جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(←پانویس) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
تبع به آنان گفت: من سرزمین شما را پسندیدهام و دوست دارم در میان شما باشم. گفتند: چنین چیزی امکان ندارد؛ زیرا اینجا هجرتگاه [[پیامبری]] از [[پیامبران الهی]] است و تا او [[هجرت]] نکند، کسی چنین حقی ندارد. | تبع به آنان گفت: من سرزمین شما را پسندیدهام و دوست دارم در میان شما باشم. گفتند: چنین چیزی امکان ندارد؛ زیرا اینجا هجرتگاه [[پیامبری]] از [[پیامبران الهی]] است و تا او [[هجرت]] نکند، کسی چنین حقی ندارد. | ||
گفت: پس من کسانی از طایفهام را در میان شما میگذارم تا آنگاه که [[پیامبر]] آمد، وی را مساعدت و [[یاری]] کنند؛ لذا دو [[قبیله]] «[[اوس]]» و «[[خزرج]]» را در میان آنها گذاشت. وقتی تبعیان زیاد شدند، بر [[یهودیان]] یثرب [[سلطه]] یافته، اموالشان را میگرفتند و یهودیان به آنان میگفتند: [[سوگند]] یاد میکنیم آنگاه که محمد{{صل}} [[مبعوث]] گردد، شما را از [[سرزمین]] خود بیرون میرانیم، | گفت: پس من کسانی از طایفهام را در میان شما میگذارم تا آنگاه که [[پیامبر]] آمد، وی را مساعدت و [[یاری]] کنند؛ لذا دو [[قبیله]] «[[اوس]]» و «[[خزرج]]» را در میان آنها گذاشت. وقتی تبعیان زیاد شدند، بر [[یهودیان]] یثرب [[سلطه]] یافته، اموالشان را میگرفتند و یهودیان به آنان میگفتند: [[سوگند]] یاد میکنیم آنگاه که محمد{{صل}} [[مبعوث]] گردد، شما را از [[سرزمین]] خود بیرون میرانیم، لکن وقتی [[خداوند]]، پیامبر را مبعوث کرد «[[انصار]]» به او [[ایمان]] آوردند و [[یهود]] [[کافر]] شدند. | ||
مضمون این [[روایت]] در منابع مختلف از جمله، [[سیره]] [[ابن هشام]] نقل شده است. از این روایت و روایاتی که ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}<ref>«آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟» سوره دخان، آیه ۳۷.</ref> آمده، استفاده میشود که ساکنان نخستین یثرب، [[یهودی]] بودهاند. | مضمون این [[روایت]] در منابع مختلف از جمله، [[سیره]] [[ابن هشام]] نقل شده است. از این روایت و روایاتی که ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}<ref>«آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟» سوره دخان، آیه ۳۷.</ref> آمده، استفاده میشود که ساکنان نخستین یثرب، [[یهودی]] بودهاند. | ||
دکتر [[جواد]] علی مینویسد: طبق گفته [[اخبار]]، آمدن [[اوس و خزرج]] به یثرب، بعد از رخداد سیل [[ارم]] بوده و علت آمدن آنان به این سرزمین به جهت [[فقر]] و نیاز به [[وطن]] جدید بوده است. هنگامی که آنان در یثرب فرود آمدند، هیچ توان و نیرویی نداشتند و به همین خاطر به آن چه از زمینهای موات و کم بهره به دست میآوردند، [[قناعت]] میکردند اما [[مال]]، [[ثروت]]، [[قدرت]] و [[شوکت]] از آن یهود بود. مدت طولانی به همین [[حال]] بودند تا این که [[مالک بن عجلان]] که از ایشان بود، پیش جبیله غسانی [[رئیس]] [[غسان]] رفت<ref>المفصل، جواد علی، ج۶، ص۵۱۹.</ref>. | دکتر [[جواد]] علی مینویسد: طبق گفته [[اخبار]]، آمدن [[اوس و خزرج]] به یثرب، بعد از رخداد سیل [[ارم]] بوده و علت آمدن آنان به این سرزمین به جهت [[فقر]] و نیاز به [[وطن]] جدید بوده است. هنگامی که آنان در یثرب فرود آمدند، هیچ توان و نیرویی نداشتند و به همین خاطر به آن چه از زمینهای موات و کم بهره به دست میآوردند، [[قناعت]] میکردند اما [[مال]]، [[ثروت]]، [[قدرت]] و [[شوکت]] از آن یهود بود. مدت طولانی به همین [[حال]] بودند تا این که [[مالک بن عجلان]] که از ایشان بود، پیش جبیله غسانی [[رئیس]] [[غسان]] رفت<ref>المفصل، جواد علی، ج۶، ص۵۱۹.</ref>. | ||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
۱. '''[[لجاجت]]''': [[یهودیان]] با این که به خاطر ظهور [[پیامبر جدید]] به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کردند و با آنکه به [[مشرکان]] [[وعده]] میدادند: [[پیامبر]] ظهور خواهد کرد و ما به او [[ایمان]] خواهیم آورد و به وسیله وی شما را [[خوار]] و [[زبون]] خواهیم ساخت و با آنکه بعدها نشانههایی را که در تلمود دیده بودند، در [[پیامبر اسلام]] مییافتند؛ چرا به او ایمان نیاوردند؟ و چرا اشکال تراشی نموده دست به [[تحریف تورات]] و کتب [[دینی]] خود زدند؟! | ۱. '''[[لجاجت]]''': [[یهودیان]] با این که به خاطر ظهور [[پیامبر جدید]] به [[یثرب]] [[مهاجرت]] کردند و با آنکه به [[مشرکان]] [[وعده]] میدادند: [[پیامبر]] ظهور خواهد کرد و ما به او [[ایمان]] خواهیم آورد و به وسیله وی شما را [[خوار]] و [[زبون]] خواهیم ساخت و با آنکه بعدها نشانههایی را که در تلمود دیده بودند، در [[پیامبر اسلام]] مییافتند؛ چرا به او ایمان نیاوردند؟ و چرا اشکال تراشی نموده دست به [[تحریف تورات]] و کتب [[دینی]] خود زدند؟! | ||
در جلد پانزدهم بحار، [[روایات]] فراوانی دال بر این معنی وجود دارد که [[ابن هشام]] نیز در [[سیره]] خود، چند مورد را آورده است. | در جلد پانزدهم بحار، [[روایات]] فراوانی دال بر این معنی وجود دارد که [[ابن هشام]] نیز در [[سیره]] خود، چند مورد را آورده است. | ||
با اینکه آنان هر چه میپرسیدند، پاسخ روشن و آشکار میشنیدند؛ | با اینکه آنان هر چه میپرسیدند، پاسخ روشن و آشکار میشنیدند؛ لکن برای این که از زیر بار [[گرایش]] به [[اسلام]] شانه خالی کنند، با لجاجت خاصی میگفتند: «بر دلهای ما پرده افتاده است»<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَا يُؤْمِنُونَ}} «و گفتند: دلهای ما در پوششی (پنهان) است؛ (چنین نیست) بلکه خداوند آنان را برای کفرشان لعنت کرده است از این رو اندک ایمان میآورند» سوره بقره، آیه ۸۸.</ref>، «ما سخنان تو را نمیفهمیم» و یا به فرموده [[آیه]] زیر وانمود کردند که گویا هیچ نمیدانند: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون فرستادهای از سوی خدا نزدشان آمد که آنچه را آنان با خود داشتند راست میشمرد، گروهی از اهل کتاب، کتاب خداوند را پس پشت افکندند گویی (چیزی) نمیدانند» سوره بقره، آیه ۱۰۱.</ref>. | ||
بنابراین، از ویژگیهای برجسته قوم یهود، لجاجت آنهاست؛ به طوری که از [[آیات قرآن کریم]] به وضوح این مطلب استفاده میشود؛ همان [[طور]] که از مضمون دو [[آیه]] کریمهای که ذکر شد و [[آیات]] ۱۴۴ و ۱۴۵ بقره، [[آل عمران]] و ۴۶ و ۴۷ [[نساء]] استفاده شود که [[یهودیان]] به [[حقانیت پیامبر]] [[اسلام]] [[علم]] داشتهاند. | بنابراین، از ویژگیهای برجسته قوم یهود، لجاجت آنهاست؛ به طوری که از [[آیات قرآن کریم]] به وضوح این مطلب استفاده میشود؛ همان [[طور]] که از مضمون دو [[آیه]] کریمهای که ذکر شد و [[آیات]] ۱۴۴ و ۱۴۵ بقره، [[آل عمران]] و ۴۶ و ۴۷ [[نساء]] استفاده شود که [[یهودیان]] به [[حقانیت پیامبر]] [[اسلام]] [[علم]] داشتهاند. | ||