←قلمرو دین
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
== قلمرو دین == | == قلمرو دین == | ||
{{اصلی|قلمرو دین}} | {{اصلی|قلمرو دین}} | ||
امروزه یکی از جدیترین و مهمترین مباحث عرصه [[کلام]] و [[اندیشه]] [[دینی]]، تبیین جایگاه دین در قلمرو زندگی [[بشر]] است؛ مباحثی همچون اینکه حدود و [[ثغور]] [[دیانت]] و نسبت دین با ابعاد و [[شئون]] متعدد و گسترده [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] بشر چیست؟ کدام عرصهها عرصه دینورزی است و اساساً کدام یک ربطی به دیانت ندارد؟ در کجا [[نقش دین]] کمتر است و کجا بیشتر؟ و ... . | |||
روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسشها چارهای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه علم و دین و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دینورزی او، نمیتوان پاسخ دقیق و صریح به پرسشهای یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریهپردازیهای متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخهای متفاوتی در پی خواهد داشت. در اینجا به مواردی از این نظریهپردازیها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] میشود، اشاره میکنیم. | |||
# دین در زندگی بشر صرفاً نقش [[هدایتی]] دارد و عهدهدار تبیین غایات و مقاصد [[زندگی]] است، در حالی که [[علم]] و [[عقل]]، نقش [[راهبردی]] دارند و عهدهدار چگونگی پیمودن راه و ارائه برنامه عملی نیل به چنان مقاصدی است. [[دین]] از چرایی زندگی سخن میگوید و علم از چگونگی آن. | |||
# دین صرفاً به حوزه ارزشها میپردازد و علم به دانشها و روشها. دین عهدهدار بعد ارزشی و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] زندگی [[انسان]] است و علم عهدهدار بعد طبیعی و زیستی آن یکی نقش ارشادی و [[هدایتی]] دارد و دیگری نقش تدبیری و [[مدیریتی]]. | |||
# دین به حوزه [[زندگی فردی]] و خصوصی انسان میپردازد. علم به حوزه زندگی جمعی و [[اجتماعی]] او؛ یکی رابطه انسان با [[خدا]] را تنظیم میکند و دیگری رابطه انسان با دیگر [[انسانها]] و با [[جهان]] پیرامونش را. بنابراین، نسبت علم و دین نسبتی تکمیلی است. | |||
# دین به امور [[آخرتی]] انسان میپردازد و علم به [[امور دنیوی]]، یکی به دنبال آبادی [[آخرت]] و سعادت اخروی است و دیگری، در پی آبادی [[دنیا]] و [[سعادت دنیوی]]. هر چه به آخرت [[آدمی]] ربط دارد، در حوزه فعالیت دین است و هر چه به امور دنیوی او مربوط میشود، در [[قلمرو علم]] و [[دانش]] او. | |||
# دین به همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی [[دنیوی]] و [[اخروی]] انسان میپردازد و آن را [[مدیریت]] میکند و علم و [[عقل آدمی]] ابزار این تدبیرند بنابراین، نسبت علم و دین نسبت ابزاری و آلی و یکی خادم و دیگری مخدوم است. | |||
[[تأمل]] در این دیدگاهها ما را به بحث دقیقتری رهنمود میکند که اساساً [[حقیقت]] دین چیست؟ برای این که بدانیم نسبت دین با عقل و علم بشر چیست، لازم است بدانیم آنچه اصل و اساس [[دیانت]] را تشکیل میدهد چیست؟ کدام یک از [[تعالیم دینی]] در [[حکم]] پوسته و قشر و صدف و عرض دینند و کدام یک مغز و گوهر و جوهر و ذات دین؟ مثلاً اموری، چون تعالیم و احکام اجتماعی و [[سیاسی]] دین یا توصیهها و آموزههای مربوط به [[بهداشت]] و تغذیه و امور [[زناشویی]] و [[خانوادگی]]، یا [[احکام]] مربوط به معاملات و نوع مراودات [[انسانها]] که در [[نصوص]] و متون دینی و [[سیره]] [[پیشوایان دین]] وجود دارد، آیا در بخش گوهر دین قرار میگیرند، یا در قسمت پوسته و قشر و عوارض آن؟<ref>[[عباس جوارشکیان|جوارشکیان، عباس]]، [[امامت سر خاتمیت (کتاب)|امامت سر خاتمیت]] ص ۲۳.</ref> | |||
== ضرورت دین == | == ضرورت دین == | ||