نفی سبیل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== آیه نفی سبیل ==
== [[آیه نفی سبیل]] ==
از آنجا که در پایان [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمی‌گشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، [[سبیل]] و [[راه]] سُلطه [[کافران]] بر [[مؤمنان]] [[نفی]] شده، این بخش از آن را [[آیه نفی سبیل]] نامیده‌اند.
از آنجا که در پایان [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمی‌گشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، [[سبیل]] و راه سُلطه [[کافران]] بر [[مؤمنان]] [[نفی]] شده، این بخش از آن را آیه نفی سبیل نامیده‌اند.


سبیل از ریشه "س ب ل" در لغت به معنای راه هموار، امتداد و طولانی بودن چیزی و نیز، رها کردن چیزی از بالا به پایین، آمده است<ref>العین، ج۷، ص۲۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۲۹؛ مفردات، ص۳۹۵؛ قاموس قرآن، ج۲، ص۲۲۰.</ref>.
سبیل از ریشه "س ب ل" در لغت به معنای راه هموار، امتداد و طولانی بودن چیزی و نیز، رها کردن چیزی از بالا به پایین، آمده است<ref>العین، ج۷، ص۲۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۲۹؛ مفردات، ص۳۹۵؛ قاموس قرآن، ج۲، ص۲۲۰.</ref>.


آیه نفی سبیل، بیان‌گر دو جنبه ایجابی و سلبی است: جنبه ایجابی آن بیانگر [[وظیفه]] تک‌تک افراد [[جامعه اسلامی]] و [[حاکمان]] آن در [[حفظ]] [[استقلال]] و از میان برداشتن زمینه‌های [[وابستگی]] است و جنبه سلبی آن ناظر به نفی [[سلطه بیگانگان]] بر [[سرنوشت]] [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است. در نتیجه هرگونه [[پیمان]] [[فرهنگی]]، سیاسی، [[اقتصادی]] و... که موجب [[سلطه]] کافران و وابستگی مسلمانان گردد از نظر [[دین اسلام]] [[حرام]] و [[باطل]] است.
آیه نفی سبیل، بیان‌گر دو جنبه ایجابی و سلبی است: جنبه ایجابی آن بیانگر [[وظیفه]] تک‌تک افراد [[جامعه اسلامی]] و [[حاکمان]] آن در [[حفظ استقلال]] و از میان برداشتن زمینه‌های [[وابستگی]] است و جنبه سلبی آن ناظر به نفی [[سلطه بیگانگان]] بر [[سرنوشت]] [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] [[مسلمانان]] است. در نتیجه هرگونه [[پیمان]] [[فرهنگی]]، سیاسی، [[اقتصادی]] و... که موجب [[سلطه]] کافران و وابستگی مسلمانان گردد از نظر [[دین اسلام]] [[حرام]] و [[باطل]] است.


در [[تفسیر تسنیم]] آمده است: خدای قهّار هرگز به زیان مؤمنان برای کافران راه سلطه‌ای قرار نداده است و با توجه به اینکه کلمه {{متن قرآن|سَبِيلًا}} نکره در [[سیاق]] نفی است و معنایی جامع دارد، می‌توان گفت آیه، بیشتر این وجوه و احتمالات را در بر می‌گیرد:
در [[تفسیر تسنیم]] آمده است: خدای قهّار هرگز به [[زیان]] مؤمنان برای کافران راه سلطه‌ای قرار نداده است و با توجه به اینکه کلمه {{متن قرآن|سَبِيلًا}} نکره در سیاق نفی است و معنایی جامع دارد، می‌توان گفت آیه، بیشتر این وجوه و احتمالات را در بر می‌گیرد:
# اکنون که [[داوری]] پایانی به [[قیامت]] وانهاده شده است در آنجا [[کافر]] سلطه‌ای بر [[مؤمن]] ندارد، هرچند ممکن است در [[دنیا]] به زیان [[مسلمان]] [[حکم]] شود.
# اکنون که [[داوری]] پایانی به [[قیامت]] وانهاده شده است در آنجا [[کافر]] سلطه‌ای بر [[مؤمن]] ندارد، هرچند ممکن است در [[دنیا]] به زیان [[مسلمان]] [[حکم]] شود.
# در مسائل فرهنگی و [[احتجاجات]]، هرگز کافر بر مؤمن برهانی ندارد و همواره در مسائلی مانند [[وحی]]، [[نبوت]] و [[معاد]]، [[براهین عقلی]] به سود مؤمنان است.
# در مسائل فرهنگی و [[احتجاجات]]، هرگز کافر بر مؤمن برهانی ندارد و همواره در مسائلی مانند [[وحی]]، [[نبوت]] و [[معاد]]، [[براهین عقلی]] به [[سود]] مؤمنان است.
# اگر محور [[مبارزه]]، [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، بی‌تردید مؤمنان همواره پیروزند. توضیح اینکه [[خدای سبحان]] هیچ راه سلطه‌ای برای کافران در برابر مؤمنان قرار نداده است؛ نه به این معنا که اگر [[جنگی]] رخ دهد مؤمنان [[شهید]] نمی‌شوند و [[اسیر]] نمی‌دهند، بلکه برای آن [[جهت]] که [[شهادت]] مانند [[پیروزی]]، یکی از دو کامیابی است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ}}<ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref> و چیره شدن مقطعی [[کافران]] ضمن آنکه پیروزی نهایی نخواهد بود، برای [[مؤمنان]] آزمونی [[الهی]] است و اگر [[پایداری]] ورزند و از [[امتحان الهی]] سربلند بیرون آیند، یقیناً [[فتح]] نهایی برای آنان است و خدای [[عزیز]] هرگز [[شکست]] را برای ایشان نمی‌پسندد، لذا [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در وصف [[اصحاب]] و [[یاران]] [[رسول اکرم]] {{صل}} فرمود که در [[جبهه]] [[نبرد]] مردانی از ما با افرادی از [[دشمن]] همانند دو پهلوان در میدان کشتی با هم درگیر میشدند و هر یک دیگری را با کاسه [[مرگ]] [[سیراب]] می‌کرد. گاه ما کشته می‌دادیم و گاه دشمن، تا [[راستگویی]] ما در [[حفظ دین]] روشن شد؛ آنگاه [[خدای بزرگ]] [[خواری]] را برای [[دشمنان]] و [[یاری]] را برای ما فرستاد و ما را یاری کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶.</ref>.  
# اگر محور [[مبارزه]]، [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، بی‌تردید مؤمنان همواره پیروزند. توضیح اینکه [[خدای سبحان]] هیچ راه سلطه‌ای برای کافران در برابر مؤمنان قرار نداده است؛ نه به این معنا که اگر [[جنگی]] رخ دهد مؤمنان[[شهید]] نمی‌شوند و [[اسیر]] نمی‌دهند، بلکه برای آن جهت که [[شهادت]] مانند [[پیروزی]]، یکی از دو [[کامیابی]] است: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ}}<ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref> و چیره شدن مقطعی [[کافران]] ضمن آنکه [[پیروزی]] نهایی نخواهد بود، برای [[مؤمنان]] آزمونی [[الهی]] است و اگر [[پایداری]] ورزند و از [[امتحان الهی]] سربلند بیرون آیند، یقیناً فتح نهایی برای آنان است و [[خدای عزیز]] هرگز [[شکست]] را برای ایشان نمی‌پسندد؛ لذا [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در وصف [[اصحاب]] و [[یاران]] [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود که در [[جبهه]] [[نبرد]] مردانی از ما با افرادی از [[دشمن]] همانند دو پهلوان در میدان کشتی با هم درگیر می‌شدند و هر یک دیگری را با کاسه [[مرگ]] [[سیراب]] می‌کرد. گاه ما کشته می‌دادیم و گاه دشمن، تا [[راستگویی]] ما در [[حفظ دین]] روشن شد؛ آنگاه [[خدای بزرگ]] [[خواری]] را برای [[دشمنان]] و [[یاری]] را برای ما فرستاد و ما را یاری کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۶.</ref>.  


چون [[معرفت خدا]] و [[وحدت]] [[امت]]، حق‌اند و [[جهل]] و [[اختلاف]]، [[باطل]] و [[پیروزی حق بر باطل]]، یک اصل کلی نقض‌ناپذیر است. از این‌رو هرجا [[مسلمانان]] [[پیروز]] شدند، هرچند با دست خالی به سبب [[یاری دین]] خداست که بر اثر معرفت‌محوری و وحدت‌مداری آنها، نصیبشان شد و هر جا شکست و [[مصیبت]] به آنان روی کرد نیز به جهت جهل [[علمی]]، [[جهالت]] عملی و [[اختلافات]] گوناگون داخلی خودشان بوده است. خلاصه آنکه هر [[زمان]] مسلمانان در برابر کافران [[صف‌آرایی]] کنند و محور [[جدال]] بین آنها فقط [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، سرانجام مؤمنان پیروز میدان خواهند بود: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref><ref>تسنیم، ج۲۱، ص۱۸۲.</ref>.
چون [[معرفت خدا]] و [[وحدت]] [[امت]]، حق‌اند و [[جهل]] و [[اختلاف]]، [[باطل]] و [[پیروزی حق بر باطل]]، یک اصل کلی نقض‌ناپذیر است. از این‌رو هرجا [[مسلمانان]] [[پیروز]] شدند، هرچند با دست خالی به سبب [[یاری دین]] خداست که بر اثر معرفت‌محوری و وحدت‌مداری آنها، نصیبشان شد و هر جا شکست و [[مصیبت]] به آنان روی کرد نیز به جهت جهل [[علمی]]، [[جهالت]] عملی و [[اختلافات]] گوناگون داخلی خودشان بوده است. خلاصه آنکه هر [[زمان]] مسلمانان در برابر کافران [[صف‌آرایی]] کنند و محور [[جدال]] بین آنها فقط [[ایمان]] و [[کفر]] باشد، سرانجام مؤمنان پیروز میدان خواهند بود: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref><ref>تسنیم، ج۲۱، ص۱۸۲.</ref>.


در [[تفسیر المیزان]] آمده است: معنای [[آیه]] این است که [[حکم]] از امروز به نفع [[مؤمنین]] و علیه کافران است و تا ابد نیز چنین خواهد بود و هرگز به عکس نمی‌شود و این خود اعلامی است به [[منافقین]] که دیگر برای ابد از اینکه به [[هدف]] شوم خود برسند [[مأیوس]] باشند و بدانند که به [[حکم]] این [[آیه]] در همه دوره‌ها، بالاخره [[فتح]] و [[پیروزی]] از آن [[مؤمنین]] و علیه [[کافران]] خواهد بود. احتمال هم دارد که [[نفی سبیل]] اعم از [[تسلط]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] باشد. به این معنا که [[کفار]] نه در دنیا مسلط بر مؤمنین می‌شوند و نه در آخرت و مؤمنین به [[اذن خدا]] دائماً غالبند، البته تا زمانی که ملتزم به [[لوازم ایمان]] خود باشند<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۶.</ref>.
در [[تفسیر المیزان]] آمده است: معنای [[آیه]] این است که [[حکم]] از امروز به نفع [[مؤمنین]] و علیه کافران است و تا ابد نیز چنین خواهد بود و هرگز به عکس نمی‌شود و این خود اعلامی است به [[منافقین]] که دیگر برای ابد از اینکه به [[هدف]] شوم خود برسند [[مأیوس]] باشند و بدانند که به [[حکم]] این [[آیه]] در همه دوره‌ها، بالاخره فتح و [[پیروزی]] از آن [[مؤمنین]] و علیه [[کافران]] خواهد بود. احتمال هم دارد که [[نفی سبیل]] اعم از [[تسلط]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] باشد. به این معنا که [[کفار]] نه در دنیا مسلط بر [[مؤمنین]] می‌شوند و نه در آخرت و مؤمنین به [[اذن خدا]] دائماً غالبند، البته تا زمانی که ملتزم به [[لوازم ایمان]] خود باشند<ref>المیزان، ج۵، ص۱۱۶.</ref>.


در [[تفسیر نمونه]] آمده است: کلمه [[سبیل]] به اصطلاح از قبیل نکره در [[سیاق]] [[نفی]] است و معنی عموم را میرساند و از آیه استفاده می‌شود که کافران نه تنها از نظر [[منطق]] بلکه از نظر نظامی، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با [[ایمان]]، چیره نخواهند شد و اگر پیروزی آنها را بر [[مسلمانان]] در میدان‌های مختلف با چشم خود می‌بینیم به خاطر آن است که بسیاری از مسلمانان [[مؤمنان]] [[واقعی]] نیستند و [[راه و رسم]] [[ایمان]] و [[وظائف]] و [[مسئولیت‌ها]] و رسالت‌های خویش را به کلی فراموش کرده‌اند، زیرا نه خبری از [[اتحاد]] و [[اخوت اسلامی]] در میان آنان است و نه [[جهاد]] به معنی واقعی کلمه انجام می‌دهند و نه [[علم]] و [[آگاهی]] لازم را (که [[اسلام]] آن را از لحظه [[تولد]] تا لحظه [[مرگ]] بر همه لازم شمرده است) دارند و چون چنانند طبعاً چنینند! جمعی از [[فقها]] در مسائل مختلف به این آیه برای عدم [[تسلط کفار]] بر مؤمنان از نظر [[حقوقی]] [[استدلال]] کرده‌اند و با توجه به عمومیتی که در آیه دیده می‌شود این توسعه، چندان بعید به نظر نمی‌رسد <ref>تفسیر نمونه، ۴، ص۱۷۶.</ref>.
در [[تفسیر نمونه]] آمده است: کلمه [[سبیل]] به اصطلاح از قبیل نکره در سیاق [[نفی]] است و معنی عموم را میرساند و از [[آیه]] استفاده می‌شود که کافران نه تنها از نظر [[منطق]] بلکه از نظر نظامی، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و خلاصه از هیچ نظر بر افراد با [[ایمان]]، چیره نخواهند شد و اگر [[پیروزی]] آنها را بر [[مسلمانان]] در میدان‌های مختلف با چشم خود می‌بینیم به خاطر آن است که بسیاری از مسلمانان [[مؤمنان واقعی]] نیستند و [[راه و رسم]] [[ایمان]] و [[وظائف]] و [[مسئولیت‌ها]] و رسالت‌های خویش را به کلی فراموش کرده‌اند؛ زیرا نه خبری از [[اتحاد]] و [[اخوت اسلامی]] در میان آنان است و نه [[جهاد]] به معنی [[واقعی]] کلمه انجام می‌دهند و نه [[علم]] و [[آگاهی]] لازم را (که [[اسلام]] آن را از لحظه تولد تا [[لحظه مرگ]] بر همه لازم شمرده است) دارند و چون چنانند طبعاً چنینند! جمعی از [[فقها]] در مسائل مختلف به این آیه برای عدم [[تسلط کفار]] بر [[مؤمنان]] از نظر [[حقوقی]] [[استدلال]] کرده‌اند و با توجه به عمومیتی که در آیه دیده می‌شود این [[توسعه]]، چندان بعید به نظر نمی‌رسد <ref>تفسیر نمونه، ۴، ص۱۷۶.</ref>.


برخی [[مفسران]] گفته‌اند: مستفاد از ظاهر آیه که نکره در سیاق نفی است افاده عموم می‌باشد و مطلق سبیل را در برمی‌گیرد لکن مفاد [[جعل]]، [[جعل تکوینی]] نیست؛ زیرا هم [[مخالف]] واقعیت‌های خارجی و [[حسی]] است، چون ما [[غلبه]] [[کفّار]] را بر [[مسلمانان]] [[مشاهده]] می‌کنیم و از طرفی با بخش دیگر [[آیه]] مخالف است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ}}<ref>«و اگر کافران را بهره‌ای باشد» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، بلکه مراد [[جعل تشریعی]] است که [[خداوند]] هیچ‌گونه حقی به [[کفار]] نداده است؛ نه در [[دنیا]] و نه در [[آخرت]] و بنابراین هر چه [[ظلم]] و [[اذیت]] نسبت به [[مؤمنین]] نمودند [[مسئول]] و معاقب خواهند بود، هم عقوبات [[دنیوی]] و هم [[اخروی]]<ref>اطیب البیان، ج۴، ص۲۴۶.</ref>.
برخی [[مفسران]] گفته‌اند: مستفاد از [[ظاهر آیه]] که نکره در سیاق نفی است افاده عموم می‌باشد و مطلق سبیل را در برمی‌گیرد لکن مفاد [[جعل]]، [[جعل تکوینی]] نیست؛ زیرا هم مخالف واقعیت‌های خارجی و [[حسی]] است، چون ما [[غلبه]] [[کفّار]] را بر مسلمانان [[مشاهده]] می‌کنیم و از طرفی با بخش دیگر آیه مخالف است که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ}}<ref>«و اگر کافران را بهره‌ای باشد» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>، بلکه مراد [[جعل تشریعی]] است که [[خداوند]] هیچ‌گونه حقی به [[کفار]] نداده است؛ نه در [[دنیا]] و نه در [[آخرت]] و بنابراین هر چه [[ظلم]] و [[اذیت]] نسبت به [[مؤمنین]] نمودند [[مسئول]] و معاقب خواهند بود، هم [[عقوبات]] [[دنیوی]] و هم [[اخروی]]<ref>اطیب البیان، ج۴، ص۲۴۶.</ref>.


در [[تفاسیر اهل تسنن]] نیز [[استدلال]] به آیه در [[احکام فقهی]] مطرح و پذیرفته شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۲۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۴۲۱.</ref>.
در [[تفاسیر اهل تسنن]] نیز [[استدلال]] به [[آیه]] در [[احکام فقهی]] مطرح و پذیرفته شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۲۴۸؛ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۴۲۱.</ref>.


نتیجه آنکه بر اساس این آیه [[وظیفه مسلمانان]] و [[حاکمان]] [[اسلامی]] [[حفظ]] [[استقلال]] مسلمانان است و هرگونه [[پیمان]] [[فرهنگی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و... که موجب [[سلطه]] [[کافران]] و [[وابستگی]] مسلمانان گردد، [[حرام]] و [[باطل]] است. بنابراین، این آیه اگر مورد عمل قرار گیرد موجب [[عزت]] و [[سربلندی]] [[اسلام]] و [[مسلمین]] شده و اهمیت آن روشن می‌شود.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نفی سبیل (مقاله)|مقاله «آیه نفی سبیل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>
نتیجه آنکه بر اساس این آیه [[وظیفه مسلمانان]] و [[حاکمان]] [[اسلامی]] [[حفظ استقلال]] [[مسلمانان]] است و هرگونه [[پیمان]] [[فرهنگی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]] و... که موجب [[سلطه]] [[کافران]] و [[وابستگی]] مسلمانان گردد، [[حرام]] و [[باطل]] است. بنابراین، این آیه اگر مورد عمل قرار گیرد موجب [[عزت]] و [[سربلندی]] [[اسلام]] و [[مسلمین]] شده و اهمیت آن روشن می‌شود.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نفی سبیل (مقاله)|مقاله «آیه نفی سبیل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش