جبر و اختیار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۸۱: خط ۱۸۱:


'''یهود، مدّعی جبر و قدرت نداشتن بر [[ایمان]]:''' {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً }}<ref> آنگاه برای پیمان‌شکنی آنان و کفر ورزیدنشان به آیات خداوند و کشتن پیامبران به ناحق (لعنتشان کردیم) و (نیز برای این) گفتارشان که: دل‌های ما در پوشش‌هایی است- (در حالی که چنین نیست) بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل) ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمی‌آورند؛ سوره نساء، آیه۱۵۵.</ref><ref>"قُلُوبُنَا غُلْفٌ" سخن بنی‌اسرائیل و یهود است که از آن چنین ادّعایی فهمیده می‌شود: کوردلی در آفرینش و سرشت ما نهاده شده یا قدرت بر ایمان به [[محمد]] {{صل}} نداشته و از خود اختیاری نداریم؛ المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۹.</ref>
'''یهود، مدّعی جبر و قدرت نداشتن بر [[ایمان]]:''' {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً }}<ref> آنگاه برای پیمان‌شکنی آنان و کفر ورزیدنشان به آیات خداوند و کشتن پیامبران به ناحق (لعنتشان کردیم) و (نیز برای این) گفتارشان که: دل‌های ما در پوشش‌هایی است- (در حالی که چنین نیست) بلکه برای کفرشان خداوند بر آن (دل) ها مهر نهاد، پس جز اندکی ایمان نمی‌آورند؛ سوره نساء، آیه۱۵۵.</ref><ref>"قُلُوبُنَا غُلْفٌ" سخن بنی‌اسرائیل و یهود است که از آن چنین ادّعایی فهمیده می‌شود: کوردلی در آفرینش و سرشت ما نهاده شده یا قدرت بر ایمان به [[محمد]] {{صل}} نداشته و از خود اختیاری نداریم؛ المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، ج۹.</ref>
==جبر==
در طول [[تاریخ]] برخی [[خداباوران]] به عللی چون [[قدرت]]، [[علم]]، [[قضا و قدر الهی]] [[اختیار]] را از [[انسان]] سلب، و [[افعال]] انسان را به [[خدا]] نسبت داده و بدین‌سان به توجیه [[اعمال]] خود مثل [[شرک]] می‌‌پرداخته‌اند.
{{متن قرآن|سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«به زودی مشرکان خواهند گفت: اگر خداوند می‌خواست ما و پدرانمان شرک نمی‌ورزیدیم و چیزی را حرام نمی‌دانستیم» سوره انعام، آیه ۱۴۸.</ref>.
این [[آیه شریفه]] تصریح می‌کند [[مشرکان مکه]] و اطراف آن، شرک خود و پدرانشان را از طریق جبر، به [[خداوند]] نسبت می‌دادند و بر این [[اعتقاد]] بودند که شرک [[خواست الهی]] بود وگرنه خداوند، آنان را از شرک بازمی‌داشت.
{{متن قرآن|وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>.
مشرکان مکه در برابر منع و [[نهی]] [[پیامبر اسلام]] و سایر [[مسلمانان]] از انجام [[فحشا]] و [[گناه]] مانند [[طواف]] بر [[کعبه]] به صورت لخت، باز به مسئله جبر و [[امر الهی]] [[توسل]] می‌‌جستند<ref>ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۸، ص۷۲ و سایر تفسیرهای ذیل آیه.</ref>.
{{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ}}<ref>«و گفتند: اگر (خداوند) بخشنده می‌خواست ما آن (بت)‌ها را نمی‌پرستیدیم» سوره زخرف، آیه ۲۰.</ref>.
[[مشرکان]] از جمله کسانی که [[ملائکه]] را فرزند خداوند - نعوذ بالله – شمرده، آنان را [[شریک]] [[عبادت خدا]] قرار دادند، باز برای توجیه اعمال خود به [[مشیت الهی]] [[تمسک]] کردند.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۱۴</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۹۶۰

ویرایش