بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تکبر در قرآن]] - [[تکبر در حدیث]] - [[تکبر در نهج البلاغه]] - [[تکبر در فقه سیاسی]] - [[تکبر در فقه اسلامی]] - [[تکبر در اخلاق اسلامی]] - [[تکبر در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تکبر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تکبر در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[تکبر در قرآن]] - [[تکبر در حدیث]] - [[تکبر در نهج البلاغه]] - [[تکبر در فقه سیاسی]] - [[تکبر در فقه اسلامی]] - [[تکبر در اخلاق اسلامی]] - [[تکبر در جامعهشناسی اسلامی]] - [[تکبر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[تکبر در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۴۵: | خط ۱۹: | ||
# ملکات فاضله، مانند [[علم]] و صفات حمیده؛ | # ملکات فاضله، مانند [[علم]] و صفات حمیده؛ | ||
# [[مناسک]] و [[عبادات]] و [[اعمال صالح]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۲۴–۳۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | # [[مناسک]] و [[عبادات]] و [[اعمال صالح]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۲۴–۳۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | ||
== عوامل و زمینههای تکبر == | |||
برخی عوامل تکبر عبارتاند از: | |||
# توهم [[برتری]] در [[آفرینش]]: [[شیطان]] با توهم برتری خود به سبب [[خلقت]] از [[آتش]]، گرفتار تکبر شد و از [[فرمان الهی]] سرپیچید: {{متن قرآن|قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ}}<ref>«فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟» سوره ص، آیه ۷۵.</ref>. | |||
# [[قدرت]] [[مالی]] و توان [[اقتصادی]]: [[توانگری]] مالی میتواند منشأ بروز [[تکبر]] باشد، چنان که [[قارون]] بر اثر داشتن [[نعمتها]] و [[دارایی]] فراوان از ناحیه [[خدا]]<ref>روح المعانی، ج ۲۰، ص۱۶۶؛ تفسیر گازر، ج ۷، ص۱۹۵؛ مخزن العرفان، ج ۹، ص۴۴۹. </ref> متکبرانه آن را به [[دانش]] و [[درایت]] خود نسبت داده، خود را [[برتر]] از دیگران میدانست، در حالی که [[مؤمنان]] [[قوم]] وی او را [[پند]] داده و از او خواسته بودند که تکبر را ترک کند؛ زیرا خدا [[متکبران]] را [[دوست]] ندارد<ref>سوره قصص، آیه ۷۶.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]؛ [[تکبر (مقاله)|مقاله «تکبر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۸]].</ref> | |||
# '''[[افکار شیطانی]]:''' [[شیطان]] برای رسیدن به [[هدف]] اصلی خود که سقوط [[انسان]] در ورطه تکّبر است، ابتدا در [[فکر]] و [[اندیشه]] او [[رسوخ]] میکند و سپس با ترفندهایی که به کار میبرد، در مرکز [[فرماندهی]] وجود او برای خود پایگاهی میسازد و نفوذ میکند تا در مواقع لازم او را وادار کند تا دست به [[اقدام]] بزند. | |||
# '''[[خودستایی]] و بزرگنمایی:''' نخوت، محصول تکبر است. پس از آنکه [[فکر]] و [[اندیشه]] فردی مورد هجوم افکار [[شیطانی]] قرار گرفت، حالت خاصی به خود میگیرد و احساس دیگری پیدا میکند که به آن نخوت میگویند. در نتیجه این [[تفکر]]، احساس [[خودبزرگبینی]] در زندگی [[اجتماعی]] نیز تسرّی مییابد. | |||
# '''[[فساد]] و [[تباهی]]:''' نتیجه [[نخوت]] و [[خودبرتربینی]] [[انتظار]] انتقال به دیگران را در فرد تقویت میکند که در نهایت اقدامات نامناسب از طرف فرد را در پیدارد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۱۳.</ref>. | |||
== اوصاف [[متکبران]] == | |||
برخی از اوصاف [[متکبّران]] عبارتاند از: | |||
# خودداری از پذیرش [[آیات خدا]]: بدترین [[تکبّر]]، تکبّر در برابر [[خداوند]] است که با تأثیر [[سوء]] بر [[روح]] و [[فکر]]، [[انسان]] را در برابر [[آیات]] و [[حجتهای الهی]] همچون سنگی خارا موجودی [[انعطاف]] ناپذیر و غیر قابل نفوذ درمی آورد که نه به [[اندرز]] ناصحان گوش میسپارد و نه به هشدارهای [[الهی]] اعتنایی دارد و پیوسته با [[غرور]] و [[نخوت]] در مسیر خلاف قدم برمی دارد<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۷۳۵؛ المیزان، ج ۲، ص۹۷؛ نمونه، ج ۲، ص۷۵؛ ج ۶، ص۳۶۷.</ref> انسان [[متکبر]] بر اثر تکذیب آیات الهی<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۸۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۲۸۳.</ref> بر قلبش مهر زده میشود، به گونه ای که دیگر در [[آیات الهی]] [[تفکر]] نمیکند و از آنها [[عبرت]] نمیگیرد<ref>الکشاف، ج ۲، ص۱۱۷.</ref> و بر [[کفر]] و [[تکذیب]] اصرار میورزد<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۴۷.</ref> و در نتیجه [[تبهکاری]] خود از قابلیت [[هدایت]] خارج میشود و به رغم مشاهده آیات الهی از [[تسلیم]] در برابر آن امتناع ورزیده، بر سر دو راهی هدایت و [[ضلالت]]، [[گمراهی]] را در پیش میگیرد<ref>سوره اعراف، آیه ۱۴۶.</ref>. | |||
# [[بخل]] و [[کتمان]] [[نعمت]]: [[متکبران]] در برابر [[انفاق]]، به بخل و به جای [[قدردانی]] از نعمت به کتمان آن [[فرمان]] میدهند<ref>سوره نساء، آیه ۳۶-۳۷.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۱۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۱۲۵ - ۱۲۶؛ المیزان، ج ۴، ص۳۵۵. </ref>. گفته شده: از آنجا که [[متکبر]]، با [[نعمتهای الهی]] مانند اموالی که به او عنایت شده بر دیگران [[تکبّر]] میورزد برای تداوم بخشیدن به تکبّر خویش، با [[بخل]] تلاش میکند اموالش را [[حفظ]] کند و آن گاه که میبیند [[انفاق]] کنندگان، نزد [[مردم]] [[شهرت]] و موقعیت پیدا میکنند، آنان را نیز به بخل [[دعوت]] میکند و هرگاه تحت تأثیر [[افکار عمومی]] مجبور به انفاق شود، برای حفظ اموالش آنها را پنهان کرده، به [[فقر]] [[تظاهر]] میکند<ref>من هدی القرآن، ج ۲، ص۸۰ـ ۸۱. </ref>. | |||
# [[ریا]]: [[تکبر]] میتواند در انگیزه [[انسان]] نیز اثر [[سوء]] گذاشته، موجب شود تا [[اعمال]] وی از جمله انفاق صرفاً برای کسب شهرت و [[مقام]] و نه [[رضای خدا]] صورت گیرد، چنان که برخی برای دستیابی به سود دنیوی [[انفاق]] میکنند؛ نه بر اساس [[استحقاق]] و نیاز دیگران به انفاق<ref>سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. | |||
# رفتارهای غرورآمیز: تکبر به شکلهای گوناگون گاه در نحوه راه رفتن و گاه در چهره ـ به صورت رخ برتابیدن از مردم ـ در [[رفتار]] [[آدمی]] آشکار میشود. [[قرآن کریم]] [[اندرز]] [[حکیمانه]] [[لقمان]] به فرزند خود در وانهادن این گونه [[رفتار]] [[غرورآمیز]]<ref>جامع البیان، ج ۲۱، ص۸۹ - ۹۰.</ref> را این گونه نقل میکند: از روی [[تکبر]] از [[مردم]] روی مگردان<ref>روض الجنان، ج ۱۵، ص۲۹۱؛ تفسیر مراغی، ج ۲۱، ص۸۵؛ الصافی، ج ۴، ص۱۴۶.</ref> و در [[زمین]] با [[تکبّر]] راه نرو<ref>التبیان، ج ۸، ص۲۸۰؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص۴۸. </ref> زیرا [[خداوند]]، [[متکبّر]] [[فخر]] فروش را [[دوست]] ندارد: {{متن قرآن|وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتنستایی را دوست نمیدارد» سوره لقمان، آیه ۱۸.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۵۰۰؛ الجدید، ج ۵، ص۳۹۱.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]؛ [[تکبر (مقاله)|مقاله «تکبر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۸]].</ref> | |||
== آثار تکبر == | == آثار تکبر == | ||
بعضی [[آیات]]، تکبر و [[استکبار]] [[شیطان]] را سبب طرد شدن او از درگاه الهی و خروج از [[بهشت]] دانستهاند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref> و استکبار و [[سرپیچی]] [[بندگان]] از [[عبادت]] [[خداوند]] را سبب وارد شدن ایشان به [[جهنم]] میدانند<ref>سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]]، [[کبر]] [[بندگان]]، مقابله با [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۲۱۵.</ref>. در روایتی از امام صادق{{ع}} آمده است در [[روز قیامت]]، افراد [[متکبر]] به صورت مورچه [[محشور]] میشوند و زیر پای [[مردم]] پایمال میگردند تا هنگامی که خداوند از [[حسابرسی مردم]] فارغ شود<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۱.</ref>. علمای اخلاق، تکبر را سبب هلاک [[انسان]] شمردهاند<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۱۰؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۱.</ref>. بعضی تکبر را منشأ همه اخلاقهای [[زشت]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] و مانع رسیدن به [[اخلاق حسنه]] دانستهاند؛ زیرا شخص متکبر خود را بزرگ میپندارد و نمیتواند در برابر کسی [[فروتنی]] کند و با [[دروغ]] و [[نفاق]] سعی میکند کار خود را نزد دیگران بالاتر نشان دهد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۸–۲۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | بعضی [[آیات]]، تکبر و [[استکبار]] [[شیطان]] را سبب طرد شدن او از درگاه الهی و خروج از [[بهشت]] دانستهاند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref> و استکبار و [[سرپیچی]] [[بندگان]] از [[عبادت]] [[خداوند]] را سبب وارد شدن ایشان به [[جهنم]] میدانند<ref>سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]]، [[کبر]] [[بندگان]]، مقابله با [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۲۱۵.</ref>. در روایتی از امام صادق{{ع}} آمده است در [[روز قیامت]]، افراد [[متکبر]] به صورت مورچه [[محشور]] میشوند و زیر پای [[مردم]] پایمال میگردند تا هنگامی که خداوند از [[حسابرسی مردم]] فارغ شود<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۱.</ref>. علمای اخلاق، تکبر را سبب هلاک [[انسان]] شمردهاند<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۱۰؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۱.</ref>. بعضی تکبر را منشأ همه اخلاقهای [[زشت]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] و مانع رسیدن به [[اخلاق حسنه]] دانستهاند؛ زیرا شخص متکبر خود را بزرگ میپندارد و نمیتواند در برابر کسی [[فروتنی]] کند و با [[دروغ]] و [[نفاق]] سعی میکند کار خود را نزد دیگران بالاتر نشان دهد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۸–۲۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | ||
== فرجام [[متکبران]] == | |||
برای [[متکبّران]] در [[قرآن]] به دو فرجام اشاره شده است: | |||
# [[محرومیت]] از [[رحمت]] و [[محبت]] ویژه [[الهی]]: [[رحمت الهی]] فراگیر و عام است؛ ولی تکبر موجب محرومیّت از [[رحمت خاص الهی]] و رانده شدن از درگاه خداست، چنان که [[شیطان]] بر اثر تکبر، از [[مقام قرب الهی]] رانده و مشمول [[لعن خداوند]] شد<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۶۲۰؛ الکشاف، ج ۲، ص۹۰؛ المیزان، ج ۸، ص۳۰.</ref> و از [[آسمان]] یا [[بهشت]] یا از صورت [[فرشتگان]] یا از [[درجه]] و منزلتی که در آن بود [[سقوط]] کرد<ref>تفسیر ماوردی، ج ۲، ص۲۰۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۲۰؛ الجواهر، ج ۳، ص۱۴۲.</ref>. [[متکبر]] از [[محبت]] ویژه [[حق]] نیز دور است<ref>سوره نساء، آیه ۳۶.</ref> زیرا وی به [[خداوند]] دلبسته نیست، بلکه [[قلب]] او به [[مال]]<ref>سوره نساء، آیه ۳۷.</ref> و جاه<ref>سوره نساء، آیه ۳۸.</ref> تعلق و [[محبت]] فراوان دارد<ref>المیزان، ج ۴، ص۳۵۳ - ۳۵۵.</ref>. | |||
# گرفتار شدن به [[ذلت]] [[دنیا]] و [[عذاب]] [[آخرت]]: [[قرآن کریم]] به این [[حقیقت]] اشاره دارد که شخص [[متکبر]] در دنیا جز [[خواری]] نصیبش نخواهد شد:<ref>سوره حج، آیه ۸-۹.</ref>، چنان که در [[روایات]] نیز تصریح شده است که هر کس [[تکبّر]] ورزد کوچک و [[پست]] میشود<ref>الکافی، ج ۱، ص۱۴۲؛ ج ۲، ص۱۲۲؛ ج ۸، ص۱۹ - ۲۰.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]؛ [[تکبر (مقاله)|مقاله «تکبر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۸]].</ref> | |||
== راه درمان == | == راه درمان == | ||
[[شناخت]] زمینههای تکبر در پیشگیری و چگونگی درمان آن بسیار مؤثر است. در بعضی [[روایات]] توجه به احوال [[مستکبران]] امتهای گذشته و [[تواضع]] [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]]{{ع}} در دوری از [[کبر]] مؤثر شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، خ۲۳۴، ۳۵۲–۳۵۸.</ref>. علمای اخلاق، دو راه [[علمی]] و عملی برای درمان تکبر بیان کردهاند<ref>فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۵۲–۲۵۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۷–۳۹۴.</ref> و درمان علمی تکبر را توجه به [[ضعف]] و نقص وجودی خود و اینکه [[برتری]] و کمال حقیقی در [[قرب به خداوند]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] است، دانسته، درمان عملی آن را تواضع و [[فروتنی]] در مقابل دیگران<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۲۹۲–۲۹۴.</ref> و انجام اعمالی پیش پاافتاده که در [[شأن]] او نیست،<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۷۲–۷۳.</ref> ذکر کردهاند<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ ـ ۴۹۲.</ref>. | [[شناخت]] زمینههای تکبر در پیشگیری و چگونگی درمان آن بسیار مؤثر است. در بعضی [[روایات]] توجه به احوال [[مستکبران]] امتهای گذشته و [[تواضع]] [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]]{{ع}} در دوری از [[کبر]] مؤثر شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، خ۲۳۴، ۳۵۲–۳۵۸.</ref>. علمای اخلاق، دو راه [[علمی]] و عملی برای درمان تکبر بیان کردهاند<ref>فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۵۲–۲۵۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۷–۳۹۴.</ref> و درمان علمی تکبر را توجه به [[ضعف]] و نقص وجودی خود و اینکه [[برتری]] و کمال حقیقی در [[قرب به خداوند]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] است، دانسته، درمان عملی آن را تواضع و [[فروتنی]] در مقابل دیگران<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۲۹۲–۲۹۴.</ref> و انجام اعمالی پیش پاافتاده که در [[شأن]] او نیست،<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۷۲–۷۳.</ref> ذکر کردهاند<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ ـ ۴۹۲.</ref>. | ||
[[امام علی]] {{ع}} برای درمان بیماری تکبر دو [[دستور]] مهم صادر فرموده است: | |||
# [[فروتنی]] در عمل، بدینترتیب که باید به دیگران [[احترام]] گذاشت و با خوشرویی برخورد کرد تا [[روح]] [[انسان]] تحتتأثیر قرارگیرد و خلق و خوی او دگرگون شود و به جای "[[خودبرتربینی]]" [[دوستی]] و [[فروتنی]] در وجودش رشد کند. | |||
# از آنجا که [[شیطان]] نیروهای خود را [[بسیج]] کرده تا از [[اولاد]] [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد، مهمترین وسیله آن را در درون [[انسان]] یافته است، یعنی تکبّر و خودبینی، لذا باید در برابر این نیروی [[شیطانی]]، [[قدرت]] عظیمی را تجهیز کرد. [[امام]] {{ع}} روحیه [[اخلاقی]] [[فروتنی]] را "[[سپاه]] مسلح" این میدان معرفی فرموده است: [[فروتنی]] را [[سپاه]] مسلح خود گیرید<ref>{{متن حدیث|وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّكُمْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ}}، نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴.</ref>. هر فردی باید برای ایجاد [[تواضع]]، بهعنوان یک [[جهاد]] تمام عیار به ایجاد پایگاههای معنوی بپردازد و با [[آگاهی]] و تصمیمگیری جدّی در راه ایجاد [[فضیلت]] بزرگ [[فروتنی]] [[اقدام]] کند<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۶۶: | خط ۶۴: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
{{ارزشهای اجتماعی}} | {{ارزشهای اجتماعی}} | ||
[[رده:رذایل اخلاقی]] | [[رده:رذایل اخلاقی]] | ||
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | [[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]] | ||