←وحی به جمادات
| خط ۱۱۳: | خط ۱۱۳: | ||
در برخی [[آیات قرآن]]، از وحی به اشیا و [[امور مادی]] [[سخن]] گفته شده است. مثال این نوع وحی را میتوان در این آیه مشاهده کرد: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو [[روز]] (به گونه) [[هفت آسمان]] برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و [[آسمان]] نزدیکتر را به چراغهایی (از [[ستارگان]]) آراستیم و [[نیک]] آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست» [[سوره فصلت]]، آیه ۱۲.</ref>. در آیهای دیگر، [[خداوند متعال]] از وحی به [[زمین]] در [[قیامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز میگوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۴-۵.</ref>. طبیعی است که این قسم از وحی را نمیتوان با وحی به [[انسانها]] مقایسه کرد؛ بلکه با جمادات تناسب دارد. | در برخی [[آیات قرآن]]، از وحی به اشیا و [[امور مادی]] [[سخن]] گفته شده است. مثال این نوع وحی را میتوان در این آیه مشاهده کرد: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو [[روز]] (به گونه) [[هفت آسمان]] برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و [[آسمان]] نزدیکتر را به چراغهایی (از [[ستارگان]]) آراستیم و [[نیک]] آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست» [[سوره فصلت]]، آیه ۱۲.</ref>. در آیهای دیگر، [[خداوند متعال]] از وحی به [[زمین]] در [[قیامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز میگوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۴-۵.</ref>. طبیعی است که این قسم از وحی را نمیتوان با وحی به [[انسانها]] مقایسه کرد؛ بلکه با جمادات تناسب دارد. | ||
ظاهر برخی [[آیات]]، مراتبی از شعور و فهم را به همه موجودات، حتی جمادات نسبت میدهد. مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>. دو [[تفسیر]] برای [[تسبیح]] موجودات در این آیه بیان شده است: [[تسبیح]] [[تکوینی]] و تسبیح [[تشریعی]]<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۳۴.</ref>. در تسبیح تکوینی، [[آفرینش]] اشیا به طور تکوینی بر | ظاهر برخی [[آیات]]، مراتبی از شعور و فهم را به همه موجودات، حتی جمادات نسبت میدهد. مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>. دو [[تفسیر]] برای [[تسبیح]] موجودات در این آیه بیان شده است: [[تسبیح]] [[تکوینی]] و تسبیح [[تشریعی]]<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۳۴.</ref>. در تسبیح تکوینی، [[آفرینش]] اشیا به طور تکوینی بر عظمت خداوند و [[منزه بودن]] او از عیب و نقص دلالت دارد. چنین تسبیحی، نیازمند [[درک]] و شعور تسبیح گوینده نیست. در مقابل، تسبیح تشریعی با درک و شعور تسبیح کننده همراه است. به نظر میرسد مقصود [[آیه شریفه]]، تسبیح تکوینی موجودات نیست؛ زیرا تسبیح، فعل تسبیح گوینده است که اگر مقصود آیه را تسبیح تکوینی موجودات بدون شعور بدانیم، چنین نسبت به همه اشیای مجازی و خلاف ظاهر است. افزون بر آن، تعبیر {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که در انتهای آیه آمده نیز مؤید آن است که مقصود آیه شریفه تسبیح تشریعی است؛ زیرا ما تسبیح تکوینی موجودات را میفهمیم؛ در حالی که در آیه یاد شده آمده است که شما تسبیح آنان را نمیفهمید. پس مقصود از تسبیحی که ما آن را نمیفهمیم، تسبیح تکوینی نیست؛ بلکه همان تسبیح تشریعی است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۷، ص۲۱۴-۲۱۵.</ref>. | ||
البته فهم و شعور موجودات، درجات مختلف دارد که به تناسب آن فهم و شعور، تسبیح آنان و [[وحی]] به آنان نیز متفاوت است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی [[تفسیر القرآن]] بالقرآن، ص۲۱۲؛ [[سیدمحمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان فی تفسیر القرآن]]، ج۲۰، ص۳۴۲؛ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر [[اثنا عشری]]، ج۷، ص۳۸۲.</ref>. بنابراین، وحی به آنان، با وجود اشتراک در معنای لغوی (القای [[علم]] به طور سریع و مخفیانه)، به تناسب فهم و جایگاه وجودی آنان، با [[وحی]] به دیگر موجودات متفاوت است. از [[مفسران]] نخستین نیز در این خصوص تعابیری نقل شده است که [[تسبیح]] و فهم یاد شده را [[تأیید]] میکنند. مثلا آواز بلند خروس، [[نماز]] او معرفی شده است<ref>ر.ک: احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰۲-۱۰۳؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص۲۶؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ج۵، ص۷۴؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۱۸۳.</ref>. این [[تفسیر]]، اگرچه درباره جمادات نیست، اما در بحث تسبیح با جمادات مشترک است؛ زیرا معمولا بین تسبیح حیوانات و جمادات فرقی گذاشته نمیشود. چنین تسبیحی، به معنای تسبیح [[تکوینی]] نیست؛ زیرا بنا بر تسبیح تکوینی، وجود خروس و یکایک کارهای او [[تسبیح خداوند]] است و تسبیحش اختصاص به آواز خاص او ندارد. بنابر این مقصود آن است که خروس به طور [[تشریعی]]، در اندازه فهم خود، [[خداوند]] را[[تسبیح]] میکند و آوازش تسبیح اوست<ref>هاشمی، سید | البته فهم و شعور موجودات، درجات مختلف دارد که به تناسب آن فهم و شعور، تسبیح آنان و [[وحی]] به آنان نیز متفاوت است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی [[تفسیر القرآن]] بالقرآن، ص۲۱۲؛ [[سیدمحمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان فی تفسیر القرآن]]، ج۲۰، ص۳۴۲؛ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر [[اثنا عشری]]، ج۷، ص۳۸۲.</ref>. بنابراین، وحی به آنان، با وجود اشتراک در معنای لغوی (القای [[علم]] به طور سریع و مخفیانه)، به تناسب فهم و جایگاه وجودی آنان، با [[وحی]] به دیگر موجودات متفاوت است. از [[مفسران]] نخستین نیز در این خصوص تعابیری نقل شده است که [[تسبیح]] و فهم یاد شده را [[تأیید]] میکنند. مثلا آواز بلند خروس، [[نماز]] او معرفی شده است<ref>ر.ک: احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰۲-۱۰۳؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص۲۶؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ج۵، ص۷۴؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۱۸۳.</ref>. این [[تفسیر]]، اگرچه درباره جمادات نیست، اما در بحث تسبیح با جمادات مشترک است؛ زیرا معمولا بین تسبیح حیوانات و جمادات فرقی گذاشته نمیشود. چنین تسبیحی، به معنای تسبیح [[تکوینی]] نیست؛ زیرا بنا بر تسبیح تکوینی، وجود خروس و یکایک کارهای او [[تسبیح خداوند]] است و تسبیحش اختصاص به آواز خاص او ندارد. بنابر این مقصود آن است که خروس به طور [[تشریعی]]، در اندازه فهم خود، [[خداوند]] را[[تسبیح]] میکند و آوازش تسبیح اوست<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۳۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۲؛ [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>. | ||
==== [[وحی]] به حیوانات ==== | ==== [[وحی]] به حیوانات ==== | ||