بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
در صفحات پیشین روشن شد اهتمام [[قرآن کریم]] برای [[خداباوری]] از روی [[عقل]] و [[قلب]] است که با مطالعه [[آیات انفسی]] و آفاقی متحقق میشوند؛ با وجود این قرآن کریم به صورت تلویحی به این [[برهان]] کم و بیش اشارهای داشته است؛ مانند: | در صفحات پیشین روشن شد اهتمام [[قرآن کریم]] برای [[خداباوری]] از روی [[عقل]] و [[قلب]] است که با مطالعه [[آیات انفسی]] و آفاقی متحقق میشوند؛ با وجود این قرآن کریم به صورت تلویحی به این [[برهان]] کم و بیش اشارهای داشته است؛ مانند: | ||
{{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«بگو به من خبر دهید که اگر (این قرآن) از سوی خداوند باشد آنگاه شما آن را انکار کنید چه کسی گمراهتر از (چنین) کسی است که درستیزی ژرف (با خداوند) به سر میبرد؟» سوره فصلت، آیه ۵۲.</ref>. | {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«بگو به من خبر دهید که اگر (این قرآن) از سوی خداوند باشد آنگاه شما آن را انکار کنید چه کسی گمراهتر از (چنین) کسی است که درستیزی ژرف (با خداوند) به سر میبرد؟» سوره فصلت، آیه ۵۲.</ref>. | ||
[[مشرکان]] و [[کافران]] مخاطب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مرتب به [[انکار]] قرآن کریم میپرداختند، قرآن از راهکارهای مختلف مثل [[اعجاز]] میخواست [[ایمان]] کافران را به قرآن جلب کند که بعضاً این راهکار برای [[کفار]] موفقآمیز نبود، این [[آیه شریفه]] به نوعی از زبان [[تهدید]] و [[ارعاب]] با کفار سخن میگوید و خاطرنشان میسازد که اگر قرآن واقعاً از سوی خداوند باشد - که هست - اما شما به آن [[کفر]] ورزیدید نتیجهای که عاید شماها میشود جزء [[ضلالت]]، [[گمراهی]] و [[بدبختی]] نیست. [[آیه]] صورت اول برهان، یعنی [[نجات]] از [[عذاب]] در صورت ایمان به آن را به دلیل وضوحش مطرح نکرده است. | [[مشرکان]] و [[کافران]] مخاطب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مرتب به [[انکار]] قرآن کریم میپرداختند، قرآن از راهکارهای مختلف مثل [[اعجاز]] میخواست [[ایمان]] کافران را به قرآن جلب کند که بعضاً این راهکار برای [[کفار]] موفقآمیز نبود، این [[آیه شریفه]] به نوعی از زبان [[تهدید]] و [[ارعاب]] با کفار سخن میگوید و خاطرنشان میسازد که اگر قرآن واقعاً از سوی خداوند باشد - که هست - اما شما به آن [[کفر]] ورزیدید نتیجهای که عاید شماها میشود جزء [[ضلالت]]، [[گمراهی]] و [[بدبختی]] نیست. [[آیه]] صورت اول برهان، یعنی [[نجات]] از [[عذاب]] در صورت ایمان به آن را به دلیل وضوحش مطرح نکرده است. | ||
[[ابوالفتوح رازی]] این آیه شریفه را طریقه [[جدل]] برای [[اثبات]] قرآن و [[معاد]] از باب طریق [[احتیاط]]<ref>حسین بن علی الخزاعی النیشابوری، تفسیر روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۹۰.</ref> و [[فخر رازی]] نیز آن را از باب [[وجوب]] دفع [[عقاب]] محتمل<ref>فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۲۷، ص۱۱۹.</ref> توصیف میکند؛ اما [[ناصر خسرو قبادیانی]] (م۴۸۱ق) آن را ذیل بحث اثبات خداوند بیان میکند<ref>ناصرخسرو قبادیانی، جامع الحکمتین، ص۳۹.</ref>. | [[ابوالفتوح رازی]] این آیه شریفه را طریقه [[جدل]] برای [[اثبات]] قرآن و [[معاد]] از باب طریق [[احتیاط]]<ref>حسین بن علی الخزاعی النیشابوری، تفسیر روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۹۰.</ref> و [[فخر رازی]] نیز آن را از باب [[وجوب]] دفع [[عقاب]] محتمل<ref>فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۲۷، ص۱۱۹.</ref> توصیف میکند؛ اما [[ناصر خسرو قبادیانی]] (م۴۸۱ق) آن را ذیل بحث اثبات خداوند بیان میکند<ref>ناصرخسرو قبادیانی، جامع الحکمتین، ص۳۹.</ref>. | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
[[آیه]] دیگر به صورت صریح [[مشرکان]] و [[کفار]] را [[تهدید]] میکند که اگر فرضاً [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیروان]] او را هلاک یا مورد [[رحمت]] خود قرار دهد، پس کیست که [[ملحدان]] را از عذ[[اب]] دردناک [[قیامت]] [[پناه]] دهد؟! | [[آیه]] دیگر به صورت صریح [[مشرکان]] و [[کفار]] را [[تهدید]] میکند که اگر فرضاً [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیروان]] او را هلاک یا مورد [[رحمت]] خود قرار دهد، پس کیست که [[ملحدان]] را از عذ[[اب]] دردناک [[قیامت]] [[پناه]] دهد؟! | ||
{{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر خداوند مرا و همراهان مرا هلاک گرداند یا بر ما بخشایش آورد چه کسی کافران را از عذابی دردناک پناه خواهد داد؟» سوره ملک، آیه ۲۸.</ref>. | {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر خداوند مرا و همراهان مرا هلاک گرداند یا بر ما بخشایش آورد چه کسی کافران را از عذابی دردناک پناه خواهد داد؟» سوره ملک، آیه ۲۸.</ref>. | ||
آیه در صدد القای [[نجات]] یا حداقل احتمال نجات و [[سعادت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و پیروان آن حضرت در [[آخرت]] است، بر عکس کفار که هیچ حامی ندارند. [[آیه شریفه]] با این بیان، دو [[سرنوشت]] متفاوت یکی سرنوشت نجات و رحمت - هرچند به صورت احتمالی - برای [[مؤمنان]] دومی سرنوشت عذاب برای کفار را [[پیشبینی]] میکند. آیه به صورت صریح و مستقل با چیدن صغرا و کبرا نتیجهگیری نمیکند که پس ای کفار برای [[امنیت]] از عذاب هر چند احتمالی هم که شده دستکم به [[آموزههای الهی]] [[ایمان]] بیاورید، بلکه آیه به صورت تلویحی این معنا را [[القا]] میکند و با [[دعوت پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[گفتوگو]] و نوعی [[جدال]] با کفار و طرح این سؤال که اگر [[مسلمانان]] فرضاً مورد [[هلاکت]] یا [[رحمت خدا]] قرار بگیرند، باز آنان [[خدا]] را دارند، اما کفار چه خواهند شد، جز عذاب دردناک آیندهای برای آنان نیست، پس چه کسانی میتوانند کفار را از این وضعیت نجات دهند؟! این سؤال [[اعتقاد به خدا]] و [[معاد]] را امر معقول و [[کفر]] به آن را فاقد کارکرد مثبت اعلام میدارد. | آیه در صدد القای [[نجات]] یا حداقل احتمال نجات و [[سعادت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و پیروان آن حضرت در [[آخرت]] است، بر عکس کفار که هیچ حامی ندارند. [[آیه شریفه]] با این بیان، دو [[سرنوشت]] متفاوت یکی سرنوشت نجات و رحمت - هرچند به صورت احتمالی - برای [[مؤمنان]] دومی سرنوشت عذاب برای کفار را [[پیشبینی]] میکند. آیه به صورت صریح و مستقل با چیدن صغرا و کبرا نتیجهگیری نمیکند که پس ای کفار برای [[امنیت]] از عذاب هر چند احتمالی هم که شده دستکم به [[آموزههای الهی]] [[ایمان]] بیاورید، بلکه آیه به صورت تلویحی این معنا را [[القا]] میکند و با [[دعوت پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[گفتوگو]] و نوعی [[جدال]] با کفار و طرح این سؤال که اگر [[مسلمانان]] فرضاً مورد [[هلاکت]] یا [[رحمت خدا]] قرار بگیرند، باز آنان [[خدا]] را دارند، اما کفار چه خواهند شد، جز عذاب دردناک آیندهای برای آنان نیست، پس چه کسانی میتوانند کفار را از این وضعیت نجات دهند؟! این سؤال [[اعتقاد به خدا]] و [[معاد]] را امر معقول و [[کفر]] به آن را فاقد کارکرد مثبت اعلام میدارد. | ||