بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[توکل]] از ریشه "و ـ ک ـ ل" در صورتی که با حرف "لام" به کار رود، به معنای [[ولایتپذیری]] و چنانچه با "علی" استعمال شود، به معنای اظهار عجز و | [[توکل]] از ریشه "و ـ ک ـ ل" در صورتی که با حرف "لام" به کار رود، به معنای [[ولایتپذیری]] و چنانچه با "علی" استعمال شود، به معنای اظهار عجز و اعتماد به غیر و در [[قرآن]] به همین معنای اخیر است.<ref>مفردات، ص۸۸۲؛ لسان العرب، ج ۱۵، ص۳۸۸، "وکل".</ref> به گفته برخی اعتماد به غیر و سپردن امر خود به دیگری، دو قیدی است که در ریشه یاد شده باید در نظر گرفته شود و در توکل به لحاظ وزن تفعّل، گونه ای [[مطاوعه]] (موافقت و پذیرش) و [[اختیار]] هست که گویا [[انسان]] با اختیار خود فردی را [[وکیل]] بر میگزیند تا به کارهایش سامان بخشد<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص۱۹۳، "وکل".</ref> کاربرد این واژه در حوزههای گوناگون [[تفسیری]] و [[اخلاقی]] سبب تفاوت در تبیین مفهوم آن شده است؛ از دیدگاه [[مفسّران]]، [[تفویض]] امور به [[خداوند]] و تمسک به [[طاعت]] او و [[رضایت]] دادن به [[تدبیر]] وی<ref> مجمع البیان، ج ۵، ص۲۸۷.</ref> یا در همه [[شئون]] گفتاری و کرداری بر او تکیه کردن<ref> فتح القدیر، ج ۳، ص۱۶۴.</ref> یا سپردن امور به او همراه [[انقطاع]] از اسباب و علل ظاهری و اعتماد به او به عنوان سبب [[حقیقی]] و [[مرجع]] همه اسباب است.<ref> المیزان، ج ۱۸، ص۲۵.</ref> از منظر [[عالمان]] [[اخلاق]] نیز دل بستن به حول و [[قوه]] او و [[بیاعتنایی]] به [[قدرت]] و توان خویش<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص۲۲۰؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص۴۰۷.</ref> از تعاریف توکل بیان شده است. در [[عرفان اسلامی]] [[توکل]]، تن را به [[عبودیت]] وادار کردن و [[قلب]] را به [[ربوبیت الهی]] وابسته کردن است.<ref>چهل حدیث، ص۲۱۴.</ref> در [[روایات]] نیز توکل به نترسیدن از غیر [[خدا]]،<ref>بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۵۶.</ref> [[ناامیدی]] از [[خلق]] و توجه به خداوند<ref> معانی الاخبار، ص۲۶۱.</ref> و کنار گذاشتن همه قدرتها و در [[انتظار]] مقدر [[الهی]] بودن<ref>غرر الحکم، ج ۲، ص۸۰.</ref> معنا شده است. | ||
به نظر میرسد تفاوت معنایی [[توکل]] بر اثر تشکیک مفهومی آن باشد که بر حسب [[اختلاف]] موقعیت افراد و نوع [[بینش]] آنان درباره [[خداوند]]، گونه توکل آنان نیز فرق میکند و سرّ آن، [[وابستگی]] این صفت به [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[انسان]] است و طبیعی است که ایمان [[انسانها]] دارای مراتب است، پس هرچه [[ایمان]] و [[اعتقاد]] قویتر و راسختر باشد، [[توکل]] نیز به همان [[میزان]] بالاتر و مستحکمتر است.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ص۳۸۷.</ref> در برخی [[روایات]] نیز تصریح شده است که [[توکل]] درجاتی دارد،<ref> الکافی، ج ۲، ص۶۵.</ref> چنان که [[عالمان]] [[اخلاق]] برای آن سه مرحله ذکر کرده اند: | به نظر میرسد تفاوت معنایی [[توکل]] بر اثر تشکیک مفهومی آن باشد که بر حسب [[اختلاف]] موقعیت افراد و نوع [[بینش]] آنان درباره [[خداوند]]، گونه توکل آنان نیز فرق میکند و سرّ آن، [[وابستگی]] این صفت به [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[انسان]] است و طبیعی است که ایمان [[انسانها]] دارای مراتب است، پس هرچه [[ایمان]] و [[اعتقاد]] قویتر و راسختر باشد، [[توکل]] نیز به همان [[میزان]] بالاتر و مستحکمتر است.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ص۳۸۷.</ref> در برخی [[روایات]] نیز تصریح شده است که [[توکل]] درجاتی دارد،<ref> الکافی، ج ۲، ص۶۵.</ref> چنان که [[عالمان]] [[اخلاق]] برای آن سه مرحله ذکر کرده اند: | ||
# | # اعتماد و اتکا به [[خداوند]] در حد اعتماد[[انسان]] به وکیلی عادی که در این صورت موکِّل نیز دارای [[تدبیر]] و [[اختیار]] هست؛ نه آنکه تمامی اختیار از کف او بیرون باشد. | ||
# روی آوردن به خداوند در حد التفات طفل به مادر که تمامی توجه | # روی آوردن به خداوند در حد التفات طفل به مادر که تمامی توجه کودک به مادر است و جز او نمیخواهد و نمیخواند<ref>احیاء العلوم، ج ۳، ص۱۸۳ - ۱۸۶؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص۴۰۸ - ۴۰۹؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۲۵ - ۲۲۶.</ref>. | ||
# بالاترین درجه توکل آن است که موکِّل، خودش را در حرکات و سکنات همچون مرده ای در دستان غسّال میبیند. در این مرحله به خلاف مرحله دوم، سخن از | # بالاترین درجه توکل آن است که موکِّل، خودش را در حرکات و سکنات همچون مرده ای در دستان غسّال میبیند. در این مرحله به خلاف مرحله دوم، سخن از طلب و [[تضرع]] هم نیست، چنان که ابراهیم{{ع}} در برابر پیشنهاد [[جبرئیل]] مبنی بر [[درخواست کمک]] از خداوند میگوید: اینکه او [[آگاه]] به حال من است مرا کفایت میکند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص۲۲۵؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص۲۷۳.</ref> نزدیک بودن مفهوم توکل با مفاهیم واژههایی همچون [[تفویض]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] سبب گشته است واژه پژوهان به بیان فرق بین آنها بپردازند. توکل و تفویض هر دو به معنای واگذاری کار به دیگری است، از این رو برخی [[مفسران]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس به زودی آنچه به شما میگویم به یاد خواهید آورد و کار خود را به خداوند وا میگذارم که خداوند بیگمان به (حال) بندگان خویش بیناست» سوره غافر، آیه ۴۴.</ref> تفویض را به توکل [[تفسیر]] کردهاند؛<ref> تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۱۵۸.</ref> اما در توکل، [[حق]] اعتبار برای موکِّل میماند و در تفویض چنین نیست و شخص مفوَّض دارای [[اختیار]] کامل میشود و واگذار کننده هیچ گونه اعتباری را برای خودش باقی نمیگذارد، بنابراین [[تفویض]] در [[وظایف]] و [[تکالیف شرعی]]، راه ندارد.<ref>التحقیق، ج ۹، ص۱۵۷، "فوض"؛ ج ۱۳، ص۱۹۳.</ref> برخی تفویض را دقیقتر و گستردهتر از [[توکل]] دانسته است؛ زیرا [[انسان]] [[متوکل]] [[خداوند]] را در [[مصالح]] خویش [[وکیل]] میکند؛ ولی در [[تفویض]]، در تمامی امور [[حق]] متعالی را [[متصرف]] میداند و خود را هیچ میبیند.<ref>منازل السائرین، ص۷۶؛ چهل حدیث، ص۲۱۸.</ref> [[رضا]] و [[تسلیم]]، مرتبه پس از توکل و تفویض هستند؛ وقتی انسان به خداوند اعتماد میکند، از آنچه در [[سایه]] این اعتماد برایش مقدر میشود [[خشنود]] است، هر چند [[مقام تسلیم]] شامختر و والاتر از رضاست؛ زیرا [[بنده]] [[تسلیم]] به [[خشنودی]] و عدم خشنودی هم اعتنایی ندارد و خود را در برابر مولایش در [[وفاق]] کامل میبیند<ref> التحقیق، ج ۱۳، ص۱۹۳، "و کل".</ref>. | ||
== توکل در [[قرآن]] == | == توکل در [[قرآن]] == | ||
توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: | توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: | ||
# اهمیت و انگیزه [[توکل]]: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای [[قوم]] من! به من بگویید که اگر برهانی از [[پروردگار]] خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما [[مخالفت]] کنم، تا آنجا که میتوانم جز [[اصلاح]] نظری ندارم و [[توفیق]] من جز با [[خداوند]] نیست، بر او [[توکل]] دارم و به سوی او باز میگردم» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>، | |||
# علل و عوامل توکل: {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>، | |||
# آثار توکل: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، | |||
# موارد [[توکل]]: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، | |||
# [[ضرورت]] تلاش و کار در کنار توکل: {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و گفت: فرزندانم! از یک دروازه، وارد نشوید و از دروازههای گوناگون درآیید! و (هر چند) من شما را از هیچ قضای خداوند باز نمیتوانم داشت که فرمان، جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> پرداخته و نیز در آیاتی از [[خداوند]] به "[[وکیل]]" یاد شده است. {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}}<ref>«و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که میگویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمیشود یا فرشتهای همراه وی نمیآید؟» تو، تنها بیمدهندهای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | |||
== اهمیت [[توکل]] == | == اهمیت [[توکل]] == | ||
خداوند از یک سو [[شیطان]] را از [[سیطره]] بر [[بندگان]] ویژه خود [[ناامید]] ساخته: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«بیگمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>) و از سوی دیگر راه سیطره او را بر [[مؤمنان]] و متوکلان بسته است: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> و از کنار هم قرار دادن این دو [[آیه]] میتوان برداشت کرد که ملاک [[عبودیت]] [[انسان]] توکل اوست | خداوند از یک سو [[شیطان]] را از [[سیطره]] بر [[بندگان]] ویژه خود [[ناامید]] ساخته: {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«بیگمان تو بر بندگان من چیرگی نداری مگر آن گمراهان که از تو پیروی کنند» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>) و از سوی دیگر راه سیطره او را بر [[مؤمنان]] و متوکلان بسته است: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> و از کنار هم قرار دادن این دو [[آیه]] میتوان برداشت کرد که ملاک [[عبودیت]] [[انسان]] توکل اوست<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۴.</ref>. | ||
همچنین خداوند والا در مواردی [[انبیا]] و فرستادگان خود را با صفت [[توکل]] میستاید و آنان نیز همواره [[پیروان]] خود را به داشتن این ویژگی سفارش میکردند {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و گفت: فرزندانم! از یک دروازه، وارد نشوید و از دروازههای گوناگون درآیید! و (هر چند) من شما را از هیچ قضای خداوند باز نمیتوانم داشت که فرمان، جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>، بنابراین [[توکل]] نیازی دائمی برای [[مؤمنان]] به خداست و اینکه در بعضی از [[آیات]] با فعل مضارع آمده است میتواند [[شاهد]] آن باشد {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره نحل، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره نحل، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«پس آنچه به شما داده شده است کالای زندگانی این [[جهان]] است و آنچه نزد [[خداوند]] است برای آنان که [[ایمان]] آوردهاند و بر پروردگارشان [[توکّل]] دارند بهتر و پایاتر است» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۳۶.</ref>، از همین رو در ۲۰ آیه بر صفت [[توکل]] تأکید و بدان امر شده است. این توصیه در صحنههای مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و نظامی دیده میشود. {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره مائده، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> به گفتهای از اینکه [[خداوند]] در برخی [[آیات]] مانند {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز او نیست و [[مؤمنان]] باید تنها بر خداوند [[توکّل]] کنند» [[سوره تغابن]]، [[آیه]] ۱۳.</ref> مؤمنان را به داشتن [[توکل]] [[امر]] میکند چنین برمی آید که [[انسان]] بیتوکل [[مؤمن]] نیست <ref>روح المعانی، ج ۲۸، ص۱۸۵.</ref> و به [[باور]] برخی امکان ندارد در [[قلب]] کسی [[ایمان]] و [[اعتقاد به وحدانیت]] [[پروردگار]] باشد ولی به غیر [[خدا]] | همچنین خداوند والا در مواردی [[انبیا]] و فرستادگان خود را با صفت [[توکل]] میستاید و آنان نیز همواره [[پیروان]] خود را به داشتن این ویژگی سفارش میکردند {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد (شما چه خواهید کرد؟) و من در آنچه شما را از آن باز میدارم نمیخواهم با شما مخالفت کنم، تا آنجا که میتوانم جز اصلاح نظری ندارم و توفیق من جز با خداوند نیست، بر او توکل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره هود، آیه ۸۸.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و گفت: فرزندانم! از یک دروازه، وارد نشوید و از دروازههای گوناگون درآیید! و (هر چند) من شما را از هیچ قضای خداوند باز نمیتوانم داشت که فرمان، جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، {{متن قرآن|قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطَانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشری مانند شما نیستیم امّا خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد (و به او رسالت میبخشد) و ما را نشاید که جز به اذن خداوند برهانی برای شما بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>، بنابراین [[توکل]] نیازی دائمی برای [[مؤمنان]] به خداست و اینکه در بعضی از [[آیات]] با فعل مضارع آمده است میتواند [[شاهد]] آن باشد {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره نحل، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره نحل، آیه ۴۲.</ref>، {{متن قرآن|فَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«پس آنچه به شما داده شده است کالای زندگانی این [[جهان]] است و آنچه نزد [[خداوند]] است برای آنان که [[ایمان]] آوردهاند و بر پروردگارشان [[توکّل]] دارند بهتر و پایاتر است» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۳۶.</ref>، از همین رو در ۲۰ آیه بر صفت [[توکل]] تأکید و بدان امر شده است. این توصیه در صحنههای مختلف [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و نظامی دیده میشود. {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره مائده، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> به گفتهای از اینکه [[خداوند]] در برخی [[آیات]] مانند {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز او نیست و [[مؤمنان]] باید تنها بر خداوند [[توکّل]] کنند» [[سوره تغابن]]، [[آیه]] ۱۳.</ref> مؤمنان را به داشتن [[توکل]] [[امر]] میکند چنین برمی آید که [[انسان]] بیتوکل [[مؤمن]] نیست <ref>روح المعانی، ج ۲۸، ص۱۸۵.</ref> و به [[باور]] برخی امکان ندارد در [[قلب]] کسی [[ایمان]] و [[اعتقاد به وحدانیت]] [[پروردگار]] باشد ولی به غیر [[خدا]] اعتماد کند، بنابراین در صورتی که شخص به غیر خدا اعتماد کند، باید در ایمان وی [[تأمّل]] کرد.<ref>فی ظلال القرآن، ج ۳، ص۱۴۷۶.</ref> درخواست از پروردگار و [[نیایش]] به درگاه او پس از اظهار اعتماد به وی {{متن قرآن|قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِيهَا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ}}<ref>«اگر به آیین شما -پس از آنکه خداوند ما را از آن رهایی بخشیده است- باز گردیم بیگمان بر خداوند دروغ بستهایم و ما را نرسد که به آن باز گردیم مگر آنکه خداوند پروردگار ما بخواهد، دانش پروردگار ما همه چیز را فرا گرفته است، ما بر خداوند توکّل داریم، خداوندا! میان ما و قوم ما به حق داوری فرما و تو بهترین داورانی» سوره اعراف، آیه ۸۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>«گفتند: بر خداوند توکّل داریم؛ پروردگارا! ما را مایه عبرتی برای گروه ستمگران مگردان!» سوره یونس، آیه ۸۵.</ref>؛ {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ}}<ref>«بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به [[قوم]] خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای [[خداوند]] میپرستید بیزاریم، شما را [[انکار]] میکنیم و میان ما و شما [[جاودانه]] [[دشمنی]] و [[کینه]] پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه [[ایمان]] آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند [[آمرزش]] خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو [[توکل]] داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست» [[سوره ممتحنه]]، [[آیه]] ۴.</ref>، بهرهمندی [[عابدان]] از توکل {{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ}}<ref>«و نهان آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده میشود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref>،<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۲۷۰.</ref> [[ضرورت]] توکل در هنگامه [[جهاد]] {{متن قرآن|إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref> و در مسیر [[هجرت]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از ستم دیدن در راه خداوند هجرت کردند در این جهان در جایی نیکو جا میدهیم و پاداش دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند» سوره نحل، آیه ۴۱.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان [[توکّل]] میکنند» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۴۲.</ref>، پیوند [[توکل]] با پرهیزگاری {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره مائده، آیه ۱۱.</ref> و تأثیر توکل در ایجاد [[روحیه]] [[صبر]] و [[مقاومت]] {{متن قرآن|وَجَاءُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ}}<ref>«و خونی دروغین را بر پیراهن او آوردند؛ (یعقوب) گفت: (نه چنین است که میگویید) بلکه (هوای) نفستان کاری را در چشمتان آراست، اکنون (کار من) شکیبی نیکوست و بر آنچه وصف میکنید از خداوند باید یاری جست» سوره یوسف، آیه ۱۸.</ref> بیانگر اهمیت این صفت در [[فرهنگ]] قرآناند<ref>راهنما، ج ۸، ص۳۴۶.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
== خاستگاه توکل == | == خاستگاه توکل == | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
روشن است همه این [[آیات]] در قالب [[اوامر]] ارشادی، بیانگر [[لزوم]] [[توکل بر خدا]] هستند و هر یک رویکردی به صفتی از [[صفات پروردگار]] است وگرنه [[حقیقت]] [[توکل]] وابسته به [[شناخت]] او و رسیدن [[بنده]] به درجه [[عین الیقین]] از [[ایمان]] است،<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص۱۹۴ - ۱۹۵، "وکل".</ref> چنان که در آیاتی مانند {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>،{{متن قرآن|إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره مائده، آیه ۱۱.</ref>، [[مؤمنان]] به آراسته شدن به صفت [[توکل]] [[مأمور]] گشتهاند. | روشن است همه این [[آیات]] در قالب [[اوامر]] ارشادی، بیانگر [[لزوم]] [[توکل بر خدا]] هستند و هر یک رویکردی به صفتی از [[صفات پروردگار]] است وگرنه [[حقیقت]] [[توکل]] وابسته به [[شناخت]] او و رسیدن [[بنده]] به درجه [[عین الیقین]] از [[ایمان]] است،<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص۱۹۴ - ۱۹۵، "وکل".</ref> چنان که در آیاتی مانند {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>،{{متن قرآن|إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«اگر خداوند یاریتان کند هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد و اگر شما را واگذارد پس از او کیست که یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای مؤمنان از نعمت خداوند بر خود یاد کنید، آنگاه که گروهی بر آن بودند تا بر شما دستدرازی کنند و خداوند دستشان را از شما کوتاه کرد، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند» سوره مائده، آیه ۱۱.</ref>، [[مؤمنان]] به آراسته شدن به صفت [[توکل]] [[مأمور]] گشتهاند. | ||
گفتنی است از آنجا که زیربنای توکل و | گفتنی است از آنجا که زیربنای توکل و اعتماد، [[شناخت]] و [[اعتقاد]] است، هرگاه [[معرفت]] [[انسان]] از [[خدا]] بر مبنای صحیحی [[استوار]] نباشد فرد، دچار [[گمراهی]] میگردد و مسیر [[حرکت]] وی [[تغییر]] کرده، به غیر خدا اعتماد میکند، از این روبسیاری از [[موحّدان]] که احاطه [[ربوبی]] را [[باور]] ندارند، [[توکل]] آنان فراتر از لفظ و ادّعا نیست و در [[امور دنیا]] به هیچ وجه به [[حق]] اعتماد نداشته، تنها به اسباب ظاهری متشبث میشوند.<ref>چهل حدیث، ص۲۱۵.</ref> مراتب شدیدتر این اعتماد به غیر خدا را میتوان در میان [[کافران]]، [[مشرکان]] و [[دوستان شیطان]] جست و جو کرد که از [[ولایت]] [[حق]] نیز خارج گشته، تحت [[ولایت شیطان]] درمی آیند: {{متن قرآن|وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا}}<ref>«و بیگمان آنان را گمراه میکنم و به آرزو (های دور و دراز) میافکنم و به آنان فرمان میدهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافهپرستی) میشکافند و به آنان فرمان میدهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه میسازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نساء، آیه ۱۱۹.</ref> قهراً چنین افرادی بر خدا توکل ندارند و در دام [[ابلیس]] گرفتار میآیند<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
== | == آثار توکل == | ||
توکل آثار | توکل آثار ارزشمندی در زمینههای مختلف دارد؛ از جمله: | ||
# '''مصونیت از [[سیطره]] [[شیطان]]:''' {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> | # '''مصونیت از [[سیطره]] [[شیطان]]:''' {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref>، | ||
# ''' | # '''محبوبیت نزد [[پروردگار]]:''' {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) [[خداوند]] با آنان [[نرمخویی]] ورزیدی و اگر درشتخویی [[سنگدل]] میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان [[آمرزش]] بخواه و با آنها در کار، [[رایزنی]] کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند[[توکل]] کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را [[دوست]] میدارد» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۵۹.</ref>، | ||
# '''ایجاد | # '''ایجاد روحیه [[مقاومت]] برای [[موحدان]] در برابر [[مشرکان]]:''' {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref> [[تفریع]] جمله {{متن قرآن|لَنَصْبِرَنَّ}} بر [[توکل]] نشان میدهد که ایجاد روحیه [[صبر]] و مقاومت بر اثر همان اعتماد و توکل بر [[خدای متعال]] است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۳۳.</ref>، | ||
# '''برخورداری از | # '''برخورداری از حمایت [[الهی]]:''' {{متن قرآن|وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}<ref>«و به او از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بیگمان خداوند برای هر چیز، اندازهای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref>، | ||
# '''بهرهمند شدن از [[الطاف خداوند]] و دستیابی به نعمتهای او:''' {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> از فاء سببیت در {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا}} این معنا را میتوان برداشت کرد <ref>تفسیر قاسمی، ج ۶، ص۱۲۳.</ref> | # '''بهرهمند شدن از [[الطاف خداوند]] و دستیابی به نعمتهای او:''' {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> از فاء سببیت در {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا}} این معنا را میتوان برداشت کرد<ref>تفسیر قاسمی، ج ۶، ص۱۲۳.</ref>، | ||
# '''تحصیل [[عزت]]:''' {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref> از تعلیل ذیل [[آیه]] که "عزت از آنِ [[خداوند]] است" به دست میآید که فرجام کار [[متوکل]] [[دست]] یافتن به عزت است. طبق روایتی عزت و [[غنا]] در گردش هستند تا به [[توکل]] برسند؛ آن گاه استقرار مییابند | # '''تحصیل [[عزت]]:''' {{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که منافقان و بیماردلان میگفتند: اینان را دینشان فریفته است در حالی که هر کس بر خداوند توکّل کند بیگمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۴۹.</ref> از تعلیل ذیل [[آیه]] که "عزت از آنِ [[خداوند]] است" به دست میآید که فرجام کار [[متوکل]] [[دست]] یافتن به عزت است. طبق روایتی عزت و [[غنا]] در گردش هستند تا به [[توکل]] برسند؛ آن گاه استقرار مییابند<ref>الکافی ج ۲، ص۶۵.</ref>، | ||
# '''[[آرامش]] و | # '''[[آرامش]] و نهراسیدن از [[تهدیدها]]:''' [[سخن]] نوح در برابر [[انکار]] و [[حق ناپذیری]] [[کافران]] این بود که اگر قبول [[حق]] برای شما گران است، هر چه میخواهید انجام دهید؛ زیرا اعتماد من بر [[خداوند متعال]] است: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref> [[منطق]] [[هود]] نیز در برابر مخالفان خویش این بود که هرچه در توان دارید به کار گیرید: {{متن قرآن|مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لَا تُنْظِرُونِ إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«از این روی همه هر نیرنگی دارید در برابر من بهکار برید و به من مهلت ندهید من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است» سوره هود، آیه ۵۵-۵۶.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
== موارد [[توکل]] == | == موارد [[توکل]] == | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
# '''[[جنگ]] با [[کافران]]:''' {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>، | # '''[[جنگ]] با [[کافران]]:''' {{متن قرآن|إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«(یاد کنید) آنگاه را که دو دسته از شما میخواستند (در رفتن به جنگ) سستی کنند حال آنکه خداوند یاور آنان بود و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره آل عمران، آیه ۱۲۲.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>، | ||
# '''پذیرش پیشنهاد [[صلح]] از سوی [[دشمن]]:''' {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref><ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۱۳.</ref>، | # '''پذیرش پیشنهاد [[صلح]] از سوی [[دشمن]]:''' {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref><ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۱۳.</ref>، | ||
# '''[[تبلیغ دین]] و احتمال عدم | # '''[[تبلیغ دین]] و احتمال عدم پذیرش حق از سوی [[گمراهان]]:''' {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، | ||
# '''[[هجرت]]:''' {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از [[ستم]] دیدن در راه [[خداوند]] هجرت کردند در این [[جهان]] در جایی [[نیکو]] جا میدهیم و [[پاداش]] دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان [[توکّل]] میکنند» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۴۱-۴۲.</ref>، | # '''[[هجرت]]:''' {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«و کسانی را که پس از [[ستم]] دیدن در راه [[خداوند]] هجرت کردند در این [[جهان]] در جایی [[نیکو]] جا میدهیم و [[پاداش]] دنیای واپسین بزرگتر است اگر میدانستند همانان که شکیب ورزیدند و بر پروردگارشان [[توکّل]] میکنند» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۴۱-۴۲.</ref>، | ||
# '''تصمیمهای سرنوشتساز [[رهبر]] [[امّت]] و [[مدیر]] [[جامعه اسلامی]]:''' {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، | # '''تصمیمهای سرنوشتساز [[رهبر]] [[امّت]] و [[مدیر]] [[جامعه اسلامی]]:''' {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دو» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
# '''برخورد با [[مستکبران]] و [[ستمگران]]:''' {{متن قرآن|فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) [[موسی]] را [[باور]] نکرد جز فرزندانی از [[قوم]] وی، (آن هم) با [[ترس]] آنکه [[فرعون]] و سرکردگانشان آنان را به [[بلا]] افکنند و بیگمان فرعون در (سر) [[زمین]] ([[مصر]]) بلند پروازی کرد و او به [[راستی]] از گزافکاران بود و موسی گفت: ای قوم من! اگر به [[خداوند]] [[ایمان]] آوردهاید، چنانچه گردن نهادهاید بر او [[توکّل]] کنید» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۸۳.</ref>، | # '''برخورد با [[مستکبران]] و [[ستمگران]]:''' {{متن قرآن|فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) [[موسی]] را [[باور]] نکرد جز فرزندانی از [[قوم]] وی، (آن هم) با [[ترس]] آنکه [[فرعون]] و سرکردگانشان آنان را به [[بلا]] افکنند و بیگمان فرعون در (سر) [[زمین]] ([[مصر]]) بلند پروازی کرد و او به [[راستی]] از گزافکاران بود و موسی گفت: ای قوم من! اگر به [[خداوند]] [[ایمان]] آوردهاید، چنانچه گردن نهادهاید بر او [[توکّل]] کنید» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۸۳.</ref>، | ||
# '''[[کشاورزی]] و بذرافشانی:''' {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>.<ref>البرهان، ج ۳، ص۳۰۸.</ref> | # '''[[کشاورزی]] و بذرافشانی:''' {{متن قرآن|وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref>«و چرا بر خداوند توکّل نکنیم حال آنکه راهمان را به ما نشان داده است؟ و بیگمان بر آزاری که میدهیدمان شکیبایی پیشه میکنیم و توکّلکنندگان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره ابراهیم، آیه ۱۲.</ref>.<ref>البرهان، ج ۳، ص۳۰۸.</ref> | ||
# ''' | # '''رویارویی با [[وسوسههای شیطان]]:''' "و اِمّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیطـنِ نَزغٌ فَاستَعِذ بِاللّه" {{متن قرآن|وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر دمدمهای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref>، به ویژه هنگام [[تلاوت قرآن]]: {{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}}<ref>«پس، چون قرآن بخوانی از شیطان رانده به خداوند پناه جو؛» سوره نحل، آیه ۹۸.</ref> شایان ذکر است گرچه در دو [[آیه]] اخیر واژه [[استعاذه]] آمده است، به استناد تعلیل در آیه {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«که او را بر آنان که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل میکنند چیرگی نیست» سوره نحل، آیه ۹۹.</ref> که در آن استعاذه جایگزین [[توکل]] گشته است میتوان برداشت کرد که استعاذه نوعی توکل است<ref>المیزان، ج ۸، ص۳۸۸؛ ج ۱۲، ص۳۴۴.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
==[[توکل]] و تلاش == | ==[[توکل]] و تلاش == | ||
[[پروردگار]] والا راه [[رسیدن به کمال]] را برای [[انسان]] تنها در پرتو تلاش او میداند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه [[آدمی]] را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» [[سوره نجم]]، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین توکل و [[اعتماد به خداوند]] نباید به گونه ای معنا شود که با این [[سنت الهی]] منافات داشته باشد، بر این اساس، از یک سو بهکارگیری اسباب و وسایط برای رسیدن به نتیجه، خود نوعی از [[ایمان به خداوند]] است؛ زیرا او بندگانش را به این مسیر [[هدایت]] فرموده است و از سوی دیگر نباید این اسباب را منشأ اثر دانسته، نتیجه را به آنها مستند بدانیم، بلکه [[مؤمن]]، [[خداوند]] را مؤثر [[واقعی]] میداند؛ ولی هیچ گاه از تلاش برای رسیدن به نتیجه دست بر نمیدارد،<ref>فی ظلال القران ج ۹، ص۱۴۷۶.</ref> چنان که [[یعقوب]]{{ع}} برای [[حفظ]] [[سلامتی]] فرزندانش از خطر [[چشم زخم]] و امثال آن به [[تدارک]] اسباب و اینکه از درهای گوناگون وارد شوند توصیه کرد: {{متن قرآن| وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ}}<ref>«از دروازههای گوناگون درآیید!» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> و سپس [[حکم]] و تقدیر را از آنِ [[خدا]] دانسته، بر او توکل کرد: {{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}<ref>«جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، همچنان که برای دستیابی [[بنی اسرائیل]] به [[پیروزی]] بر [[جباران]] [[سرزمین مقدس]] افزون بر [[توکل به خداوند]]، تلاش و [[حرکت]] ضروری است: {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> در [[آموزههای پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز همین روش هست؛ مردی [[عرب]] با [[تمسک]] به [[توکل]] شترش را رها کرد و [[پیامبر]] میفرمود که او را ببند و سپس توکل کن،<ref> السنن الکبری، ج ۶، ص۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص۷۷، ج ۵، ص۴۱۷؛ مشکاة الانوار، ص۵۵۱.</ref> بر این اساس، گفته شده است که توکل حالت پیامبر{{صل}} و کسب و تلاش [[سنت]] اوست.<ref>دایرة المعارف [[تشیع]]، ج ۵، ص۱۵۴.</ref> [[گوشه نشینی]] و [[بیکاری]] به بهانه توکل بر [[خداوند]]، خلاف سنت و [[حکمت خداوند]] و [[رسول]] اوست، بنابراین انجام دادن اموری همچون برداشتن [[توشه]] [[سفر]]، مداوای [[بیمار]]، [[آمادگی]] و تهیه [[سلاح]] برای [[مقابله با دشمن]] و... هیچ گاه خلاف توکل نیست، بلکه مهم [[دل]] نبستن به این موارد و [[اذعان]] به این [[حقیقت]] است که موثر [[واقعی]]، [[خداوند متعال]] است <ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۱۲۵؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۲۸؛ معراج السعاده، ص۷۰۱ - ۷۰۲.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] | [[پروردگار]] والا راه [[رسیدن به کمال]] را برای [[انسان]] تنها در پرتو تلاش او میداند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه [[آدمی]] را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» [[سوره نجم]]، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین توکل و [[اعتماد به خداوند]] نباید به گونه ای معنا شود که با این [[سنت الهی]] منافات داشته باشد، بر این اساس، از یک سو بهکارگیری اسباب و وسایط برای رسیدن به نتیجه، خود نوعی از [[ایمان به خداوند]] است؛ زیرا او بندگانش را به این مسیر [[هدایت]] فرموده است و از سوی دیگر نباید این اسباب را منشأ اثر دانسته، نتیجه را به آنها مستند بدانیم، بلکه [[مؤمن]]، [[خداوند]] را مؤثر [[واقعی]] میداند؛ ولی هیچ گاه از تلاش برای رسیدن به نتیجه دست بر نمیدارد،<ref>فی ظلال القران ج ۹، ص۱۴۷۶.</ref> چنان که [[یعقوب]]{{ع}} برای [[حفظ]] [[سلامتی]] فرزندانش از خطر [[چشم زخم]] و امثال آن به [[تدارک]] اسباب و اینکه از درهای گوناگون وارد شوند توصیه کرد: {{متن قرآن| وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ}}<ref>«از دروازههای گوناگون درآیید!» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> و سپس [[حکم]] و تقدیر را از آنِ [[خدا]] دانسته، بر او توکل کرد: {{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}<ref>«جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، همچنان که برای دستیابی [[بنی اسرائیل]] به [[پیروزی]] بر [[جباران]] [[سرزمین مقدس]] افزون بر [[توکل به خداوند]]، تلاش و [[حرکت]] ضروری است: {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> در [[آموزههای پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز همین روش هست؛ مردی [[عرب]] با [[تمسک]] به [[توکل]] شترش را رها کرد و [[پیامبر]] میفرمود که او را ببند و سپس توکل کن،<ref> السنن الکبری، ج ۶، ص۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص۷۷، ج ۵، ص۴۱۷؛ مشکاة الانوار، ص۵۵۱.</ref> بر این اساس، گفته شده است که توکل حالت پیامبر{{صل}} و کسب و تلاش [[سنت]] اوست.<ref>دایرة المعارف [[تشیع]]، ج ۵، ص۱۵۴.</ref> [[گوشه نشینی]] و [[بیکاری]] به بهانه توکل بر [[خداوند]]، خلاف سنت و [[حکمت خداوند]] و [[رسول]] اوست، بنابراین انجام دادن اموری همچون برداشتن [[توشه]] [[سفر]]، مداوای [[بیمار]]، [[آمادگی]] و تهیه [[سلاح]] برای [[مقابله با دشمن]] و... هیچ گاه خلاف توکل نیست، بلکه مهم [[دل]] نبستن به این موارد و [[اذعان]] به این [[حقیقت]] است که موثر [[واقعی]]، [[خداوند متعال]] است<ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص۱۲۵؛ جامع السعادات، ج ۳، ص۲۲۸؛ معراج السعاده، ص۷۰۱ - ۷۰۲.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref> | ||
== تنظیم | |||
== تنظیم آیات توکل به ترتیب مصحفی آن == | |||
#{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>. | #{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام کنید و مهلتم ندهید» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>. | #{{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام کنید و مهلتم ندهید» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۸: | ||
#{{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}<ref>«بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۰.</ref>. | #{{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}<ref>«بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۰.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۴۵.</ref> | #{{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است؛ این است خداوند پروردگار من، بر او توکّل دارم و به سوی او باز میگردم» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۴۵.</ref> | ||
==[[توکل]] در [[تفاسیر]] == | ==[[توکل]] در [[تفاسیر]] == | ||
[[شیخ طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، گفته است: یعنی اگر این [[کافران]] از تو روی گردانیدند و به [[پیامبری]] تو [[اقرار]] نکردند، پس (ای محمد{{صل}}!) بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}؛ یعنی [[خدای تعالی]] مرا کفایت میکند. {{متن قرآن|حَسْبِيَ}}، از [[حساب]] است؛ زیرا خدای تعالی بر حسب کفایتی که [[بینیاز]] از غیر میشود، اعطا میکند و از نعمتهایش، [[مالی]] را افزایش میدهد تا به حد و نهایتی برسد؛ چون نعمتهای او دایمی و نیکیهایش آشکار است، و قوله: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، جملهای است در موضع حال. تقدیر آن، {{عربی|حسبی الله مستحقا لاخلاص العبادة و الاقرار بان}} {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، توکل، [[تفویض]] [[امر]] به خدای تعالی است. بنا بر [[اطمینان]] به [[حسن تدبیر]] و کفایت او با [[خلوص نیت]]، در هر چیزی که از آن بر [[حذر]] و به دور است<ref>تبیان، ج۵، ص۳۳۰.</ref>. | [[شیخ طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، گفته است: یعنی اگر این [[کافران]] از تو روی گردانیدند و به [[پیامبری]] تو [[اقرار]] نکردند، پس (ای محمد{{صل}}!) بگو: {{متن قرآن|حَسْبِيَ اللَّهُ}}؛ یعنی [[خدای تعالی]] مرا کفایت میکند. {{متن قرآن|حَسْبِيَ}}، از [[حساب]] است؛ زیرا خدای تعالی بر حسب کفایتی که [[بینیاز]] از غیر میشود، اعطا میکند و از نعمتهایش، [[مالی]] را افزایش میدهد تا به حد و نهایتی برسد؛ چون نعمتهای او دایمی و نیکیهایش آشکار است، و قوله: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}، جملهای است در موضع حال. تقدیر آن، {{عربی|حسبی الله مستحقا لاخلاص العبادة و الاقرار بان}} {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، توکل، [[تفویض]] [[امر]] به خدای تعالی است. بنا بر [[اطمینان]] به [[حسن تدبیر]] و کفایت او با [[خلوص نیت]]، در هر چیزی که از آن بر [[حذر]] و به دور است<ref>تبیان، ج۵، ص۳۳۰.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، گفته است: [[خدای تعالی]] به پیامبرش امر میفرماید که بر این کار [[اخبار]] نوح{{ع}} را بخواند، هنگامی که نوح به قومش گفته: ای [[قوم]] من! اقامت من و ظهور من در بین شما [[مشقت]] بار است، و [[موعظه]] و [[نصایح]] من با [[آیات]] و [[براهین]] [[الهی]] بر شما شاق و سنگین است، و شما بر کشتن من و بر [[آزار]] و [[اذیت]] من، مصمم هستید، آنچه را بر آن هستید، ظاهر کنید. البته، من بر خدای تعالی [[توکل]] نمودم. در این جا {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}. را جواب شرط قرار داد، با این که او در جمیع احوال توکل کننده بر خداست: به خاطر این که برای آنان بیان کند که او در این جا به طور تفصیل بر خدای تعالی[[توکل]] میکند. توکل و [[تفویض]]، قرار دادن امر است به کسی که آن امر را از روی [[اطمینان]] و | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، گفته است: [[خدای تعالی]] به پیامبرش امر میفرماید که بر این کار [[اخبار]] نوح{{ع}} را بخواند، هنگامی که نوح به قومش گفته: ای [[قوم]] من! اقامت من و ظهور من در بین شما [[مشقت]] بار است، و [[موعظه]] و [[نصایح]] من با [[آیات]] و [[براهین]] [[الهی]] بر شما شاق و سنگین است، و شما بر کشتن من و بر [[آزار]] و [[اذیت]] من، مصمم هستید، آنچه را بر آن هستید، ظاهر کنید. البته، من بر خدای تعالی [[توکل]] نمودم. در این جا {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}. را جواب شرط قرار داد، با این که او در جمیع احوال توکل کننده بر خداست: به خاطر این که برای آنان بیان کند که او در این جا به طور تفصیل بر خدای تعالی[[توکل]] میکند. توکل و [[تفویض]]، قرار دادن امر است به کسی که آن امر را از روی [[اطمینان]] و اعتماد در تدبیرش [[تدبر]] مینماید، پس کسی که امرش را به خدای تعالی واگذار میکند. محققاً بر او توکل نموده است<ref>تبیان، ج۵، ص۴۰۹.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فرموده: در این [[آیه]] حکایت [[هود]]{{ع}} است که او بعد از آنچه برای قومش بیان کرد، فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ}}، و توکل، واگذار کردن امر به خدای تعالی است برای [[اطاعت]] او در آنچه به آن امر نموده؛ زیرا آن، از [[تسلیم]] نمودن [[تدبیر]] است به او؛ چون همه [[افعال]] [[خدای متعال]] بر آنچه [[اصلح]] برای [[خلق]] است، جاری میباشد. قوله: {{متن قرآن|مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا}}، معنایش این است که هیچ [[حیوان]] [[جنبنده]] و حرکتکنندهای نیست، مگر اینکه [[خدا]] او را با موی پیشانیاش بگیرد؛ یعنی [[قادر]] بر [[تصرف]] در او است، و در او هر گونه که بخواهد، [[تصرف]] میکند. در کشاندن به ناصیه؛ یعنی به موی پیشانی کشاندن، دلیل بر [[خوار]] نمودن است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۱.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فرموده: در این [[آیه]] حکایت [[هود]]{{ع}} است که او بعد از آنچه برای قومش بیان کرد، فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ}}، و توکل، واگذار کردن امر به خدای تعالی است برای [[اطاعت]] او در آنچه به آن امر نموده؛ زیرا آن، از [[تسلیم]] نمودن [[تدبیر]] است به او؛ چون همه [[افعال]] [[خدای متعال]] بر آنچه [[اصلح]] برای [[خلق]] است، جاری میباشد. قوله: {{متن قرآن|مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا}}، معنایش این است که هیچ [[حیوان]] [[جنبنده]] و حرکتکنندهای نیست، مگر اینکه [[خدا]] او را با موی پیشانیاش بگیرد؛ یعنی [[قادر]] بر [[تصرف]] در او است، و در او هر گونه که بخواهد، [[تصرف]] میکند. در کشاندن به ناصیه؛ یعنی به موی پیشانی کشاندن، دلیل بر [[خوار]] نمودن است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۱.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[توفیق]]، عبارت از لطفی است که به هنگام [[طاعت]] واقع میشود و آن، به حسب چیزی است که [[خدای تعالی]] آن را معلوم میکند، و البته، کسی موفق به طاعت نشود، مگر این که [[خدا]] او را موفق نماید؛ زیرا هیچ کس آنچه را به هنگام طاعت اتفاق میافتد بدون [[تعلیم]] نمیداند، جز خدای تعالی قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، حکایت شعیب{{ع}} است که فرمود: بر خدا [[توکل]] میکنم و امر خود را بر وجه [[رضا]]، به [[تدبیر]] او واگذار میکنم، با تمسّک نمودن به طاعت او. قوله: {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}؛ یعنی با عمل نمودن به اعمالی با [[نیت]] [[قرب به خدا]]، به سوی او برگشت میکنم<ref>تبیان، ج۶، ص۵۱.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[توفیق]]، عبارت از لطفی است که به هنگام [[طاعت]] واقع میشود و آن، به حسب چیزی است که [[خدای تعالی]] آن را معلوم میکند، و البته، کسی موفق به طاعت نشود، مگر این که [[خدا]] او را موفق نماید؛ زیرا هیچ کس آنچه را به هنگام طاعت اتفاق میافتد بدون [[تعلیم]] نمیداند، جز خدای تعالی قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، حکایت شعیب{{ع}} است که فرمود: بر خدا [[توکل]] میکنم و امر خود را بر وجه [[رضا]]، به [[تدبیر]] او واگذار میکنم، با تمسّک نمودن به طاعت او. قوله: {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}؛ یعنی با عمل نمودن به اعمالی با [[نیت]] [[قرب به خدا]]، به سوی او برگشت میکنم<ref>تبیان، ج۶، ص۵۱.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}} هم فرموده: یعنی برای جدا نمودن امور بنا بر آنچه [[حکمت]] اقتضا میکند، به جز خدای تعالی کسی نیست. قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}؛ یعنی امرم را به خدای تعالی واگذار میکنم که او هر گونه بخواهد، آن را تدبیر کند، و توکل، از [[صفات]] [[مؤمنان]] است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۶۷.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}} هم فرموده: یعنی برای جدا نمودن امور بنا بر آنچه [[حکمت]] اقتضا میکند، به جز خدای تعالی کسی نیست. قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}؛ یعنی امرم را به خدای تعالی واگذار میکنم که او هر گونه بخواهد، آن را تدبیر کند، و توکل، از [[صفات]] [[مؤمنان]] است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۶۷.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، گفته است: [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}}، و نفرموده: {{عربی|یکفرون بالله}}؛ زیرا [[اهل]] [[جاهلیت]] [[قریش]] گفتند: [[الله]] را شناختیم، ولی [[رحمان]] را نمیشناسیم، و این چنین بود که آنان گفتند: {{متن قرآن|وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref> و خدای تعالی فرمود: {{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى}}<ref>«بگو: چه “الله” را بخوانید و چه “رحمان” را؛ هر چه بخوانید، نامهای نیکوتر او راست و به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بیآوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!» سوره اسراء، آیه ۱۱۰.</ref>، و این، قول حسن و [[قتاده]] است. پس از آن، [[خدای تعالی]] به پیامبرش امر فرمود که به آنان بگوید: {{متن قرآن|هُوَ}}؛ یعنی [[رحمان]]، {{متن قرآن|رَبِّي}}؛ یعنی [[پروردگار]] من و تدبیرکننده امور من است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}؛ یعنی برای من [[الهی]] و معبودی جز او نیست. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}؛ یعنی در [[تدبیر]] و حسن اختیارش بر او [[اطمینان]] نمودم. [[توکل]]، اطمینان داشتن در تدبیر نفس است؛ به این که آن را به [[خدای تعالی]] رد نماید. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}؛ یعنی تو به من به سوی [[خدای رحمان]] است، و آن، عبارت از [[پشیمانی]] بر خطاهای گذشته با تصمیم بر ترک برگشت به مثل آن در [[کارهای قبیح]] است. و “متاب” و “توبه” هر دو مصدرند. میگویند: {{عربی|تاب یتوب توبة و متاباً}}<ref>تبیان، ج۶ ص۲۵۲.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، گفته است: [[خدای متعال]] فرموده: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}}، و نفرموده: {{عربی|یکفرون بالله}}؛ زیرا [[اهل]] [[جاهلیت]] [[قریش]] گفتند: [[الله]] را شناختیم، ولی [[رحمان]] را نمیشناسیم، و این چنین بود که آنان گفتند: {{متن قرآن|وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref> و خدای تعالی فرمود: {{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى}}<ref>«بگو: چه “الله” را بخوانید و چه “رحمان” را؛ هر چه بخوانید، نامهای نیکوتر او راست و به نمازت نه بانگ بردار و نه آن را بیآوا بخوان و میان آن (دو)، راهی (میانه) بگزین!» سوره اسراء، آیه ۱۱۰.</ref>، و این، قول حسن و [[قتاده]] است. پس از آن، [[خدای تعالی]] به پیامبرش امر فرمود که به آنان بگوید: {{متن قرآن|هُوَ}}؛ یعنی [[رحمان]]، {{متن قرآن|رَبِّي}}؛ یعنی [[پروردگار]] من و تدبیرکننده امور من است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}؛ یعنی برای من [[الهی]] و معبودی جز او نیست. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}؛ یعنی در [[تدبیر]] و حسن اختیارش بر او [[اطمینان]] نمودم. [[توکل]]، اطمینان داشتن در تدبیر نفس است؛ به این که آن را به [[خدای تعالی]] رد نماید. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}؛ یعنی تو به من به سوی [[خدای رحمان]] است، و آن، عبارت از [[پشیمانی]] بر خطاهای گذشته با تصمیم بر ترک برگشت به مثل آن در [[کارهای قبیح]] است. و “متاب” و “توبه” هر دو مصدرند. میگویند: {{عربی|تاب یتوب توبة و متاباً}}<ref>تبیان، ج۶ ص۲۵۲.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: به آنان بگو: آنکه برای شما توصیف نمودم که: {{متن قرآن|فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا به جای او سرورانی (را به [[پرستش]]) گرفتند؟ اما [[خداوند]] است که [[سرور]] ([[راستین]]) است و او [[مردگان]] را زنده میگرداند و او بر هر کاری تواناست» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۹.</ref>. پس خدای تعالی، تنها او [[ولایت]] دارد، و مردگان را زنده میکند و او تعالی بر هر چیزی بسیار تواناست. “{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}: او پروردگار و تدبیر کننده امر من است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، [[امر]] خودم را به او واگذار کرده و بر او تکیه میکنم. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: در جمیع امورم و احوالم به او مراجعه میکنم<ref>تبیان، ج۹، ص۱۴۴.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: به آنان بگو: آنکه برای شما توصیف نمودم که: {{متن قرآن|فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«آیا به جای او سرورانی (را به [[پرستش]]) گرفتند؟ اما [[خداوند]] است که [[سرور]] ([[راستین]]) است و او [[مردگان]] را زنده میگرداند و او بر هر کاری تواناست» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۹.</ref>. پس خدای تعالی، تنها او [[ولایت]] دارد، و مردگان را زنده میکند و او تعالی بر هر چیزی بسیار تواناست. “{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}: او پروردگار و تدبیر کننده امر من است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، [[امر]] خودم را به او واگذار کرده و بر او تکیه میکنم. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: در جمیع امورم و احوالم به او مراجعه میکنم<ref>تبیان، ج۹، ص۱۴۴.</ref>. | ||
[[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: پس اگر از [[حق]] و از [[پیروی]] [[پیامبر]]{{صل}} و از آنچه به آنان دستور میدهد، روی گردانیدند و از قبول آن [[اعراض]] نمودند. در [[تفسیر]] آن گفتهاند: اگر از تو و از [[اقرار]] به [[پیامبری]] تو روی گردانیدند، پس به آنان بگو، [[خدای تعالی]] مرا کفایت کند. پس او بر هر چیزی تواناست. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: هیچ الههای به جز [[اللّه]] [[قادر]] [[متعال]] نیست؛ بر او [[اطمینان]] و | |||
[[شیخ طبرسی]] در [[تفسیر مجمع البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: پس اگر از [[حق]] و از [[پیروی]] [[پیامبر]]{{صل}} و از آنچه به آنان دستور میدهد، روی گردانیدند و از قبول آن [[اعراض]] نمودند. در [[تفسیر]] آن گفتهاند: اگر از تو و از [[اقرار]] به [[پیامبری]] تو روی گردانیدند، پس به آنان بگو، [[خدای تعالی]] مرا کفایت کند. پس او بر هر چیزی تواناست. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: هیچ الههای به جز [[اللّه]] [[قادر]] [[متعال]] نیست؛ بر او [[اطمینان]] و اعتماد دارم و امورم را به او واگذار کردم. {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۸۶.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] به پیامبرش دستور داد که بر آنان [[اخبار]] نوح را بخواند. پس فرمود: بخوان بر آنان خبر نوح را آن [[زمان]] که بر آنان به [[پیامبری]] [[مبعوث]] گردید؛ هنگامی که گفت: ای [[قوم]] من! اگر اقامت من که در بین شما ظاهر و آشکار هستم، شاق و عظیم بوده و [[وعظ]] و [[آگاهی]] دادن من به شما با [[دلایل]] و [[براهین]] [[خدای تعالی]] بر [[صحت]] [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوت]]، [[معاد]] و بطلان آنچه به آن [[متدین]] هستید، بر شما گران است. در این جا حذفی است و آن، {{متن حدیث|عزمتم علی قتلی و طردی من بین اظهرکم}}: مصمم بر کشتن من و طرد من از پیش چشمتان هستید. {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}: پس من بر خدای تعالی [[توکل]] نمودم، و با این که نوح{{ع}} در همه احوال، توکلکننده بر او بود، {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}} را جواب شرط قرار داد تا برای آنان بیان کرده باشد که او در این تفصیل هم در اعلامش به زجر آنان، [[توکل]] کننده بر خدای تعالی است؛ زیرا خدای تعالی او را از امر آنان کفایت میکند؛ بدین معنا که به خدای تعالی امرم را واگذار نمودم و به او اطمینان کردم که کار شما را بر من کفایت کند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۳.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: [[خدای سبحان]] به پیامبرش دستور داد که بر آنان [[اخبار]] نوح را بخواند. پس فرمود: بخوان بر آنان خبر نوح را آن [[زمان]] که بر آنان به [[پیامبری]] [[مبعوث]] گردید؛ هنگامی که گفت: ای [[قوم]] من! اگر اقامت من که در بین شما ظاهر و آشکار هستم، شاق و عظیم بوده و [[وعظ]] و [[آگاهی]] دادن من به شما با [[دلایل]] و [[براهین]] [[خدای تعالی]] بر [[صحت]] [[توحید]]، [[عدل]]، [[نبوت]]، [[معاد]] و بطلان آنچه به آن [[متدین]] هستید، بر شما گران است. در این جا حذفی است و آن، {{متن حدیث|عزمتم علی قتلی و طردی من بین اظهرکم}}: مصمم بر کشتن من و طرد من از پیش چشمتان هستید. {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}: پس من بر خدای تعالی [[توکل]] نمودم، و با این که نوح{{ع}} در همه احوال، توکلکننده بر او بود، {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}} را جواب شرط قرار داد تا برای آنان بیان کرده باشد که او در این تفصیل هم در اعلامش به زجر آنان، [[توکل]] کننده بر خدای تعالی است؛ زیرا خدای تعالی او را از امر آنان کفایت میکند؛ بدین معنا که به خدای تعالی امرم را واگذار نمودم و به او اطمینان کردم که کار شما را بر من کفایت کند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۲۳.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فرموده: من امرم را به [[خدای تعالی]] واگذار نمودم، در حالی که به [[اطاعت]] او [[تمسک]] میکنم و تارک [[معصیت]] او هستم، و این، همان [[حقیقت]] [[توکل]] بر [[خدای سبحان]] است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۷۰.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، فرموده: من امرم را به [[خدای تعالی]] واگذار نمودم، در حالی که به [[اطاعت]] او [[تمسک]] میکنم و تارک [[معصیت]] او هستم، و این، همان [[حقیقت]] [[توکل]] بر [[خدای سبحان]] است<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۷۰.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[توفیق]] من در [[اطاعت]] و [[امتثال]] آنچه به شما امر میکنم و شما را از آن [[نهی]] مینمایم، به جز به [[خدای تعالی]] نیست که به غیر از او توفیقی حاصل نگردد، و آنچه من انجام میدهم، به حول و [[قوه]] خودم نیست، بلکه به [[یاری]] و [[لطف]] و فراهمسازی [[خدا]] میباشد. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، [[توکل بر خدا]]، [[رضا]] به [[تدبیر]] او با واگذاری امور به او، و [[تمسک]] به [[طاعت]] اوست<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[توفیق]] من در [[اطاعت]] و [[امتثال]] آنچه به شما امر میکنم و شما را از آن [[نهی]] مینمایم، به جز به [[خدای تعالی]] نیست که به غیر از او توفیقی حاصل نگردد، و آنچه من انجام میدهم، به حول و [[قوه]] خودم نیست، بلکه به [[یاری]] و [[لطف]] و فراهمسازی [[خدا]] میباشد. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، [[توکل بر خدا]]، [[رضا]] به [[تدبیر]] او با واگذاری امور به او، و [[تمسک]] به [[طاعت]] اوست<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}، فرموده: نمیتوانم از [[قضای الهی]] از شما دفع کنم، اگر او به ضرر شما به [[چشم زخم]] [[خوردن]] غیر آن [[قضا]] نموده باشد. [[حکم]] به جز خدای تعالی [[متعال]] نبوده، بر او [[توکل]] میکنم که او [[قادر]] است شما را از چشم زخم یا از [[حسادت]] [[حفظ]] کند و شما را صحیح و سالم باز گرداند، و توکلکنندگان باید امورشان را به او واگذار کنند و به او | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}، فرموده: نمیتوانم از [[قضای الهی]] از شما دفع کنم، اگر او به ضرر شما به [[چشم زخم]] [[خوردن]] غیر آن [[قضا]] نموده باشد. [[حکم]] به جز خدای تعالی [[متعال]] نبوده، بر او [[توکل]] میکنم که او [[قادر]] است شما را از چشم زخم یا از [[حسادت]] [[حفظ]] کند و شما را صحیح و سالم باز گرداند، و توکلکنندگان باید امورشان را به او واگذار کنند و به او اعتماد و [[اطمینان]] نمایند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۲۴۹.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}} هم فرموده: آنان؛ یعنی [[قریش]]، گفتند: {{متن قرآن|قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref>، از حسن و [[قتاده]]. گفتهاند، معنای آن این است که آنان [[وحدانیت]] خدای تعالی را [[انکار]] میکردند، {{متن قرآن|قُلْ}}: ای محمد! بگو: [[رحمان]] که شما او را انکار میکنید، [[پروردگار]] من، یعنی [[آفریدگار]] من و تدبیرکننده امر من است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: [[امر]] خودم را به او واگذار کردم در حالی که به طاعت او تمسک جویم و به حکمش [[راضی]] هستم. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}: بازگشت من به سوی اوست، و در معنای آن گفتهاند: تو به من به سوی [[رحمان]] است<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۲۹۳.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}} هم فرموده: آنان؛ یعنی [[قریش]]، گفتند: {{متن قرآن|قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا}}<ref>«و چون به آنان گویند: به (خداوند) بخشنده سجده برید میگویند: (خداوند) بخشنده چیست؟» سوره فرقان، آیه ۶۰.</ref>، از حسن و [[قتاده]]. گفتهاند، معنای آن این است که آنان [[وحدانیت]] خدای تعالی را [[انکار]] میکردند، {{متن قرآن|قُلْ}}: ای محمد! بگو: [[رحمان]] که شما او را انکار میکنید، [[پروردگار]] من، یعنی [[آفریدگار]] من و تدبیرکننده امر من است. {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: [[امر]] خودم را به او واگذار کردم در حالی که به طاعت او تمسک جویم و به حکمش [[راضی]] هستم. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}: بازگشت من به سوی اوست، و در معنای آن گفتهاند: تو به من به سوی [[رحمان]] است<ref>مجمع البیان، ج۶، ص۲۹۳.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: آنچه از امور [[دین]] و دنیاتان که در آن [[اختلاف]] میکنید و در آن [[نزاع]] دارید، [[حکم]] آن با [[خدای تعالی]] است که او جدا کننده بین [[حق و باطل]] است. پس حکم به [[ثواب]] و [[مدح]] برای محق، و حکم به [[عقاب]] و [[نکوهش]] برای مبطل میکند. در معنای آن گفتهاند: بیان صحیح در جهت خدای تعالی، با [[اقامه برهان]] است، و گفتهاند: پس حکم آن در [[روز قیامت]] با خدای تعالی است که در آن [[روز]] هر کس را به آنچه سزاوار است، [[جزا]] میدهد. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}؛ یعنی آن کسی که حکم بین اختلافکنندگان میکند، [[خدای متعال]] است که او [[پروردگار]] من است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: در مهمات امور بر او [[توکل]] نمودهام، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: در جمیع امورم به سوی او باز میگردم<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۳.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: آنچه از امور [[دین]] و دنیاتان که در آن [[اختلاف]] میکنید و در آن [[نزاع]] دارید، [[حکم]] آن با [[خدای تعالی]] است که او جدا کننده بین [[حق و باطل]] است. پس حکم به [[ثواب]] و [[مدح]] برای محق، و حکم به [[عقاب]] و [[نکوهش]] برای مبطل میکند. در معنای آن گفتهاند: بیان صحیح در جهت خدای تعالی، با [[اقامه برهان]] است، و گفتهاند: پس حکم آن در [[روز قیامت]] با خدای تعالی است که در آن [[روز]] هر کس را به آنچه سزاوار است، [[جزا]] میدهد. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}؛ یعنی آن کسی که حکم بین اختلافکنندگان میکند، [[خدای متعال]] است که او [[پروردگار]] من است. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}: در مهمات امور بر او [[توکل]] نمودهام، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: در جمیع امورم به سوی او باز میگردم<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۳.</ref>. | ||
[[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}: پس اگر از [[ایمان]] به تو [[اعراض]] کردند و با تو [[دشمنی]] نمودند، پس [[طلب یاری]] کن و امرت را به او واگذار که او [[آزار]] آنان را نسبت به تو کفایت میکند و آنان به تو ضرر نمیرسانند، و او علیه آنان یاریکننده توست، و {{متن قرآن|الْعَظِيمِ}}، به رفع قرائت شده، و از [[ابن عباس]] نقل است که: {{متن حدیث|العرش لا یقدر احد قدره}}؛ یعنی احدی [[قدرت]] آن را ندارد کهاند از [[عرش]] را بداند<ref>کشاف، ج۲، ص۲۲۳.</ref>. | [[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]] در [[تفسیر کشاف]] فی قوله: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا}}: پس اگر از [[ایمان]] به تو [[اعراض]] کردند و با تو [[دشمنی]] نمودند، پس [[طلب یاری]] کن و امرت را به او واگذار که او [[آزار]] آنان را نسبت به تو کفایت میکند و آنان به تو ضرر نمیرسانند، و او علیه آنان یاریکننده توست، و {{متن قرآن|الْعَظِيمِ}}، به رفع قرائت شده، و از [[ابن عباس]] نقل است که: {{متن حدیث|العرش لا یقدر احد قدره}}؛ یعنی احدی [[قدرت]] آن را ندارد کهاند از [[عرش]] را بداند<ref>کشاف، ج۲، ص۲۲۳.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}، فرموده: و چون توکلش را بر [[خدا]] و [[اطمینان]] به او را در [[حفظ]] و احاطهاش بر [[حیله]] آنها ذکر نمود، او را به آنچه موجب [[توکل]] بر او است، از اشتمال [[ربوبیت]] او بر خویش و بر آنان، وصف نمود<ref>کشاف، ج۲، ص۲۷۶.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ}}، فرموده: و چون توکلش را بر [[خدا]] و [[اطمینان]] به او را در [[حفظ]] و احاطهاش بر [[حیله]] آنها ذکر نمود، او را به آنچه موجب [[توکل]] بر او است، از اشتمال [[ربوبیت]] او بر خویش و بر آنان، وصف نمود<ref>کشاف، ج۲، ص۲۷۶.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} فرموده: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ}}: در آنچه برای من واقع شده، در موافق بودنش با [[رضای خدا]]، به جز به کمک [[خدا]] و [[تأیید]] او، موفق به دستیابی به آن نبودهام؛ یعنی از پروردگارش در گذارنیدن امر بر [[سنت]] او، | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} فرموده: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ}}: در آنچه برای من واقع شده، در موافق بودنش با [[رضای خدا]]، به جز به کمک [[خدا]] و [[تأیید]] او، موفق به دستیابی به آن نبودهام؛ یعنی از پروردگارش در گذارنیدن امر بر [[سنت]] او، طلب [[توفیق]] مینمود، و از او تأیید و پشتگرمی علیه [[دشمن]] را طلب میکرد<ref>کشاف، ج۲، ص۲۸۸.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ}}؛ یعنی اگر خدا نسبت به شما بدیای [[اراده]] کند، آنچه شما را بدان اشاره دادم که متفرق وارد [[شهر]] بشوید، به شما نفعی نرسانده و آن را از شما دفع نمیکند، و آن [[بدی]] لا محاله به شما خواهد رسید<ref>کشاف، ج۲، ص۳۳۳.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ}}؛ یعنی اگر خدا نسبت به شما بدیای [[اراده]] کند، آنچه شما را بدان اشاره دادم که متفرق وارد [[شهر]] بشوید، به شما نفعی نرسانده و آن را از شما دفع نمیکند، و آن [[بدی]] لا محاله به شما خواهد رسید<ref>کشاف، ج۲، ص۳۳۳.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ}}: و حال آنکه آنان [[کفر]] میورزیدند، {{متن قرآن|بِالرَّحْمَنِ}}: به رساننده رحمتی که بر هر چیزی گسترده است، و آنچه از [[نعمت]] که به آنان میرسد، از اوست. {{متن قرآن|قُلْ هُوَ رَبِّي}}، یکتای متعالی از شرکاست. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، در [[یاری]] من نسبت به شما. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، پس بر [[صبر]] و شکیباییام در برابر شما و بر مجاهدتهایم برای شما، به من [[پاداش]] [[نیکو]] میدهد<ref>کشاف، ج۲، ص۳۶۰.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، فرموده: {{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ}}: و حال آنکه آنان [[کفر]] میورزیدند، {{متن قرآن|بِالرَّحْمَنِ}}: به رساننده رحمتی که بر هر چیزی گسترده است، و آنچه از [[نعمت]] که به آنان میرسد، از اوست. {{متن قرآن|قُلْ هُوَ رَبِّي}}، یکتای متعالی از شرکاست. {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، در [[یاری]] من نسبت به شما. {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}، پس بر [[صبر]] و شکیباییام در برابر شما و بر مجاهدتهایم برای شما، به من [[پاداش]] [[نیکو]] میدهد<ref>کشاف، ج۲، ص۳۶۰.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} هم فرموده: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>، حکایت قول [[رسول الله]]{{صل}} برای [[مؤمنین]] است؛ یعنی آنچه [[کفار]] [[اهل کتاب]] و [[مشرکین]] با شما در آن [[مخالفت]] کردند، پس شما و آنان در آن به [[اختلاف]] افتادید، امری از امور [[دین]] هست، پس [[حکم]] آن امر اختلافی به [[خدای متعال]] وانهاده شده است، و آن حکم عبارت است مُثاب بودن مُحقان در آن از [[مؤمنان]] و معاقب بودن مبطلان. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ}}، [[حاکم]] بین شما، او {{متن قرآن|اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}} در رد [[حیله]] [[دشمنان دین]]، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ}} در کفایت [[شر]] آنان به او باز میگردم<ref>کشاف، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} هم فرموده: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و در هر چیزی اختلاف پیدا کنید داوری آن با خداوند است» سوره شوری، آیه ۱۰.</ref>، حکایت قول [[رسول الله]]{{صل}} برای [[مؤمنین]] است؛ یعنی آنچه [[کفار]] [[اهل کتاب]] و [[مشرکین]] با شما در آن [[مخالفت]] کردند، پس شما و آنان در آن به [[اختلاف]] افتادید، امری از امور [[دین]] هست، پس [[حکم]] آن امر اختلافی به [[خدای متعال]] وانهاده شده است، و آن حکم عبارت است مُثاب بودن مُحقان در آن از [[مؤمنان]] و معاقب بودن مبطلان. {{متن قرآن|ذَلِكُمُ}}، [[حاکم]] بین شما، او {{متن قرآن|اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}} در رد [[حیله]] [[دشمنان دین]]، {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ}} در کفایت [[شر]] آنان به او باز میگردم<ref>کشاف، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. | ||
[[سید عبدالله شبر]] در تفسیرش معروف به [[شبر]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: اگر از [[ایمان آوردن]] به تو روی گردانیدند، پس بگو، [[خدای تعالی]] مرا کافی است که نیست هیچ [[الهی]] به جز او؛ بر او [[توکل]] و | |||
[[سید عبدالله شبر]] در تفسیرش معروف به [[شبر]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، گفته است: اگر از [[ایمان آوردن]] به تو روی گردانیدند، پس بگو، [[خدای تعالی]] مرا کافی است که نیست هیچ [[الهی]] به جز او؛ بر او [[توکل]] و اعتماد نمودم نه به غیر او<ref>تفسیر شبر، ص۴۴۳.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: پس بر خدای تعالی[[توکل]] کرده و بر او اعتماد نمودم. پس بر امری که علیه من حیله نمودهاید، با شرکایتان مصمم شوید. سپس امرتان بر شما پوشیده نباشد؛ یعنی آن را ظاهر کنید. پس آنچه را در نفوستان است، به [[اجرا]] گذارید و به من مهلت ندهید. البته، خدای تعالی مرا از نارواییهای شما مصون میدارد<ref>تفسیر شبر، ص۴۶۱.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: پس بر خدای تعالی[[توکل]] کرده و بر او اعتماد نمودم. پس بر امری که علیه من حیله نمودهاید، با شرکایتان مصمم شوید. سپس امرتان بر شما پوشیده نباشد؛ یعنی آن را ظاهر کنید. پس آنچه را در نفوستان است، به [[اجرا]] گذارید و به من مهلت ندهید. البته، خدای تعالی مرا از نارواییهای شما مصون میدارد<ref>تفسیر شبر، ص۴۶۱.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} هم فرمود: البته، من بر خدای تعالی که [[پروردگار]] من و پروردگار شماست، اعتماد و [[اطمینان]] نمودم. هیچ جنبندهای نیست جز این که او مالک آن و درهم شکننده آن است. البته، پروردگار من، بر راه [[حق]] و [[عدل]] است<ref>تفسیر شبر، ص۴۸۰.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} هم فرمود: البته، من بر خدای تعالی که [[پروردگار]] من و پروردگار شماست، اعتماد و [[اطمینان]] نمودم. هیچ جنبندهای نیست جز این که او مالک آن و درهم شکننده آن است. البته، پروردگار من، بر راه [[حق]] و [[عدل]] است<ref>تفسیر شبر، ص۴۸۰.</ref>. | ||
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: در آنچه به شما امر نموده و از آنچه شما را از آن [[نهی]] نمودم، به جز [[اصلاح]] [[دین]] و دنیای شما هر چه در توانم بود، [[اراده]] نکردهام، و توفیقی در آن برای من نخواهد بود، مگر به وسیله [[خدای تعالی]] که بر او [[توکل]] نمودم، نه بر غیر او. “{{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: و از حوادث و پیشآمدها به سوی او برگشت میکنم، یا در [[قیامت]] به سوی او برگشت مینماییم<ref>تفسیر شبر، ص۴۷۸.</ref>. | همچنین فی قوله: {{متن قرآن|إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: در آنچه به شما امر نموده و از آنچه شما را از آن [[نهی]] نمودم، به جز [[اصلاح]] [[دین]] و دنیای شما هر چه در توانم بود، [[اراده]] نکردهام، و توفیقی در آن برای من نخواهد بود، مگر به وسیله [[خدای تعالی]] که بر او [[توکل]] نمودم، نه بر غیر او. “{{متن قرآن|وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}: و از حوادث و پیشآمدها به سوی او برگشت میکنم، یا در [[قیامت]] به سوی او برگشت مینماییم<ref>تفسیر شبر، ص۴۷۸.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}} فرموده: هم چنان که پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم، تو را نیز در امتی فرستادیم که امتهایی پیش از آن درگذشتند و آنان آخرین [[امت]]، و تو آخرین [[پیامبران]] هستی، تا بر آنان آنچه را که بر تو [[وحی]] میکنیم؛ یعنی [[قرآن]] را بخوانی، و آنان به [[رحمان]]، خدایی که بسیار رحمتش را میرساند و نعمتش را به همه عمومیت میدهد، [[کافر]] بودند، آنگاه که گفتند: رحمان کیست؟ زمانی که به آنان امر شد، بر او (تعالی) [[سجده]] کنند. به آنان بگو، او [[پروردگار]] من است؛ هیچ الههای به جز او نیست؛ در امورم به او توکل و | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}} فرموده: هم چنان که پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم، تو را نیز در امتی فرستادیم که امتهایی پیش از آن درگذشتند و آنان آخرین [[امت]]، و تو آخرین [[پیامبران]] هستی، تا بر آنان آنچه را که بر تو [[وحی]] میکنیم؛ یعنی [[قرآن]] را بخوانی، و آنان به [[رحمان]]، خدایی که بسیار رحمتش را میرساند و نعمتش را به همه عمومیت میدهد، [[کافر]] بودند، آنگاه که گفتند: رحمان کیست؟ زمانی که به آنان امر شد، بر او (تعالی) [[سجده]] کنند. به آنان بگو، او [[پروردگار]] من است؛ هیچ الههای به جز او نیست؛ در امورم به او توکل و اعتماد نمودم و بازگشت و مراجعت من به سوی او خواهد بود<ref>تفسیر شبر، ص۵۲۸.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: و آنچه از امور [[دین]] و دنیایتان که در آن [[اختلاف]] نمودید، پس [[حکم]] آن را به خدای تعالی واگذار کنید، تا با [[پاداش]] دادن به محق و [[عقوبت]] نمودن مبطل، بین شما را جدا نماید. (با تقدیر قل در [[آیه]]) به آنان بگو، آن خدای تعالی پروردگار من است؛ بر او توکل و اعتماد نمودم و در امورم به سوی او برگشت میکنم<ref>تفسیر شبر، ص۹۸۵.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: و آنچه از امور [[دین]] و دنیایتان که در آن [[اختلاف]] نمودید، پس [[حکم]] آن را به خدای تعالی واگذار کنید، تا با [[پاداش]] دادن به محق و [[عقوبت]] نمودن مبطل، بین شما را جدا نماید. (با تقدیر قل در [[آیه]]) به آنان بگو، آن خدای تعالی پروردگار من است؛ بر او توکل و اعتماد نمودم و در امورم به سوی او برگشت میکنم<ref>تفسیر شبر، ص۹۸۵.</ref>. | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۳۴: | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[سخن]] از [[نبی]]{{صل}} حکایت شده و اشاره {{متن قرآن|ذَلِكُمُ}}، به اقامه [[دلایل]] در دو [[آیه]] (۹ و ۱۰) است بر [[وجوب]] اتخاذ ولی، و آن، [[خدای تعالی]] بوده و لازمه [[ولایت]] او، ربوبیت اوست. همین که اقامه [[براهین]] نمود بر این که او تعالی تنها ولی بوده و هیچ ولیای غیر او نیست، به [[پیامبر]]{{صل}} دستور داد، اعلام کند او [[اللّه]] است و این که او را با اعتراف به ربوبیتش که همان مالک بودن بر [[تدبیر]] است، ولی بگیرد و پس از آن، تصریح نمود که اتخاذ مذکور از آثار آن بوده، و آن، قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}است، و آن، به این است که ولایت ربوبیت، متعلق به [[نظام تکوین]] است به [[تدبیر امور]] و تنظیم اسباب و مسببات؛ به گونهای که به وسیله آن برای مخلوق مدبر هم چون [[انسان]]، معلوم میشود که مثلاً به چه اندازه و چه مقدار از وجود و بقا برای او هست، و متعلق به [[نظام]] [[تشریع]] است و آن همان در تدبیر [[اعمال انسان]] است با [[جعل قوانین]] و احکامی که [[انسان]] با تطبیق [[اعمال]] خود بر آنها در مسیر زندگیاش، آنها را مراعات مینماید تا حیاتش با آن به کمال سعادتش بیانجامد، و لازمه اتخاذ [[خدای تعالی]] رباً ولیاً از جهت [[تکوین]]، ارجاع امر [[تدبیر]] به او است با [[انقطاع]] از اسباب ظاهری و میل به سوی او از حیث این که او سببی غیر مغلوب است؛ آن چنان که هر سببی به سوی او منتهی میشود، و این همان [[توکل]] است، و از جهت [[تشریع]]، [[رجوع]] به [[حکم]] اوست در هر واقعهای که [[انسان]] در مسیر [[حیات]] خود به آن روی میآورد، و این، همان [[انابه]] است، فقوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}؛ یعنی در جمیع امورم به او مراجعه میکنم، تصریح به ارجاع امر است به او از لحاظ [[تکوین]] و از لحاظ تشریع<ref>المیزان، ج۱۸، ص۲۳.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، فرموده: [[سخن]] از [[نبی]]{{صل}} حکایت شده و اشاره {{متن قرآن|ذَلِكُمُ}}، به اقامه [[دلایل]] در دو [[آیه]] (۹ و ۱۰) است بر [[وجوب]] اتخاذ ولی، و آن، [[خدای تعالی]] بوده و لازمه [[ولایت]] او، ربوبیت اوست. همین که اقامه [[براهین]] نمود بر این که او تعالی تنها ولی بوده و هیچ ولیای غیر او نیست، به [[پیامبر]]{{صل}} دستور داد، اعلام کند او [[اللّه]] است و این که او را با اعتراف به ربوبیتش که همان مالک بودن بر [[تدبیر]] است، ولی بگیرد و پس از آن، تصریح نمود که اتخاذ مذکور از آثار آن بوده، و آن، قوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}است، و آن، به این است که ولایت ربوبیت، متعلق به [[نظام تکوین]] است به [[تدبیر امور]] و تنظیم اسباب و مسببات؛ به گونهای که به وسیله آن برای مخلوق مدبر هم چون [[انسان]]، معلوم میشود که مثلاً به چه اندازه و چه مقدار از وجود و بقا برای او هست، و متعلق به [[نظام]] [[تشریع]] است و آن همان در تدبیر [[اعمال انسان]] است با [[جعل قوانین]] و احکامی که [[انسان]] با تطبیق [[اعمال]] خود بر آنها در مسیر زندگیاش، آنها را مراعات مینماید تا حیاتش با آن به کمال سعادتش بیانجامد، و لازمه اتخاذ [[خدای تعالی]] رباً ولیاً از جهت [[تکوین]]، ارجاع امر [[تدبیر]] به او است با [[انقطاع]] از اسباب ظاهری و میل به سوی او از حیث این که او سببی غیر مغلوب است؛ آن چنان که هر سببی به سوی او منتهی میشود، و این همان [[توکل]] است، و از جهت [[تشریع]]، [[رجوع]] به [[حکم]] اوست در هر واقعهای که [[انسان]] در مسیر [[حیات]] خود به آن روی میآورد، و این، همان [[انابه]] است، فقوله: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}؛ یعنی در جمیع امورم به او مراجعه میکنم، تصریح به ارجاع امر است به او از لحاظ [[تکوین]] و از لحاظ تشریع<ref>المیزان، ج۱۸، ص۲۳.</ref>. | ||
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، آمده است: اگر آنها از [[حق]] روی بگردانند، نگران نباش و بگو، [[خداوند]] برای من کافی است؛ چراکه او بر هر چیزی توانا است: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی، به جز او نیست، و بنابراین تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}. آری، من تنها بر چنین معبودی تکیه کردهام، و به او [[دل]] بستهام و کارهایم را به او واگذاردهام: “{{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماورای طبیعت، با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها میگذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمیکند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او تصور میشود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>. | در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}، آمده است: اگر آنها از [[حق]] روی بگردانند، نگران نباش و بگو، [[خداوند]] برای من کافی است؛ چراکه او بر هر چیزی توانا است: {{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ}}. همان خداوندی که هیچ معبودی، به جز او نیست، و بنابراین تنها [[پناهگاه]] اوست: {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}. آری، من تنها بر چنین معبودی تکیه کردهام، و به او [[دل]] بستهام و کارهایم را به او واگذاردهام: “{{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}، و او [[پروردگار]] [[عرش]] بزرگ است: {{متن قرآن|وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}. جایی که عرش و عالم بالا و [[جهان]] ماورای طبیعت، با آن همه عظمتی که دارد، در قبضه [[قدرت]] او و تحت [[حمایت]] و [[کفالت]] اوست، چگونه مرا تنها میگذارد و در برابر [[دشمن]] [[یاری]] نمیکند؟ مگر قدرتی در برابر قدرتش تاب [[مقاومت]] دارد؟ و یا [[رحمت]] و عطوفتی بالاتر از رحمت و [[عطوفت]] او تصور میشود؟<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۲۰۸.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: سرگذشت نوح را بر آنها [[تلاوت]] کن، هنگامی که به قومش گفت: ای [[قوم]] من! اگر توقفم در میان شما و یادآوری کردن [[آیات الهی]] برایتان سخت و غیرقابل [[تحمل]] است، هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید، و کوتاهی نکنید: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ}}؛ چراکه من بر [[خدا]] تکیه کردهام و به همین دلیل از غیر او نمیترسم و نمیهراسم: “{{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}} سپس تأکید میکند، اکنون که چنین است، [[فکر]] خود را جمع کنید و از بتهای خود [[دعوت]] به عمل آورده تا در [[تصمیمگیری]] به شما کمک کند: {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ}} [در پاورقی توضیحی این چنین آمده است: در این که جزای شرط در جمله {{متن قرآن|إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ}}چیست؟ در میان [[مفسران]] [[گفتگو]] است، و از میان تمام احتمالاتی که ذکر کردهاند، دو احتمال نزدیکتر به نظر میرسد؛ نخست این که: {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ}}، جزای شرط باشد و جمله {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}، یک جمله معترضه است که میان شرط و [[جزا]] فاصله شده. دوم این که: جزا محذوف است و جملههای بعد دلالت بر آن دارد و تقدیر چنین است: {{عربی|فافعلوا ما تریدون؛ فانی متوکل علی الله}}. در واقع، جمله {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}، از قبیل علتی است که [[جانشین]] معلول شده است، و {{متن قرآن|شُرَكَاءَكُمْ}} در جمله بعد، اشاره به بتهاست و واو قبل از آن، به معنای “مع” است. [و در [[تفسیر]] جمله بعد میفرماید:] آن چنان که هیچ چیز بر شما [[مکتوم]] نماند و [[غم]] و اندوهی از این نظر بر خاطر شما نباشد، بلکه با نهایت روشنی تصمیم خود را درباره من بگیرید: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً}}. {{متن قرآن|غُمَّةً}}، از [[ماده]] غم به معنای پوشاندن چیزی است، و این که به [[اندوه]] نیز غم گفته میشود، به خاطر آن است که [[قلب]] [[انسان]] را میپوشاند. سپس میگوید: اگر میتوانید، برخیزید و به [[زندگی]] من پایان دهید و لحظهای مرا مهلت ندهید: {{متن قرآن|ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}. نوح فرستاده بزرگ [[پروردگار]] با قاطعیتی که ویژه [[پیامبران اولوالعزم]] است، در نهایت [[شجاعت]] و [[شهامت]] با نفرات کم و محدودی که داشت، مقابل [[دشمنان]] نیرومند و سرسخت [[ایستادگی]] میکند و [[قدرت]] آنها را به باد مسخره میگیرد، و [[بیاعتنایی]] خویش را به نقشهها و [[افکار]] و بتهای آنها نشان میدهد، و به این وسیله، یک ضربه محکم روانی بر افکارشان وارد میسازد. با توجه به اینکه این [[آیات]] در [[مکه]] نازل شده، در آن زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} نیز در شرایطی مشابه نوع [[زندگی]] میکرد و [[مؤمنان]] در [[اقلیت]] بودند، [[قرآن]] میخواهد به پیامبر نیز همین دستور را بدهد که باید به [[قدرت]] [[دشمن]] اهمیت ندهد، بلکه با [[قاطعیت]] و [[شهامت]] پیش رود؛ چراکه تکیهگاهش [[خدا]] است و هیچ نیرویی تاب [[مقاومت]] در برابر قدرت او را ندارد. گرچه بعضی [[مفسران]] این تعبیر نوح یا شبیه آن را در [[تاریخ]] سایر [[انبیا]]، یک نوع [[اعجاز]] گرفتهاند؛ چراکه آنها با نبودن امکانات ظاهری، دشمن را [[تهدید]] به [[شکست]] کرده و از [[پیروزی]] نهایی خود، خبر دادهاند، و این جز از طریق اعجاز امکانپذیر نیست؛ ولی به هر حال این یک درس است برای همه [[رهبران]] [[اسلامی]] که در برابر انبوه [[دشمنان]] هرگز نهراسند، بلکه با اتکا و [[توکل]] بر [[پروردگار]] و با قاطعیت هر چه بیشتر آنها را به میدان فرا خوانند و قدرتشان را [[تحقیر]] کنند که این، عامل مهمی برای تقویت [[روحی]] [[پیروان]] و شکست [[روحیه]] دشمنان خواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۵۰-۳۵۲.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}، فرموده: سرگذشت نوح را بر آنها [[تلاوت]] کن، هنگامی که به قومش گفت: ای [[قوم]] من! اگر توقفم در میان شما و یادآوری کردن [[آیات الهی]] برایتان سخت و غیرقابل [[تحمل]] است، هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید، و کوتاهی نکنید: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ}}؛ چراکه من بر [[خدا]] تکیه کردهام و به همین دلیل از غیر او نمیترسم و نمیهراسم: “{{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}} سپس تأکید میکند، اکنون که چنین است، [[فکر]] خود را جمع کنید و از بتهای خود [[دعوت]] به عمل آورده تا در [[تصمیمگیری]] به شما کمک کند: {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ}} [در پاورقی توضیحی این چنین آمده است: در این که جزای شرط در جمله {{متن قرآن|إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ}}چیست؟ در میان [[مفسران]] [[گفتگو]] است، و از میان تمام احتمالاتی که ذکر کردهاند، دو احتمال نزدیکتر به نظر میرسد؛ نخست این که: {{متن قرآن|فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ}}، جزای شرط باشد و جمله {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}، یک جمله معترضه است که میان شرط و [[جزا]] فاصله شده. دوم این که: جزا محذوف است و جملههای بعد دلالت بر آن دارد و تقدیر چنین است: {{عربی|فافعلوا ما تریدون؛ فانی متوکل علی الله}}. در واقع، جمله {{متن قرآن|فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ}}، از قبیل علتی است که [[جانشین]] معلول شده است، و {{متن قرآن|شُرَكَاءَكُمْ}} در جمله بعد، اشاره به بتهاست و واو قبل از آن، به معنای “مع” است. [و در [[تفسیر]] جمله بعد میفرماید:] آن چنان که هیچ چیز بر شما [[مکتوم]] نماند و [[غم]] و اندوهی از این نظر بر خاطر شما نباشد، بلکه با نهایت روشنی تصمیم خود را درباره من بگیرید: {{متن قرآن|ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً}}. {{متن قرآن|غُمَّةً}}، از [[ماده]] غم به معنای پوشاندن چیزی است، و این که به [[اندوه]] نیز غم گفته میشود، به خاطر آن است که [[قلب]] [[انسان]] را میپوشاند. سپس میگوید: اگر میتوانید، برخیزید و به [[زندگی]] من پایان دهید و لحظهای مرا مهلت ندهید: {{متن قرآن|ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}. نوح فرستاده بزرگ [[پروردگار]] با قاطعیتی که ویژه [[پیامبران اولوالعزم]] است، در نهایت [[شجاعت]] و [[شهامت]] با نفرات کم و محدودی که داشت، مقابل [[دشمنان]] نیرومند و سرسخت [[ایستادگی]] میکند و [[قدرت]] آنها را به باد مسخره میگیرد، و [[بیاعتنایی]] خویش را به نقشهها و [[افکار]] و بتهای آنها نشان میدهد، و به این وسیله، یک ضربه محکم روانی بر افکارشان وارد میسازد. با توجه به اینکه این [[آیات]] در [[مکه]] نازل شده، در آن زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} نیز در شرایطی مشابه نوع [[زندگی]] میکرد و [[مؤمنان]] در [[اقلیت]] بودند، [[قرآن]] میخواهد به پیامبر نیز همین دستور را بدهد که باید به [[قدرت]] [[دشمن]] اهمیت ندهد، بلکه با [[قاطعیت]] و [[شهامت]] پیش رود؛ چراکه تکیهگاهش [[خدا]] است و هیچ نیرویی تاب [[مقاومت]] در برابر قدرت او را ندارد. گرچه بعضی [[مفسران]] این تعبیر نوح یا شبیه آن را در [[تاریخ]] سایر [[انبیا]]، یک نوع [[اعجاز]] گرفتهاند؛ چراکه آنها با نبودن امکانات ظاهری، دشمن را [[تهدید]] به [[شکست]] کرده و از [[پیروزی]] نهایی خود، خبر دادهاند، و این جز از طریق اعجاز امکانپذیر نیست؛ ولی به هر حال این یک درس است برای همه [[رهبران]] [[اسلامی]] که در برابر انبوه [[دشمنان]] هرگز نهراسند، بلکه با اتکا و [[توکل]] بر [[پروردگار]] و با قاطعیت هر چه بیشتر آنها را به میدان فرا خوانند و قدرتشان را [[تحقیر]] کنند که این، عامل مهمی برای تقویت [[روحی]] [[پیروان]] و شکست [[روحیه]] دشمنان خواهد بود<ref>تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۵۰-۳۵۲.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، ضمن [[ترجمه]] و [[تفسیر]] آن، به دو نکته به شرح زیر توجه داده: نخست این که “ناصیه” در اصل، به معنای موی پیشسر میباشد، و از [[ماده]] “نصا” (بر وزن نصر)، به معنای اتصال و [[پیوستگی]] آمده است، و اخذ به ناصیه (گرفتن موی پیش سر)، کنایه از [[تسلط]] [[قهر]] و [[غلبه]] بر چیزی است، و این که در جمله بالا [[خداوند]] میفرماید: هیچ جنبندهای نیست مگر این که ما ناصیه او را میگیریم، اشاره به قدرت قاهره او بر همه چیز است؛ به گونهای که هیچ موجودی در برابر [[اراده]] او هیچگونه تاب [[مقاومت]] ندارد؛ زیرا معمولاً هنگامی که موی پیش سر [[انسان]] یا حیوانی را محکم بگیرند، [[قدرت]] مقاومت از او سلب میشود. این تعبیر، برای آن است که [[مستکبران]] [[مغرور]]، [[بتپرستان]] از خودراضی و سلطهجویان [[ستمکار]] [[فکر]] نکنند اگر چند روزی میدان به آنها داده شده است، دلیل بر آن است که میتوانند در برابر [[اراده پروردگار]]، کوچکترین مقاومتی کنند. باشد که آنها به این | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، ضمن [[ترجمه]] و [[تفسیر]] آن، به دو نکته به شرح زیر توجه داده: نخست این که “ناصیه” در اصل، به معنای موی پیشسر میباشد، و از [[ماده]] “نصا” (بر وزن نصر)، به معنای اتصال و [[پیوستگی]] آمده است، و اخذ به ناصیه (گرفتن موی پیش سر)، کنایه از [[تسلط]] [[قهر]] و [[غلبه]] بر چیزی است، و این که در جمله بالا [[خداوند]] میفرماید: هیچ جنبندهای نیست مگر این که ما ناصیه او را میگیریم، اشاره به قدرت قاهره او بر همه چیز است؛ به گونهای که هیچ موجودی در برابر [[اراده]] او هیچگونه تاب [[مقاومت]] ندارد؛ زیرا معمولاً هنگامی که موی پیش سر [[انسان]] یا حیوانی را محکم بگیرند، [[قدرت]] مقاومت از او سلب میشود. این تعبیر، برای آن است که [[مستکبران]] [[مغرور]]، [[بتپرستان]] از خودراضی و سلطهجویان [[ستمکار]] [[فکر]] نکنند اگر چند روزی میدان به آنها داده شده است، دلیل بر آن است که میتوانند در برابر [[اراده پروردگار]]، کوچکترین مقاومتی کنند. باشد که آنها به این واقعیت توجه کنند و از مرکب [[غرور]] فرود آیند. دیگر این که: جمله {{متن قرآن|إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}، از [[زیباترین]] تعبیرات درباره [[قدرت]] آمیخته با [[عدالت]] [[پروردگار]] است؛ چراکه [[قدرتمندان]] غالباً زورگو و ظالمند، اما [[خداوند]] با قدرت بیانتهایش همواره بر [[صراط مستقیم]] عدالت و جاده صاف [[حکمت]]، [[نظم]] و [[حساب]] میباشد. این نکته را نیز از نظر نباید دور داشت که سخنان [[هود]]{{ع}} در برابر [[مشرکان]]، بیان کننده این واقعیت است که هر قدر [[دشمنان]] لجوج بر [[لجاجت]] خود بیفزایند، [[رهبر]] [[قاطع]] باید بر [[استقامت]] خود بیفزاید. [[قوم]] هود او را سخت از [[بتها]] ترساندند. او در مقابل، آنها را به نحو شدیدتری از قدرت [[قاهره]]خداوند [[بیم]] داد<ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۱۳۸-۱۳۹.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، [[تفسیر]] فرموده: اما شعیب در پاسخ آنها که سخنانش را حمل بر [[سفاهت]] و دلیل بر [[بیخردی]] گرفته بودند، گفت: ای قوم من! (ای گروهی که شما از منید و من هم از شما، و آنچه را برای خود [[دوست]] میدارم، برای شما هم میخواهم)، هر گاه خداوند دلیل روشن، [[وحی]] و [[نبوت]] به من داده باشد و علاوه بر این، روزی [[پاکیزه]] و [[مال]] به قدر نیاز به من ببخشد، آیا در این صورت، صحیح است که من [[مخالفت]] [[فرمان]] او کنم و یا نسبت به شما قصد و غرضی داشته باشم و خیرخواهتان نباشم؟: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا}}. باید توجه داشت که جزای جمله شرطیه در [[آیه]] فوق، محذوف است و [[جزا]] چنین بوده است: {{عربی|أفاعدل مع ذلک عما أنا علیه من عبادته و تبلیغ دینه}}. شعیب{{ع}} با این جمله میخواهد بگوید، من در این کار تنها انگیزه [[معنوی]]، [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارم؛ من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید، و همیشه [[انسان]] [[دشمن]] چیزی است که نمیداند. جالب توجه این که: در این [[آیات]]، تعبیر {{متن قرآن|يَا قَوْمِ}}؛ ای [[قوم]] من، تکرار شده است؛ به خاطر این که [[عواطف]] آنها را برای [[پذیرش حق]]، [[بسیج]] کند و به آنها بفهماند که شما از من هستید و من هم از شما، خواه قوم در این جا به معنای [[قبیله]] باشد و [[طایفه]] و [[فامیل]]، و خواه به معنای گروهی که او در میان آنها [[زندگی]] میکرد و جزء [[اجتماع]] آنها محسوب میشد. سپس این [[پیامبر]] بزرگ اضافه میکند، [[گمان]] مبرید که من میخواهم شما را از چیزی [[نهی]] کنم ولی خودم به سراغ آن بروم: {{متن قرآن|وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ}}. به شما بگویم [[کمفروشی]] نکنید و [[تقلب]] و [[غش]] در [[معامله]] روا مدارید، اما خودم با انجام این [[اعمال]]، ثروتی بیندوزم، و یا شما را از [[پرستش]] [[بتها]] منع کنم، اما خودم در برابر آنها سر [[تعظیم]] فرود آورم. نه، هرگز چنین نیست. از این جمله، چنین بر میآید که آنها شعیب را متهم میکردند که او قصد [[سودجویی]] برای شخص خودش را دارد، و لذا صریحاً این موضوع را [[نفی]] میکند. سرانجام به آنها میگوید: من یک [[هدف]] بیشتر ندارم و آن، [[اصلاح]] شما و [[جامعه]] شماست تا آنجا که در [[قدرت]] دارم: {{متن قرآن|إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ}}. این همان هدفی است که تمام [[پیامبران]] آن را تعقیب میکردند: اصلاح [[عقیده]]، اصلاح [[اخلاق]]، [[اصلاح عمل]] و اصلاح روابط و [[نظامات اجتماعی]]، و برای رسیدن به این هدف، تنها از [[خدا]] [[توفیق]] میطلبم: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ}} به همین دلیل برای انجام [[رسالت]] خود، و رسیدن به این هدف بزرگ، تنها بر او تکیه میکنم و در همه چیز به او باز میگردم: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}. برای حل [[مشکلات]] با تکیه بر [[یاری]] او، تلاش میکنم و برای [[تحمل]] [[شداید]] این راه، به او باز میگردم<ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، [[تفسیر]] فرموده: اما شعیب در پاسخ آنها که سخنانش را حمل بر [[سفاهت]] و دلیل بر [[بیخردی]] گرفته بودند، گفت: ای قوم من! (ای گروهی که شما از منید و من هم از شما، و آنچه را برای خود [[دوست]] میدارم، برای شما هم میخواهم)، هر گاه خداوند دلیل روشن، [[وحی]] و [[نبوت]] به من داده باشد و علاوه بر این، روزی [[پاکیزه]] و [[مال]] به قدر نیاز به من ببخشد، آیا در این صورت، صحیح است که من [[مخالفت]] [[فرمان]] او کنم و یا نسبت به شما قصد و غرضی داشته باشم و خیرخواهتان نباشم؟: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا}}. باید توجه داشت که جزای جمله شرطیه در [[آیه]] فوق، محذوف است و [[جزا]] چنین بوده است: {{عربی|أفاعدل مع ذلک عما أنا علیه من عبادته و تبلیغ دینه}}. شعیب{{ع}} با این جمله میخواهد بگوید، من در این کار تنها انگیزه [[معنوی]]، [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارم؛ من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید، و همیشه [[انسان]] [[دشمن]] چیزی است که نمیداند. جالب توجه این که: در این [[آیات]]، تعبیر {{متن قرآن|يَا قَوْمِ}}؛ ای [[قوم]] من، تکرار شده است؛ به خاطر این که [[عواطف]] آنها را برای [[پذیرش حق]]، [[بسیج]] کند و به آنها بفهماند که شما از من هستید و من هم از شما، خواه قوم در این جا به معنای [[قبیله]] باشد و [[طایفه]] و [[فامیل]]، و خواه به معنای گروهی که او در میان آنها [[زندگی]] میکرد و جزء [[اجتماع]] آنها محسوب میشد. سپس این [[پیامبر]] بزرگ اضافه میکند، [[گمان]] مبرید که من میخواهم شما را از چیزی [[نهی]] کنم ولی خودم به سراغ آن بروم: {{متن قرآن|وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ}}. به شما بگویم [[کمفروشی]] نکنید و [[تقلب]] و [[غش]] در [[معامله]] روا مدارید، اما خودم با انجام این [[اعمال]]، ثروتی بیندوزم، و یا شما را از [[پرستش]] [[بتها]] منع کنم، اما خودم در برابر آنها سر [[تعظیم]] فرود آورم. نه، هرگز چنین نیست. از این جمله، چنین بر میآید که آنها شعیب را متهم میکردند که او قصد [[سودجویی]] برای شخص خودش را دارد، و لذا صریحاً این موضوع را [[نفی]] میکند. سرانجام به آنها میگوید: من یک [[هدف]] بیشتر ندارم و آن، [[اصلاح]] شما و [[جامعه]] شماست تا آنجا که در [[قدرت]] دارم: {{متن قرآن|إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ}}. این همان هدفی است که تمام [[پیامبران]] آن را تعقیب میکردند: اصلاح [[عقیده]]، اصلاح [[اخلاق]]، [[اصلاح عمل]] و اصلاح روابط و [[نظامات اجتماعی]]، و برای رسیدن به این هدف، تنها از [[خدا]] [[توفیق]] میطلبم: {{متن قرآن|وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ}} به همین دلیل برای انجام [[رسالت]] خود، و رسیدن به این هدف بزرگ، تنها بر او تکیه میکنم و در همه چیز به او باز میگردم: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}. برای حل [[مشکلات]] با تکیه بر [[یاری]] او، تلاش میکنم و برای [[تحمل]] [[شداید]] این راه، به او باز میگردم<ref>تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۰۸-۲۰۹.</ref>. | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۴۸: | ||
و زیر عنوان: “چرا روی کلمه رحمان تکیه شده است، به شرح زیر [[تفسیر]] فرموده: [[آیات]] فوق و [[شأن]] نزولی که در باره آن ذکر شده، نشان میدهد که [[کفار]] [[قریش]] توصیف [[خداوند]] را به رحمان نمیپسندیدند، و چون چنین چیزی در میان آنها معمول نبود، آن را به باد [[استهزا]] گرفتند، در حالی که آیات فوق تأکید و [[اصرار]] بر آن دارد؛ چراکه [[لطف]] خاصی در این کلمه نهفته است؛ زیرا میدانیم صفت رحمانیت خداوند، اشاره به لطف عام او ست که [[دوست]] و [[دشمن]] را فرا میگیرد و مؤمن و کافر مشمول آن است، در برابر صفت رحیمیت که اشاره به [[رحمت]] خاص ایزدی در مورد [[بندگان]] [[صالح]] و [[مؤ[[منان]]]] است؛ یعنی شما چگونه به خدایی که منبع لطف و [[کرم]] است و حتی [[دشمنان]] خویش را مشمول لطف و رحمتش قرار میدهد، [[ایمان]] نمیآورید؟ این نهایت [[نادانی]] شما است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۲۲۰–۲۲۴.</ref>. | و زیر عنوان: “چرا روی کلمه رحمان تکیه شده است، به شرح زیر [[تفسیر]] فرموده: [[آیات]] فوق و [[شأن]] نزولی که در باره آن ذکر شده، نشان میدهد که [[کفار]] [[قریش]] توصیف [[خداوند]] را به رحمان نمیپسندیدند، و چون چنین چیزی در میان آنها معمول نبود، آن را به باد [[استهزا]] گرفتند، در حالی که آیات فوق تأکید و [[اصرار]] بر آن دارد؛ چراکه [[لطف]] خاصی در این کلمه نهفته است؛ زیرا میدانیم صفت رحمانیت خداوند، اشاره به لطف عام او ست که [[دوست]] و [[دشمن]] را فرا میگیرد و مؤمن و کافر مشمول آن است، در برابر صفت رحیمیت که اشاره به [[رحمت]] خاص ایزدی در مورد [[بندگان]] [[صالح]] و [[مؤ[[منان]]]] است؛ یعنی شما چگونه به خدایی که منبع لطف و [[کرم]] است و حتی [[دشمنان]] خویش را مشمول لطف و رحمتش قرار میدهد، [[ایمان]] نمیآورید؟ این نهایت [[نادانی]] شما است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۲۲۰–۲۲۴.</ref>. | ||
همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، [[تفسیر]] فرموده: در هر چیز [[اختلاف]] کنید، [[داوری]] و حکمش با [[خدا]] است، و تنها اوست که میتواند به [[اختلافات]] شما پایان دهد: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ}}. آری، یکی از [[شؤون]] [[ولایت]]، آن است که بتواند به اختلافات کسانی که تحت ولایت او هستند، با [[داوری]] صحیح پایان دهد. آیا [[بتها]] و شیاطینی که [[معبود]] واقع شدهاند، [[توانایی]] بر چنین کاری دارند؟ یا این کار مخصوص خداوندی است که هم [[حکیم]] و [[آگاه]] به طرق حل هر گونه [[اختلاف]] است، و هم [[قادر]] است [[حکم]] و داوری خود را [[اجرا]] کند. پس [[خداوند]] عزیز و حکیم، باید [[حاکم]] باشد نه غیر او. گرچه بعضی از [[مفسران]] خواستهاند، مفهوم {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}، را محدود به اختلاف در [[تأویل]] [[آیات متشابه]] یا فقط [[مخاصمات]] [[و]] اختلافات [[حقوقی]] بدانند، ولی مفهوم [[آیه]]، گسترده است و هر گونه اختلافی، چه در [[معارف الهی]] و [[عقاید]]، و چه در [[احکام]] [[تشریعی]]، و چه در مسایل حقوقی و [[قضایی]] و یا غیر آن، در میان [[انسانها]] روی دهد، به حکم آنکه معلوماتشان محدود و ناچیز است، باید از چشمه [[فیض]] [[علم]] [[حق]] و از [[طریق وحی]] برطرف گردد. بعد از ذکر این [[دلایل]] مختلف بر [[انحصار]] [[مقام ولایت]] در ذات [[پاک]] خداوند، از قول پیامبرش میگوید: این است خداوند، [[پروردگار]] من، با این اوصاف کمالیه: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}. | همین طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}، [[تفسیر]] فرموده: در هر چیز [[اختلاف]] کنید، [[داوری]] و حکمش با [[خدا]] است، و تنها اوست که میتواند به [[اختلافات]] شما پایان دهد: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ}}. آری، یکی از [[شؤون]] [[ولایت]]، آن است که بتواند به اختلافات کسانی که تحت ولایت او هستند، با [[داوری]] صحیح پایان دهد. آیا [[بتها]] و شیاطینی که [[معبود]] واقع شدهاند، [[توانایی]] بر چنین کاری دارند؟ یا این کار مخصوص خداوندی است که هم [[حکیم]] و [[آگاه]] به طرق حل هر گونه [[اختلاف]] است، و هم [[قادر]] است [[حکم]] و داوری خود را [[اجرا]] کند. پس [[خداوند]] عزیز و حکیم، باید [[حاکم]] باشد نه غیر او. گرچه بعضی از [[مفسران]] خواستهاند، مفهوم {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}، را محدود به اختلاف در [[تأویل]] [[آیات متشابه]] یا فقط [[مخاصمات]] [[و]] اختلافات [[حقوقی]] بدانند، ولی مفهوم [[آیه]]، گسترده است و هر گونه اختلافی، چه در [[معارف الهی]] و [[عقاید]]، و چه در [[احکام]] [[تشریعی]]، و چه در مسایل حقوقی و [[قضایی]] و یا غیر آن، در میان [[انسانها]] روی دهد، به حکم آنکه معلوماتشان محدود و ناچیز است، باید از چشمه [[فیض]] [[علم]] [[حق]] و از [[طریق وحی]] برطرف گردد. بعد از ذکر این [[دلایل]] مختلف بر [[انحصار]] [[مقام ولایت]] در ذات [[پاک]] خداوند، از قول پیامبرش میگوید: این است خداوند، [[پروردگار]] من، با این اوصاف کمالیه: {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}. | ||
در باره جمله مذکور، اولاً: در پاورقی چنین گفته: در آغاز این جمله، کلمه “قُلْ” مقدر است؛ بنابراین، تنها این جمله و ما بعد آن است که از زبان [[پیامبر]] ادا میشود، اما جمله {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}، ادامه بیانات پروردگار است و آنها که غیر این را [[انتخاب]] کردهاند، ظاهراً راه [[درستی]] را نپیمودهاند، و ثانیاً به نقل از [[تفسیر المیزان]]، ج۱۸، ص۲۳، چنین میفرماید که: قابل توجه این که جمله {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}، اشاره به [[ربوبیت]] مطلقه خداو ند؛ یعنی [[مالکیت]] توأم [[با تدبیر]]، میکند و میدانیم ربوبیت دارای دو شاخه است؛ شاخه [[تکوینی]] که به اداره [[نظام آفرینش]] باز میگردد، و شاخه [[تشریعی]] که بیانگر [[احکام]] و وضع [[قوانین]] و [[ارشاد]] و [[مردم]] وسیله [[سفیران الهی]] است، و بر این اساس، به دنبال آن، دو مسأله “توکل” و “انابه” مطرح شده است که اولی، واگذاری امور خویش در [[نظام تکوین]] به خداست، و دومی، بازگشت در [[امور تشریعی]] به اوست. به همین دلیل من او را ولی و [[یاور]] خود برگزیدهام؛ بر او [[توکل]] کردم و به سوی او در [[مشکلات]] و [[گرفتاریها]] و [[لغزشها]] باز میگردم: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۴۹-۴۷۴.</ref> | در باره جمله مذکور، اولاً: در پاورقی چنین گفته: در آغاز این جمله، کلمه “قُلْ” مقدر است؛ بنابراین، تنها این جمله و ما بعد آن است که از زبان [[پیامبر]] ادا میشود، اما جمله {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ}}، ادامه بیانات پروردگار است و آنها که غیر این را [[انتخاب]] کردهاند، ظاهراً راه [[درستی]] را نپیمودهاند، و ثانیاً به نقل از [[تفسیر المیزان]]، ج۱۸، ص۲۳، چنین میفرماید که: قابل توجه این که جمله {{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي}}، اشاره به [[ربوبیت]] مطلقه خداو ند؛ یعنی [[مالکیت]] توأم [[با تدبیر]]، میکند و میدانیم ربوبیت دارای دو شاخه است؛ شاخه [[تکوینی]] که به اداره [[نظام آفرینش]] باز میگردد، و شاخه [[تشریعی]] که بیانگر [[احکام]] و وضع [[قوانین]] و [[ارشاد]] و [[مردم]] وسیله [[سفیران الهی]] است، و بر این اساس، به دنبال آن، دو مسأله “توکل” و “انابه” مطرح شده است که اولی، واگذاری امور خویش در [[نظام تکوین]] به خداست، و دومی، بازگشت در [[امور تشریعی]] به اوست. به همین دلیل من او را ولی و [[یاور]] خود برگزیدهام؛ بر او [[توکل]] کردم و به سوی او در [[مشکلات]] و [[گرفتاریها]] و [[لغزشها]] باز میگردم: {{متن قرآن|عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۳۶۴-۳۶۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۴۹-۴۷۴.</ref> | ||
==[[توکل]] در [[تفاسیر]] [[روایی]] == | == [[توکل]] در [[تفاسیر]] [[روایی]] == | ||
مرحوم [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، زیر عنوان: “باب معنی التوکل”، [[حدیثی]] را به [[روایت]] [[ابنبابویه]]، از [[پیامبر]]{{صل}} در صفحه ۴۹۳ نقل نموده است. اصل این [[حدیث]] و [[ترجمه]] آن در فصل [[تفویض]] این کتاب در حدیث شماره ۵ آورده شده است. در بخشی از آن درباره معنای توکل بر خدای آمده است: {{متن حدیث|فقلت: و ما التوکل علی الله؟ فقال: العلم ان المخلوق لا یضر و لا ینفع و لایعطی و لایمنع و استعمال الیأس من الخلق. فاذا کان العبد کذلک، لایعمل لأحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله، و لم یطمع فی احد سوی الله، فهذا التوکل}}: پیامبر{{صل}} میفرماید: گفتم: توکل بر [[خدای تعالی]] چیست؟ [[جبرئیل]]{{ع}} گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرر و نه نفعی، و نه [[بخشش]] و نه ممانعتی، نمیتواند داشته باشد و [[ناامیدی]] و [[یأس]] از [[خلق]]. پس چون بندهای این چنین باشد، برای احدی به جز خدای تعالی کار نمیکند، و از کسی به جز خدای تعالی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز خدای تعالی [[توقع]] بیحد و [[حرص]] در [[خواهش]] ندارد. پس این است توکل بر خدای تعالی | مرحوم [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، زیر عنوان: “باب معنی التوکل”، [[حدیثی]] را به [[روایت]] [[ابنبابویه]]، از [[پیامبر]]{{صل}} در صفحه ۴۹۳ نقل نموده است. اصل این [[حدیث]] و [[ترجمه]] آن در فصل [[تفویض]] این کتاب در حدیث شماره ۵ آورده شده است. در بخشی از آن درباره معنای توکل بر خدای آمده است: {{متن حدیث|فقلت: و ما التوکل علی الله؟ فقال: العلم ان المخلوق لا یضر و لا ینفع و لایعطی و لایمنع و استعمال الیأس من الخلق. فاذا کان العبد کذلک، لایعمل لأحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله، و لم یطمع فی احد سوی الله، فهذا التوکل}}: پیامبر{{صل}} میفرماید: گفتم: توکل بر [[خدای تعالی]] چیست؟ [[جبرئیل]]{{ع}} گفت: [[علم]] به این که مخلوق نه ضرر و نه نفعی، و نه [[بخشش]] و نه ممانعتی، نمیتواند داشته باشد و [[ناامیدی]] و [[یأس]] از [[خلق]]. پس چون بندهای این چنین باشد، برای احدی به جز خدای تعالی کار نمیکند، و از کسی به جز خدای تعالی [[امید]] و ترسی ندارد، و از احدی به جز خدای تعالی [[توقع]] بیحد و [[حرص]] در [[خواهش]] ندارد. پس این است توکل بر خدای تعالی<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۷۴.</ref>. | ||
== [[تدبر]] در | == [[تدبر]] در آیات توکل == | ||
قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | ||
در بررسی لغوی و [[تفسیری]] دانستیم که [[توکل به خدا]]، معنا و مفهومش عبارت است از: | در بررسی لغوی و [[تفسیری]] دانستیم که [[توکل به خدا]]، معنا و مفهومش عبارت است از: اعتماد و [[اطمینان]] داشتن به [[خدای تعالی]] و امور خود را به او واگذاردن به عنوان سبب [[حقیقی]] با [[عنایت]] به این که برای وصول به خواسته، به عنوان سبب ظاهری، باید تلاش و [[کوشش]] نماید، و به عبارت دیگر، [[توکل به خدا]]، دارای [[روحی]] است و جسمی؛ [[روح]] آن، واگذاردن امور به خدای تعالی است، و [[جسم]] آن، تلاش و کوشش فرد میباشد برای انجام خواسته؛ لذا خواسته در نفس ظهور کرده و جسم در وصول به آن تلاش مینماید، اما آن ظهور و این تلاش، از [[امیدواری]] و [[اعتماد به خدا]] و [[تفویض]] [[امر]] به [[خدای متعال]]، قوت و نیرو میگیرد. حال برای بررسی اشخاصی که متوکلین به خدای تعالی هستند، با [[استعانت]] از امدادها و [[الطاف]] خاص [[خدای سبحان]] در آیات توکل به [[تدبر]] میپردازیم<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۷۴.</ref>. | ||
=== [[پیامبران الهی]] در امورشان به خدای تعالی[[توکل]] میکنند. === | === [[پیامبران الهی]] در امورشان به خدای تعالی[[توکل]] میکنند. === | ||
| خط ۱۵۰: | خط ۱۶۶: | ||
# [[حضرت شعیب]]{{ع}} [[توفیق]] خود را در [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی الهی]] از جانب [[خدای متعال]] دانسته و به همین سبب، با [[رضایت]] به [[تدبیر الهی]]، برای [[موفقیت]] [[امر]] خود در [[اصلاح]] [[دین]] و دنیای قومش و برای [[تحمل]] اتهامات و تنشهای روحیای که قومش به او وارد میکردند، به [[خدای تعالی]] [[توکل]] میکند: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}. | # [[حضرت شعیب]]{{ع}} [[توفیق]] خود را در [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی الهی]] از جانب [[خدای متعال]] دانسته و به همین سبب، با [[رضایت]] به [[تدبیر الهی]]، برای [[موفقیت]] [[امر]] خود در [[اصلاح]] [[دین]] و دنیای قومش و برای [[تحمل]] اتهامات و تنشهای روحیای که قومش به او وارد میکردند، به [[خدای تعالی]] [[توکل]] میکند: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}. | ||
# [[حضرت یعقوب]]{{ع}} هر چیزی را درباره فرزندانش، نیازمند به خدای تعالی دیده و رفع حوادث و هر گونه پیشامدی را در مورد آنان، منحصر به اقتضای [[حکم الهی]] میداند، و به همین سبب، امورش را به خدای تعالی واگذار کرده و بر او توکل مینماید: {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}. | # [[حضرت یعقوب]]{{ع}} هر چیزی را درباره فرزندانش، نیازمند به خدای تعالی دیده و رفع حوادث و هر گونه پیشامدی را در مورد آنان، منحصر به اقتضای [[حکم الهی]] میداند، و به همین سبب، امورش را به خدای تعالی واگذار کرده و بر او توکل مینماید: {{متن قرآن|وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ}}. | ||
# خدای تعالی: به پیامبرش، [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[امر]] فرموده: به آنان که به نام [[مبارک]] [[رحمان]]، یکی از اسمای مبارک [[اللّه]] که گستردگی [[رحمت]] و [[لطف]] عامش فراگیر است، کافرند، بگوید: او [[پروردگار]] و تدبیرکننده امر من است. هیچ [[الهی]] و معبودی سوای او نیست. در تدبیرش، به او | # خدای تعالی: به پیامبرش، [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[امر]] فرموده: به آنان که به نام [[مبارک]] [[رحمان]]، یکی از اسمای مبارک [[اللّه]] که گستردگی [[رحمت]] و [[لطف]] عامش فراگیر است، کافرند، بگوید: او [[پروردگار]] و تدبیرکننده امر من است. هیچ [[الهی]] و معبودی سوای او نیست. در تدبیرش، به او اعتماد دارم، و امورم را به او واگذار نموده و بر او [[توکل]] میکنم، و بازگشت و [[پشیمانی]] بر خطاهای گذشته با [[عزم]] در ترک بازگشت به مثل آنها، به سوی اوست: {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}. | ||
# [[پیامبر اسلام]] [[حضرت محمد]]{{صل}} فرمود: و آنچه از امور [[دین]] و دنیایتان، در آن [[اختلاف]] نمودید، [[حکم]] آن را به [[خدای تعالی]] واگذار کنید. آن خدای تعالی، “الله”، پروردگار من و تدبیرکننده امر من است. به او اعتماد و [[اطمینان]] داشته، بر او توکل مینمایم و در امورم به سوی او برگشت میکنم: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}} | # [[پیامبر اسلام]] [[حضرت محمد]]{{صل}} فرمود: و آنچه از امور [[دین]] و دنیایتان، در آن [[اختلاف]] نمودید، [[حکم]] آن را به [[خدای تعالی]] واگذار کنید. آن خدای تعالی، “الله”، پروردگار من و تدبیرکننده امر من است. به او اعتماد و [[اطمینان]] داشته، بر او توکل مینمایم و در امورم به سوی او برگشت میکنم: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ}}<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص۴۷۵.</ref>. | ||
=== [[مؤمنین]] در امورشان به خدای تعالی توکل میکنند === | === [[مؤمنین]] در امورشان به خدای تعالی توکل میکنند === | ||