است. [[امام سجاد]]{{ع}} از مشاهده شرک اقتصادی و شرک [[سیاسی]] و نبود [[حاکمیت]] [[توحید]] در جامعه [[رنج]] می‌برد. [[خلفا]] با عقب نگه‌داشتن [[فرهنگ عمومی]] مردم وانمود می‌کردند که منادی [[اسلام]] ماییم، با عوام فریبی پوسته [[دین]] را نشان می‌دادند و مغز و محتوا و عمق دین را خالی می‌کردند.
از اولین [[روز]] [[شرارت]] [[خلفا]]، زمانی که بدن [[مبارک]] [[رسول خاتم]] هنوز به خاک نرفته بود وقتی [[خلافت]] را [[غصب]] کردند و امیرالمؤمنین علی{{ع}} را [[خانه]] نشین کردند، تمام شاهرگ‌های [[اقتصادی]] [[امامت]] را قطع نمودند. یعنی [[حق]] [[فدک]] و [[خمس]] را از امیرالمؤمنین علی{{ع}} سلب کردند و به خود اختصاص دادند و قرار گذاشتند که [[اهل بیت]] را در عسرت اقتصادی قرار دهند، این سنگ کج برای تمامی [[خلفای جور]] [[سرمشق]] و [[الگو]] شد و اهل بیت در تمام ادوار [[تاریخ]] با این مشکل مواجه بودند و این [[بحران]] اقتصادی [[بنی‌هاشم]] و [[شیعیان اهل بیت]] در شرایطی است که [[حیف و میل]] در دستگاه [[بنی‌امیه]] در عصر [[عبدالملک]] کار را به جایی رسانده است که [[امیه بن عبدالله]] به عبدالملک نوشت [[مالیات]] [[خراسان]] [[کفاف]] آشپزخانه ما را نمی‌کند<ref>اغانی، ج۱۳، ص۵۶.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]] ص ۱۰۸</ref>


===[[مشکلات]] [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[عصر امام سجاد]]{{ع}}===
۲. '''غربت اسلام''': در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}، اسلام دوران غربت [[فکری]] و [[فرهنگی]] عجیبی را طی می‌کرد، به طوری که [[بنی‌امیه]] حتی [[نبوت]] را هم زیر سؤال بردند. [[خالد بن عبدالله قسری]] که از دست‌نشاندگان [[پلید]] [[اموی]] بود می‌گفت: {{عربی|كان يفضل الخلافة على النبوة}} [[خلافت]] از نبوت بالاتر است! استدلالی هم که می‌کرد این بود: {{عربی|ايها الناس أيهما أعظم خليفة الرجل على اهله ام رسوله إليهم}}<ref>دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص۱۰۱.</ref>.
۱. '''[[تظاهر]] به [[دین]] و [[تحریف]] مفاهیم [[اسلامی]]''': [[امام سجاد]]{{ع}} در عصری می‌زیست که [[حقایق]] اصیل دین و مفاهیم بلند و متعالی [[اسلام]] در محاق [[تزویر]] و [[ریاکاری]] و تعریف جدیدی از [[دیانت]] رفته بود. یعنی خلفا با اسلام مخالف نبودند، اسلامی که [[نماز]] و [[زکات]] و [[حج]] و [[نماز جمعه]] دارد، بلکه این مظاهر را [[ترویج]] می‌کردند، ولی با [[روح]] [[توحید]] مخالف بودند، با [[توحیدی]] که زیر و رو کننده [[نظام ارزشی]] و ساختار [[زندگی]] فرد و [[نظام حکومتی]] است مخالف بودند.
با توحید [[سیاسی]] که [[سیدالشهداء]] منادی آن بود می‌جنگیدند. با [[افکار]] انقلابی حسین{{ع}} و علی{{ع}} که همان توحید [[واقعی]] است مخالف بودند. با توحید اقتصادی که [[محرومیت]] از [[امت اسلامی]] ریشه‌کن شود مخالف بودند. آنها طرفدار [[نظام]] دو قطبی [[جامعه]] بودند، آنها [[دوست]] داشتند طبقه [[حاکم]] و [[هیئت حاکمه]] کاملاً [[مرفه]] و [[بودجه]] [[بیت‌المال]] در مسیر [[تأمین رفاه]] و [[خوش‌گذرانی]] و [[عیاشی]] آنها باشد و اکثریتی از [[مردم]] در [[آتش]] [[فقر]] و [[بیچارگی]] بسوزند و این همان [[شرک]] [[اقتصادی]] است. [[امام سجاد]]{{ع}} از [[مشاهده]] شرک اقتصادی و شرک [[سیاسی]] و نبود [[حاکمیت]] [[توحید]] در جامعه [[رنج]] می‌برد. [[خلفا]] با عقب نگه‌داشتن [[فرهنگ عمومی]] مردم وانمود می‌کردند که منادی [[اسلام]] ماییم، با [[عوام]] فریبی پوسته [[دین]] را نشان می‌دادند و [[مغز]] و محتوا و عمق دین را خالی می‌کردند.


۲. '''[[غربت اسلام]]''': در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}، اسلام دوران [[غربت]] [[فکری]] و [[فرهنگی]] عجیبی را طی می‌کرد، به طوری که [[بنی‌امیه]] حتی [[نبوت]] را هم زیر سؤال بردند. [[خالد بن عبدالله قسری]] که از دست‌نشاندگان [[پلید]] [[اموی]] بود می‌گفت: {{عربی|كان يفضل الخلافة على النبوة}} [[خلافت]] از نبوت بالاتر است! استدلالی هم که می‌کرد این بود: {{عربی|ايها الناس أيهما أعظم خليفة الرجل على اهله ام رسوله إليهم}}<ref>دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص۱۰۱.</ref>.
شما یک نفر را [[جانشین]] خودتان در میان خانواده‌تان می‌گذارید این به شما نزدیک‌تر است یا کسی که به وسیله او پیامی برای دیگری می‌فرستید؟ پیداست آن کسی که در [[خانواده]] خودتان می‌گذارید و [[خلیفه]] شماست، نزدیک‌تر به شماست! پس [[خلیفه خدا]] بالاتر از [[رسول الله]] است.
شما یک نفر را [[جانشین]] خودتان در میان خانواده‌تان می‌گذارید این به شما نزدیک‌تر است یا کسی که به وسیله او پیامی برای دیگری می‌فرستید؟ پیداست آن کسی که در [[خانواده]] خودتان می‌گذارید و [[خلیفه]] شماست، نزدیک‌تر به شماست! پس [[خلیفه خدا]] بالاتر از [[رسول الله]] است.
از طرف دیگر [[فساد اخلاقی]] [[نظام حاکم]] آن‌چنان بود که مرزهای [[انسانی]] هم [[سقوط]] کرده بود. این [[فساد]] از رأس خلافت که [[خلیفه اموی]] است آغاز می‌شد و به [[والیان]] و [[استانداران]] و سپس به تمامی [[کارگزاران]] خلافت و در نتیجه به مردم سرایت کرده بود. در گزارش [[نمایندگان مردم]] [[مدینه]] به [[شام]] وقتی اوضاع داخلی و فساد اخلاقی یزید را ترسیم می‌کنند قلم از [[نوشتن]] [[شرم]] دارد.
[[حارث بن خالد]] [[استاندار]] اموی است در [[زمان]] امارتش روزی [[عایشه بنت طلحه]] در حال [[طواف]] بود و این [[امیر]] به او شیفته شده و تعلق خاطری داشت وقت [[اذان]] شد آن خانم پیغام داد که بگو اذان نگویند تا من طوافم تمام شود، او دستور داد اذان عصر را نگویند. به او ایراد گرفتند که تو برای خاطر یک نفر که دارد [[طواف]] می‌کند می‌گویی [[نماز]] [[مردم]] را تأخیر بیاندازند؟ گفت: به [[خدا]] اگر تا فردا صبح هم طوافش طول کشید می‌گفتم اذان نگویند<ref>مقاله آیة الله خامنه‌ای در جهاد الشیعه.</ref>.


[[صحیح بخاری]] از [[مسند]] [[انس بن مالک]] از [[زهری]] [[روایت]] شده که گفت: بر انس بن مالک در [[شهر دمشق]] وارد شدم و او را گریان دیدم. از علت گریه‌اش پرسیدم، پاسخ داد: از آنچه می‌شناختم جز نماز باقی نمانده بود و آن نیز تباه شده است.
از طرف دیگر فساد اخلاقی [[نظام حاکم]] آن‌چنان بود که مرزهای [[انسانی]] هم [[سقوط]] کرده بود. این [[فساد]] از رأس خلافت که [[خلیفه اموی]] است آغاز می‌شد و به والیان و استانداران و سپس به تمامی [[کارگزاران]] خلافت و در نتیجه به مردم سرایت کرده بود. در گزارش نمایندگان مردم [[مدینه]] به [[شام]] وقتی اوضاع داخلی و فساد اخلاقی یزید را ترسیم می‌کنند قلم از نوشتن [[شرم]] دارد.
در [[کلام]] دیگری از انس آمده است: از آنچه در [[زمان پیامبر]] وجود داشت چیزی را نمی‌شناسم. به او گفتند: نماز چطور؟ پاسخ داد: آیا آن را تباه نساختید؟<ref>{{عربی|من صحيح البخاري من مستند أنس بن مالك عن الزهري قال دخلت على أنس بن مالك بدمشق و هو يبكي فقلت ما يبكيك فقال لا أعرف شيئا مما أدركت إلا هذه الصلاة و هذه الصلاة قد ضيعت وفي حديث آخر منه ما أعرف شيئا مما كان على عهد رسول الله{{صل}} قيل الصلاة قال أليس ضيعتم ما ضيعتم فيها}}. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج۲، ص۳۷۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۴۵۶.</ref>
 
[[پیامبر]]{{صل}} فرمود: آغاز [[دین]] شما [[پیامبری]] و [[رحمت]] بود، سپس جهان‌گشایی و رحمت، سپس جهان‌گشایی به [[قدرت]] و آن‌گاه، [[حکومت]] به چنگ و دندان که در آن [[حرام‌ها]] و [[حرمت‌ها]] [[حلال]] می‌شود.
[[حارث بن خالد]] استاندار اموی است در [[زمان]] امارتش روزی عایشه بنت طلحه در حال [[طواف]] بود و این [[امیر]] به او شیفته شده و تعلق خاطری داشت وقت [[اذان]] شد آن خانم پیغام داد که بگو اذان نگویند تا من طوافم تمام شود، او دستور داد اذان عصر را نگویند. به او ایراد گرفتند که تو برای خاطر یک نفر که دارد [[طواف]] می‌کند می‌گویی [[نماز]] [[مردم]] را تأخیر بیاندازند؟ گفت: به [[خدا]] اگر تا فردا صبح هم طوافش طول کشید می‌گفتم اذان نگویند<ref>مقاله آیة الله خامنه‌ای در جهاد الشیعه.</ref>.
در عصر [[امویان]] ظاهر و پوسته‌ای از دین باقی مانده بود و آن هم به جهت [[اغفال]] و [[فریب]] مردم بود، بنیان [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[حاکمان اموی]] بر [[حفظ]] [[شرک]] [[عصر جاهلیت]] بود و [[ضرورت]] [[استمرار خلافت]] آنها اقتضا می‌کرد که ظاهر نماز را داشته باشند.
 
[[صحیح بخاری]] از مسند [[انس بن مالک]] از [[زهری]] [[روایت]] شده که گفت: بر انس بن مالک در شهر دمشق وارد شدم و او را گریان دیدم. از علت گریه‌اش پرسیدم، پاسخ داد: از آنچه می‌شناختم جز نماز باقی نمانده بود و آن نیز تباه شده است. در [[کلام]] دیگری از انس آمده است: از آنچه در زمان پیامبر وجود داشت چیزی را نمی‌شناسم. به او گفتند: نماز چطور؟ پاسخ داد: آیا آن را تباه نساختید؟<ref>{{عربی|من صحيح البخاري من مستند أنس بن مالك عن الزهري قال دخلت على أنس بن مالك بدمشق و هو يبكي فقلت ما يبكيك فقال لا أعرف شيئا مما أدركت إلا هذه الصلاة و هذه الصلاة قد ضيعت وفي حديث آخر منه ما أعرف شيئا مما كان على عهد رسول الله{{صل}} قيل الصلاة قال أليس ضيعتم ما ضيعتم فيها}}. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج۲، ص۳۷۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۴۵۶.</ref>
 
[[پیامبر]]{{صل}} فرمود: آغاز [[دین]] شما [[پیامبری]] و [[رحمت]] بود، سپس جهان‌گشایی و رحمت، سپس جهان‌گشایی به [[قدرت]] و آن‌گاه، [[حکومت]] به چنگ و دندان که در آن [[حرام‌ها]] و حرمت‌ها [[حلال]] می‌شود.
 
در عصر [[امویان]] ظاهر و پوسته‌ای از دین باقی مانده بود و آن هم به جهت [[اغفال]] و [[فریب]] مردم بود، بنیان [[فکری]] و [[اعتقادی]] [[حاکمان اموی]] بر [[حفظ]] [[شرک]] [[عصر جاهلیت]] بود و [[ضرورت]] استمرار خلافت آنها اقتضا می‌کرد که ظاهر نماز را داشته باشند.
 
۳. '''[[مسخ]] [[هویت دینی]] مردم با رواج [[دنیاپرستی]] و سفره‌های رنگین''': همیشه در [[تاریخ]]، [[فریب]] [[مردم]]، سوژه مؤثری برای نفوذ و [[سلطه]] [[حکام جور]] بر [[جامعه]] بوده است. [[خلفا]] برای به [[سکوت]] کشیدن فریاد مردم از نابرابری‌ها و [[انحرافات]]، با سفره‌های رنگین و رواج دنیاپرستی روحیه [[اعتراض]] و انقلابی بودن را در آنها می‌شکستند. مخصوصاً خلفای عصر امام سجاد{{ع}} با [[سیاست]] شکم [[سیر]] کردن، آنها را نمک‌گیر می‌کردند و با [[وابستگی]] به [[نظام]]، اهداف بلند [[هویت دینی]] آنها را [[مسخ]] می‌نمودند. رواج [[عیاشی]] و خوش‌گذرانی که از سوی نظام اموی و [[مروانی]] اشاعه می‌شد با گرایشات شکم و [[شهوت]] در مردم باعث شده بود که [[تقوی]] [[الهی]] غریب و بی‌رنگ گردد و [[امام سجاد]]{{ع}} از اینکه می‌دید مردم [[دین]] خود را به سفره چرب و رنگین خلفا می‌فروشند و مفاهیم بلند [[زهد]] و تقوی و [[آراستگی]] [[باطن]]، رنگ باخته‌اند سخت آزرده بود.
 
[[امام]] وقتی عدم استقبال مردم را به [[احادیث]] [[رسول خدا]] مشاهده می‌کرد که عملاً خط زندگی‌شان از فرهنگ ناب نبوی فاصله گرفته و به [[فرهنگ]] زرق و برق و تجملاتی و [[دنیاگرایی]] خلفا همسو شده‌اند [[رنج]] می‌برد.
 
امام سجاد{{ع}} در درد دلش از مسخ هویت دینی مردم فرمود: {{متن حدیث|قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} مَا نَدْرِي كَيْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ إِنْ حَدَّثْنَاهُمْ بِمَا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} ضَحِكُوا وَ إِنْ سَكَتْنَا لَمْ يَسَعْنَا}}<ref>بحار الأنوار، ج۴۶، ص۱۱۵؛ کافی، ج۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «نمی‌دانیم با این مردم چه کنیم اگر به آنان احادیثی را که از [[پیامبر]] شنیده‌ایم بازگو کنیم می‌خندند و اگر سکوت کنیم نمی‌توانیم تحمل نماییم».


۳. '''[[مسخ]] [[هویت دینی]] مردم با رواج [[دنیاپرستی]] و سفره‌های رنگین''': همیشه در [[تاریخ]]، [[فریب]] [[مردم]]، سوژه مؤثری برای [[نفوذ]] و [[سلطه]] [[حکام جور]] بر [[جامعه]] بوده است. [[خلفا]] برای به [[سکوت]] کشیدن فریاد مردم از [[نابرابری‌ها]] و [[انحرافات]]، با سفره‌های رنگین و رواج دنیاپرستی [[روحیه]] [[اعتراض]] و انقلابی بودن را در آنها می‌شکستند. مخصوصاً خلفای [[عصر امام سجاد]]{{ع}} با [[سیاست]] شکم [[سیر]] کردن، آنها را نمک‌گیر می‌کردند و با [[وابستگی]] به [[نظام]]، اهداف بلند [[هویت دینی]] آنها را [[مسخ]] می‌نمودند. رواج [[عیاشی]] و [[خوش‌گذرانی]] که از سوی [[نظام اموی]] و [[مروانی]] اشاعه می‌شد با گرایشات شکم و [[شهوت]] در مردم باعث شده بود که [[تقوی]] [[الهی]] [[غریب]] و بی‌رنگ گردد و [[امام سجاد]]{{ع}} از اینکه می‌دید مردم [[دین]] خود را به سفره چرب و رنگین خلفا می‌فروشند و مفاهیم بلند [[زهد]] و تقوی و [[آراستگی]] [[باطن]]، رنگ باخته‌اند سخت آزرده بود.
این شکل از بی‌تفاوتی و بی‌دردی مردم ساخته و پرداخته تلاش مستمر [[فرهنگی]] نظام [[حاکم اموی]] است که توانسته مردم را زمین‌گیر کند و نسبت به [[اعتقادات]] تماشاچی گرداند.
[[امام]] وقتی عدم استقبال مردم را به [[احادیث]] [[رسول خدا]] [[مشاهده]] می‌کرد که عملاً خط زندگی‌شان از [[فرهنگ ناب]] [[نبوی]] فاصله گرفته و به [[فرهنگ]] زرق و برق و تجملاتی و [[دنیاگرایی]] خلفا همسو شده‌اند [[رنج]] می‌برد.
امام سجاد{{ع}} در [[درد]] دلش از مسخ هویت دینی مردم فرمود: {{متن حدیث|قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} مَا نَدْرِي كَيْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ إِنْ حَدَّثْنَاهُمْ بِمَا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} ضَحِكُوا وَ إِنْ سَكَتْنَا لَمْ يَسَعْنَا}}<ref>بحار الأنوار، ج۴۶، ص۱۱۵؛ کافی، ج۳، ص۲۳۴.</ref>.


«نمی‌دانیم با این مردم چه کنیم اگر به آنان احادیثی را که از [[پیامبر]] شنیده‌ایم بازگو کنیم می‌خندند و اگر سکوت کنیم نمی‌توانیم [[تحمل]] نماییم».
۴. '''توجیه انحرافات [[حکومت]] توسط [[روحانیون]] درباری''': یکی از اهرم‌های مؤثر در [[فرهنگ‌سازی]] جامعه که در توجیه انحرافات حکومت‌های طاغوتی نقش‌آفرین است، وجود نیروهای فرهنگی و روحانیون و خطبا و [[قاریان]] وابسته به دربار [[ظلم]] می‌باشد. [[حاکمان اموی]] و [[مروانی]] با جذب چهره‌های عالم و هزینه‌های کلان برای توجیه خلاف‌کاری‌هایشان [[مردم]] را به [[سقوط]] [[فکری]] می‌کشاندند. اصولاً چهره‌های عالم و [[فاضل]] با سوابق [[زهد]] و [[عبادت]] وقتی [[فریب]] [[شیطان]] را می‌خوردند و در خدمت منویات و مقاصد شوم رژیم‌های [[ظالمانه]] قرار گرفتند به دلیل اینکه موجه بودن و خوش‌نامی را با خود یدک می‌کشند و نگاه مرشدانه‌ای از جانب عوام مردم به آنها می‌شود حرف و عمل‌شان، [[تأیید]] و تکذیب‌شان، برای مردم [[حجت]] بود. آنها بزرگ‌ترین ضربه را بر پیکره اهداف متعالی [[انبیا]] و [[ائمه دین]] می‌زدند و جاده صاف‌کن جنایتکاران و قلدران [[تاریخ]] بوده‌اند.
این شکل از [[بی‌تفاوتی]] و بی‌دردی مردم ساخته و پرداخته تلاش مستمر [[فرهنگی]] نظام [[حاکم اموی]] است که توانسته مردم را زمین‌گیر کند و نسبت به [[اعتقادات]] تماشاچی گرداند.


۴. '''توجیه انحرافات [[حکومت]] توسط [[روحانیون]] درباری''': یکی از اهرم‌های مؤثر در [[فرهنگ‌سازی]] جامعه که در توجیه انحرافات حکومت‌های طاغوتی نقش‌آفرین است، وجود نیروهای فرهنگی و روحانیون و خطبا و [[قاریان]] وابسته به دربار [[ظلم]] می‌باشد. [[حاکمان اموی]] و [[مروانی]] با جذب چهره‌های عالم و هزینه‌های کلان برای توجیه خلاف‌کاری‌هایشان [[مردم]] را به [[سقوط]] [[فکری]] می‌کشاندند. اصولاً چهره‌های عالم و [[فاضل]] با سوابق [[زهد]] و [[عبادت]] وقتی [[فریب]] [[شیطان]] را می‌خوردند و در [[خدمت]] منویات و مقاصد شوم رژیم‌های [[ظالمانه]] قرار گرفتند به دلیل اینکه موجه بودن و خوش‌نامی را با خود یدک می‌کشند و نگاه مرشدانه‌ای از جانب [[عوام]] مردم به آنها می‌شود حرف و عمل‌شان، [[تأیید]] و تکذیب‌شان، برای مردم [[حجت]] بود. آنها بزرگ‌ترین ضربه را بر پیکره اهداف متعالی [[انبیا]] و [[ائمه دین]] می‌زدند و جاده صاف‌کن [[جنایتکاران]] و قلدران [[تاریخ]] بوده‌اند.
مردم که یک [[روحانی]] با [[حُسن]] سابقه را گویا به عنوان مراد خودشان می‌نگرند و در آداب دینی و روش‌های [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] به او [[اقتدا]] می‌کنند وقتی به [[حکومت‌های جور]] متمایل شدند و آخرت‌شان را فدای دنیای [[ستمگران]] کردند، طبیعی است که عوام مردم از [[تنفر]] و بدبینی‌شان نسبت به [[حکومت ظالم]] [[اعراض]] می‌کنند و آنها پلی می‌شوند برای [[صلح]] و [[آشتی]] مردم با [[حکومت‌ها]].


مردم که یک [[روحانی]] با [[حُسن]] سابقه را گویا به عنوان مراد خودشان می‌نگرند و در [[آداب دینی]] و روش‌های [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] به او [[اقتدا]] می‌کنند وقتی به [[حکومت‌های جور]] متمایل شدند و آخرت‌شان را فدای دنیای [[ستمگران]] کردند، طبیعی است که عوام مردم از [[تنفر]] و بدبینی‌شان نسبت به [[حکومت ظالم]] [[اعراض]] می‌کنند و آنها پلی می‌شوند برای [[صلح]] و [[آشتی]] مردم با [[حکومت‌ها]].
در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}، [[امام]] با این چهره‌های دین‌فروش و دنیادار مواجه است که در بیان نصایح‌شان به این آخرت‌فروشان معلوم می‌شود که [[خون]] دلی که از این ثناگویان [[حکومت جور]] می‌خورد که از خود حکومت‌ها نمی‌خورد. چهره‌هایی مثل [[محمد بن شهاب زهری]] که بعدها به آن اشاره می‌شود از این نوع است.
در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}}، [[امام]] با این چهره‌های دین‌فروش و دنیادار مواجه است که در بیان نصایح‌شان به این آخرت‌فروشان معلوم می‌شود که [[خون]] دلی که از این ثناگویان [[حکومت جور]] می‌خورد که از خود حکومت‌ها نمی‌خورد. چهره‌هایی مثل [[محمد بن شهاب زهری]] که بعدها به آن اشاره می‌شود از این نوع است.
این روحانی خوش‌نام و فاضل و خودفروخته‌ای که آخرتش را فدای دنیای [[امویان]] کرد، وقتی وابسته به دربار [[خلفا]] شد هیچ ابایی نداشت که علیه [[امام سجاد]]{{ع}} و [[تشکیلات]] [[خاندان علوی]] احادیثی [[جعل]] کند و با [[وقاحت]] هم جعل کرد. محمد بن شهاب ادعا می‌کند که [[امیرالمؤمنین]] جبری بوده و به [[پیغمبر]] استناد می‌دهد که مراد از [[انسان]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref> امیرالمؤمنین است<ref>{{عربی|عن زهري قال اخبرني علي بن الحسين ان حسين بن علي اخبره ان علي بن ابي طالب قال: ان رسول الله طرقه و فاطمة فقال لهم: ألا تصلون؟ فقال علي: يا رسول الله انما انفسنا بيد الله فاذا شاء ان يبعثنا بعثنا: فانصرف رسول الله حين قال له ذلك و لم يرجع إليه شيئا، ثم سمعه و هو مدبر يضرب فخذه و هو يقول: و كان الانسان اکثر شيء جدلا}}. اجوبه مسائل جار الله، ص۵۵، به نقل از صحیح بخاری، ج۵، ص۲۲۹.</ref>. و در همین صفحه به [[شرب خمر]] [[حمزه سیدالشهداء]] اشاره می‌کند.


در [[روایت]] دیگری نقل می‌کند که حمزه سیدالشهداء شراب‌خوار بوده. [[جعل]] این دو روایت فقط برای [[حمایت]] از [[جبهه]] [[قدرتمندان]] [[سیاسی]] یعنی [[عبدالملک مروان]] در مقابل [[ائمه هدی]] است. او با این جعل [[روایات]] می‌خواهد [[خاندان پیامبر]] و سلسله [[اولاد]] آن [[بزرگوار]] را که در مقابل [[امویان]] قرار داشتند از صورت [[مسلمانان]] طراز اول خارج کند و این چنین معرفی کند که از جهت [[دلبستگی]] به [[ارزش‌ها]] و [[عمل به احکام]] [[دین]] در سطح [[مردم]] معمولی و یا [[پایین‌تر]] از آنانند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]] ص ۱۰۹</ref>
این روحانی خوش‌نام و فاضل و خودفروخته‌ای که آخرتش را فدای دنیای [[امویان]] کرد، وقتی وابسته به دربار [[خلفا]] شد هیچ ابایی نداشت که علیه [[امام سجاد]]{{ع}} و [[تشکیلات]] خاندان علوی احادیثی جعل کند و با وقاحت هم جعل کرد. محمد بن شهاب ادعا می‌کند که [[امیرالمؤمنین]] جبری بوده و به [[پیغمبر]] استناد می‌دهد که مراد از [[انسان]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref> امیرالمؤمنین است<ref>{{عربی|عن زهري قال اخبرني علي بن الحسين ان حسين بن علي اخبره ان علي بن ابي طالب قال: ان رسول الله طرقه و فاطمة فقال لهم: ألا تصلون؟ فقال علي: يا رسول الله انما انفسنا بيد الله فاذا شاء ان يبعثنا بعثنا: فانصرف رسول الله حين قال له ذلك و لم يرجع إليه شيئا، ثم سمعه و هو مدبر يضرب فخذه و هو يقول: و كان الانسان اکثر شيء جدلا}}. اجوبه مسائل جار الله، ص۵۵، به نقل از صحیح بخاری، ج۵، ص۲۲۹.</ref> و در همین صفحه به شرب خمر [[حمزه سیدالشهداء]] اشاره می‌کند.
 
در [[روایت]] دیگری نقل می‌کند که حمزه سیدالشهداء شراب‌خوار بوده. جعل این دو روایت فقط برای حمایت از جبهه [[قدرتمندان]] [[سیاسی]] یعنی [[عبدالملک مروان]] در مقابل [[ائمه هدی]] است. او با این جعل [[روایات]] می‌خواهد [[خاندان پیامبر]] و سلسله [[اولاد]] آن [[بزرگوار]] را که در مقابل [[امویان]] قرار داشتند از صورت [[مسلمانان]] طراز اول خارج کند و این چنین معرفی کند که از جهت دلبستگی به [[ارزش‌ها]] و عمل به احکام [[دین]] در سطح [[مردم]] معمولی و یا پایین‌تر از آنانند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص ۱۰۹.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۳۶

ویرایش