پرش به محتوا

بنی حارث بن خزرج: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۸۶۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۲: خط ۹۲:


از دیگر مواضعی که از بنی حارث و افرادش در خلال این واقعه عظیم نام برده شده است، سخنان [[زید بن ارقم]] -[[صحابی پیامبر]]{{صل}}-<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۵، ص۱۶۸۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۶.</ref> پس از [[جسارت]] [[عبیدالله بن زیاد]] به [[سر مطهر]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} در دارالعماره [[کوفه]] است. زید از کسانی بود که حاضر نشد به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[روز غدیر]] [[شهادت]] دهد، از این‌رو حضرت او را [[نفرین]] کرد و او نابینا شد و از آن پس [[حدیث غدیر]] را در حالی‌که نابینا بود برای [[مردم]] می‌خواند<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۵۲؛ ابن ‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، ج۴، ص۷۴. نیز ر.ک: حلبی، السیرة الحلبیه‌، ج‌۳، ص‌۳۰۸.</ref>. زید بن ارقم در سنّ [[پیری]] و پس از [[حادثه عاشورا]]، وقتی [[اسیران اهل بیت]]{{ع}} را به کوفه آوردند و وارد [[قصر ابن زیاد]] کردند، در آنجا حضور داشت. وقتی [[سر مطهّر سید الشهدا]]{{ع}} را مقابل [[ابن زیاد]] قرار دادند و او با چوب به دندان‌های آن سر بریده می‌زد، زید بن ارقم به او [[اعتراض]] کرد و گفت: «چوب خود را از این لب‌ها بردار، به [[خدای یگانه]] قسم، من بار‌ها دیدم که [[رسول خدا]]{{صل}} با لب‌های مبارکش این لب‌ها را می‌بوسید». سپس به عنوان [[اعتراض]]، مجلس را ترک کرد<ref>شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۳۱، ص۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶؛ ابن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۱۹۰. نیز ر.ک: علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۱۶؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهُداة بالنُّصوص و المعجزات، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. [[راوی]] نقل می‌کند که پس از خروج [[زید بن ارقم]] از مجلس، شنیدم که [[مردم]] می‌گفتند: به [[خدا]] اگر [[ابن زیاد]] سخن زید بن ارقم را می‌شنید، او را می‌کشت. گفتم: مگر چه گفت؟ گفتند: وقتی از کنار ما می‌گذشت، گفت: برده‌ای، برده‌ای را به [[حکومت]] نشانده و او هم مردم را به [[بردگی]] گرفته است. شما‌ ای [[مردم عرب]]، از این پس همگی برده‌اید. پسر [[فاطمه]] را کشتید و [[پسر مرجانه]] را به حکومت پذیرفتید. او [[نیکان]] شما را می‌کشد و بَدان شما را به بردگی می‌گیرد. شما تن به [[ذلت]] دادید، دور باد از [[رحمت]] [[حق]]، آن‌که ذلت پذیرد».<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۹؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۵۱.</ref> برخی [[مورخان]] و [[مقتل‌نویسان]]، در گزارش این حادثه، پس از نقل [[اهانت]] ابن زیاد به [[سر مقدس]] [[ابا عبدالله]]{{ع}}، افزوده‌اند که زید بن ارقم به ابن زیاد گفت: «بگذار [[حدیثی]] بگویم که برایت سخت‌تر از این است. [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدم که حسن{{ع}} را روی ران راست خود نشانده و دست راستش را روی سرش نهاده بود و حسین{{ع}} را روی ران چپ خود نشانده و دست چپش را روی سر وی گذاشته بود و می‌گفت: «خدایا این دو نفر و [[مؤمنان]] شایسته را به تو می‌سپارم». ‌ای ابن زیاد، اگر تو [[مؤمن]] هستی، چرا [[امانت رسول خدا]]{{صل}} را این‌گونه [[حفظ]] کردی؟»<ref>قاضی نعمان، شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار، ج۳، ص۱۷۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ص۹۲؛ سبط ابن جوزی، تذکره الخواص، ص۲۳۱.</ref> <ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از دیگر مواضعی که از بنی حارث و افرادش در خلال این واقعه عظیم نام برده شده است، سخنان [[زید بن ارقم]] -[[صحابی پیامبر]]{{صل}}-<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۵، ص۱۶۸۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۶.</ref> پس از [[جسارت]] [[عبیدالله بن زیاد]] به [[سر مطهر]] [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}} در دارالعماره [[کوفه]] است. زید از کسانی بود که حاضر نشد به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[روز غدیر]] [[شهادت]] دهد، از این‌رو حضرت او را [[نفرین]] کرد و او نابینا شد و از آن پس [[حدیث غدیر]] را در حالی‌که نابینا بود برای [[مردم]] می‌خواند<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۵۲؛ ابن ‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، ج۴، ص۷۴. نیز ر.ک: حلبی، السیرة الحلبیه‌، ج‌۳، ص‌۳۰۸.</ref>. زید بن ارقم در سنّ [[پیری]] و پس از [[حادثه عاشورا]]، وقتی [[اسیران اهل بیت]]{{ع}} را به کوفه آوردند و وارد [[قصر ابن زیاد]] کردند، در آنجا حضور داشت. وقتی [[سر مطهّر سید الشهدا]]{{ع}} را مقابل [[ابن زیاد]] قرار دادند و او با چوب به دندان‌های آن سر بریده می‌زد، زید بن ارقم به او [[اعتراض]] کرد و گفت: «چوب خود را از این لب‌ها بردار، به [[خدای یگانه]] قسم، من بار‌ها دیدم که [[رسول خدا]]{{صل}} با لب‌های مبارکش این لب‌ها را می‌بوسید». سپس به عنوان [[اعتراض]]، مجلس را ترک کرد<ref>شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۳۱، ص۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۵۶؛ ابن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۱۹۰. نیز ر.ک: علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۱۶؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهُداة بالنُّصوص و المعجزات، ج۵، ص۱۸۸.</ref>. [[راوی]] نقل می‌کند که پس از خروج [[زید بن ارقم]] از مجلس، شنیدم که [[مردم]] می‌گفتند: به [[خدا]] اگر [[ابن زیاد]] سخن زید بن ارقم را می‌شنید، او را می‌کشت. گفتم: مگر چه گفت؟ گفتند: وقتی از کنار ما می‌گذشت، گفت: برده‌ای، برده‌ای را به [[حکومت]] نشانده و او هم مردم را به [[بردگی]] گرفته است. شما‌ ای [[مردم عرب]]، از این پس همگی برده‌اید. پسر [[فاطمه]] را کشتید و [[پسر مرجانه]] را به حکومت پذیرفتید. او [[نیکان]] شما را می‌کشد و بَدان شما را به بردگی می‌گیرد. شما تن به [[ذلت]] دادید، دور باد از [[رحمت]] [[حق]]، آن‌که ذلت پذیرد».<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۴۹؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۵۱.</ref> برخی [[مورخان]] و [[مقتل‌نویسان]]، در گزارش این حادثه، پس از نقل [[اهانت]] ابن زیاد به [[سر مقدس]] [[ابا عبدالله]]{{ع}}، افزوده‌اند که زید بن ارقم به ابن زیاد گفت: «بگذار [[حدیثی]] بگویم که برایت سخت‌تر از این است. [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدم که حسن{{ع}} را روی ران راست خود نشانده و دست راستش را روی سرش نهاده بود و حسین{{ع}} را روی ران چپ خود نشانده و دست چپش را روی سر وی گذاشته بود و می‌گفت: «خدایا این دو نفر و [[مؤمنان]] شایسته را به تو می‌سپارم». ‌ای ابن زیاد، اگر تو [[مؤمن]] هستی، چرا [[امانت رسول خدا]]{{صل}} را این‌گونه [[حفظ]] کردی؟»<ref>قاضی نعمان، شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار، ج۳، ص۱۷۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ص۹۲؛ سبط ابن جوزی، تذکره الخواص، ص۲۳۱.</ref> <ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==اعلام و [[رجال]] بنی حارث بن خزرج==
از مشاهیر و معاریف این [[طایفه]] -علاوه بر اسامی بسیاری از ایشان که در متن بدانها اشاره شد،- می‌توان به نام [[اصحاب]] معروفی چون: [[ابوزید]] [[ثابت بن زید بن قیس انصاری]] -یکی از شش نفر جمع کننده [[قرآن]] به [[روزگار]] [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}}-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۷۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۶۹.</ref>، [[نعیمان بن عمرو]]<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۷.</ref>، [[زید بن ثعلبة بن عبدربه]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۵۲.</ref>، [[زید بن خارجة بن ابی زهیر]] از [[اصحاب]] حاضر در [[بدر]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۵۰.</ref> و ابومحمد عبدالله بن زید بن ثعلبة بن عبدربه از اصحاب [[بدری]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۳۴۱؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵.</ref>، و از شمار [[تابعین]] بسیار آن هم می‌توان به اسامی: [[عبدالرحمن بن ابوسعید خدری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۵.</ref>، [[حمزة بن ابوسعید خدری]] -[[برادر]] عبدارحمن-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۵.</ref>، [[سعید بن ابوسعید خدری]] -برادر عبدالرحمن-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۵.</ref>، [[عمر بن ثابت انصاری]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۱۴۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۴۹.</ref>، [[بشیر بن ابومسعود عقبة بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۶.</ref>، [[محمد بن نعمان بن بشیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۶؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۰۸.</ref>، [[یزید بن نعمان بن بشیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۶؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۳۶۴؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۹، ص۲۹۲.</ref> و [[محمد بن عبدالله بن زید]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۰۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱.</ref> اشاره کرد. ضمن این که از [[راویان]] و [[محدثان]] معروف آن هم می‌توان علاوه بر ذکر برخی [[اسماء]] یاد شده، از [[محمد بن عبدالله بن زید بن عبدربه]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱.</ref>، [[علی بن احمد بن علی انصاری]]<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص۳۲۲.</ref>، [[محمد بن اسلم بن بجره انصاری]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۴۱؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۰۱؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۳۶۷.</ref>، [[محمد بن میمون بن کعب انصاری]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۲۳۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۴۱۲.</ref>، [[عمرو بن عبیدالله انصاری]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۲۴۶.</ref>، [[خبیب بن عبدالرحمن بن عبدالله بن خبیب بن یساف]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۰۴.</ref>، [[ابوالحارث حبیب بن عبدالرحمن بن حبیب انصاری]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۶۵.</ref> و [[سفیان بن نمیر بن عمرو]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱.</ref> نام برد. افزون بر آن، [[عمرو بن امرؤالقیس]]<ref>مرزبانی، معجم الشعراء، ص۸۰؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۷۳.</ref> و [[یزید بن فسحم خزرجی]]<ref>مرزبانی، معجم الشعراء، ص۵۵۲.</ref> -هر دو از شعرای عهدجاهلی- عمرو بن عامر بن زیدمناة معروف به «ابن اطنابه» [[شاعر]] [[جاهلی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۷؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۲۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵.</ref> و تک سوار خزرج<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۳؛ مرزبانی معجم الشعراء ص۲۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵.</ref>، ابوزغبه عامر بن عمرو بن کعب<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۱؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۹. شاید منظور ابن درید و ابن عبد ربه از «عامر بن کعب شاعر» نیز در واقع همین شخص باشد. (ابن درید، الاشتقاق، ص۴۵۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۹)</ref>، [[ابراهیم بن بشیر بن سعد]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۴.</ref>، [[عبدالله بن نعمان بن بشیر]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۶۴.</ref>، [[عبدالخالق بن ابان بن نعمان بن بشیر]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۶۴.</ref>، [[شبیب بن یزید بن نعمان بن بشیر]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۶۴.</ref> -همگی از شعرای بنی خزرج- و [[ابوزید انصاری]] از علمای معروف [[علم نحو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۶۶.</ref> هم، از دیگر چهره‌های بنام و شاخصی بودند که به این [[قوم]] منسوب‌اند. از [[زنان]] بنام و نام آور بنی حارث بن خزرج هم –علاوه بر آنچه که در متن به اسامی شان پرداخته شد- باید از افرادی نظیر: رباب بنت [[حارثة بن سنان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، ربیع دختر [[حارثة بن سنان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، [[خلیده]] دختر [[ثابت بن سنان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، ام ثابت دختر [[ثابت بن سنان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، [[کبشه]] بنت [[رافع بن معاویه]] -مادر [[سعد بن معاذ]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۴؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، فریعه بنت [[رافع بن معاویة بن عبید بن أبجر]] -مادر [[سعد بن زراره]]-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، سعاد بنت [[رافع بن معاویه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۵.</ref>، حبیبه بنت ملیل<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۸۳-۸۴.</ref> و [[کبشه]] بنت [[واقد بن عمرو]]<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۹۵.</ref> -همگی از [[صحابیات]] [[پیامبر]]{{صل}}- و [[حمیده]] دختر [[نعمان بن بشیر]] از تابعی‌ها و از شعرای این [[قوم]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۴.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش