بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
ماده جبر در اصل برای اصلاح با [[قهر]]، [[زور]] و شدت وضع شده<ref>تاج العروس، ج ۶، ص ۱۵۸، «جبر».</ref> و سپس در معنای [[ظهور]] عظمت، نفوذ [[قدرت]] و [[تسلط]] بر امور<ref>التحقیق، ج ۲، ص ۴۵ - ۴۶، «جبر».</ref> به [[کار]] رفته است. «[[سلطان]]» را جبّار گویند، زیرا [[مردم]] را بر آنچه میخواهد مجبور میسازد یا امور آنها را اصلاح میکند. اطلاق این کلمه بر [[خداوند]] از آن روست که با نعمتهایش امور [[زندگی]] و نیازهای مردم را به سامان میآورد<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>؛ اما هرگاه بر [[انسان]] اطلاق شود، ملازم با [[مذمت]] و به معنای کسی است که از [[حقیقت]] سر باز میزند<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>. | ماده جبر در اصل برای اصلاح با [[قهر]]، [[زور]] و شدت وضع شده<ref>تاج العروس، ج ۶، ص ۱۵۸، «جبر».</ref> و سپس در معنای [[ظهور]] عظمت، نفوذ [[قدرت]] و [[تسلط]] بر امور<ref>التحقیق، ج ۲، ص ۴۵ - ۴۶، «جبر».</ref> به [[کار]] رفته است. «[[سلطان]]» را جبّار گویند، زیرا [[مردم]] را بر آنچه میخواهد مجبور میسازد یا امور آنها را اصلاح میکند. اطلاق این کلمه بر [[خداوند]] از آن روست که با نعمتهایش امور [[زندگی]] و نیازهای مردم را به سامان میآورد<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>؛ اما هرگاه بر [[انسان]] اطلاق شود، ملازم با [[مذمت]] و به معنای کسی است که از [[حقیقت]] سر باز میزند<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>. | ||
جبر شعبه ای از ریاضیات نیز هست که با روشی ویژه به [[کشف]] مجهولاتِ عددی و غیر عددی میپردازد<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۹۰.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | جبر شعبه ای از ریاضیات نیز هست که با روشی ویژه به [[کشف]] مجهولاتِ عددی و غیر عددی میپردازد<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۹۰.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | ||
==== [[اختیار]] ==== | ==== [[اختیار]] ==== | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
# در [[فقه]] در برابر [[اضطرار]] است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۳۸۵.</ref>، چنان که گفته میشود:[[خوردن]] مردار در حال اختیار جایز نیست؛ اما در حال اضطرار جایز است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۲.</ref> | # در [[فقه]] در برابر [[اضطرار]] است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۳۸۵.</ref>، چنان که گفته میشود:[[خوردن]] مردار در حال اختیار جایز نیست؛ اما در حال اضطرار جایز است<ref>وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۲.</ref> | ||
# در [[حقوق]] معنایی در برابر اکراه دارد؛ مانند اینکه گفته میشود: خریدار و فروشنده باید بر اساس اراده و اختیار [[معامله]] کنند نه از روی اکراه؛ اکراه در صورتی است که شخص را به ضرری [[تهدید]] کنند و او با همین تهدید به کاری تن دهد. | # در [[حقوق]] معنایی در برابر اکراه دارد؛ مانند اینکه گفته میشود: خریدار و فروشنده باید بر اساس اراده و اختیار [[معامله]] کنند نه از روی اکراه؛ اکراه در صورتی است که شخص را به ضرری [[تهدید]] کنند و او با همین تهدید به کاری تن دهد. | ||
# در [[فلسفه]] و [[کلام]] معنایی مقابل [[اجبار]] دارد<ref>مصطلحات فلسفی، ص ۶۳.</ref> که با [[قدرت]] ملازم است<ref>شرح مصطلحات کلامی، ص ۱۱.</ref>.[[انسان]] در حال اختیار، [[اعمال]] خویش را بدون آنکه از سوی عامل دیگری تحت فشار قرار گیرد<ref>معارف قرآن، ص ۳۷۶.</ref>، از روی میل، [[علم]] و اراده انجام میدهد<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص ۱۰۵ - ۱۰۶؛ شرح مصطلاحات کلامی، ص ۱۱.</ref> یا ترک میکند، چنان که جبر به این معناست که انسان کارهای خویش را تحت تأثیر عاملی دیگر انجام دهد<ref>مصطلحات فلسفی، ص ۶۹ - ۷۳.</ref>. این بحث، از جنبه [[فلسفی]]، بیشتر با [[وجوب]] و امکان، اصل علیت و عدم [[تخلف]] معلول از علت تامهاش پیوند دارد و از این جنبه، [[حکما]] در پی آناند که رابطه میان [[افعال]] [[انسان]] با حوادث و الزامات طبیعی و عللی را که تابع [[اختیار]] او نیستند، [[تبیین]] و به دنبال آن، رابطه [[اختیار انسان]] و [[قانون علیت]] را روشن کنند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ص ۶۲۸.</ref> از جنبه کلامی نیز این بحث از سویی درصدد پیبردن به رابطه میان اختیار انسان با [[قضا و قدر]]، [[لوح محفوظ]]، [[قدرت]] مطلق و [[علم]] بینهایت [[الهی]] و [[اراده]] و [[مشیت]] و از سوی دیگر، در پی یافتن رابطه میان مجبور بودن انسان با [[ارسال پیامبران]]، نازل کردن [[کتابهای آسمانی]] و برنامهها و [[احکام]] [[عبادی]] است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ص ۶۲۸.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ – ۴۹۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۰۵.</ref> | # در [[فلسفه]] و [[کلام]] معنایی مقابل [[اجبار]] دارد<ref>مصطلحات فلسفی، ص ۶۳.</ref> که با [[قدرت]] ملازم است<ref>شرح مصطلحات کلامی، ص ۱۱.</ref>.[[انسان]] در حال اختیار، [[اعمال]] خویش را بدون آنکه از سوی عامل دیگری تحت فشار قرار گیرد<ref>معارف قرآن، ص ۳۷۶.</ref>، از روی میل، [[علم]] و اراده انجام میدهد<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص ۱۰۵ - ۱۰۶؛ شرح مصطلاحات کلامی، ص ۱۱.</ref> یا ترک میکند، چنان که جبر به این معناست که انسان کارهای خویش را تحت تأثیر عاملی دیگر انجام دهد<ref>مصطلحات فلسفی، ص ۶۹ - ۷۳.</ref>. این بحث، از جنبه [[فلسفی]]، بیشتر با [[وجوب]] و امکان، اصل علیت و عدم [[تخلف]] معلول از علت تامهاش پیوند دارد و از این جنبه، [[حکما]] در پی آناند که رابطه میان [[افعال]] [[انسان]] با حوادث و الزامات طبیعی و عللی را که تابع [[اختیار]] او نیستند، [[تبیین]] و به دنبال آن، رابطه [[اختیار انسان]] و [[قانون علیت]] را روشن کنند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ص ۶۲۸.</ref> از جنبه کلامی نیز این بحث از سویی درصدد پیبردن به رابطه میان اختیار انسان با [[قضا و قدر]]، [[لوح محفوظ]]، [[قدرت]] مطلق و [[علم]] بینهایت [[الهی]] و [[اراده]] و [[مشیت]] و از سوی دیگر، در پی یافتن رابطه میان مجبور بودن انسان با [[ارسال پیامبران]]، نازل کردن [[کتابهای آسمانی]] و برنامهها و [[احکام]] [[عبادی]] است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ص ۶۲۸.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ – ۴۹۶؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۰۵.</ref> | ||
== جبر و اختیار در قرآن == | == جبر و اختیار در قرآن == | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
# آیه ۱۹ [[سوره اسراء]] که میفرماید: مؤمنانی که خواهان آخرتاند و در این [[راه]] میکوشند، [[پاداش]] خود را میبینند: {{متن قرآن|وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا}}<ref>و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد؛ سوره اسراء، آیه ۱۹.</ref>؛ | # آیه ۱۹ [[سوره اسراء]] که میفرماید: مؤمنانی که خواهان آخرتاند و در این [[راه]] میکوشند، [[پاداش]] خود را میبینند: {{متن قرآن|وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا}}<ref>و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد؛ سوره اسراء، آیه ۱۹.</ref>؛ | ||
# همچنین آیاتی که به [[قضا و قدر الهی]] اشاره دارند؛ مانند: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ}}<ref>و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref> یا بر [[مشیت]] نافذ خداوند تأکید میکنند؛ نظیر {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ}}<ref>و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند؛ سوره هود، آیه ۱۱۸.</ref> یا به [[علم مطلق خداوند]] به همه امور پیش از تحقق آنها تصریح دارند؛ مثل: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}<ref>هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است؛ سوره حدید، آیه ۲۲.</ref>. | # همچنین آیاتی که به [[قضا و قدر الهی]] اشاره دارند؛ مانند: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ}}<ref>و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست؛ سوره انعام، آیه ۱۱۵.</ref> یا بر [[مشیت]] نافذ خداوند تأکید میکنند؛ نظیر {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ}}<ref>و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند؛ سوره هود، آیه ۱۱۸.</ref> یا به [[علم مطلق خداوند]] به همه امور پیش از تحقق آنها تصریح دارند؛ مثل: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}<ref>هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است؛ سوره حدید، آیه ۲۲.</ref>. | ||
# بحث [[توحید افعالی]] و [[ربوبی]] و نظر [[یهود]] درباره واگذاری [[تدبیر امور جهان]] به خود جهانیان از دیگر مباحث کلیدی مربوط به [[جبر و اختیار]] است<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>. | # بحث [[توحید افعالی]] و [[ربوبی]] و نظر [[یهود]] درباره واگذاری [[تدبیر امور جهان]] به خود جهانیان از دیگر مباحث کلیدی مربوط به [[جبر و اختیار]] است<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>. | ||
== [[اثبات]] [[اختیار انسان]] == | == [[اثبات]] [[اختیار انسان]] == | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
# '''[[پاداش]] و [[کیفر]]''': [[قرآن کریم]] در آیاتی تأکید میکند پاداش و [[عذاب اخروی]] به [[اعمال انسان]] نظر دارد: {{متن قرآن|أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref> اما آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند برای آنچه انجام میدادند به پذیرایی، آنان را بوستانسراهاست؛ سوره سجده، آیه ۱۹.</ref>. حال اگر انسان در این [[اعمال]] [[مختار]] نباشد، [[تشویق]] و [[توبیخ]] یا پاداش و [[عذاب]] بیمعنا و بیدلیل است. در [[روایات]]، نیز به این [[دلیل]] اشاره شده است<ref>الکافی، ج ۱؛ ص ۱۵۹.</ref>. | # '''[[پاداش]] و [[کیفر]]''': [[قرآن کریم]] در آیاتی تأکید میکند پاداش و [[عذاب اخروی]] به [[اعمال انسان]] نظر دارد: {{متن قرآن|أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref> اما آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند برای آنچه انجام میدادند به پذیرایی، آنان را بوستانسراهاست؛ سوره سجده، آیه ۱۹.</ref>. حال اگر انسان در این [[اعمال]] [[مختار]] نباشد، [[تشویق]] و [[توبیخ]] یا پاداش و [[عذاب]] بیمعنا و بیدلیل است. در [[روایات]]، نیز به این [[دلیل]] اشاره شده است<ref>الکافی، ج ۱؛ ص ۱۵۹.</ref>. | ||
# '''[[ارسال پیامبران]] و انزال [[کتابهای آسمانی]]''': [[قرآن کریم]] ارسال پیامبران و نازل ساختن کتابهای آسمانی را به این سبب میداند که [[انسانها]] عذری نداشته باشند و نگویند اگر رسولی به سوی آنها میآمد، [[ایمان]] میآوردند و به [[گناه]] و [[خواری]] [[عذاب]] گرفتار نمیشدند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى}}<ref> و اگر ما پیش از آن با عذابی آنان را نابود میکردیم میگفتند: پروردگارا! چرا فرستادهای برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیش از آنکه زبون و خوار گردیم پیروی کنیم؛ سوره طه، آیه ۱۳۴.</ref>. یا در جایی دیگر، انسانها را [[مسئول]] [[اعمال]] خود و [[بعثت پیامبران]] را مانع بهانه تراشی [[گناهکاران]] میشمارد: {{متن قرآن|مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً}}<ref>هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمیکنیم؛ سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref> اگر [[انسان]] نتواند [[سرنوشت]] خود را [[تغییر]] دهد و در اعمال خویش [[مختار]] نباشد، ارسال پیامبران برای [[هدایت]] آنان [[لغو]] و بیاثر است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۲.</ref> و چون [[کار]] لغو بر [[حکیم]] [[قبیح]] و صدور قبیح از وی محال است، لازم است انسان، مختار باشد. | # '''[[ارسال پیامبران]] و انزال [[کتابهای آسمانی]]''': [[قرآن کریم]] ارسال پیامبران و نازل ساختن کتابهای آسمانی را به این سبب میداند که [[انسانها]] عذری نداشته باشند و نگویند اگر رسولی به سوی آنها میآمد، [[ایمان]] میآوردند و به [[گناه]] و [[خواری]] [[عذاب]] گرفتار نمیشدند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى}}<ref> و اگر ما پیش از آن با عذابی آنان را نابود میکردیم میگفتند: پروردگارا! چرا فرستادهای برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیش از آنکه زبون و خوار گردیم پیروی کنیم؛ سوره طه، آیه ۱۳۴.</ref>. یا در جایی دیگر، انسانها را [[مسئول]] [[اعمال]] خود و [[بعثت پیامبران]] را مانع بهانه تراشی [[گناهکاران]] میشمارد: {{متن قرآن|مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً}}<ref>هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمیکنیم؛ سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref> اگر [[انسان]] نتواند [[سرنوشت]] خود را [[تغییر]] دهد و در اعمال خویش [[مختار]] نباشد، ارسال پیامبران برای [[هدایت]] آنان [[لغو]] و بیاثر است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۲.</ref> و چون [[کار]] لغو بر [[حکیم]] [[قبیح]] و صدور قبیح از وی محال است، لازم است انسان، مختار باشد. | ||
# '''[[اوامر و نواهی الهی]]''': قرآن کریم و روایات، سرشار از [[اوامر و نواهی]] [[خداوند]] به [[افعال]] و اعمالی خاص است. اگر انسان در فعل و ترک آنها مختار نباشد، [[امر و نهی]] [[الهی]] به آنها [[بیهوده]] است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۲.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | # '''[[اوامر و نواهی الهی]]''': قرآن کریم و روایات، سرشار از [[اوامر و نواهی]] [[خداوند]] به [[افعال]] و اعمالی خاص است. اگر انسان در فعل و ترک آنها مختار نباشد، [[امر و نهی]] [[الهی]] به آنها [[بیهوده]] است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۲.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | ||
== معنای [[امر بین امرین]] == | == معنای [[امر بین امرین]] == | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
[[نظریه]] [[امر بین امرین]] را از [[آیات]] دیگری نیز میتوان [[استنباط]] کرد؛ از جمله آنجا که [[قرآن]] تأکید میکند [[خداوند]] بدون [[دلیل]] [[سرنوشت انسانها]] و [[اقوام]] بشری را [[تغییر]] نمیدهد و تا [[انسانها]] خود [[سرنوشت]] خویش را [[انتخاب]] نکنند، خدا وضع آنها را دگرگون نمیکند. این [[فعل خداوند]]، جبری نیست بلکه بر اساس انتخاب خود انسانهاست. هنگامی که مردمی سرنوشت خود را برگزیدند و [[اراده الهی]] به آن تعلق گرفت، چیزی نمیتواند آن را [[تغییر]] دهد<ref>راهنما، ج ۸، ص ۶۴۸.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ}}<ref>بیگمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمیکند (و از آنان نمیستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند و چون خداوند برای گروهی بلایی بخواهد بازگشتی ندارد؛ سوره رعد، آیه ۱۱.</ref>. | [[نظریه]] [[امر بین امرین]] را از [[آیات]] دیگری نیز میتوان [[استنباط]] کرد؛ از جمله آنجا که [[قرآن]] تأکید میکند [[خداوند]] بدون [[دلیل]] [[سرنوشت انسانها]] و [[اقوام]] بشری را [[تغییر]] نمیدهد و تا [[انسانها]] خود [[سرنوشت]] خویش را [[انتخاب]] نکنند، خدا وضع آنها را دگرگون نمیکند. این [[فعل خداوند]]، جبری نیست بلکه بر اساس انتخاب خود انسانهاست. هنگامی که مردمی سرنوشت خود را برگزیدند و [[اراده الهی]] به آن تعلق گرفت، چیزی نمیتواند آن را [[تغییر]] دهد<ref>راهنما، ج ۸، ص ۶۴۸.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ}}<ref>بیگمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمیکند (و از آنان نمیستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند و چون خداوند برای گروهی بلایی بخواهد بازگشتی ندارد؛ سوره رعد، آیه ۱۱.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] در عین اینکه میفرماید: [[انسانها]] میتوانند [[سعادت]] را بیابند و [[راه]] خود را برگزینند؛ خواست آنها را به خواست [[خداوند]] مشروط میکند: {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>بیگمان این یک پند است پس هر که خواهد، راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره انسان، آیه ۲۹ - ۳۰.</ref>. این [[آیات]] از سویی بیان میکنند که خداوند راه را به [[انسان]] نشان میدهد و [[انتخاب]] راه درست یا [[نادرست]] در [[اختیار انسان]] است و از سوی دیگر بیانگر آن است که انتخاب شما به [[مشیت الهی]] منوط است و انسان در فعل و ترک، [[استقلال]] کامل ندارد، بلکه [[قدرت]]، [[توان]] و [[آزادی]] [[اراده]] او به واسطه [[اراده خدا]] و از [[ناحیه]] اوست و هرگاه او اراده کند، قدرت و آزادی انسان را سلب میکند. به این ترتیب نه [[تفویض]] و واگذاری مطلق صحیح است و نه [[اجبار]] و سلب [[اختیار]]، بلکه نوعی آزادی وابسته به مشیت الهی در میان است<ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۳۸۵.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | [[قرآن کریم]] در عین اینکه میفرماید: [[انسانها]] میتوانند [[سعادت]] را بیابند و [[راه]] خود را برگزینند؛ خواست آنها را به خواست [[خداوند]] مشروط میکند: {{متن قرآن|إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>بیگمان این یک پند است پس هر که خواهد، راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است؛ سوره انسان، آیه ۲۹ - ۳۰.</ref>. این [[آیات]] از سویی بیان میکنند که خداوند راه را به [[انسان]] نشان میدهد و [[انتخاب]] راه درست یا [[نادرست]] در [[اختیار انسان]] است و از سوی دیگر بیانگر آن است که انتخاب شما به [[مشیت الهی]] منوط است و انسان در فعل و ترک، [[استقلال]] کامل ندارد، بلکه [[قدرت]]، [[توان]] و [[آزادی]] [[اراده]] او به واسطه [[اراده خدا]] و از [[ناحیه]] اوست و هرگاه او اراده کند، قدرت و آزادی انسان را سلب میکند. به این ترتیب نه [[تفویض]] و واگذاری مطلق صحیح است و نه [[اجبار]] و سلب [[اختیار]]، بلکه نوعی آزادی وابسته به مشیت الهی در میان است<ref>نمونه، ج ۲۵، ص ۳۸۵.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | ||
[[امام علی]] {{ع}} در همین زمینه میفرماید: [[خدا]] با هر چیزی هست، ولی نه بهگونهای که همنشین و نزدیک او باشد و غیر از هر چیزی است، ولی نه بدانسان که از او دور باشد. کننده کارهاست ولی نه با حرکات و ابزارها<ref>{{متن حدیث|مَعَ کُلِّ شَیْءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَیْرُ کُلِّ شَیْءٍ لَا بِمُزَایَلَةٍ}}؛ [[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>. [[انسان]] در نهایت با توانی که [[خداوند]] در اختیارش نهاده و با [[علم]] و [[آگاهی]] از عواقب امور، دست به [[اقدام]] میزند و عملش مؤثر واقع میشود. [[افعال]] [[آدمی]] در عین اینکه منتسب به او هستند، اما چون در طول [[اراده الهی]] قرار دارند، [[قدرت]] مؤثر خود را از اراده الهی میگیرند. از اینرو [[عدل خداوند]] نیز در [[نظام]] [[پاداش]] و [[جزا]]، بهدلیل وجود قدرت، آگاهی و اختیاری که به انسان [[عطا]] کرده، امری [[قطعی]] و حکمی مطابق با [[عقل]] خواهد بود. همچنین [[امام]] {{ع}} در جواب مردی که در مورد خروج امام بهسوی [[صفین]] [[سؤال]] میکرد و آن را بر مبنای [[قضا و قدر]] [[الهی]] میدانست، فرمود: خداوند بندگانش را امر کرده با [[اختیار]]، و [[نهی]] کرده است تا بترسند. آنان را به آسان [[مکلف]] ساخته و به دشوار مکلّف نساخته و در برابر عمل اندک، پاداشهای بسیار داده است<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً، وَ کَلَّفَ یَسِیراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیراً، وَ أَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۸۹</ref>. آنچه از این [[سخن]] ارجمند و پرمعنا فهمیده میشود آن است که [[اوامر الهی]] با این شرط به سوی ما [[بندگان]] متوجّه شده است که در انجام آنها یا [[سرپیچی]] از آنها دارای اختیار و قدرت [[انتخاب]] باشیم. اگر از کاری ما را بازداشته و نهی فرموده است، با این فرض است که ما را از [[عاقبت]] شوم آن بترساند، نه اینکه اجباری بر ترک آن داشته باشیم. با این همه از سر [[لطف]] و [[کرم]] و [[تفضل]] بیپایانش در مقابل عبادتها و کارهای خوبی که با [[توفیق]] او انجام میدهیم و در باربر [[عظمت]] او بسیار کم و اندک است، به ما پاداش فراوان و بیپایان عطا میکند»<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۴۳.</ref>. | [[امام علی]] {{ع}} در همین زمینه میفرماید: [[خدا]] با هر چیزی هست، ولی نه بهگونهای که همنشین و نزدیک او باشد و غیر از هر چیزی است، ولی نه بدانسان که از او دور باشد. کننده کارهاست ولی نه با حرکات و ابزارها<ref>{{متن حدیث|مَعَ کُلِّ شَیْءٍ لَا بِمُقَارَنَةٍ وَ غَیْرُ کُلِّ شَیْءٍ لَا بِمُزَایَلَةٍ}}؛ [[نهج البلاغه]]، [[خطبه ۱ نهج البلاغه|خطبه ۱]]</ref>. [[انسان]] در نهایت با توانی که [[خداوند]] در اختیارش نهاده و با [[علم]] و [[آگاهی]] از عواقب امور، دست به [[اقدام]] میزند و عملش مؤثر واقع میشود. [[افعال]] [[آدمی]] در عین اینکه منتسب به او هستند، اما چون در طول [[اراده الهی]] قرار دارند، [[قدرت]] مؤثر خود را از اراده الهی میگیرند. از اینرو [[عدل خداوند]] نیز در [[نظام]] [[پاداش]] و [[جزا]]، بهدلیل وجود قدرت، آگاهی و اختیاری که به انسان [[عطا]] کرده، امری [[قطعی]] و حکمی مطابق با [[عقل]] خواهد بود. همچنین [[امام]] {{ع}} در جواب مردی که در مورد خروج امام بهسوی [[صفین]] [[سؤال]] میکرد و آن را بر مبنای [[قضا و قدر]] [[الهی]] میدانست، فرمود: خداوند بندگانش را امر کرده با [[اختیار]]، و [[نهی]] کرده است تا بترسند. آنان را به آسان [[مکلف]] ساخته و به دشوار مکلّف نساخته و در برابر عمل اندک، پاداشهای بسیار داده است<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً، وَ کَلَّفَ یَسِیراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیراً، وَ أَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۸۹</ref>. آنچه از این [[سخن]] ارجمند و پرمعنا فهمیده میشود آن است که [[اوامر الهی]] با این شرط به سوی ما [[بندگان]] متوجّه شده است که در انجام آنها یا [[سرپیچی]] از آنها دارای اختیار و قدرت [[انتخاب]] باشیم. اگر از کاری ما را بازداشته و نهی فرموده است، با این فرض است که ما را از [[عاقبت]] شوم آن بترساند، نه اینکه اجباری بر ترک آن داشته باشیم. با این همه از سر [[لطف]] و [[کرم]] و [[تفضل]] بیپایانش در مقابل عبادتها و کارهای خوبی که با [[توفیق]] او انجام میدهیم و در باربر [[عظمت]] او بسیار کم و اندک است، به ما پاداش فراوان و بیپایان عطا میکند»<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۴۳.</ref>. | ||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
بنابراین انسان خود با اختیار، [[سرنوشت]] خویش را رقم میزند و کسی نمیتواند او را به کاری وادارد یا اختیارش را از بین ببرد: {{متن قرآن|فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم میورزیدند؛ سوره توبه، آیه ۷۰.</ref> و اگر [[خداوند]] [[قدرت]] تشخیص را از برخی [[انسانها]] گرفته است و بر [[دلها]] و گوشهای آنها [[مهر]] زده تا [[سخن]] [[حق]] را نفهمند: {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه ۷.</ref>، منشأ آن، [[اصرار]] و [[لجاجت]] آنها در برابر [[حق]] و ادامه [[بیدادگری]]، [[کفر]]<ref>نمونه، ج ۱، ص ۸۳.</ref> و [[ناسپاسی]] خودشان است: {{متن قرآن|بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>در حالی که چنین نیست بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل)ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمیآورند؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> و [[شیطان]]، که زمینه [[انحراف]] و [[معصیت]] را در انسان میآفریند، تنها او را به سوی [[گناه]] و [[فجور]] فرا میخواند: {{متن قرآن|الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء}}<ref>شیطان شما را از تنگدستی میهراساند و به کار زشت وا میدارد؛ سوره بقره، آیه ۲۶۸.</ref> و [[دنیا]] را در نظرش میآراید: {{متن قرآن| لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ}}<ref>در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> و اغوایش میکند: {{متن قرآن|وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>و همگان را از راه به در خواهم برد؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> و به لحاظ [[تکوینی]] تسلطی بر او ندارد<ref>فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۲۱۴۲.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست؛ سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> و این خود [[انسان]] است که با [[پذیرش ولایت]] [[شیطان]] زمینه [[تسلط]] او را فراهم میکند: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند و بر کسانی که به او شرک میورزند؛ سوره نحل، آیه۱۰۰.</ref>، بنابراین اغوای [[شیطان]] هیچگاه موجب [[جبر]] نیست، چنان که اغوایی که [[ابلیس]] به [[خداوند]] نسبت داده: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}}<ref>گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> به رغم [[گمان]] برخی<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۱۴۵، ۱۹۰.</ref>، باعث نشد او در [[عصیان]] خود مجبور باشد، بلکه خداوند، فقط به ابلیس[[امر]] کرد بر [[حضرت آدم]] {{ع}}،[[سجده]] کند و این باعث شد او عصیان خویش را آشکار کند<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۰، ص ۱۸۱.</ref> و از [[بهشت]] و [[رحمت خدا]] [[محروم]] گردد<ref>اعراب القرآن، ج ۲، ص ۳۸۱.</ref>. | بنابراین انسان خود با اختیار، [[سرنوشت]] خویش را رقم میزند و کسی نمیتواند او را به کاری وادارد یا اختیارش را از بین ببرد: {{متن قرآن|فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>خداوند بر آن نبود که به آنان ستم کند ولی آنان خود به خویش ستم میورزیدند؛ سوره توبه، آیه ۷۰.</ref> و اگر [[خداوند]] [[قدرت]] تشخیص را از برخی [[انسانها]] گرفته است و بر [[دلها]] و گوشهای آنها [[مهر]] زده تا [[سخن]] [[حق]] را نفهمند: {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه ۷.</ref>، منشأ آن، [[اصرار]] و [[لجاجت]] آنها در برابر [[حق]] و ادامه [[بیدادگری]]، [[کفر]]<ref>نمونه، ج ۱، ص ۸۳.</ref> و [[ناسپاسی]] خودشان است: {{متن قرآن|بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>در حالی که چنین نیست بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل)ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمیآورند؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> و [[شیطان]]، که زمینه [[انحراف]] و [[معصیت]] را در انسان میآفریند، تنها او را به سوی [[گناه]] و [[فجور]] فرا میخواند: {{متن قرآن|الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء}}<ref>شیطان شما را از تنگدستی میهراساند و به کار زشت وا میدارد؛ سوره بقره، آیه ۲۶۸.</ref> و [[دنیا]] را در نظرش میآراید: {{متن قرآن| لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ}}<ref>در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> و اغوایش میکند: {{متن قرآن|وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>و همگان را از راه به در خواهم برد؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> و به لحاظ [[تکوینی]] تسلطی بر او ندارد<ref>فی ظلال القرآن، ج ۴، ص ۲۱۴۲.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست؛ سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> و این خود [[انسان]] است که با [[پذیرش ولایت]] [[شیطان]] زمینه [[تسلط]] او را فراهم میکند: {{متن قرآن|إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ}}<ref>چیرگی او تنها بر کسانی است که دوستش میدارند و بر کسانی که به او شرک میورزند؛ سوره نحل، آیه۱۰۰.</ref>، بنابراین اغوای [[شیطان]] هیچگاه موجب [[جبر]] نیست، چنان که اغوایی که [[ابلیس]] به [[خداوند]] نسبت داده: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}}<ref>گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی؛ سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> به رغم [[گمان]] برخی<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۱۴۵، ۱۹۰.</ref>، باعث نشد او در [[عصیان]] خود مجبور باشد، بلکه خداوند، فقط به ابلیس[[امر]] کرد بر [[حضرت آدم]] {{ع}}،[[سجده]] کند و این باعث شد او عصیان خویش را آشکار کند<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۰، ص ۱۸۱.</ref> و از [[بهشت]] و [[رحمت خدا]] [[محروم]] گردد<ref>اعراب القرآن، ج ۲، ص ۳۸۱.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] آنجا که از [[یهودیان]] [[نقل]] میکند آنان عامل [[کفر]] خویش را طبع (بسته شدن) [[قلب]] از سوی خداوند، میدانند<ref>جامع البیان، ج ۶، ص ۱۵.</ref>: {{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ}}<ref> و نیز برای این گفتارشان که: دلهای ما در پوششهایی است؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> آن را معلول کفر و [[اعمال]] اختیاری خودشان میداند: {{متن قرآن|بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>در حالی که چنین نیست بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل)ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمیآورند؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> و نیز هنگامی که از [[مشرکان]] [[نقل]] میکند آنان [[شرک]] خود و پدرانشان و نیز اعمالشان را معلول خواست [[خداوند]] و خود را مجبور میدانستند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۷۳.</ref> {{متن قرآن|سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ}}<ref>به زودی مشرکان خواهند گفت: اگر خداوند میخواست ما و پدرانمان شرک نمیورزیدیم و چیزی را حرام نمیدانستیم؛ سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref> این سخنان را مانند [[سخن]] [[تکذیب]] کنندگان پیشین از روی [[گمان]] و بدون [[دلیل]] میداند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَخْرُصُونَ}}<ref>همینگونه پیشینیان آنها پیامبران را دروغگو شمردند تا آنکه عذاب ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزدتان دانشی است تا آن را برای ما آشکار سازید؟ شما جز از گمان پیروی ندارید و جز نادرست برآورد نمیکنید؛ سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref>. افزون بر این، [[سخن]] یاد شده نه تنها مطلوب آنها را [[ثابت]] نمیکند، بلکه برخلاف مقصود آنان [[دلالت]] دارد، زیرا بر اساس آن خداوند ایشان را به ترک شرک مجبور نکرده است، نه اینکه ترک آن را هم از ایشان نخواسته است<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۱.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | [[قرآن کریم]] آنجا که از [[یهودیان]] [[نقل]] میکند آنان عامل [[کفر]] خویش را طبع (بسته شدن) [[قلب]] از سوی خداوند، میدانند<ref>جامع البیان، ج ۶، ص ۱۵.</ref>: {{متن قرآن|وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ}}<ref> و نیز برای این گفتارشان که: دلهای ما در پوششهایی است؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> آن را معلول کفر و [[اعمال]] اختیاری خودشان میداند: {{متن قرآن|بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref>در حالی که چنین نیست بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل)ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمیآورند؛ سوره نساء، آیه ۱۵۵.</ref> و نیز هنگامی که از [[مشرکان]] [[نقل]] میکند آنان [[شرک]] خود و پدرانشان و نیز اعمالشان را معلول خواست [[خداوند]] و خود را مجبور میدانستند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۷۳.</ref> {{متن قرآن|سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ}}<ref>به زودی مشرکان خواهند گفت: اگر خداوند میخواست ما و پدرانمان شرک نمیورزیدیم و چیزی را حرام نمیدانستیم؛ سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref> این سخنان را مانند [[سخن]] [[تکذیب]] کنندگان پیشین از روی [[گمان]] و بدون [[دلیل]] میداند: {{متن قرآن|كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَخْرُصُونَ}}<ref>همینگونه پیشینیان آنها پیامبران را دروغگو شمردند تا آنکه عذاب ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزدتان دانشی است تا آن را برای ما آشکار سازید؟ شما جز از گمان پیروی ندارید و جز نادرست برآورد نمیکنید؛ سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref>. افزون بر این، [[سخن]] یاد شده نه تنها مطلوب آنها را [[ثابت]] نمیکند، بلکه برخلاف مقصود آنان [[دلالت]] دارد، زیرا بر اساس آن خداوند ایشان را به ترک شرک مجبور نکرده است، نه اینکه ترک آن را هم از ایشان نخواسته است<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۱.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | ||
== اختیار در سایر موجودات == | == اختیار در سایر موجودات == | ||
از برخی آیات استفاده میشود جن همانند انسان دارای شعور و اختیار است و از همین رو به او وعده پاداش و کیفر و بهشت و جهنم داده شده است: {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>و اگر میخواستیم رهنمود هر کس را به او (به اجبار) ارزانی میداشتیم اما همه را مختار آفریدیم که راه خیر یا شرّ را برگزینند و این گفته من حقّ یافته است که دوزخ را از پریان و آدمیان همگی پر خواهم کرد؛ سوره سجده، آیه ۱۳.</ref>. ابلیس نیز در قرآن موجودی مختار است که پس از فرمان سجده بر [[حضرت آدم]] {{ع}} گفت: من از او برترم: {{متن قرآن|قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ}}<ref>خداوند فرمود: آنگاه که به تو فرمان دادم. چه چیز تو را از فروتنی بازداشت؟ گفت:من از او بهترم! مرا از آتش و او را از گل آفریدهای؛ سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref>، زیرا اگر از خود اختیاری نداشت باید میگفت من مجبورم نافرمانی کنم. حیوانات نیز برخلاف نظر مشهور که آنها را مانند گیاهان میداند، از نعمت اختیار برخوردارند و گاه کارهایی را که موجب آسیب رسیدن به آنهاست ترک میکنند، اگرچه اختیار موجود در آنها ضعیفتر از اختیار انسان است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۸۱.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | از برخی آیات استفاده میشود جن همانند انسان دارای شعور و اختیار است و از همین رو به او وعده پاداش و کیفر و بهشت و جهنم داده شده است: {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>و اگر میخواستیم رهنمود هر کس را به او (به اجبار) ارزانی میداشتیم اما همه را مختار آفریدیم که راه خیر یا شرّ را برگزینند و این گفته من حقّ یافته است که دوزخ را از پریان و آدمیان همگی پر خواهم کرد؛ سوره سجده، آیه ۱۳.</ref>. ابلیس نیز در قرآن موجودی مختار است که پس از فرمان سجده بر [[حضرت آدم]] {{ع}} گفت: من از او برترم: {{متن قرآن|قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ}}<ref>خداوند فرمود: آنگاه که به تو فرمان دادم. چه چیز تو را از فروتنی بازداشت؟ گفت:من از او بهترم! مرا از آتش و او را از گل آفریدهای؛ سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref>، زیرا اگر از خود اختیاری نداشت باید میگفت من مجبورم نافرمانی کنم. حیوانات نیز برخلاف نظر مشهور که آنها را مانند گیاهان میداند، از نعمت اختیار برخوردارند و گاه کارهایی را که موجب آسیب رسیدن به آنهاست ترک میکنند، اگرچه اختیار موجود در آنها ضعیفتر از اختیار انسان است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۸۱.</ref>.<ref>[[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref> | ||
== آثار اختیار == | == آثار اختیار == | ||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[جبر و اختیار - رضایی (مقاله)|جبر و اختیار]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | ||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | ||
# [[پرونده:1313.jpg|22px]] [[فرهنگ قرآن ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۲''']] | # [[پرونده:1313.jpg|22px]] [[فرهنگ قرآن ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن ج۲''']] | ||