|
|
| خط ۲۱: |
خط ۲۱: |
| از خواندنیهای [[تاریخ]]، [[مناظره امام رضا]]{{ع}} با مردی [[زندیق]] است؛ نوشتهاند: | | از خواندنیهای [[تاریخ]]، [[مناظره امام رضا]]{{ع}} با مردی [[زندیق]] است؛ نوشتهاند: |
| یکی از زنادقه وارد [[مجلسی]] شد که [[امام رضا]]{{ع}} نیز در آن مجلس حضور داشت. [[امام]] بدو فرمود: «ای مرد، اگر اعتقاد شما صحیح باشد - که در واقع چنین نیست - آیا ما با شما مساوی نیستیم؛ [زیرا] [[نماز]] و [[روزه]] و [[زکات]] و [[اقرار]] و تصدیق، زیانی به ما نمیرساند». آن مرد ساکت شد. سپس امام ادامه داد: «و اگر اعتقاد ما بر [[حق]] باشد - که چنین است - آیا نصیب شما [[هلاکت]]، و بهره ما [[رستگاری]] نیست؟»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۷۸، ح۳؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۳۱، ح۲۸.</ref>.<ref>[[محمد محمدرضایی|محمدرضایی، محمد]]، [[برهانهای اثبات وجود خدا (مقاله)| مقاله «برهانهای اثبات وجود خدا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۱۳.</ref>. | | یکی از زنادقه وارد [[مجلسی]] شد که [[امام رضا]]{{ع}} نیز در آن مجلس حضور داشت. [[امام]] بدو فرمود: «ای مرد، اگر اعتقاد شما صحیح باشد - که در واقع چنین نیست - آیا ما با شما مساوی نیستیم؛ [زیرا] [[نماز]] و [[روزه]] و [[زکات]] و [[اقرار]] و تصدیق، زیانی به ما نمیرساند». آن مرد ساکت شد. سپس امام ادامه داد: «و اگر اعتقاد ما بر [[حق]] باشد - که چنین است - آیا نصیب شما [[هلاکت]]، و بهره ما [[رستگاری]] نیست؟»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۷۸، ح۳؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۳۱، ح۲۸.</ref>.<ref>[[محمد محمدرضایی|محمدرضایی، محمد]]، [[برهانهای اثبات وجود خدا (مقاله)| مقاله «برهانهای اثبات وجود خدا»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۱۳.</ref>. |
|
| |
| ==معقولیت ([[وجوب دفع خطر]] محتمل)==
| |
| [[برهان]] معقولیت یا دفع خطر احتمالی در غرب به «شرط پاسکال» معروف است. حاصل آن این است که اگر فرضاً [[براهین اثبات خدا]] از جهت منطقی اعتبار لازم را نداشته باشند، ما درباره [[باور]] و [[ایمان به خداوند]] و [[رستاخیز]] دو گزینه در پیش روی خود داریم:
| |
| گزینه اول عدم اعتنا به [[اخبار]] و گزارشهای صدها، بلکه هزاران [[انسان]] [[راستگو]] و سلیم النفس در طول [[تاریخ]] [[بشریت]] به نام «[[پیامبران]]» است که از [[وجود خدا]] و رستاخیز خبر [[موثق]] و [[متواتر]] دادهاند، اگر به اخبار و پیامهای آنان اعتنا نکنیم ممکن است گزارههای وجود «[[خدا]]» و «[[قیامت]]» صادق و در [[آینده]] متحقق گردند، در این صورت [[منکران]] آنها دچار [[خسران]] عظیم و گرفتار [[عذاب ابدی]] خواهند شد.
| |
|
| |
| گزینه دوم، اعتنا و [[ایمان]] به گزارههای وجود خدا و [[آخرت]] است، در این صورت نه تنها انسان متضرر نمیشود، بلکه احتمالاً از نعمتهای جاودان سرای آخرت نیز برخوردار خواهد بود.
| |
| با وجود این دو گزینه این سؤال سبز میشود که انسان [[عاقل]]، کدام گزینه را [[انتخاب]] میکند، آیا به [[حساب]] اینکه [[ادله]] خدا مثلاً بنا بر فرض منطقی نیست، [[حکم عقلی]] و منطقی را نادیده انگارد و منکر [[دین]] گردد؟ یا اینکه [[پیام]] [[عقل]] را [[ارج]] نهاده و با حساب عاقلانه هم که شده پیام انسانهای راستگو و [[نیک]] را گوش [[جان]] بسپارد؟
| |
| شکی نیست که عقل به انتخاب گزینه دوم [[رأی]] میدهد. [[استدلال]] فوق از جهت منطقی استدلال تام و ریاضی است و مورد [[اذعان]] [[ملحدان]] نیز قرار گرفته و آن را به «عقل محض» و «ساختار جالب» وصف میکنند<ref>http://www.Kaafar.netfims.com/baad/dafe_khatarhtm. P.۲.</ref>. این برهان مورد استناد بعضی [[متکلمان]] و [[فلاسفه اسلامی]] مانند غزالی<ref>ر.ک: غزالی، الأربعین، ص۱۱۴؛ همو، احیاء العلوم، ج۴، ص۷۶، کتاب التوبة.</ref>، [[سید مرتضی]]<ref>ر.ک: سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ص۱۶۷.</ref>، [[ابن میثم بحرانی]]<ref>ر.ک: ابن میثم بحرانی، قواعد المرام، ص۲۸.</ref> و [[صدرالمتألهین]]<ref>صدرالمتألهین، شرح اصول کافی (کتاب توحید)، صص۱۸ و ۲۴.</ref> قرار گرفته است. در غرب پاسکال، [[ریاضیدان]] نامی نیز به تبیین آن پرداخته است<ref>ر.ک: کاپلستون، تاریخ فلسفه، ج۴، ص۲۱۴.</ref>.
| |
|
| |
| در صفحات پیشین روشن شد اهتمام [[قرآن کریم]] برای [[خداباوری]] از روی [[عقل]] و [[قلب]] است که با مطالعه [[آیات انفسی]] و آفاقی متحقق میشوند؛ با وجود این قرآن کریم به صورت تلویحی به این [[برهان]] کم و بیش اشارهای داشته است؛ مانند:
| |
| {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ}}<ref>«بگو به من خبر دهید که اگر (این قرآن) از سوی خداوند باشد آنگاه شما آن را انکار کنید چه کسی گمراهتر از (چنین) کسی است که درستیزی ژرف (با خداوند) به سر میبرد؟» سوره فصلت، آیه ۵۲.</ref>.
| |
|
| |
| [[مشرکان]] و [[کافران]] مخاطب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} مرتب به [[انکار]] قرآن کریم میپرداختند، قرآن از راهکارهای مختلف مثل [[اعجاز]] میخواست [[ایمان]] کافران را به قرآن جلب کند که بعضاً این راهکار برای [[کفار]] موفقآمیز نبود، این [[آیه شریفه]] به نوعی از زبان [[تهدید]] و [[ارعاب]] با کفار سخن میگوید و خاطرنشان میسازد که اگر قرآن واقعاً از سوی خداوند باشد - که هست - اما شما به آن [[کفر]] ورزیدید نتیجهای که عاید شماها میشود جزء [[ضلالت]]، [[گمراهی]] و [[بدبختی]] نیست. [[آیه]] صورت اول برهان، یعنی [[نجات]] از [[عذاب]] در صورت ایمان به آن را به دلیل وضوحش مطرح نکرده است.
| |
| [[ابوالفتوح رازی]] این آیه شریفه را طریقه [[جدل]] برای [[اثبات]] قرآن و [[معاد]] از باب طریق [[احتیاط]]<ref>حسین بن علی الخزاعی النیشابوری، تفسیر روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۹۰.</ref> و [[فخر رازی]] نیز آن را از باب [[وجوب]] دفع [[عقاب]] محتمل<ref>فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۲۷، ص۱۱۹.</ref> توصیف میکند؛ اما [[ناصر خسرو قبادیانی]] (م۴۸۱ق) آن را ذیل بحث اثبات خداوند بیان میکند<ref>ناصرخسرو قبادیانی، جامع الحکمتین، ص۳۹.</ref>.
| |
|
| |
| [[علامه طباطبایی]] در توضیح آن مینویسد:
| |
| {{عربی|فَمَفَادُ الآيَةِ أَنَّ القُرْآنَ يَدْعُوكُمْ إِلَى اللهِ نَاطِقًا بِأَنَّهُ مِنْ عِنْدِ اللهِ، فَلَا أَقَلَّ مِنَ احْتِمَالِ صِدْقِهِ فِي دَعْوَاهُ، وَ هَذَا يَكْفِي فِي وُجُوبِ النَّظَرِ فِي أَمْرِهِ دَفْعًا لِلضَّرَرِ المُحْتَمَلِ، وَ أَيُّ ضَرَرٍ أَقْوَى مِنَ الهَلَاكِ الأَبَدِيِّ؟ فَلَا مَعْنَى لِإِعْرَاضِكُمْ عَنْهُ بِالكُلِّيَةِ}}<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۴۰۴.</ref>.
| |
| [[آیه]] دیگر به صورت صریح [[مشرکان]] و [[کفار]] را [[تهدید]] میکند که اگر فرضاً [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیروان]] او را هلاک یا مورد [[رحمت]] خود قرار دهد، پس کیست که [[ملحدان]] را از عذ[[اب]] دردناک [[قیامت]] [[پناه]] دهد؟!
| |
| {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر خداوند مرا و همراهان مرا هلاک گرداند یا بر ما بخشایش آورد چه کسی کافران را از عذابی دردناک پناه خواهد داد؟» سوره ملک، آیه ۲۸.</ref>.
| |
|
| |
| آیه در صدد القای [[نجات]] یا حداقل احتمال نجات و [[سعادت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و پیروان آن حضرت در [[آخرت]] است، بر عکس کفار که هیچ حامی ندارند. [[آیه شریفه]] با این بیان، دو [[سرنوشت]] متفاوت یکی سرنوشت نجات و رحمت - هرچند به صورت احتمالی - برای [[مؤمنان]] دومی سرنوشت عذاب برای کفار را [[پیشبینی]] میکند. آیه به صورت صریح و مستقل با چیدن صغرا و کبرا نتیجهگیری نمیکند که پس ای کفار برای [[امنیت]] از عذاب هر چند احتمالی هم که شده دستکم به [[آموزههای الهی]] [[ایمان]] بیاورید، بلکه آیه به صورت تلویحی این معنا را [[القا]] میکند و با [[دعوت پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[گفتوگو]] و نوعی [[جدال]] با کفار و طرح این سؤال که اگر [[مسلمانان]] فرضاً مورد [[هلاکت]] یا [[رحمت خدا]] قرار بگیرند، باز آنان [[خدا]] را دارند، اما کفار چه خواهند شد، جز عذاب دردناک آیندهای برای آنان نیست، پس چه کسانی میتوانند کفار را از این وضعیت نجات دهند؟! این سؤال [[اعتقاد به خدا]] و [[معاد]] را امر معقول و [[کفر]] به آن را فاقد کارکرد مثبت اعلام میدارد.
| |
| با [[تأمل]] در [[آیات قرآن]] متوجه میشویم [[قرآن]] راه [[دعوت]] و [[تبلیغ]] [[پیامبران الهی]] را دو شیوه «[[بشارت]]» و «[[انذار]]» معرفی میکند. انذار همان [[ترساندن]] و هشدار به [[مردم]] درباره خطر [[آینده]] است که مردم برای مصون ماندن از آن باید به [[خدا]] و [[پیامبران]] [[ایمان]] بیاورند. خواننده با [[رجوع]] به واژه «[[نذر]]» دهها [[آیه]] را در این موضوع میتواند مطالعه کند.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۲۴۸</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |