←واژه وحی در قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
۲. '''[[وحی تشریعی]] و ارتباط ویژه خدا با پیامبران''': بیشتر موارد کاربرد واژه وحی و اشتقاقات آن در [[قرآن]]، در این معنا است و هرگاه به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص [[نبوی]] و پیامرسانی ویژه به [[انبیا]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بدینگونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودهاند وحی میکند» سوره شوری، آیه ۳.</ref>. | ۲. '''[[وحی تشریعی]] و ارتباط ویژه خدا با پیامبران''': بیشتر موارد کاربرد واژه وحی و اشتقاقات آن در [[قرآن]]، در این معنا است و هرگاه به صورت مطلق و خالی از قرینه بیان شود، مقصود همان وحی مخصوص [[نبوی]] و پیامرسانی ویژه به [[انبیا]] است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«بدینگونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودهاند وحی میکند» سوره شوری، آیه ۳.</ref>. | ||
۳. ''' | ۳. ''' وحی تسدیدی''': در [[سوره انبیاء]] آیه ۷۳ درباره [[پیشوایان]] خدایی میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. به بیان برخی [[مفسران]]، این وحی، [[توفیق]] [[افعال]] [[نیک]] و راهیابی به کمال مطلوب است که از آن به وحی تسدیدی و تأییدی تعبیر میشود، و [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز از آن [[موهبت الهی]] بهرهمندند؛ اما وحی تشریعی، مخصوص [[پیامبران صاحب شریعت]] است<ref>علامه طباطبایی، المیزان، ج۶، ص۲۶۱؛ ج۱۴، ص۳۳۴؛ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۱۴۹.</ref>. | ||
۴. '''اشاره''': [[سوره مریم]]، ماجرای [[بشارت]] یافتن [[زکریا]] را به فرزند یادآور میشود و [[وظیفه]] [[سکوت]] او را بیان میکند که باید مقصود خویش را با اشاره بفهماند، و از این اشاره، به [[وحی]] تعبیر کرده است: {{متن قرآن|قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«فرمود: نشانه تو آنکه سه شب با داشتن تندرستی با مردم سخن نمیتوانی گفت * آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید» سوره مریم، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. | ۴. '''اشاره''': [[سوره مریم]]، ماجرای [[بشارت]] یافتن [[زکریا]] را به فرزند یادآور میشود و [[وظیفه]] [[سکوت]] او را بیان میکند که باید مقصود خویش را با اشاره بفهماند، و از این اشاره، به [[وحی]] تعبیر کرده است: {{متن قرآن|قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا * فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>«فرمود: نشانه تو آنکه سه شب با داشتن تندرستی با مردم سخن نمیتوانی گفت * آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید» سوره مریم، آیه ۱۰-۱۱.</ref>. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
در برخی [[آیات]]، از خطورهای [[شیطانی]] بر [[دل]] [[انسانها]] نیز به [[وحی]] تعبیر شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>. در این [[آیه]] و آیه ۱۱۲ [[سوره انعام]]، مبدأ وحی، غیر از [[خدا]]، و علت کاربرد واژه وحی، پنهان بودن اینگونه [[القا]] است<ref>رشیدرضا، محمد، المنار، ج۸، ص۳۴ و ۷.</ref>. | در برخی [[آیات]]، از خطورهای [[شیطانی]] بر [[دل]] [[انسانها]] نیز به [[وحی]] تعبیر شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>. در این [[آیه]] و آیه ۱۱۲ [[سوره انعام]]، مبدأ وحی، غیر از [[خدا]]، و علت کاربرد واژه وحی، پنهان بودن اینگونه [[القا]] است<ref>رشیدرضا، محمد، المنار، ج۸، ص۳۴ و ۷.</ref>. | ||
۶. '''[[تدبیر]] غریزی | ۶. '''[[تدبیر]] غریزی حیوان''': [[خداوند]] در [[سوره نحل]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوهها و بر درخت و بر داربستهایی که (مردم) میسازند لانه گزین! * سپس از (گل) همه میوهها بخور و راههای هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگهای گوناگون برمیآید که در آن برای مردم درمانی است، بیگمان در این، نشانهای است برای گروهی که میاندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>. | ||
غریزهای که در وجود این حیوان کوچک و کم [[مصرف]]، ولی پرکار تعبیه شده است تا بدون هیچ [[آموزشی]] در جای مناسب، [[خانه]] شگفت انگیز خویش را بسازد و [[زندگی]] جمعی پر از [[نظم]] و [[وظیفهشناسی]] را به شیوهای [[بدیع]] اداره کند و از شهد گلها، عسل مصفا تحویل دهد، همه به تفهیم خاص [[الهی]] است که با ذات این حیوان سرشته شده است. از آنجا که این القای غریزی، نوعی پیامرسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی گرفته است. | غریزهای که در وجود این حیوان کوچک و کم [[مصرف]]، ولی پرکار تعبیه شده است تا بدون هیچ [[آموزشی]] در جای مناسب، [[خانه]] شگفت انگیز خویش را بسازد و [[زندگی]] جمعی پر از [[نظم]] و [[وظیفهشناسی]] را به شیوهای [[بدیع]] اداره کند و از شهد گلها، عسل مصفا تحویل دهد، همه به تفهیم خاص [[الهی]] است که با ذات این حیوان سرشته شده است. از آنجا که این القای غریزی، نوعی پیامرسانی پنهانی از سوی خداوند است، عنوان وحی گرفته است. | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
در نتیجه، واژه وحی در قلمرو [[ادیان توحیدی]]<ref>البته در مسیحیت رسمی فعلی، غیر از مفهوم زبانی و معرفتی وحی، معنای دیگری برای آن میشود که عبارت از شخص مسیح است. ر.ک: سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، فصل ۱ و ۲.</ref>، اخص از مفهوم لغوی آن است و به آن نوع معرفت اختصاص دارد که به شیوهای خاص، از سوی خدا بر انبیای [[حق]] [[القا]] میشود<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۰؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.</ref>. از مطالب پیشین آشکار شد که اطلاق واژه وحی بر الهامهای درونی و [[مکاشفات]] قدیسان، بلکه هر نوع خطور [[قلبی]] نباید منشأ این مغالطه شود که بنابراین، وحی، امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است؛ زیرا مراد از [[وحی]] در [[علم کلام]] و [[ادیان توحیدی]]، مفهوم اخص آن است که به افراد ویژهای اختصاص دارد<ref>مفاد تقریر علامه طباطبایی در وحی یا شعور ناشناخته، و نیز دانشمند غربی، رودلف اتو، در امر قدمی این معنا را به خوبی تصریح میکند که وحی، نوعی شعور ویژه و ناشناخته و غیر همسنخ با مکاشفات قدسی و مینوی است.</ref>.<ref>[[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref> | در نتیجه، واژه وحی در قلمرو [[ادیان توحیدی]]<ref>البته در مسیحیت رسمی فعلی، غیر از مفهوم زبانی و معرفتی وحی، معنای دیگری برای آن میشود که عبارت از شخص مسیح است. ر.ک: سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، فصل ۱ و ۲.</ref>، اخص از مفهوم لغوی آن است و به آن نوع معرفت اختصاص دارد که به شیوهای خاص، از سوی خدا بر انبیای [[حق]] [[القا]] میشود<ref>شیخ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۰؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۲۹۲.</ref>. از مطالب پیشین آشکار شد که اطلاق واژه وحی بر الهامهای درونی و [[مکاشفات]] قدیسان، بلکه هر نوع خطور [[قلبی]] نباید منشأ این مغالطه شود که بنابراین، وحی، امری همگانی است و راه آن برای همه و همیشه باز است؛ زیرا مراد از [[وحی]] در [[علم کلام]] و [[ادیان توحیدی]]، مفهوم اخص آن است که به افراد ویژهای اختصاص دارد<ref>مفاد تقریر علامه طباطبایی در وحی یا شعور ناشناخته، و نیز دانشمند غربی، رودلف اتو، در امر قدمی این معنا را به خوبی تصریح میکند که وحی، نوعی شعور ویژه و ناشناخته و غیر همسنخ با مکاشفات قدسی و مینوی است.</ref>.<ref>[[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref> | ||
== وحیشناسی == | |||
[[قرآن کریم]] در [[آیات]] مختلف به تبیین موارد استعمال آن پرداخته است که از آن برمیآید [[وحی]] در دو اصطلاح [[عام و خاص]] به کار رفته است که در زیر اشاره میشود. | |||
=== موارد استعمال [[وحی در قرآن]] === | |||
با نگاهی اجمالی به [[قرآن مجید]] متوجه میشویم که اصطلاح وحی در قرآن با هفتاد مورد استعمال تنها به [[وحی پیامبران]] اختصاص ندارد، بلکه وحی در موارد دیگر استعمال شده است که اشاره میشود. | |||
=== وحی به جمادات === | |||
وحی در معانی لغوی مختلف مانند: اشاره، [[الهام]]، تفهیم و القای نهانی و رمزی استعمال شده است که وجه مشترک آنها اعلام نهانی و سریع به انحای مختلف از قبیل لفظی، کتبی، اشارهای، [[تکوینی]] و غریزهای است و لذا وحی از دیدگاه لغوی اختصاصی به [[انسان]] یا [[پیامبر]] ندارد و عام است. | |||
قرآن مجید نیز واژگان وحی را به معنای عام و در جمادات استعمال کرده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا}}<ref>«و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref>.<ref>نکته قابل اشاره اینکه تفسیر فوق بنا به عدم تقدیر مضاف «اهل» در سماء است که بعضی احتمال تقدیر دارند) ر.ک: سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۳۶۸).</ref> | |||
[[خداوند]] [[امر]] و [[تدبیر]] هر [[آسمان]] را به خود آن وحی کرد: {{متن قرآن|إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا *... * يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ}}<ref>«هنگامی که زمین از لرزه واپسین خود به لرزه افتد *... * در آن روز مردم، پراکنده (از گورها) باز میگردند تا کردارهایشان را به آنان بنمایانند» سوره زلزال، آیه ۱ و ۶.</ref>. | |||
در این دو [[آیه]] وحی را خداوند بر آسمان و [[زمین]] نسبت داده است و به معنای تفهیم و القای نهانی و تکوینی است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۲.</ref>. | |||
=== وحی بر حیوانات === | |||
در [[قرآن]] وحی بر [[حیوان]] مانند [[زنبور عسل]] نیز استعمال شده است؛ مانند: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوهها و بر درخت و بر داربستهایی که (مردم) میسازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>. در این [[آیه]] [[وحی]] به معنای [[تدبیر]] و تفهیم غریزی است<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، [[محمد]] حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>. | |||
=== وحی [[شیاطین]] و [[جن]] === | |||
بر [[وسوسه]] و [[القا]] و [[تشویق]] بر [[گناه]] شیاطین بر یکدیگر و [[دوستان]] خود، وحی اطلاق شده است: {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>. | |||
همانا [[شیطانها]] دوستان خود را وسوسه میکنند: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref>. | |||
آیه فوق وحی را به معنای سخن سرّی به بعضی از [[انسانها]] و جنها که [[باطن]] [[شیطان]] دارند، نسبت میدهد که آنان با این وحی، یعنی القائات خود در صدد [[گمراهی]] یکدیگر هستند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>. | |||
=== وحی بر [[انسانهای کامل]] === | |||
یکی از معانی وحی [[الهام]] [[قلبی]] و افکندن یک [[پیام]] از سوی [[خداوند]] بر [[قلب]] [[انسان]] است که انسان ناخودآگاه از این [[امر قلبی]] خود [[تبعیت]] میکند. نمونه کامل آن الهام بر [[امامان]] و [[پیشوایان حق]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک را وحی کردیم» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>، آنان را [[پیشوایان]] قرار دادیم که به امر ما [[هدایت]] میکنند. ما برای آنان انجام دادن کارهای خیر را وحی و الهام کردیم. | |||
در اصطلاح از این وحی بر «[[وحی تسدیدی]] و تأییدی» تعبیر میشود، مرتبه پایینتر از آن به انسانهای [[وارسته]]، اما غیر [[پیشوا]] مربوط میشود؛ مانند [[مادر حضرت موسی]] و [[حواری]] که از آن به «[[الهام]] نفسی» یاد میشود<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}} «و به مادر موسی [[الهام]] کردیم که به او شیر بده و اگر بر ([[جان]]) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و [[اندوهگین]] مباش! ما او را به تو باز میگردانیم و او را از [[پیامبران]] خواهیم کرد» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷؛ {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}} «و یاد کن که به حواریان [[وحی]] کردم که به من و فرستادهام [[ایمان]] آورید گفتند: (خداوندا) [[ایمان]] آوردیم و [[گواه]] باش که ما گردن نهادهایم» [[سوره مائده]]، آیه ۱۱۱؛ ر.ک: [[سید محمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان]]، ج۴، ص۳۳۴ و ج۶، ص۲۶۱؛ [[عبدالله جوادی آملی]]، [[تفسیر موضوعی]]، ج۷، ص۱۴۹؛ [[محمدهادی معرفت]]، [[التمهید فی علوم القرآن]]، ج۱، ص۲۷.</ref>. | |||
این سنخ از وحی شامل حال انسانهای عادی مخصوصاً عرفا میشود که به [[زمان]] خاصی منحصر نیست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>. | |||
=== وحی بر [[ملائکه]] === | |||
سنخ دیگر وحی، وحی و [[القاء]] مطلبی از سوی [[خداوند]] بر [[فرشتگان]] است. {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>. | |||
===[[وحی پیامبران]] ([[وحی تشریعی]])=== | |||
ششمین مورد استعمال وحی، وحی پیامبران است که متداولترین [[وحی در قرآن]] است که در آن پیامبران - بر اساس رهیافتهای پیشین – از خداوند[[پیام]] و آیینی را دریافت میکنند. | |||
انزال [[کتاب آسمانی]] و [[فرشته]] [[حامل وحی]] یا [[رویارویی]] بدون واسطه [[الهی]] از مؤلفههای اساسی آن به شمار میآید؛ از اینرو وحی که [[پیامبر]] از [[عالم غیب]] [[شریعت]] و قانونی را دریافت و [[مأمور]] [[تبلیغ]] آن میشود «وحی تشریعی» نام برده میشود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۴.</ref>. | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||