دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۱۳۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۲ آوریل ۲۰۲۵
خط ۱۴۸: خط ۱۴۸:


آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمی‌توان وجه ممیز روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کارکردها یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی شدن [[فضائل]] و در آخر تحقق عملی [[ارزش‌های اخلاقی]] به مدد [[دین]] است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا فهم درست مفاهیم به مدد دین بوده، و به مبدأ بازمی‌گردد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>.
آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمی‌توان وجه ممیز روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کارکردها یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی شدن [[فضائل]] و در آخر تحقق عملی [[ارزش‌های اخلاقی]] به مدد [[دین]] است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا فهم درست مفاهیم به مدد دین بوده، و به مبدأ بازمی‌گردد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>.
==[[دین]] و ارائه ضمانت اجرایی و تحقق بخشی به ارزش‌های [[اخلاقی]]==
[[اصول اخلاقی]] و دیگر برنامه‌های [[تربیتی]]، در صورتی سازنده است که از ضمانت اجرایی محکم و [[استواری]] برخوردار باشد؛ زیرا در مواقع [[طغیان]] [[غرایز]] و توفان [[شهوات]] و خواسته‌های شدید [[نفسانی]]، وجدان و [[تربیت انسانی]] تخریب می‌شود و انسان به [[قدرت]] و نیروی بالاتری از وجدان و [[تربیت]] محتاج می‌گردد که او را در حد [[اعتدال]] نگه دارد. همچنین ممکن است کسی ارزش‌های اخلاقی را به خوبی بشناسد و بداند؛ اما از عمل کردن طبق آن خودداری کند. افزون بر این، بر اساس [[روان‌شناسی]]، [[تنبیه]] و [[تشویق]] نقش بسیار مؤثری در [[گرایش]] انسان به کارهای خوب و ترک [[کارهای بد]] دارد. بنابراین، می‌‌توان گفت که بدون دین و برخی [[آموزه‌های دینی]] همچون [[اعتقاد]] به [[عدالت الهی]]، وجود [[معاد]] و [[حسابرسی]] به [[اعمال]] [[بندگان]]، [[اکثریت]] [[مردم]] چندان التزامی به اصول و ارزشهای [[اخلاقی]] نخواهند داشت. در واقع، مصلحتخواهی، خودگرایی و [[حب ذات]] در همه مسائل، از جمله مسائل اخلاقی، گریبانگیر عموم انسان‌هاست و کمتر کسی است که به دلیل [[عشق]] به [[حقیقت]] ([[خداوند]])، به ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای [[دینی]] پایبند باشد. بسیاری به دلیل [[شوق به بهشت]] و نعمت‌های آن یا [[هراس]] از [[جهنم]] و نقمت‌های آن است که به رفتارهای اخلاقی تن در می‌دهند. بی‌تردید، [[دین]] در این باره با ارائه تضمینهای لازم، نقش مؤثری را ایفا می‌نماید. [[نقش دین]] در این باره را در حیطه‌های زیر می‌‌توان در نظر گرفت:
===کارکرد [[اعتقاد به خدا]] در تحقق ارزشهای اخلاقی===
[[استاد مطهری]] نقش دین را در تحقق [[اخلاقیات]]، ارزنده می‌داند و می‌فرماید: تمام مقدساتی که [[اجتماع]] [[بشر]] دارد: [نظیر [[عدالت]]، [[مساوات]]، [[آزادی]]، [[انسانیت]]، [[همدردی]] و هر چه که به [[فکر]] شما می‌رسد، تا پای [[دین]] در میان نباشد، حقیقت پیدا نمی‌کند... انسانیت مساوی با دین و [[ایمان]] است و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیتی نیست<ref>مرتضی مطهری، انسان کامل، ص۲۳۹.</ref>.
ایشان [[اخلاق]] و ارزش‎هایی را که بر پایه [[خداشناسی]] است، مستحکم و [[استوار]] می‌داند و بیان می‌کند که این مطلب که تا [[دشمن]] [[تجاوز]] و [[تهاجم]] را شروع نکرده [به ویژه [[دشمنی]] که [[مسلمان]] است]، ما از خودمان [[دفاع]] نمی‌کنیم، این نحوه واکنش و [[متانت]] یک [[ارزش اخلاقی]] و یا یک [[انضباط]] اخلاقی است و می‌فرماید: این انضباط اخلاقی را ببینید. این همان اخلاقی است که بر پایه خداشناسی است. این اخلاق را هیچ چیز نمی‌تواند [[متزلزل]] کند؛ [[منافع شخصی]]، [[حب]] [[حیات]]، [[حفظ]] خود، [[حفظ خانواده]]، [[مقام]] [[ریاست]] و [[خلافت]]، نمی‌تواند آن را متزلزل کند<ref>مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص۲۹۰.</ref>.
یعنی [[جوانمردی]] و [[آزادگی]] به واسطه [[ایمان به خدا]] و [[شناخت]] عمیق او برای [[انسان]] به وجود می‌آید.
=== کارکرد [[تنبیه]] و [[تشویق]] (وعده‌ها برای نیکی‌ها و [[وعیدها]] برای بدی‌ها)===
استاد مطهری در این باره بحث مفصلی دارد. ایشان برای عذاب‌های [[اخروی]] و تناسب آن با [[اعمال]] [[دنیوی]]، ابتدا به بیان تفاوت‌های [[دنیا]] و [[آخرت]] میپردازد و تفاوت آن دو را در:
#[[تغییر]] و [[اثبات]]<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۲۸.</ref>؛
#[[زندگی]] [[خالص]] و [[ناخالص]]<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۲۹.</ref>؛
#برداشت و داشت (درو و کشت)<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۳۰.</ref>؛
#[[سرنوشت]] اختصاصی و مشترک [[انسان‌ها]]<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۳۲.</ref> می‌داند. آنگاه بر اساس تفاوت‌های این دو [[جهان]]، در مورد مجازاتها تقسیمات زیر را ارائه می‌دهد و به بیان آثار و فواید آن می‌پردازد.
==== [[مجازات]] قراردادی ([[تنبیه]] و [[عبرت]])====
ایشان می‌فرماید: نوع اول از مجازات، همان کیفرها و مقررات جزایی است که در [[جوامع بشری]] به وسیله مقنین [[الهی]] و یا غیر الهی، وضع گردیده است. فایده اینگونه مجازاتها دو چیز است: یکی جلوگیری از تکرار [[جرم]] به وسیله خود [[مجرم]] یا دیگران، از طریق رعبی که [[کیفر]] دادن ایجاد می‌کند و به همین جهت، می‌‌توان این نوع مجازات را «تنبیه» نامید.
فایده دیگر، تشفی و [[تسلی]] خاطر [[ستمدیدگان]] است و این در مواردی است که از نوع [[جنایت]] و [[تجاوز]] به دیگران باشد... [[انسان]] ستمدیده، دچار [[عقده]] [[روحی]] می‌گردد و اگر عقده او خالی نگردد، ممکن است به طور آگاهانه یا [[ناآگاهانه]]، روزی مرتکب جنایت گردد. وقتی [[ستمگر]] را در برابر او مجازات کنند، عقده‌اش باز می‌شود و درونش از [[کینه]] و [[ناراحتی]] [[پاک]] می‌گردد. [[قوانین]] جزایی برای [[تربیت]] مجرمین و برقراری [[نظم در جامعه]]، ضروری و لازم است و هیچ چیز دیگر نمیتواند [[جانشین]] آن گردد<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۳۸.</ref>.
==== [[مکافات دنیوی]] و رابطه [[تکوینی]] آن با [[رفتار انسان]]====
[[استاد مطهری]] در این باره داستانی را از [[نهج البلاغه]]، بخش [[کلمات قصار]]، نقل می‌کند که شخصی [[خدمت]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} آمد و از دنیا [[شکایت]]، و آن را [[مذمت]] کرد که چنین و چنان است؛ مثلاً دنیا [[فریبکار]] است و.... علی{{ع}} به او فرمود: تو [[فریب]] دنیا را میخوری؛ [[دنیا]] تو را فریب نمی‌دهد و... تا آنجا که فرمود: دنیا با کسی که با [[صداقت]] [[رفتار]] کند، [[صدیق]] است و برای کسی که آن را [[درک]] کند، مایه [[عافیت]] است و [[دنیا]] [[معبد]] [[دوستان]] [[خدا]]، فرودگاه [[وحی]] خدا و تجارتخانه اولیای خداست<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۱۱ و ۲۱۲.</ref>.
ایشان کیفرهای بعد از [[گناهان]] را نتیجه طبیعی جرایم و گناهان می‌داند و می‌فرماید: دومین نوع از انواع [[مجازات]]، کیفرهایی است که رابطه علی و معلولی با [[جرم]] دارند؛ یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است. این کیفرها را «[[مکافات]] عمل» یا «[[اثر وضعی گناه]]» مینامند. بسیاری از گناهان اثرات وضعی [[ناگواری]] در همین [[جهان]] برای ارتکاب کننده به وجود می‌آورد <ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۰.</ref>.
آنگاه ایشان تفاوت کیفرهای قراردادی و کیفرها و مکافات طبیعی را بیان کرده، و می‌گویند:
مسئله تناسب جرم و [[کیفر]]، مربوط به کیفرهای قراردادی است که رابطه آنها با جرم، رابطه قراردادی است، نه [[واقعی]] و ذاتی؛ اما مکافات‌های طبیعی نتیجه و لازمه عمل‌اند... هر چیزی در [[نظام]] علت و معلولی جهان، موقعیت خاصی دارد و هرگز ممکن نیست که علت واقعی، معلول واقعی را به دنبال خود نیارود<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۱.</ref>.
ایشان آنگاه تفاوت دنیا و [[آخرت]] را بیان می‌کند که دنیا محل کشت است و آخرت محل درو و می‌فرماید که گاه برخی [[اعمال]] در همین دنیا نیز نتایج خود را نشان می‌دهند و به اصطلاح ایشان، کشته‌ها درو می‌گردد و ایشان نیز دریافت ثمره عمل و درو کردن را نیز نوعی [[عذاب الهی]] در همین جهان می‌داند که جزای کامل نیست و [[محاسبه]] دقیق در آخرت صورت میگیرد؛ زیرا آنجا صد درصد [[خانه]] [[جزا]] و حساب است و مجال برای عمل نیست<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۱.</ref> و اضافه می‌کند: کارهایی که مربوط به مخلوق خداست، خواه [[نیکی]] و [[خدمت به خلق]] باشد یا [[بدی]] و صدمه به [[مردم]]؛ بدی و نیکی با [[والدین]]، غالباً در همین دنیا [[پاداش]] و کیفر دارد بی‌آنکه چیزی از جزا [[اخروی]] آن کاسته شو شود<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۲.</ref>.
ایشان در پایان [[تذکر]] می‌دهند که «البته ما نباید چنین بیندیشیم که هرگاه صدمه و مصیبتی بر فرد یا گروهی وارد شد، حتماً [[مکافات]] [[اعمال]] آن است؛ زیرا [[مصائب]] این [[جهان]] [[فلسفه]] دیگری هم دارد. آنچه که ما [[معتقد]] هستیم، این است که در این جهان، فی الجمله مکافات عمل هم وجود دارد»<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۲.</ref>.
==== [[عذاب‌های اخروی]]====
مجازاتهای جهان دیگر، رابطه [[تکوینی]] قویتری با [[گناهان]] دارند. رابطه عمل و [[جزا]] در [[آخرت]]، نه قراردادی است و نه، از نوع رابطه علی و معلولی؛ بلکه از آن هم یک درجه بالاتر است. در اینجا رابطه «عینیت» و«[[اتحاد]]» حکمفرماست؛ یعنی آنچه در آخرت به عنوان [[پاداش]] یا [[کیفر]] به [[نیکوکاران]] یا [[بدکاران]] داده می‌شود، [[تجسم عمل]] خود آنهاست<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۲.</ref>. آنگاه ایشان با استناد به [[آیات]] مختلف [[قرآن]] چنین نتیجه می‌گیرد: آنچه به [[آدمی]] در آن جهان می‌رسد، اعم از نعیم [[بهشتی]] و [[عذاب]] دوزخی، همه چیزهایی است که آدمی خودش آماده و حاضر ساخته است؛ الا این که در این [[دنیا]] آنها را نمی‌شناسد و در آخرت آنها را خواهد [[شناخت]]<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۶.</ref>.
به عبارت دیگر، «اعمال ما صورتی ملکی دارد که فانی و موقت است و آن، همان است که در این جهان به صورت سخن یا عملی دیگر ظاهر می‌شود و صورت و وجهه‌ای [[ملکوتی]] دارد که پس از صدور از ما، هرگز فانی نمی‌شود... و چهره [[غیبی]] باقی است و روزی ما به آن اعمال خواهم رسید... اگر [[زیبا]] و [[لذت]] بخش است، نعیم ما خواهد بود و اگر [[زشت]] و کریه است، [[آتش]] و [[جحیم]] ما خواهد بود»<ref>مرتضی مطهری، عدل الهی، ص۲۴۷.</ref>.
===وجود آموزه‌های [[دینی]] در موارد خاص [[افعال اخلاقی]]===
این موارد خاص، مواردی است که در دیگر مکاتب دیده نمی‌شود؛ بلکه خاص [[مکاتب الهی]]، به ویژه [[مکتب]] حیاتبخش [[اسلام]] است. مثال‌هایی از قبیل «[[ایثار]]» یعنی غیر را بر خود مقدم داشتن، [[زحمت]] خود و [[آسایش]] دیگران را‌ طلبیدن، [[همدردی]] با دردمندان<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص۱۳.</ref>، برحذر داشتن از انجام اعمالی که [[بشر]] از آن [[آگاهی]] کامل ندارد مانند [[نوشیدن شراب]] و دیگر نوشیدنی‌ها و خوردنیهای [[حرام]]، که در قالب بایدها و نبایدهاست، نمونه‌های روشنی از [[جامعیت اسلام]] و اثرگذاری آن در تعیین و تحقق ارزشهای [[اخلاقی]] است که [[شهید مطهری]] عامل مهم و اثرگذار در عمل به [[دستورها]] را [[خداشناسی]] و [[پایبندی]] به [[دین الهی]] می‌داند و اینگونه [[اعمال]] را در جهت [[سعادت بشری]]، بسیار مهم ارزیابی مینماید<ref>ر.ک: مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص۷۱.</ref>.
پس می‌‌توان گفت که [[اخلاق]]، متکی به [[مذهب]] است. [[اعتقاد]] به [[پاداش]] و کیفرهای [[روز بازپسین]]، مجری و پشتوانه [[اصول اخلاقی]] است؛ اعتقاد به خدایی که از درون و برون [[آگاه]] است؛ خدایی که در [[زمین]] و [[آسمان]]، چیزی بر او پنهان نیست؛ خدایی که [[حکمران]] و [[داور]] روز بازپسین است. در آن [[روز]]، [[پرونده اعمال]] [[انسان]]، که به وسیله [[فرشتگان]] [[مصون از خطا]] و [[اشتباه]] نوشته شده است، بازگشایی می‌شود. حتی به این نیز بسنده نمی‌شود؛ بلکه صورت [[واقعی]] [[کردار]] [[انسان]] در برابر او مجسم می‌شود. چنین اعتقاد راسخی، بزرگترین پشتوانه اخلاق و طبیعی‌ترین ضامن اجرایی اصول [[انسانی]] است. [[قدرت]] [[ایمان به خدا]] و کیفرهای روز پسین، گاه به مرتبه‌ای می‌رسد که انسان را در برابر [[گناه]] و [[آلودگی]]، «بیمه» می‌کند و انسان به صورت عنصر [[معصوم]] در می‌آید.<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص 76-83.</ref>


==[[کارکرد دین]] در معرفی ابزار و وسیله پرورش [[فضایل]]==
==[[کارکرد دین]] در معرفی ابزار و وسیله پرورش [[فضایل]]==
۱۲۹٬۹۳۴

ویرایش